قدرتالله رحمانی
روزی که احمدینژاد دم از «دولت 70 میلیونی» زد، سیاسیون سابقهدار به سخرهاش گرفتند و تخریبگران توطئهاندیش طعنهاش زدند که لابد بناست 70 میلیون پست وزارتی و مدیر کلی دایر شود و یا انگار میخواهند شعار شکست خورده مارکسیستها در ایجاد «جامعه بیدولت» را احیا کنند. طرفه آنکه هیچکس گمان نمیبرد این شعار آرمانی به سرعت تبدیل به راهبرد اصلی دولت عدالت در جلب اعتماد آسیب دیده ملت خواهد شد و به فوریت نشانههای گرهگشایی از کار فروبسته خیل فرودستان جامعه را نمایان خواهد کرد. نخستین تجربه اردوکشی دولت به مناطق دوردست کشور، اما آشکارا نشان داد که دولت جدید مسیر صحیح رسیدن به عدالت اجتماعی را دریافته و بر آن است تا شهد شیرین مشارکت واقعی را در کام مردم بچکاند آنچنان که قادر باشند در سایه رویکرد عدالتطلبانه دولت، سهم خود را از سبد ثروت ملی بستانند و توزیع مقرون به عدالت امکانات کشور را به رأیالعین شاهد باشند.
مطابق این سنت حسنه، احمدینژاد هر دو هفته یک بار با مردم یک استان قرار و مدار میگذارد و با دولتش دستهجمعی سرقرار میروند. چنین است که هراز گاهی یک استان به کانون توجه دولتمردان و پایتخت کشور اسلامی – ولو برای مدتی کوتاه – مبدل میشود و امید به آینده بهتر در دل مردمان آن سامان جای میگیرد؛ امید به درمان دردهای دیرینه و التیام زخمهای کهنه، امید به فعال شدن طرحهای خوابیده و ناکام و تمام شدن کارهای ناتمام، و در یک کلام امید به احیای امید و اعتماد آسیبدیده یک ملت احیای این امید کار کمی نیست. پیش از این، بازیافت امید و اعتماد از دست رفته، بسیار دشوار مینمود اما اکنون، به سرپنجه ابتکار دولت این امیدواری پدید آمده است.
عملیاتی کردن شعار به ظاهر انتزاعی و رویایی «دولت 70 میلیونی» در پهنه ایران اسلامی و در قالب طرحهایی نظیر اردو زدن منظم هیئت دولت در استانها، سنت نیکویی است که اگر ترک نشود، چهره میهن را دگوگون میکند. راه دست همین است. از خارافکنان بر سر این راه نباید هراسید و از کوشش کارشکنان برای نشان دادن ناکارایی این راه کار مبارک نباید رنجید. کسانی که تا پیش از برپایی دولت کنونی و عدالتخواه، سفرهای گاه و بیگاه و با دلیل و بیدلیلشان به خارج از کشور هزینههای هنگفتی برگرده ملت تحمیل میکرد، اکنون از هزینه سرسامآور!! سفر اعضای هیئت دولت به استانهای کشور گلایه میکنند و حال آن که همه مخارج سفر چند روزه تمام اعضای دولت به جایی مثل ایلام، سر جمع به اندازه نصف هزینه برخی از سفرهای پرخرج و بعضاً غیرضروری در دولتهای پیشین نمیشود.
برادران دولت! راه خوبی برای خدمت به خلق یافتهاید. این همان حلقه مفقوده است که پیده شده. از واژهسازیها و عبارتپردازیهای سیاستبازان هراس نکنید. بگذارید دولت شما را «دولت تودهگرا» بخوانند و از این جعل اصطلاح، تحقیر دولت و القای ارتجاع را اراده کنند. از خدمتگزاری به پابرهنگان و زخمخوردگان و رنجدیدگان نباید شرمنده شد. رویکرد مردمگرایانه دولت، رجعت میمون و مبارک حکومت است به اندیشههای ناب و تابناک بزرگ مردمدار عصر حاضر خمینی عزیز؛ هم او که طلایهدار خرق حجاب حائل میان حاکم و مردم – یعنی اهالی احزاب و اصحاب انجمنها – بود و خود را با متن مردم کوچه و بازار پیوند زد چندان که در پاسخ به سردمداران گروهها و دستهجات سیاسی که از حضرتش توقع داشتند به جای ملاقات با مردم، آنان را به حضور بپذیرد و برای اداره کشور طرف صلاح و مشورتشان قرار دهد، فرمود: «من با این مردم کار دارم و این مردم هم با من کار دارند (نقل به مضمون).
اگر رویه جاری دولت در نحوه تعامل با ملت، رویکردی پوپولیستی است، بنیانگذار بزرگوار انقلاب، اول پوپولیست نهضت اسلامی و نظام برخاسته از آن است. بالاتر از این؛ اصلاً نهضتهای انبیاء در دعوت مردم به توحید و قیام برای نجات پابرهنگان و مظلومان از چنگ ستمگران، همگی نهضتهایی پوپولیستی و با اتکاء تام و تمام به تودههای ایمان آورده به مکتب رهاییبخش انبیاء بوده است. نیز نهضت جهانگیر و بینظیر عصاره فضایل همه انبیاء و سرآمد همه خلایق – نبیاکرم(ص) – که به تصریح کلام خدا مأمور به تکریم تودههای فرودست و رویگردانی از فزونخواهان و تافتهگان جدا بافته بود.
این هم از اعوجاجات و انحرافات روزگار ماست که کسانی در ادبیات سیاسی خود «مردمگرایی» را هجو و هو میکنند و حکومتهای مردمگرا – به معنای حقیقی – را در ردیف نظامهای توسعه نایافته قرار داده و به سنگ تحقیر رمی میکنند.
مردمگرایی البته به معنای نادیده انگاشتن نقش خواص و نخبگان در اداره مطلوب و شایسته کشور نیست. احمدینژاد اگر عمود خیمه دولتش را در «شکاف توده – نخبه» هم زده باشد، از پی گرفتن پروژه تاریخی مصلحان معاصر ما در پیوند زدن اقشار و طبقات گوناگون جامعه ایرانی نمیتواند و نباید غفلت کند. انتخاب سوم تیر بسیاری از روشنفکران و خواص فرهنگ و سیاست را بیدار کرد آنچنان که میتوان امیدوار بود دوران دولت عدالت، دوره بازگشت طیفی از خواص جامعه به سمت و سوی آرمانهای مردم باشد. از جمله وظایف دولت اسلامی یکی هم بهرهگیری از این فرصت تاریخی برای ایجاد یکپارچگی در متن جامعه است چندان که تشتت شقاقآور و نقارآفرین سالیان گذشته مبدل به تکثر معقول و متعارف در چارچوبه وحدت ملی شود و این شدنی است. هم از اینرو است که باید از جان گرفتن این انگاره در ذهن خواص – اعم از کارگزاران اقتصاد، روشنفکران فرهنگ و نخبگان سیاست – جلو گرفت که گویی تبانی و توطئهای برای هدم آنان شکل گرفته است.
با این همه، اصل، خدمت بیمنت به متن مردم است. تجربه اردوکشی دولت به خراسان جنوبی که از امروز در ایلام تکرار میشود و از این پس – انشاءالله – در جای جای میهن اسلامی مکرر خواهد شد، حادثه مبارکی است که مفهوم «دولت 70 میلیونی» را به تدریج از هاله ابهام خارج میکند و به طبقات مختلف مردم در اقصی نقاط ایران عزیز این فرصت را میدهد که مزه مشارکت جدی – و نه صوری – را در اداره کشور بچشند و این مشارکت را تنها در هنگام و هنگامه انتخابات تلقی نکنند.
اگر دولتمردان نوظهور خسته نشوند، طعن حسودان و تحقیر تبلیغاتچیان را به هیچ انگارند و در پیمودن این راه طولانی و احیاناً طاقتفرسا پایدار بمانند، پای گذاشتن در همین راه به حتم و یقین رمز توفیق دولت جدید در تحقق منویات عدالتطلبانه رئیسجمهور منتخب خواهد بود. انشاءالله