حنیف غفاری
دیروز رئیسجمهور کشورمان براى نخستین بار در اجلاس سران شوراى همکارى خلیجفارس حضور یافت تا گشاینده فصل نوینى در تعامل با همسایگان آبى جنوب ایران باشد. مهمترین دستاورد سفر آقاى احمدىنژاد به دوحه تقویت روابط جمهورى اسلامى ایران با کشورهاى عربى منطقه بویژه حوزه استراتژیک خلیج فارس است.
در این اجلاس رئیسجمهور کشورمان 12 پیشنهاد کاربردى را جهت تقویت روابط کشورهاى منطقه خلیج فارس مطرح نمود که عینیت یافتن آنها حیات پویاى حوزه خلیج فارس را تضمین خواهد کرد. تاسیس سازمان همکارىهاى اقتصادی، سرمایهگذارى مشترک در منابع نفت و گاز به صورت دو یا چند جانبه، فعال نمودن کریدور شمال به جنوب، برنامهریزى در برقرارى تجارت آزاد بین کشورها و... از جمله پیشنهادات آقاى احمدىنژاد در دوحه هستند.
رابطه ایران و اعراب همواره از اهمیت خاصى در نزد جریان سلطه برخوردار بوده است. بر این اساس آمریکا، انگلستان و رژیم صهیونیستى همگرایى تهران و کشورهاى عربى خلیج فارس و خاورمیانه را به هیچ عنوان بر نتافته و همواره در جهت واگرایى آنها اقدام نمودهاند. تقویت تفکرات پانعربیستى و حتى کمونیسم محلى در خاورمیانه از جمله اقدامات استعمار فرانو در خصوص جداسازى ایران و اعراب محسوب مىشود. جریان سلطه به شدت از انتقال پویایى سیاسى به کشورهاى عربى هراسان است. تنها مجارى انتقال این پویایى جمهورى اسلامى ایران و جریانهایى مانند حماس و حزبالله لبنان هستند. از این روى مىتوان با محاسبهاى ساده دلایل سنگاندازى آمریکا و متحدانش در مناسبات کشورهاى عربى و ایران را دریافت.
ایران کشورى است که بیشترین مرز آبى را با خلیج فارس و دریاى عمان دارد از این رو عدم حضور مقامات کشورمان در اجلاس سران کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس مشروعیت جغرافیایى و سیاسى این مجموعه را به طور کامل زیر سوال مىبرد. آقاى احمدىنژاد اولین رئیسجمهور ایران است که پس از 26 سال جهت شرکت در اجلاس سران کشورهاى عضو شوراى خلیج فارس به این نشست دعوت مىشود. این مسئله به خودى خود یک پیروزى دیپلماتیک براى دولت اصولگراى نهم محسوب مىشود.
در آستانه سفر رئیسجمهور کشورمان به دوحه شاهد طرح دوباره ادعاى امارات عربى متحده در خصوص مالکیت جزایر سهگانه ایرانى بودیم. واقعیت امر این است که اگر عقلانیت سیاسى از معادلات جغرافیایى حوزه خلیج فارس حذف شود دیگر مجالى براى مانور حداقلى کشورهاى این حوزه باقى نمىماند.
بر این اساس تهران مىتواند با توجه به اسناد تاریخى موجود، مالکیت خود بر مناطقى از کشورهاى پیرامونى خلیج فارس مخصوصا بحرین را به اثبات برساند. البته ایران اسلامى همواره عقلانیت سیاسى را به عنوان مبناى رفتار استراتژیک خود مدنظر قرار مىدهد اما متاسفانه این رویکرد از سوى کشورهایى مانند امارات متحده عربى مورد توجه قرار نمىگیرد.
واشنگتن و لندن نیز سعى دارند به انحاى مختلف شش کشور عضو شوراى همکارى خلیج فارس را در راستاى طرح ادعاهاى واهى علیه تهران تحریک نمایند. پادزهر تدلیس کاخ سفید در معادلات کشورهاى خلیج فارس، همگرایى کشورها و تمرکز بر عقلانیت سیاسى در این منطقه است. رئیسجمهور کشورمان با حضور موثر خود در اجلاس دوحه باب همیارى و انسجام با کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس را مفتوح نموده است. این انسجام باید از سوى کشورهایى مانند قطر، عمان، امارات و... تقویت شود و شاکلهاى ثابت و غیر قابل نفوذ پیدا کند.
نکته دیگر اینکه حلقه مفقوده اتصالدهنده کشورهاى خاورمیانه به یکدیگر "اسلام" و "اشتراکات مذهبی" آنهاست. پس از فروپاشى کمونیسم شاهد ایجاد نوعى رویکرد پراگماتیستى از سوى اعراب بودیم. اما این رویکرد سریعا رنگ باخت. چنانچه مشاهده مىکنیم، اعراب در حل مناقشات فلسطین، سودان، عراق و لبنان بسیار ناموفق عمل کردهاند. اخیرا شاهد شرکت برخى کشورهاى عربى در کنفرانس خزانزده آناپولیس بودیم. در حالى که سران عربى منطقه با شعار "صلح براى فلسطین" وارد مریلند شدند هماکنون شاهد توافق اولمرت و ابومازن جهت جنگ با مقاومت اسلامى فلسطین (حماس) هستیم.
به راستى کنفرانس صلحى که "جنگ" اصلىترین محصول آن باشد چه اعتبارى دارد؟ آیا اعراب نمىتوانستند به جاى اتخاذ رویکردى محتاطانه و مرعوبگرایانه با عزمى واقعبینانه کنفرانس مریلند را تحریم کنند؟ تلآویو هماکنون علیه حماس و در حقیقت ملت فلسطین تحرکات وقیحانهاى را آغاز نموده است. نقشآفرینى معکوس اعراب در مسئله فلسطین فجایع غمناکى را براى آنها به دنبال خواهد داشت. از اینرو لازم است کشورهاى عربى منطقه در پى وقوع انقلابى درونى با محوریت اسلامگرایى باشند. تعریف دوباره اعراب توسط سران آنها مىتواند گرهگشاى بسیارى از بحرانهاى خاورمیانه باشد. این حقیقتى است که بر هیچ یک از تحلیلگران و استراتژیستهاى مطرح مسائل منطقه پوشیده نیست.