بسماللهالرحمنالرحیم
کنفرانس باصطلاح صلح پائیزی قرار است فردا 3 شنبه 6 آذر ماه در آناپولیس برگزار شود. در این اجلاس قرار است ایهود اولمرت، محمود عباس، اعضای اتحادیه عرب، دبیرکل سازمان ملل و اعضای گروه هشت حضور داشته باشند. با در نظر گرفتن دیدگاههای آمریکا و اسرائیل در این زمینه، کاملا بعید بنظر میآید که در این اجلاس، حتی درصورت تشکیل بموقع، موضوع جدی و مهمی به نتیجه برسد و یا توافق کلیدی و تعیینکنندهای در این جمع بدست آید. واشنگتن با درک این نکته، برای افزایش تبلیغات رسانهای، سعی کرده است کشورهای بیشتری را به این جمع دعوت کند و با اصرار و تأکید، آنها را به حضور در اجلاس تشویق نماید. حتی بررسی فهرست مدعوین هم این نکته را به خوبی نشان میدهد که بیشتر آنان برای پر کردن صندلیهای خالی دعوت شدهاند. توجه به این فهرست، گویای همه چیز است: آفریقای جنوبی، الجزایر، آلمان، عربستان، یونان، هند، بحرین، برزیل، کانادا، مصر، امارات، اندونزی، عراق، ایتالیا، ژاپن، اردن، لبنان، مالزی، مغرب، موریتانی، عمان، پاکستان، لهستان، قطر، سنگال، سودان، اسلونی، تونس، ترکیه، سوریه، یمن و نروژ.
با مروری بر فهرست کشورهای مدعو، بهتر میتوان دریافت که بسیاری از این کشورها عموماً «سیاهی لشکر » محسوب میشوند و اساساً تناسبی با موضوع نداشته و گرایشی در جهت ابراز همدردی با فلسطینیها از خود بروز ندادهاند که حضور آنها بتواند کمکی به موفقیت اجلاس کند. با اینهمه، اساساً در اجلاسی که قرار نیست موفق باشد، تعداد شرکتکنندگان و نمایشهای بینالمللی جلوه دادن آن، بیش از محتوای اجلاس و دستاوردهای احتمالی آن اهمیت دارد و از این رو، واشنگتن و صهیونیستها چندان نگران دستاوردهای اجلاس نیستند. چرا که از همان ابتدا دستاوردی برای آن متصور نبوده که عدم دستیابی به چیزی، نگرانکننده باشد.
در چنین شرایطی روزنامه نیویورک تایمز از فشار مضاعف واشنگتن بر سران رژیم صهیونیستی خبر داده تا در فرصت محدود باقیمانده، با محمود عباس درباره مسائل اساسی به توافق برسند و از اصرار بر خلعسلاح مقاومت اسلامی پیش از برگزاری اجلاس، دست بردارند. اما صهیونیستها یک گام فراتر گذاشته و شرط هرگونه توافق برروی دستور کار اجلاس آناپولیس را، به رسمیت شناختن اسرائیل دانستهاند! این بدان معنی است که سران رژیم صهیونیستی سعی دارند چنین وانمود کنند که گویا اجلاس آناپولیس را امتیازی برای فلسطینیها میدانند و به همین دلیل مایلند امتیاز متقابل را، به رسمیت شناختن این رژیم قلمداد کنند.
مسئله کاملاً روشن است. تا آنجا که به طیف خائن محمود عباس و فتح مربوط میشود، آنها پیشاپیش صهیونیستها را به رسمیت شناختهاند ولی این جنبش مقاومتاسلامی است که رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسد و اساسا کنفرانس آناپولیس را نیز تحریم کرده و آنرا فرصتی برای اشغالگران در جهت تامین خواستههایشان ارزیابی میکند.
واقعیت اینست که رژیم صهیونیستی پس از شکست در جنگ 33 روزه علیه حزبالله لبنان، سعی دارد با برگزاری هر نمایشی که ممکن است، تفوق و برتری خود را نشان دهد و ثابت کند که «دست بالا» را دارد ولی آناپولیس با ترکیبی که امروز دارد، نه تنها هیچ کمکی به تأمین این هدف نمیکند، بلکه نشان میدهد که این انتظار، یک آرزوی دستنیافتنی است و افسانه شکستناپذیری رژیم صهیونیستی برای همیشه باطل شده و آن تصورات و القائات از میان رفته است. دقیقاً به همین دلیل است که آمریکا و صهیونیستها بر سر دو راهی عجیبی گرفتار شدهاند. به راستی آیا برگزاری یک اجلاس نیمبند، کمکی به اهداف رژیم صهیونیستی میکند؟ سئوال بعدی اینست که عدم برگزاری این اجلاس یک شکست برای آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست؟ مسئله اینست که اجلاس آناپولیس، چه برگزار شود و چه نشود، تفاوت جدی و محسوسی در ماجرای فلسطین به وجود نخواهد آمد. سران رژیم صهیونیستی پیشاپیش با محمود عباس شرط کرده بودند که بحثهای اصلی پیرامون سرنوشت بیتالمقدس و باز گرداندن میلیونها آواره فلسطینی به وطنشان و همچنین ابعاد اختیارات دولت باصطلاح خودگردان را در اجلاس مطرح نکند. طبعاً سئوال جدی اینست که منهای این مسائل، چه مورد جدی و مهم دیگری جای طرح دارد؟
این موضوع مشترک آمریکا و صهیونیستها بدان معنی است که آنها تعمداً راهی را برگزیدهاند و سعی دارند اجلاس آناپولیس را طوری به سمت دلخواه خود منحرف سازند که اساساً حاوی نکته و تصمیم مهمی بنفع فلسطینیها نباشد. در واقع صهیونیستها و آمریکا در مقطع کنونی، هر یک به تناسب شرایط خود، به یک «نمایش بینالمللی» نیاز دارند که رژیم صهیونیستی نشان دهد منزوی نشده و بوش هم نشان دهد نسبت به مسائل بینالمللی و بویژه بحران خاورمیانه حساسیت دارد و اصولا قرار نیست که آناپولیس به چیزی بیش از یک نمایش، بپردازد.
با اینهمه، صهیونیستها تعهدات مکتوبی را از «محمود عباس» و «سلام فیاض» گرفتهاند که بموجب آن «طرف فلسطینی» میپذیرد که موضوع بازگشت آوارگان را برای همیشه به فراموشی بسپارد و موضوع مرکز حکومت شدن بیتالمقدس، حتی برای یک موجودیت محدود و افلیج فلسطینی به ریاست تشکیلات خودگردان را مسکوت بگذارد! این خیانتهای بزرگ و این عقبنشینیهای رسوا از مواضع گذشته، حاصل ذلتپذیری محمود عباس و طیف خائن فتح است. در عوض رژیم صهیونیستی پذیرفته است که عدهای از زندانیان فتح را از زندانهای خود آزاد کند به طیف محمود عباس از جانب برخی کشورهای اروپائی کمک مالی شود و دیگر هیچ!
البته اشغالگران به هیچ یک از تعهدات خود و قوانین بینالمللی پایبند نیستند. کما اینکه در همین روزها و در آستانه برگزاری اجلاس آناپولیس، اسرائیل در یک اقدام نژادپرستانه و تحریکآمیز درصدد تقسیم خیابانهای بیتالمقدس و تجزیه آن با «دیوارکشی» برآمده است. بدین ترتیب نه تنها کل سرزمین اسلامی فلسطین، که حتی بیتالمقدس نیز قرار است تجزیه گردند و خیابانهای بیتالمقدس به دو راه 5 متری تقسیم شوند که یکی برای صهیونیستها و دیگری برای فلسطینیها باشد! این در واقع «طرح مکمل» نصب دیوار حائل در اطراف بیتالمقدس خواهد بود و باعث تسهیل در اقدامات اشغالگران برای احداث شهرکهای صهیونیستنشین در «معالیه آدومیم» میشود، در حالیکه رژیم صهیونیستی متعهد شده بود شهرکسازی را متوقف و با آزادی تردد فلسطینیها، احداث دیوار حائل را نیز متوقف کند.
در چنین شرایطی، آمریکا در تماس با کشورهای عربی و محمود عباس آنها را به اعطای امتیازات بیشتر به صهیونیستها تشویق و چنین وانمود کرده است که با اعطای امتیازات یکطرفه به رژیم صهیونیستی، گویا اجلاس آناپولیس به نفع آنها تمام خواهد شد! حال آنکه تنها امتیاز اسرائیل برای محمود عباس اینست که ماموریت سرکوب و «لو دادن» فعالان فلسطینی، به تشکیلات خودگردان محول شده که با افشای ابعاد خیانت فتح و محمود عباس، آنها در این فقره هم ناتوان و رسوا شدهاند. برخی گزارشات حاکیست اشتیاق محمود عباس و جناح خائن فتح برای برگزاری اجلاس آناپولیس، بیش از صهیونیستهاست و آنها امیدوارند بر روی فقدان پایگاه مردمی نزد فلسطینیها، با شرکت در نمایش آناپولیس، سرپوش بگذارند و خود را یگانه «طرف فلسطینی» مورد قبول جامعه جهانی معرفی کنند، حال آنکه حتی اشغالگران صهیونیست هم امیدی به جناح خائن محمود عباس ندارند و یقین حاصل کردهاند که آنها دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و این نیروهای مقاومت اسلامی اعم از حماس و جهاد اسلامی فلسطینی هستند که آینده فلسطین را با پشت گرمی ملت فلسطین رقم میزنند و جناح خائن فتح، کمترین پایگاه مردمی نزد فلسطینیها ندارد. این مهمترین دلیل مطرح برای ابراز تردید جدی کشورهای عرب در خصوص حضور در اجلاس نمایشی آناپولیس است چون مایل نیستند بیش از این بازیچه رژیم صهیونیستی قلمداد شوند و بعنوان «سیاهی لشکر» آمریکا و فرزند نامشروعش در مقابل نیروهای مقاومتاسلامی فلسطینی صفآرائی کنند.