تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۷۳۷۰

اشتباهات اطلاعاتی آمریکا


دکتر کاظم ودیعی
واشنگتن پست از انتصاب آقای جان نگرو پونته John-Negroponte به ریاست اطلاعات آمریکا حرف می‌زند و مطالبی را افشا می‌کند که در عرف دموکراسی امری عادی است ولی در عرف ملل و کشورهایی مثل ایران کفر سیاسی است. دانا پریست Dana-Priset در گزارش خود خبر می‌دهد که از قدرت CIA کاسته خواهد شد، یعنی دیگر نقش درجه اول در توجیه پرزیدنت آمریکا نخواهد داشت. معهذا برای آن که کسی نگران امنیت و سیاست اطلاعاتی آمریکا نشود بلافاصله جبران کرده و می‌نویسد که FBI اختیارات بیشتری در زمینه استخدام مسئولان بیگانه مقیم آمریکا به دست آورده و جانشین CIA در این میدان حساس می‌شود هدف از اقدام به استخدام مسوولان بیگانه مقیم آمریکا آنست که این حضرات وقتی به وطن خود بر می‌گردند به حساب و به سود آمریکا برای این کشور کار کنند. (رجوع کنید به مجله Courrier International شماره 749 مورخ 16 مارس 2005 که به چندین زبان معتبر جهانی طبع و نشر می‌شود).
چگونه مردم وطن‌پرست خاورمیانه و به خصوص ایرانیان خبر را درک و هضم کنند؟ چطور ممکن است مردم درون ایران به رهبران اپوریسیون مقیم خارج و حتی به فعالان درجه 2 و 3 اعتماد کنند؟
در بحبوحه‌ی انقلاب اسلامی مدارکی پس از اشغال سفارت آمریکا به دست آمد که بعدها در مجلدات (20 تا 30) به نام اسناد لانه جاسوسی طبع و نشر شد. بسیاری آن را ترفندی از سوی افراطیون دانستند و بعدها درک و فهم شد که نه چندان هم خالی از حقیقت نیستند و چه بسا که عین واقع هم باشند. در این صورت در کشوری که مردمش ذاتا استقلال طلب‌اند و زخم بسیار بر خود از باب دخالت ابرقدرت‌های استعماری و محافظه‌کاران جدید و دموکرات‌های قدیم دارند. جلب اعتماد به آمریکا کار آسانی نیست. این توده مردم از چم و خم امور دولت‌ها صددرصد آگاه نستند ولی یقین بدانید که خبر فوق به نقل از واشنگتن پست خوراک کافی برای فعالان سیاسی در ایران خواهد شد.
در چندین ماه قبل در مقاله‌ای در همین روزنامه تحت عنوان «بحران اطلاعاتی غرب» مفصلا به همین قلم تشریح شد که واقعا در پنجاه سال اخیر دستگاه‌های اطلاعاتی غرب در خاورمیانه و به خصوص در ایران اشتباهات بسیاری کرده‌اند. اینک کتابی وسیله یکی از برادران شاه (پدرم، برادرم، شاهان ایران) منتشر شده است که غیر از جنبه‌های اوصاف شاهانه در آن چند و چندین اشتباه سیستم اطلاعاتی غرب افشا شده است. این کتاب از مقوله کتب مشابه نیست و به صورت پرسش و پاسخ تهیه شده است. شاپور غلامرضا که در بسیاری از موارد نماینده رییس مملکت بوده به سبب مسئولیت بازرس ویژه شاه در ارتش» و نیز سال‌ها در ریاست کمیته المپیک ایران فریادش از دخالت‌های استقلال‌شکن سیستم‌های اطلاعاتی غرب و عوامل آن به آسمان است. ممکن است بعضی خوانندگان وی را منبع موثق به حساب نیاورند در این صورت بهتر است به سخنان اخیر بیل کلینتون که می‌گوید آمریکا قبلا مانع استقرار دموکراسی در ایران شده است، استناد کرد.
در طرح جدید سازمان وسیع اطلاعاتی آمریکا FBI به مانند CIA قدیم از مردان تجاری که به خارج می‌روند تا تجارت کنند نیز موظف به کسب اطلاعات شده است. همان گونه که فردی متبحر در تجارت ناگزیر از تحصیلات عالی در مدارس بزرگ بازرگانی آمریکاست. لازمست از زیر و بم امور اطلاعاتی هم سر در بیاورد. تا در زمان بازگشت نه فقط خزانه مملکت را پر و موجب رونق صنایع شود بلکه به اطلاعات مملکت هم غذا بدهد. معلوم نیست در دنیای ما مرز کار آزاد و خدمت دولتی کجاست؟
از جمله دلایلی که بر تضعیف CIA و تقویت بخش‌های دیگر دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا شده یکی هم این است که سیا در گذشته سوگلی حرم بوده و خدمت کرده است. ولی وقتی سازمانی آن هم با آن قدرت به مدت زیاد بر سریر قدرت بماند، دچار عدم تحرک و معتاد به رفاه می‌شود. اگر این حالت را بررسی کنیم به سادگی درمی‌یابیم که سیا رفته رفته از واقعیت‌های سیاسی بریده شده است. آن شیوه‌ها که گروهی کوچک با اقتدار وسیع مامور عملیاتی عظیم در این یا آن گوشه جهان شود از قرار، باطل شده و سناریو نویسان هولیوودی باید فکر تازه‌ای کنند.
در باب ماموریت‌های غیر ممکنی که به برکت CIA ممکن می‌شد و البته همین حرف درباره ماموران 007 هم صادق است. نویسنده روزنامه واشنگتن پست می‌گوید: CIA تبدیل به آهوی زخمی شده و تقریبا به عزای این سازمان می‌نشیند که به زودی از آن جز گوری مملو از استخوان باقی نخواهد ماند. این مشکل مربوط به خود آنهاست.
سازمان‌های اطلاعاتی غرب و عموما آمریکا خصوصا روز به روز وسعت می‌گیرند و این را نه از اعمال به جای آنها در قدم به صحت و سلامت برداشتن می‌فهمیم بلکه از اضافه بودجه‌های آنها درمی‌یابیم.
البته در مورد قدرت‌های موازی این سازمان کمتر سخن گفته می‌شود. همان روزنامه خبر می‌دهد در زمینه اطلاعات پنتاگون از قبال تیز بینی‌های رامسفلد بسیار نیرومند شده است حتی The New Republic خبر می‌دهد که سرویس‌های خبررسانی وزارت دفاع در زمینه دفاع و خبرگیری در کشورهای در حال جنگ چنان پیشرفته‌اند که به سیا با تاخیر سه روزه خبر می‌رسانند. زیرا رقابت‌ها در خفا ادامه دارد.
اینها هم باز مساله با نشر ما نیست. مساله اصلی ما این است که چگونه با نشر این خبرها به صورت شفاف با مردممان حرف بزنیم؟ چگونه به هموطنان مقیم ایران بفهمانیم که میلیون‌ها ایرانی مهاجر الزما دست در دست بیگانه ندارند؟ چگونه بفهمانیم که نظام دموکراسی آمریکایی ساده‌لوحی‌هایی دارد ولی در کل و جزء دموکرات است، پس می‌شود با آن کار کرد و به وطن هم خیانت نکرد. ولی مگر می‌شود هم دم خروس را دید و همه قسم حضرت عباس را باور کرد؟!
حوادث سیاسی یکی پس از دیگری طی می‌شود و ادوار ریاست جمهوری‌ها هم تندتر تمام می‌شوند ولی باور مردم به آن به شدت تغییر نمی‌یابد و آمریکایی‌ها زحمت مطالعه دیگران را به خود نمی‌دهند. حتی بچه‌های مدرسه‌های آمریکا آنورتر از آمریکا را باور ندارند. در این ارتباط سطح نازل معلومات جهانی آمریکاییان عامل مهمی است. در همین ماه Bill Gate در کنفرانسی در واشنگتن گفت: مدارس متوسط آمریکا کهنه‌اند. من دهها تجربه دارم از این حقیقت که توسط بیل گیت عنوان شد. وقتی در تماس با مسوولین آموزش و پرورش بودم از باب توجهی که مردم به اعزام فرزندان خود به آمریکا داشتند مقاله‌ای به نام (به کدام آمریکا؟) نوشتم تا هشدار باشد به پدران و مادران که مدارس آمریکا را برتر از همه جا می‌دانستند و بسیار کورکورانه عمل می‌کردند. از قضا من راهی آمریکا بودم.
ولی از دادن ویزا به من خودداری کردند به دلیل همان مقاله. البته با پا در میانی معاون دانشمند دانشگاه تهران کار به عذرخواهی آنها کشید و من دریافتم که چه شکننده است این کبریای اطلاعاتی که سیا نام داشت!! امروز هم هزاران فرزند ایرانی در دبیرستان‌های آمریکا درس می‌خوانند ولی میزان دانش آنها از دیگر کشورها و از دیگر ملل و در مقایسه با اروپا ناچیز است بیل گیت می‌گوید: دبیرستان‌های آمریکا در مقایسه با دبیرستان‌های دیگر کشورها عقب مانده است و جوانان آمریکا بد بار می‌آیند و بد جذب بازار کار می‌شوند. آمریکا نیاز به کیفیت بهتر و بالاتری در دبیرستان‌هایش دارد.
مراد اصلی از طرح مساله این است که آمریکاییان همه تلاششان بر این است که خود را به دیگران تحمیل کنند. ولی این بزرگواران ابدا کوششی در شناخت دیگران به خرج نمی‌دهند. به همین دلیل در ویتنام و خاورمیانه دخالت‌ها و قشون‌کشی‌هایی کرده و می‌کنند که اگر بخشی از هزینه این همه لشکرکشی را صرف مطالعه و شناخت دیگران می‌کردند بهتر نتیجه می‌گرفتند. موفقیت آنها در ویتنام اندک بود و پیروزی آنها در خاورمیانه سطحی است. وقتی اروپای مستعمره‌گر از ویتنام برمی‌گشت آنها ناشیانه داوطلب فتح ویتنام شدند و شکست خوردند و به افسردگی ملی دجار شدند. سوال این است که فردا از خاورمیانه چه مشخصه‌ای به دست خواهند آورد؟ آمریکا به شناخت دیگران محتاج‌تر است تا توسعه و استخدام مبارزان و مخالفان مقیم آمریکا.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات