تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۴  ، 
کد خبر : ۵۷۵۶۶

نمای نزدیک اتحادیه مدیترانه

محمد منتظری اشاره: رهبران اتحادیه اروپا اخیرا به طرح ارائه شده از سوی نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان برای تشکیل اتحادیه مدیترانه چراغ سبز نشان دادند. هدف اصلی از تشکیل این اتحادیه گسترش روابط اتحادیه اروپا با کشورهای آفریقای شمالی و خاورمیانه عنوان شده است. با تشکیل این اتحادیه ترکیه، یونان، قبرس، لبنان، اردن، اسرائیل، فلسطین، مصر، الجزایر، لیبی، مراکش، تونس، مالت، اسپانیا، فرانسه، پرتغال و ایتالیا به عنوان اعضای اصلی اتحادیه محسوب خواهند شد و تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز در قالب اتحادیه اروپا با اتحادیه مدیترانه تعامل و همکاری خواهند داشت.

طرح تشکیل اتحادیه مدیترانه که اخیرا با تایید رهبران اروپا شکل جدی‌تری به خود گرفته تحلیل‌های زیادی را به دنبال خود دارد. در حقیقت هدف اصلی تشکیل چنین اتحادیه‌ای نه تنها گسترش روابط بلکه گسترش نفوذ اتحادیه اروپا در خاورمیانه و آفریقا است. اگرچه ایده تشکیل این اتحادیه از سوی فرانسه و توسط شخص نیکلا سارکوزی در جریان تور مدیترانه‌ای‌اش که از الجزایر آغاز شد، مطرح شد؛ اما حقیقت این است که چنین طرحی آنقدرها که برخی رسانه‌ها آن را معرفی می‌کنند طرح جدیدی نیست.
در سال 1997، زیگنیو برژینسکی، ‌مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا دریافت که فرانسه نه تنها به دنبال برعهده گرفتن نقش سیاسی اساسی در اروپا متحد است بلکه در تلاش است خود را به عنوان طرف همکاری کشورهای مدیترانه‌ای شمال آفریفا مطرح کرده و منافع خود را در این منطقه جست‌وجو کند. از سوی دیگر گسترش حوزه نفوذ اتحادیه اروپا در چارچوب مشارکتی می‌تواند گسترش نفوذ آنگلو آمریکایی‌‌ها را در این منطقه به دنبال داشته و تمامی راهبردهای اقتصادی واشنگتن را به منطقه تحمیل کند. بنابراین سؤالی که ایجاد می‌شود این است که نفوذ و تاثیر سیاست آنگلو آمریکایی در منطقه و در چارچوب اتحادیه مدیترانه تا چه اندازه خواهد بود؟

ساز و کار و ساختاری که توسط اتحادیه اروپا برای منطقه مدیترانه طرح شده است تعیین خواهند کرد که سیاست‌های آنگلو آمریکایی‌ها تا چه اندازه در سواحل مدیترانه گسترش خواهد یافت. اگر اتحادیه اروپا سازوکاری که دارای نقاط مشترک است در مدیترانه طرح کند به گونه‌ای که کشورهای سواحل مدیترانه به طور مستقیم به اعضای اتحادیه اروپا که در مرز با خودشان قرار دارند متصل شده و به طور غیر مستقیم با کشورهای دیگر عضو اتحادیه اروپا در ارتباط باشند، در آن صورت دامنه نفوذ سیاست‌های آنگلو آمریکایی در منطقه مدیترانه محدود خواهد شد چرا که در آن سوی میدان نوعی یکپارچگی و اتحاد میان کشورهای مدیترانه و اعضای اتحادیه اروپا به وجود خواهد آمد. چنین ساز و کاری موجب قدرت یافتن پاریس و برلین در چارچوب اتحادیه مدیترانه خواهد شد.
ظاهرا اینگونه به نظر می‌رسد که به‌کارگیری چنین ساز و کاری از سوی کشورهای اروپایی می‌تواند انگلیس را نیز، ‌درست همانند آمریکا، از جست‌وجوی منافعش در مدیترانه محروم کند. در این صورت کشورهای مدیترانه تنها بر مدار فرانسوی ـ آلمانی خواهند چرخید.
البته اینگونه به نظر می‌رسد که چنین سناریویی چندان عملی نیست. اگر کشورهای مدیترانه به صورت تمام و کامل در اتحادیه اروپا در هم بیامیزند حوزه کنترل و نفوذ سیاست‌های آنگلو آمریکایی در این منطقه در بالاترین سطح خود قرار خواهد گرفت. البته این مسئله می‌تواند به دلایل مختلف منافع اتحادیه اروپا و آنگلو آمریکایی‌ها و فرانسه و آلمان را به خطر اندازد که یکی از دلایل می‌تواند مسائل جمعیتی باشد.
اگر یکپارچگی اتحادیه اروپا با کشورهای مدیترانه به تدریج و به آرامی صورت نگیرد بی‌ثباتی داخلی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا دور از ذهن نخواهد بود. در حقیقت به اشتراک گذاشتن منافع با کشورهای مدیترانه بیشتر در راستای منافع آنگلو آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها و آلمان‌ها است. این مسئله از جمله موارد دیگری است که همکاری و توافق میان فرانسه و آلمان، در راستای هر دوی آنها و همچنین در راستای منافع آمریکا و انگلیس است. برای حصول اطمینان از نقل قدرتمند آنگلو آمریکایی، ناتو نیز در طرح اتحادیه مدیترانه حضور یافته است و اسرائیل نیز در چارچوب طرح شکل‌گیری اتحادیه مدیترانه وارد شده است.
نقش اسرائیل در این اتحادیه بر اساس روابط دو جانبه‌اش با ترکیه تعیین شده است. نقش ترکیه به عنوان یک کشور مدیترانه‌ای در تشکیل و ساخت اتحادیه مدیترانه نقشی اساسی و محوری بوده و به عنوان ستون فقرات این اتحادیه محسوب می‌شود. آنچه تاکنون ساخته و پرداخته شده است شبکه‌ای وسیع و پهناور از روابط میان کشورها است که کل ساختار اتحادیه مدیترانه را قادر خواهد ساخت تا به آسانی و به سرعت شکل بگیرد.

عضویت ترکیه هم در اتحادیه اروپا و هم در اتحادیه مدیترانه، البته بدون کسب منفعت کامل از اتحادیه اروپا، می‌تواند در راستای منافع آنگلو آمریکایی‌ها قرار بگیرد. شاید این مسئله بتواند توجیه‌کننده درخواست و حمایت انگلیس و آمریکا از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا باشد.
با تشکیل اتحادیه مدیترانه این امکان برای اتحادیه اروپا به وجود می‌آید تا از پذیرفتن ترکیه به عضویت اتحادیه اروپا طفره برود. نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهوری فرانسه ایده تشکیل این اتحادیه را جایگزین مناسبی برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا عنوان کرده است. از آنجایی که بیشتر کشورهای مدیترانه مسلمان هستند و اتحادیه اروپا به خاطر پر جمعیت بودن ترکیه و مذهب اسلام آن را پذیرفتن ترکیه امتناع می‌کند، سارکوزی پیوستن ترکیه به اتحادیه مدیترانه را تنها راه‌حل این مشکل عنوان کرده است.
مسئله دیگری که در خصوص عضویت برخی کشورها در این اتحادیه قابل طرح است عضویت کشورهایی مانند لیبی، فلسطین، سوریه، لبنان، مصر، اسرائیل در این اتحادیه است. زمانیکه چنین کشورهایی ـ که با هر یک از آنها به صورت جداگانه با غرب دچار مشکلاتی هستند (نظیر لیبی) و یا در روابط دو جانبه‌شان با یکدیگر دشواری‌هایی را تجربه می‌کنند ـ در یک چارچوب کاری مشترک قرار بگیرند ناچار به تعامل و کاهش نقاط اختلاف و تنش‌زدایی در روابطشان با یکدیگر خواهند بود.
بنابراین با توجه به برخی مخالفت‌ها با حضور لیبی در این اتحادیه، حضور و تعامل لیبی در این اتحادیه موجب خواهد شد تا تجربه روابط پر تنش این کشور با غرب هم به فراموشی سپرده شود. همچنین چنانچه این اتحادیه به سرانجام برسد باید شاهد فصل جدیدی در روابط میان اسرائیل و برخی دیگر از کشورها نظیر روسیه و لبنان باشیم؛ روابطی که در چارچوب سیاست‌های اتحادیه مدیترانه تعریف خواهد شد چرا که در صورت شکل‌گیری این اتحادیه همه تصمیم‌گیری‌ها در راستای تحقق و پیشبرد اهداف منطقه‌ای و همگرایی کشورها در چارچوب اتحادیه انجام خواهد شد و به این ترتیب شکل‌گیری نوع جدیدی از روابط میان کشورهای عضو این اتحادیه دور از انتظار نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات