تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۸  ، 
کد خبر : ۵۷۵۷۶

کالین و کمال دست‌ دادند


محمد عرب محمدی

مذاکرات مستقیم و همه جانبه میان مقام‌های رسمی دارای ماموریت از بالاترین مقام‌های تصمیم‌گیر ایران و آمریکا پس از گذشت ربع قرن پس از قطع ارتباط سیاسی دو کشور همچنان پابرجاست. این میزان قطع ارتباط رسمی و دوری از گفت‌وگو میان دو کشوری که به لحاظ جغرافیایی دور از یکدیگر مستقر شده و هیچ جنگی نیز نداشته‌اند از استثناهای مسائل بین‌المللی به حساب می‌آید. آمریکایی‌ها و ویتنامی‌ها در حالی که درگیر شدیدترین نبردهای نظامی بودند نیز هرگز مذاکرات را قطع نکرده و در میدان سیاست برای به کرسی نشاندن خواسته‌های خویش گفت‌وگو و مذاکره می‌کردند. پس از پایان جنگ دوم جهانی تقسیم دو دنیا به اردوگاه دنیای آزادی و دنیای کمونیستی و سوسیالیستی که در آن آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سردمدار دو جریان شدند و جنگ سرد ابداع و اجرا شد نیز مقام‌های ارشد دو کشور با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردند.

اما مناسبات ایران و آمریکا تحت تاثیر سیاست‌های داخلی دولت‌ها و حکومت‌هایشان هرگز منجر به مذاکره مستقیم نشده است. در ایران اما شرایط و سیاست داخلی گونه‌ای بوده است که حتی در سال‌هایی سخن گفتن درباره مذاکره مستقیم یک خطای سیاسی و انحراف از معیارها و ارزش‌ها تلقی می‌شد و کسی که خواستار چنین چیزی می‌شد زیر تیغ انتقادهای پرشمار قرار می‌گرفت. مشهورترین چهره سیاسی ایرانی که جرات به خرج داد و در یک یادداشت کوتاه خواستار مذاکره مستقیم و بدون واسطه ایران با آمریکا شد عطاالله مهاجرانی معاون پارلمانی رئیس‌جمهور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود. او در روزنامه اطلاعات نوشت شاید زمان برای انجام مذاکره مستقیم با آمریکا فرا رسیده باشد و استدلال کرد اگر چنین اتفاقی بیفتد طرفین به درستی آنچه از یکدیگر می‌خواهند را بدون تحریف واسطه‌های مذاکره کننده مطرح خواهند کرد.

این نوشته عطاالله مهاجرانی در روزگاری که منتشر شد موجی از انتقاد علیه او راه افتاد. در این موج البته گروه تندرو‌تر جناح سیاسی چپ‌ اسلامی نیز حضور داشتند. پس از آن بود که سخن گفتن درباره مذاکره مستقیم مقام‌های رسمی دو کشور ایران و آمریکا نیز به محاق رفت. در روزگاری که اصلاح‌طلبان در دولت و مجلس نفوذی داشتند مذاکره مستقیم با آمریکایی‌ها اما هرگز از حد یک آرزو فراتر نرفت و حتی صحبت از آن در رسانه‌ها و تریبون‌های عمومی نیز تقریبا با واکنش‌های منفی مواجه می‌شد. آخرین باری که در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی فرصتی پیش آمد تا یک مقام رسمی ایران با یک مقام رسمی آمریکایی دیدار کند اتفاقا در همین شرم‌الشیخ مصر و از قضا در یک نشست بین‌المللی درباره عراق بود.

در آبان 1384 که کمال خرازی وزیر امور خارجه ایران و کالین‌پاول وزیر امور خارجه آمریکا در شرم‌الشیخ مصر در کنفرانس آینده عراق بودند برخی خبرگزاری‌ها دیدند که کالین پاول و کمال خرازی دست دادند و در مراسم ضیافت شام در کنار هم نشستند. در همان روزها حمیدرضا آصفی سخنگوی وقت وزارت امور خارجه ایران گفت: مذاکره‌ای انجام نشده است. کمال خرازی و کالین پاول، اما در نوامبر سال 2001 نیز در جریان نشستی بین‌المللی درباره افغانستان در مقر سازمان ملل متحد و نیویورک با هم دست داده بودند. آیا شرم‌الشیخ و در زمانی که دو وزیر امور خارجه تازه ایران و آمریکا در برابر هم قرار گیرند گامی فراتر می‌نهند؟ آنچه در آخرین ساعت‌های روز گذشته و پیش از برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ از سوی دو طرف بیان می‌شود پر از ابهام و ناسازگاری‌ها و تناقص‌هاست. با این همه اکنون فضای سیاسی داخلی در دو ابهام و ناسازگاری‌ها و تناقض‌هاست. با این همه اکنون فضای سیاسی داخی و در دو کشور تفاوت‌های اساسی با بهمن 1384 دارد.

در ایران دولتی جایگزین کابینه آقای خاتمی شده است که رئیس آن بدون هیچ بیمی از تمایل مذاکره مستقیم و حتی مناظره رو در رو با رئیس جمهور آمریکا سخن می‌گوید. این در حالی که آقای خاتمی روزی که در نیویورک بود و می‌توانست با کلینتون حال و احوال پرسی کند نیز نخواست چنین کند. در آمریکا نیز رقابت میان حزب دموکرات و حزب جمهوری‌خواه موجب شده است که گفت‌وگو و مذاکره با ایران یک شانس تلقی شود. به نظر می‌رسد علاوه بر تغییرات یاد شده در سیاست‌های داخلی دو کشور، عوامل دیگری نیز وجود دارد که گفت‌وگوی مستقیم را پرفایده‌تر نشان می‌دهد. ایران در این دو سال به این نتیجه رسیده که نگاه به شرق و چشم دوختن به یاری روسیه و چین و هند بیهوده بوده است. همچنین مقام‌های ایران می‌دانند که نباید به اروپا نیز دل بست.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات