آیا اوکراین به سمت ثبات میرود؟ دگرگونی کلی در ساختار نیروهای سیاسی اوکراین صورت میگیرد؟ چهرههای جدید برای مبارزات سیاسی آینده نمایان میشوند؟
قبل از آغاز سال نو میلادی، انتصاب مهم و تأثیرگذاری در صحنه سیاسی اوکراین صورت گرفت. پذیرش مقام دبیری شورای امنیت و دفاع ملی اوکراین از سوی «رائیسا باگاتیروا» هماهنگکننده پارلمانی حزب «مناطق» باعث بحث و جدل فراوان در محافل سیای اوکراین شد. این انتصاب شاید مقدمهای برای دگرگونیهای بیشتر در مواضع و نقش بازیگران صحنه سیاسی اوکراین باشد. جهتگیریهای مخالف و موافق این انتصاب در درون حزب مناطق، باعث شکننده کردن اتحاد این حزب و ضعیف شدن مواضع این جبهه سیاسی در کشور شد.
با نخستوزیری «یولیا تیموشنکو» تغییرات کادری معمول در سطح وزارتخانهها و ادارات قابل پیشبینی بود. با توجه به حدنصاب پایین در تأیید تیموشنکو به عنوان نخستوزیر در شورای عالی، انتظار میرفت نیروهای حزب رقیب (مناطق) بلافاصله به سوی تجدید قوا رفته و برای مرحله بعدی مبارزه خود را آماده کنند، اما رئیسجمهور با انتصاب رائیسا باگاتیروا رهبر فراکسیون مناطق در پارلمان و هماهنگکننده نیروهای «یاتوکوویچ» رقیب «یوشنکو» در انتخابات ریاست جمهوری، حرکت غیرقابل پیشبینی را انجام داد.
باگاتیروا در چند سال اخیر دست راست ویکتور یانوکوویچ بود و هماهنگی و سازماندهی نیروها را در پارلمان و در سطح جامعه برعهده داشت. نقش باگاتیروا و نیز کمی قبل از آن «کوشناریوف» (استاندار خارکف که در مورد مرگش روایتها هنوز باقی است) در حزب مناطق و یا به قول برخی کارشناسان سیاسی نیروهای متمایل به روسیه انکارپذیر بود.
سیاستی که حزب مناطق در دو سه سال اخیر به طور دائم برای مقابله با نیروهای نارنجی به کار میبست، این بار توسط یوشنکو بکار گرفته شد.
سرد شدن روابط یوشنکو و تیموشنکو بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب نارنجی، سپردن مقام نخستوزیری به «آناتولی کیناخ» از سوی دولت یانوکوویچ و رانده شدن او از اردوگاه نارنجی، جذب کامل «آلکساندر مارز» رهبر سوسیالیست و از متصدیان نارنجی به سمت نیروهای مناطق در زمان ریاست وی بر پارلمان، وقایعی هستند که سیاست جلب نیرو از اردوگاه نارنجی توسط حزب مناطق، در آن قابل مشاهده است. باگاتیروا با آنکه مدتی طولانی نزدیکترین شخص به یانوکوویچ بود، هیچ مقام اجرایی دریافت نکرد، گویا از این حالت خسته شده بود و هنگامی که چنین پیشنهادی به وی شد، بدون تعلل قبول کرد. مسلماً وی این امید را دارد که بتواند شخصیت سیاسی جدیدی را از خود عرضه کند. این انتصاب که بسیار مهم جلوه میکند. شاید بتواند مقدمهای برای تحولات سیاسی آینده اوکراین باشد.
مدتی طولانی نیروهای سیاسی اوکراین بخصوص حزب مناطق، از مشخصههای اجتماعی استانها مانند نقش زبان روسی و رسمی کردن آن، گرایش به روسیه، دوری کردن از ناتو و یا مشخصههای مذهبی، در انتخابات مختلف استفاده میکردند. باید انتظار داشت که با انتصاب شخصیت معتبری چون باگاتیروا، تکیه بر چنین مشخصههایی در جهت اهداف سیاسی، کمرنگتر شود و موافقان و مخالفان این موارد، خارج از چارچوبهای جغرافیایی اظهار عقیده کنند.
احتمالاً نقش یانوکوویچ به عنوان یک شخصیت قوی در صحنه سیاسی اوکراین به مرور کاهش یابد؛ همانطور که نظرسنجیهای بعد از انتصاب باگاتیروا، برای اولین بار بلوک تیموشنکو را بالاتر از حزب مناطق نشاند، یا بهتر بگوییم حزب مناطق را پایینتر از تیموشنکو نشاند. بعید نیست که نیروهای اپوزیسیون به مرور درصدد جایگزینی شخصیت دیگری به جای یانوکوویچ برای انتخابات ریاست جمهور آینده باشند؛ به عنوان مثال «گایدوک» معاون تیموشنکو که به مرور خود را از صحنه تجاری اوکراین کنار میکشد و کاملاً وجه سیاسی خود را اعتبار میبخشد.
در این جریانات، بایست نقش «رینات آخماتف» و «ویکتور پینچوک» ثروتمندان رده اول اوکراین را هم در نظر داشت. ملاقاتهای اخیر رئیسجمهور با آخماتف و پینچوک و شرکت در مراسم مختلف اجتماعی و فرهنگی کشور با حضور آنان، نمیتواند بدون گفتگوهای جدی سیاسی باشد. همانطور که اوکراینیها خود میگویند، تصمیمات بزرگ در سر میزها (منظور میز مهمانیها) گرفته میشود.
نتیجه:
1- باید اشاره داشت که در سالهای اخیر در اوکراین، تمامی رأیگیریها در شورای عالی، با تأیید پایین و تعداد نزدیک موافق و مخالف صورت گرفته است. چنین روندی باعث آن نشده است که مقام منصوب، دوره کاری کوتاهی داشته باشد؛ همچنانکه رأیگیری در انتصابات نخستوزیری و رؤسای پارلمانی در بعد از انقلاب نارنجی، همراه با فاصله کم میان موافقین و مخالفین بوده است.
2- نکتهای که در بسیاری از تحلیلها به خصوص تحلیلهای منطقه مشترکالمنافع شاهدیم، این است که بسیاری، شخصیتها و نیروهای سیاسی را به غربگرایی یا گرایش به روسیه به طور مطلق متهم میکنند. در رابطه با اوکراین باید گفت که به قدری رقابتهای تجاری و حضور سیاسی اروپا در این کشور پررنگ است که نمیتوان امروزه چنین تحلیلهایی را به روز دانست و عوامل دیگری نیز در جهتگیریها نقش دارند. نکته قابل توجه در تصمیمات سیاست خارجی اوکراین، تأثیرپذیری بسیار از جریانات و وقایع بینالملل در همان مقطع خاص است.