حسین شریعتمداری
1- دیروز شهر مقدس قم در مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر آیتالله العظمی فاضل لنکرانی از جمعیت موج میزد. خیل عظیم مردم که در سالروز شهادت فاطمه زهرا(س)، غم از دست دادن فقیهی بلندمرتبه و پاکباخته نیز بر دلهای داغدار و چشمهای اشک بارشان سنگینی میکرد به وداع آمده بودند... سایر شهرهای ایران اسلامی و بسیاری از دیگر نقاط در جهان اسلام نیز همزمان با سوگ دختر پیامبر خدا(ص)، فقدان فقیه آلعصمت(ع) را به ماتم نشسته بودند...
امام راحل ما(ره) درباره این دلباختگی پرشور و حماسه حضور میفرمودند؛ «در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سرنیزه بوده است و نه سرمایه پولپرستان و ثروتمندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیدهاند»
به قول آقا، «حوزههای علمیه یکی از استوانههای علمی و تحقیقی و یکی از استادان برجسته و ملت ایران یکی از مراجع تقلید انقلابی و بیدار و پرتحرک خود» را از دست دادهاند و بر و بچههای جبهه و جنگ جای خالی عالم بزرگواری را احساس میکنند که در روزهای آتش و خون به دیدارشان میرفت، بیتکلف در کنارشان مینشست و برایشان از به همآمیختگی حماسه و عرفان سخن میگفت و...
2- اوایل مارس 2007- اسفند 85- مؤسسه آمریکن اینترپرایز بخشی از یک گزارش مفصل را که «مایکل لدین» معاون پژوهشهای خاورمیانهای این مؤسسه آمریکایی تهیه کرده بود، منتشر کرد. مایکل لدین در این گزارش که با موضوع «ریشههای نفوذ ایران» تهیه شده بود تصریح میکند نفوذ جمهوری اسلامی ایران در میان ملتهای مسلمان و نهضتهای انقلابی منطقه برخلاف آنچه تصور میشود، ناشی از سرمایهگذاری مالی و تسلیحاتی، یا عوامل مشابه دیگر نیست، بلکه این نفوذ را باید نوعی «الهامبخشی ایدئولوژیک» نامید که از باورهای اسلامی ریشه میگیرد و از طریق آموزههای دینی که مراکز تدریس علوم اسلامی ـ حوزههای علمیه- وظیفه انتشار آن را برعهده دارند، تغذیه میشود. مایکل لدین با تکیه بر این برداشت - که آن را حاصل بررسیهای دقیق میداند - نتیجه میگیرد که حمله نظامی آمریکا به ایران نمیتواند به این کانون نفوذ آسیب برساند.
دقیقاً در همان روزها - اواخر ماه مارس 2007 - اوایل فروردین ماه 86 - خبری حیرتانگیز روی تلکس خبرگزاریها رفت که از تصمیم کاخ سفید برای تشکیل کلاسهای آموزش قرآن! حکایت میکرد. مایکل لدین طی مصاحبهای ضمن اعلام این خبر گفته بود، در این دورههای آموزشی مفاهیم واقعی قرآن! تدریس خواهد شد و در پاسخ به این سؤال که مفاهیم مورد نظر چیست؟ اظهار داشته بود «این مفاهیم با آنچه عالمان دینی در ایران ارائه میدهند متفاوت است»!
3- یکی از تفاوتهای بنیادین انقلاب اسلامی با سایر انقلابها آن است که ایدئولوژی انقلاب - یعنی اسلام ناب محمدی(ص) - همزاد انقلاب نیست و همراه انقلاب متولد نشده است. توضیح این که در انقلابهای دیگر، نظیر انقلاب اکتبر 1917 روسیه و یا انقلاب کبیر فرانسه، ایدئولوژیهای انقلاب یعنی مارکسیسم و اومانیسم، همزاد انقلاب بوده و همراه آن به میان مردم آمده بودند. مردم روسیه تزاری از مارکسیسم چیزی نمیدانستند - ماجرای کمون 1905 پاریس هم تغییری در اصل ماجرا نمیدهد- و یا اومانیسم برای مردم فرانسه ایدئولوژی جدید و ناشناختهای بود. نتیجه آن که «نسخه انقلاب» چه در انقلاب کبیر فرانسه و چه در انقلاب اکتبر 1917 روسیه، فقط نزد حاکمان بود و آن را هرگونه که میخواستند تفسیر میکردند. به عنوان مثال، دکترین اقتصادی لنین هنگام ورود به روسیه - تز اقتصادی پای واگن- با دکترین N.E.P که بعدها اعلام شد تفاوت ماهوی داشت و دکترین «راه رشد غیر سرمایهداری» خروشچف که بعدها به عنوان نسخه اقتصادی مارکسیسم عرضه شد با هر دو تفسیر قبلی متضاد بود و نهایتاً «گلاست نوست» گورباچف مقولهای متفاوت با همه آنها... اما تمامی این تفسیرها تحت عنوان «نسخه دقیق برخاسته از مارکسیسم»! ارائه میشد و...
اما، ایدئولوژی انقلاب اسلامی، یعنی «اسلام ناب محمدی(ص)» همراه انقلاب متولد نشده بلکه از پیش در میان مردم حضور داشت و چنین بود که وقتی امام راحل ما(ره) ندا به انقلاب برداشت، مردم ایران - و سایر ملتهای مسلمان - این ندا را به قول شهید مطهری در دل خود آشنا دیدند و از ژرفای دل به آن گرویدند تا آنجا که در تمامی بزنگاهها از امام(ره) به یک اشاره بود و از مردم «به سر دویدن».
4- اگر نسخه انقلاب - بخوانید اسلام ناب محمدی(ص) - دستخوش تحریف میشد و نسخههای دستکاری شده در دسترس ملتها بود، نه فقط انقلابی صورت نمیپذیرفت که زلال معرفت به کام انسانها بریزد و برای هویت بخشیدن به خلق خدا با سلطهگران خونریز و غارتگر در آویزد، بلکه هر ندای حقطلبانه و خروش عدالتخواهانه نیز در هیاهوی حرامیان خاموش میشد و ملتهای مظلوم نسخه رهاییبخشی در دست نداشتند که در پی آن خوش به نشان بروند. و اما، فقهای وارسته وظیفه حفظ و حراست از این نسخه را برعهده دارند. امام راحل ما(ره) در این باره میفرمایند؛ «اگر فقهای عزیز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت- علیهمالسلام- به خورد تودهها داده بودند. جمعآوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین –علیهمالسلام- و ثبت و تبویب (فصلبندی) و تنقیع آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار میگرفتند، کار آسانی نبوده است که بحمدالله امروز نتیجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتی همچون کتب اربعه و کتابهای دیگر متقدمین و متأخرین از فقه و فلسفه، ریاضیات و نجوم و اصول کلام و حدیث و رجال، تفسیر و ادب و عرفان و لغت و تمامی رشتههای متنوع علوم مشاهده میکنیم. اگر ما نام این همه زحمت و مرارت را جهاد فیسبیلالله نگذاریم، چه باید بگذاریم؟» - صحیفه امام، جلد 21، صفحه 247.
مرحوم آیتالله العظمی فاضل لنکرانی را به گواهی تاریخ سراسر درخشان زندگی ایشان، آثار فراوان فقهی، تربیت شاگردانی بسیار، حرکت خستگیناپذیر و پا به پای آن بزرگوار با نهضت حضرت امام(ره) و تداوم این حرکت پربرکت تا واپسین دقایق رحلت و... باید فقیه گرانقدر اهل عصمت(ع) و مجاهد پاکباخته فیسبیلالله دانست و مردم قدرشناس او را چنین میدیدند که دیروز در وداع با پیکر مطهر او تاب از دست داده بودند.