«نیکلا سارکوزی» رئیسجمهور فرانسه در طول دوران کوتاه حکومتش بر نگرانیها در قبال احیای روحیات نژادپرستانه دامن زده است. دودودین» گزارشگر ویژه سازمان ملل در جریان سومین نشست کمیسیون مجمع عمومی سازمان ملل ضمن هشدار درباره احیای نژادپرستی تبعیض نژادی و تنفر از بیگانگان درباره اظهارات سارکوزی در «داکار» سخنانی را مطرح کرد که نشانگر ابعاد نگرانیهای جهانی در قبال «فرآیند فعال برای قانونی کردن و قانونی جلوه دادن نژادپرستی» است.
سارکوزی در جریان سخنرانی خود ضمن اشاره به برده داری بجای آنکه چنین رفتاری در قبال رنگین پوستان را رد کند به توجیه آن پرداخت و حتی سعی کرد که آنرا طبیعی بدیهی و بخشی از الزامات تاریخی برای احیای آفریقا معرفی کند. وی گفت: «فاجعه آفریقا بدین معنی است که فرد آفریقائی جای آنچنانی در تاریخ ندارد و همچنین هیچگاه قادر نیست به سمت آینده خیز بردارد!»
با در نظر گرفتن اینکه فرانسه و انگلیس هنوز با اکثر کشورهای مستعمره در آسیا و آفریقا دارای «مناسبات ویژه» هستند و در واقع نوعی ارتباطات فرهنگی ـ سیاسی ـ اقتصادی با این مستعمرات سابق دارند که در حقیقت در راستای تداوم سیاستهای استعماری گذشته است این اظهارات سارکوزی بمعنای آنست که دیدگاه بالاترین مقام اجرائی فرانسه در قبال پدیدههای استعماری و از جمله در قبال نژادپرستی دقیقا در جهت توجیه و حتی تاکید بر ضرورت استمرار چنان سیاستهای ضدانسانی و جنایتآمیزی استوار است.
در این زمینه نکات مهمی به ذهن میرسد که تمرکز بر آنها بر ابعاد نگرانیها میافزاید:
1ـ مردم فرانسه و بویژه رنگینپوستان این کشور به خاطر دارند که نیکلا سارکوزی در دوران تصدی پست وزارت کشور فرانسه چگونه با توسل به سیاستهای نژادپرستانه به روشهای خشن و ضدانسانی علیه رنگینپوستان فرانسه متوسل شد و بارها از طریق سخنرانیها و اظهارات تلویزیونی خود رنگی پوستان را «آشغال» «تفالههای اجتماع» و «افرادی که بایستی آنها را به زبالهدانها ریخت» مینامید. عملکرد جنونآمیز سارکوزی در آن دوران بخوبی نشان داد که این فقط یک مانور سیاسی ـ تبلیغاتی برای مرعوب کردن و تحقیر رنگینپوستان فرانسه نبوده است بلکه «خطمشی غالب» و «سیاست حکومتی» برای سرکوب رنگینپوستان و فقط بخاطر تفاوت رنگ و نژاد آنها محسوب میشود.
شدت و دامنه عملیات سرکوب کینهتوزانه علیه رنگینپوستان فرانسه عموما از یک تظاهرات مسالمتآمیز که بصورت آرام برای انعکاس مراتب اعتراض رنگینپوستان نسبت به عملکرد ضدانسانی پلیس و نیروهای امنیتی صورت گرفته بود یک میدان جنگ نابرابر علیه رنگینپوستان به وجود آورد. ابعاد این جنایات به حدی آشکار و غیرقابل تحمل بود که در همان مقطع به اعتراض عمومی دانشجویان دانشگاههای فرانسه منجر شد لکن سارکوزی با همان سیاست مشت آهنین به سرکوب دانشجویان معترض پرداخت و هر فریادی را در گلو خفه کرد. اخبار و گزارشات منتشره در آن دوران بخوبی ثابت میکند که گاهی سارکوزی و دستیارانش برای توجیه جنایات و بمنظور کسب مجوز سرکوب رنگینپوستان تعمدا حوادثی را سازماندهی میکردند که بعدها به استناد آن بتوانند هر اقدامی علیه رنگین پوستان را پیشاپیش توجیه کنند و پذیرفتنی جلوه دهند.
2ـ عملیات جنونآمیز فرانسه در برخی کشورهای آفریقائی که جزو مستعمرات سابق فرانسه محسوب میشوند روی تاریخ را سیاه کرده است. گزارشات رسیده از آفریقا و بویژه بررسیهای گروههای حقیقتیاب سازمان ملل نشان میدهد که ارتش جنایتکار فرانسه و سرویسهای امنیتی آن کشور در سازماندهی کشتار مردم رواندا، نقش درجه اول را برعهده داشتهاند. گزارشات حاکیست که اگرچه این درگیریها در ظاهر بعنوان برخورد گروههای «توتسی ـ هوتسه» صورت گرفته است لکن در میدان عمل ارتش فرانسه و سرویسهای جاسوسی و ضدجاسوسی فرانسه، آتشبیار درگیریهای بدفرجامی شدند که دستکم 800 هزار نفر کشته را بر طرفین این درگیریها تحمیل کرد. این در حالیست که برخی منابع مستقل از رقم واقعی کشتهها، در حد 1 2 میلیون نفر یاد میکنند که سرانجام در گورهای دستهجمعی مدفون شدند و حتی به درستی مورد شمارش نیز قرار نگرفتند!
3ـ متاسفانه جنایات فرانسه علیه مستعمرات سابق فقط به کشتار در میدانهای نبرد خلاصه نمیشود بلکه فرانسه حتی تحت عنوان کمکهای انساندوستانه و کمکهای پزشکی رایگان نیز به جنایت و خیانت علیه ساکنان آفریقا میپردازد. برخی شرکتهای داروسازی فرانسه برای آزمایش داروهای جدید خود از ساکنان آفریقا بعنوان «موش آزمایشگاهی» استفاده میکنند و برای نخستین بار آن داروها را بر روی رنگینپوستان که ساکنان آفریقا هستند، آزمایش میکنند. در برخی از موارد، که نتایج تحقیقات آزمایشگاهی و بالینی در مورد افراد تحت آزمایش به مراحل حساسی میرسد افراد تحت آزمایش به قیمت از دست رفتن سلامت و حتی جانشان در معرض کالبد شکافی و آزمایشات همراه با آسیبهای جسمی قرار میگیرند تا اثرات داروها برروی اندامهای مختلف آنها مورد بررسی لابراتوارهای داروسازی فرانسه قرار گیرد.
4ـ جدیدترین نمونههای عملی از احیای نژادپرستی در فرانسه، اظهارات گستاخانه و غیرقابل توجیه نیکلا سارکوزی رئیسجمهور فرانسه است که یادآور عملکرد شرمآور ارتش استعماری فرانسه در الجزایر تونس و بسیاری از کشورهای آفریقائی در دوران استعمار سیاه فرانسه است.
«دودودین» گزارشگر ویژه سازمان ملل در این زمینه نسبت به احیای مجدد و بازگشت دوباره نژادپرستی در سراسر جهان هشدار میدهد و از این بابت اظهار نگرانی میکند که مبادا این پدیده این بار بعنوان یک موضوع پیش پاافتاده کم اهمیت و حتی مشروع و دمکراتیک معرفی شود و در خلال لفاظیهای سیاسی ـ تبلیغاتی ابعاد خشن آن محو گردد و یا توجیه شود!
«دودودین» از این بابت هشدار میدهد که مبادا این اظهارات سارکوزی در راستای گفتههای «جیمز واتسون» باشد که ادعای پائین بودن ضریب هوشی نژاد آفریقائی را مطرح میکرد و با انگیزههای سیاسی ـ تبلیغاتی برای مشروع جلوه دادن نژادپرستی از لحاظ عقلی مطرح شده و حتی نژادپرستی را بعنوان «خدمتی به رنگینپوستان»! معرفی میکند.
شاید از همین دیدگاه نژادپرستانه است که برخی کشورهای اروپائی از پدیده مهاجرت رنگینپوستان بعنوان یک «جرم» مینگرند و حال آنکه در دوران بردهداری این اروپا و غرب باصطلاح متمدن بود که با انتقال فلهای و بیحساب و کتاب میلیونها رنگینپوست آفریقائی به اروپا و آمریکا، زمینههای انتقال آنها به سرزمینهای غربی بدون اراده و خواست و موافقت رنگین پوستان را باعث شده بودند و حال آنکه این یک مهاجرت اجباری و ناخواسته بوده است.
5ـ جای تعجب است که رئیسجمهور نژادپرست فرانسه ضمن فراموش کردن جنایات استعمار سیاه فرانسه و اصرار عمدی به نادیده گرفتن اندیشمندان و دانشمندان آفریقائی، ادعا میکند که گویا آفریقا وارد تاریخ نشده و در عوض گویا این فرانسویهای نژادپرست هستند که تاریخ ساز بودهاند! انتظار میرود که اندیشمندان فرانسوی که نژادپرستی را مناسبشان و مرتبه انسان نمیدانند با موضعگیری و اعلام محکومیت سارکوزی مراتب مخالفت با این دیدگاه ضدانسانی سارکوزی را بنمایش بگذارند.
«دودودین» گزارشگر ویژه سازمان ملل در این زمینه ضمن اعلام محکومیت سارکوزی خاطرنشان میکند که «جرم انگاری» و رفتار صرفاً امنیتی در قبال موضوع مهاجرت رنگین پوستان دقیقا از همین دیدگاه نژادپرستانه سرچشمه گرفته است و لازمست رئیسجمهور فرانسه بداند که اظهاراتش زخم عمیقی را بر پیکره مناسبات با رنگین پوستان باعث شده است و ادعای اینکه آفریقا علیرغم در اختیار داشتن اندیشمندان و روشنفکران فراوان، گویا هنوز در تاریخ وارد نشده یک دیدگاه انحرافی است که از اندیشههای نژادپرستانه در قرون هفدهم تا نوزدهم سرچشمه گرفته است.
البته این موضع گزارشگر سازمان ملل، موضع روشنی است ولی نباید امیدوار بود که نژادپرستان فرانسوی با شنیدن این مواضع از دیدگاههای افراطی، نژادپرستانه و جنونآمیز خود عدول کنند و ضمن اعتراف به جنایات دوران استعمار سیاه فرانسه، از مردم آفریقا بخاطر آنهمه جنایت عذرخواهی کنند و برای جبران آن از ظرفیتها و استعدادهای خود بهرهگیری نمایند.