محمدعلى فیروزآبادى
پنج ماه پس از استقرار «گوردون براون» در خانه شماره ۱۰ داونینگ استریت، در محافل داخلى حزب کارگر روز به روز این احساس بیشتر مىشود که دولت جدید بریتانیا به نحوى مقاومتناپذیر براى پایان کار خود تلاش مىکند. حتى در میان نمایندگان جناح چپ حزب کارگر که مشتاق ورود گوردون براون به قدرت بودند و از آن به عنوان رنسانسى در «ارزشهاى سنتى حزب» یاد مىکردند نیز جوى از ناامیدى حاکم گشته است. یکى از نمایندگان حزب کارگر که با اکراه حضور «تونىبلر» در مسند نخستوزیرى را تحمل مىکرد هم از روند کارى دولت براون به عنوان «تراژدى شکسپیرى» یاد کرده است. تنها معدودى از هم حزبىهاى نخستوزیر بریتانیا هنوز امیدى به بهتر شدن این وضعیت دارند. دولت براون یک شروع توفانى داشته است، شکست در حل مسأله مهاجرت، بحران جنجالبرانگیز بانک «نورثرن راک» و وضع قانون ضدترور و از قرار معلوم این دولت با کامروایى سر آشتى ندارد. آسمان اقتصاد بریتانیا را هم ابرهایى تیره فرا گرفته است. به عنوان مثال افزایش قیمت مسکن از نظر روانى مىتواند اهمیتى فوقالعاده داشته باشد زیرا این مسأله احساس رفاه جمعى در بریتانیایىها را کاهش داده است. بدین ترتیب گوردون براون شهرت خود به عنوان یک مدیر اقتصادى خوب و تا به امروز فارغ از بحران را به بازى گرفته و در حال حاضر این بزرگترین امتیاز خود در مقابل حریف محافظهکارش یعنى «دیوید کامرون» را از دست مىدهد. بازى تاکتیکى براون با انتخابات پارلمانى در ماه نوامبر و اعلام این که قبل از این انتخابات کنارهگیرى خواهد کرد، مسألهاى است که بىتردید پشیمانى تلخى را براى نخستوزیر بریتانیا به دنبال آورد. او نه تنها نتوانست همان پشتیبانى نیم بند حزب کارگر را حفظ کند بلکه با این کار بر شهرت خود به عنوان مردى مردد دامن زد. صاحبنظران بر این عقیدهاند که روزگارى تاریخ نگاران از این تصمیم به عنوان لحظهاى تعیینکننده در دوران زمامدارى براون و لحظهاى که سرنوشت این دولت کارگرى رقم خواهد خورد، یاد خواهند کرد.
براون در این موارد حتى از دیگر نخستوزیر پس از جنگ دوم جهانى یعنى «آنتونى ایدن» نیز سبقت گرفته است. دوران نخستوزیرى ایدن هم کوتاه بود و او نیز به تذبذب و بىتصمیمى متهم شد زیرا نتوانست در مورد مناقشه کانال سوئز تغییر و تحولى به وجود آورد. براون تا چند ماه پیش هنوز هم در نظر رأىدهندگانش سیاستمدارى جدىتر و مقتدرتر از بلر بود که گرچه از سخنورى و لفاظىهاى سلفش بهرهاى نداشت اما همین مسأله نیز در نظر رأىدهندگان تحولى مثبت به شمار مىآمد. حتى رسانهها نیز غالباً با رأىدهندگان هم عقیده بودند و در مورد برخى گافهاى لحظهاى نخستوزیر تازهوارد چشمپوشى مىکردند و از این مرد جدید به عنوان کسى که خواهد توانست بریتانیا را از حملههاى تروریستى و اقتصاد بیمار طى پروسهاى مطمئن نجات دهد، تعریف و تمجید مىکردند.
این نگاه مثبت و خیرخواهانه تا مدت نه چندان کوتاهى ادامه داشت، اما حال رسانهها تنها با ریشخندى بىرحمانه با براون برخورد مىکنند. در وست مینستر جوکى دهان به دهان مىچرخد که در واقع به نوعى تصویرگر کاراکتر پارانوئیدى و بدبینانه براون است: «اگر کشتى تونى بلر در جزیرهاى به گل بنشیند که دور تا دور آن را کوسههاى درنده فرا گرفته باشند، کوسهها را افسون مىکند و آنها را راضى مىکند تا وى را به خشکى بیاورند و نجات دهند. اما اگر براون در چنین موقعیتى گرفتار شود با عصبانیت مىپرسد که چه کسى این کوسهها را براى حمله به وى فرستاده است». براون وعده دولتى متشکل از همه استعدادها را داده بود. او شخصیتهاى مستقل سیاسى را به دولتش دعوت و سیاستمداران محافظهکار و لیبرال دموکرات را به عنوان مشاوران خود انتخاب کرد. این کار وى حکایت از روشى جدید داشت که شفافیت و همکارى و وسعت نظر در آن حرف اول را مىزد و در عینحال هر کس مىتوانست اعتراض کند. اما تغییر جهتهاى عجیب و غریب براون در مقابل تیم کابینهاش آن نگرانى را تأیید کرد: گربه هرگز موشها را راحت نمىگذارد! براون از مدتها قبل به عنوان رئیسى معروف بود که به شدت زیردستان خود را کنترل کرده و حتى در جزیىترین وظایف آنان نیز اعمال نظر مىکند و تنها به حلقه کوچکى از یاران قسمخورده خویش اعتماد دارد.
حال دیگر آن وعده به کارگیرى «سیاستى نوین» مبتنى بر همکارى صمیمانه تبدیل به جوکى خندهآور شده است. براون به عنوان نخستوزیر از خود رفتارى نشان مىدهد که همکارانش را به ستوه مىآورد. «لرد وست» وزیر امنیت و ضدتروریسم بریتانیا در هفته گذشته قربانى همین رفتارهاى براون شد. این فرمانده سابق ناوگان دریایى بریتانیا در مصاحبهاى با بىبىسى اعلام کرد که هنوز در مورد ضرورت افزایش مدت قانونى بازداشت موقت مظنونین به اعمال تروریستى از ۲۸ روز به ۵۶ روز قانع نشده است.
هنوز یک ساعت از پخش این سخنان وزیر نگذشته بود که جناب لرد پس از صرف صبحانه با نخستوزیر در مقابل دوربینها و میکروفنهاى رسانهها حاضر شد تا حرف خود را پس بگیرد و اعلام کند که در مورد افزایش این مدت به طور کامل قانع شده است. علاوه بر آن وى به عنوان وزیر امنیت اعلام کرد که خود از مدتها قبل دلایل خود براى لزوم افزایش این مدت را اعلام کرده است. آنچه از این سخنان بر مىآید این که بىتردید سخنان نخستوزیر بر سر صبحانه موجب این چرخش ناگهانى و البته اجبارى وزیر شده است.
چند روز پس از ماجراى وزیر امنیت، جناب براون وزیر خارجه جوانش «دیوید میلیبند» را هم به خشم آورد. میلیبند که قرار بود نطقى برنامهریزى شده در مورد اروپا انجام دهد، ناگهان متوجه شد که براون در آخرین دقایق متن سخنرانى را تغییر داده است. البته مشکل اصلى این نبود زیرا چنین تغییر و تحولاتى از جمله حقوق نخستوزیر است بلکه مشکل اینجا بود که نخستوزیر این تغییر را به سفارش «روبرت مرداک» غول رسانهاى و بدنام جهان اعمال کرده است. این مسأله وزیر جوان را که آغاز خوبى هم نداشت و به سختى توانسته این پست را به دست آورد، به شدت خشمگین کرد.
علاوه بر آن وجود «لرد مالوخ براون» (یعنى همان معاون سابق دبیر کل سازمان ملل) در کابینه براون هم براى میلیبند موجب دردسر است. زیرا گوردون براون تنها با هدف فاصله گرفتن از جورج بوش بود که مالوخ براون را به کابینه آورد. مالوخ براون به نوعى نماینده دستگاه سیاست خارجى بریتانیا به شمار مىآید و همان کسى است که همیشه با تحقیر به سیاست خارجى آمریکا مىنگرد و خواهان جایگزینى روابطى تنگاتنگ با اتحادیه اروپایى به جاى رابطه با آمریکا است. همین چندى پیش بود که مالوخ براون به کنایه از میلیبند به عنوان «عالیجناب خردمند» یاد کرد و به شدت وى را رنجاند.
«آلیستر دارلینگ» وزیر خزانهدارى یا همان مردى که اطلاع چندانى از خصوصیات شخصیتى وى در دست نیست اما از جمله همکاران وفادار گوردون براون به حساب مىآید نیز چند هفته پیش با نوعى احساس بازى خوردگى مواجه شد. دارلینگ که در «گزارش بودجه» تغییراتى در مالیات بر درآمد را اعلام کرده بود، چند روز بعد ناگهان در روزنامهها خواند که از قول وى نوشتهاند که وى آماده است تا حدى از این تغییرات صرفنظر کند. این در حالى بود که دارلینگ به هیچ عنوان چنین مطلبى نگفته بود. اما تقریباً بلافاصله به وى خبر رسید که جناب نخستوزیر که قبلاً خود بر این تغییرات مهر تأیید زده بود، حال و با توجه به مخالفتهاى اعلام شده با آن، دستور صرفنظر جزیى در این تغییرات را صادر کردهاند، در حالى که وزیر خزانهدارى به هیچوجه در جریان آن قرار نگرفته است.
البته در حال حاضر هیچ صحبتى از کنارهگیرى وزرا در جریان نیست اما روز به روز شکایتها از «گروه معدود» حواریون نخستوزیر بیشتر مىشود. این شکایتها نه تنها از سوى وزرا بلکه از طرف کارمندان عالیرتبه وزارتخانهها نیز ابراز شده است. اما از بخت بد این دولت ناکامىها و اشتباهات فاحش تمامى ندارد. به تازگى اطلاعات مهم و حساس امنیتى به اضافه حسابهاى بانکى ۲۵ میلیون بریتانیایى و فرزندان زیر ۱۶ سال آنها ناپدید شده و به احتمال زیاد این اطلاعات در حال حاضر در اختیار گروههاى تبهکار است. وزیر مربوطه یعنى همان آلیستر دارلینگ هم چند روز پیش به شهروندان هشدار داد که «نسبت به اقدامات مشکوک در حسابهاى بانکىشان دقت لازم را داشته باشند». اگر این هشدار دارلینگ به واقعیت بپیوندد، آن کورسوى امید وى براى جانشینى گوردون براون نیز خاموش خواهد شد.
با این حال حتى بحرانهاى حادى که تقریباً هر روز بر دولت براون عارض مىشود هم چشمانداز آینده دولت جدید انگلیس را روشن نمىکند و هنوز نمىتوان گفت که روند سیاسى تحت رهبرى براون واقعاً به کدام سمت مىرود. اساساً هنوز روشن نیست که آیا اصلاحات گسترده مدنظر این دولت است یا اصلاحات کمتر آیا شهروندان از آزادى بیشتر در مورد انتخاب نوع آموزش و بهداشت برخوردار مىشوند یا نه و آیا سمت و سوى دولت براون «نوینسازى» بیشتر به اصطلاح حزب کارگر نوین است و یا دولتمردان جدید بریتانیا به مانند سوسیال دموکراتهاى آلمانى «بازگشتى به گذشته» دارند بىتردید بحرانهاى دولت حزب کارگر در صورت اعمال همین سبک رهبرى و تصمیمات فردى تشدید خواهد شد. با این حال این وضعیت بیانگر بحران عمیقترى است که میانهروهاى چپگرا بدان دچارند.
مدتها است که دیگر «راه سوم» (تز آنتونى گیدنز که حزب کارگر نوین بر پایه آن بنا شده است) کارایى ندارد و به دلایل نامعلوم فقط وجود ظاهرى دارد. در مقابل هواداران تز راه سوم یا میانهروهاى چپ، میانهروهاى راستگرایى مثل «مرکل» و «کامرون» هستند که برداشت خود از راه سوم را کامل کرده و با موفقیت به پیش مىروند. در حال حاضر چپهاى میانهرو و تونىبلر خواهان افزایش سرعت اصلاحات هستند اینان در عرصه اقتصاد راهحلهاى غیر متمرکز و بازار گسترده تر را به جاى عرضه دولتى و متمرکز به عنوان هدف خود در نظر گرفتهاند.
اما در مقابل همه اینها گوردون براون چهرهاى مردد و بىتصمیم نشان مىدهد و ظاهراً دیگر از آن معمار حزب کارگر نوین و گرمابخش دوباره سنتهاى این حزب خبرى نیست. بر این اساس به نظر مىآید رأىدهندگان پشیمان امروز بریتانیا جواب مشکلات این دوران را دو سال بعد به گوردون براون خواهند داد.