تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۵۷۵۹۳
رژیم عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای در چالش با سیاست‌های دوگانه آمریکا

ضرورت بازنگری

نویسنده: جورج پرکوویچ ترجمه: نسرین رضایی زیره ذره‌‌بین: آمریکا با اتخاذ سیاست بمب‌های دموکراتیک، ساخت سلاح هسته‌ای از سوی دوستان خود را مورد تأیید قرار می‌دهد؛ کشورهایی مثل پاکستان، اسرائیل، هند و استرالیا. اما این سیاست در عمل منجر به صدمه زدن به رژیم عدم تکثیر سلاح‌های اتمی ‌شده است. به نظر می‌رسد دموکراتیک بودن یا نبودن دولت‌ها در این مرحله چندان از ارزش والایی برخوردار نیست. آنچه مهم است رعایت استانداردهای واحد در مورد سلاح‌های هسته‌ای است. از همین رو ضرورت دارد که آمریکا مذاکراتی را با رهبران جهان برگزار کند، تا تمام فعالیت‌های هسته‌ای در سراسر نقاط جهان تحت پوشش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌قرار گیرد.

سیاست خارجی کره شمالی و تلاش این کشور چه در انجام آزمایش‌های هسته‌ای و چه در تولید اورانیوم غنی شده، به صورت مانعی کاملاً بزرگ در مقابل سیاست‌های خارجی ایالات متحده در آمده است. درگیری با چنین مساله‌ای نه تنها ایالات متحده بلکه برخی از سیاستمداران دیگر کشورها را بر آن داشته تا به فکر جایگزین‌های جدیدتری باشند.
جابه‌جایی رژیم به جای جنگ با اسلحه: این سیاستی بود که دولت بوش در ژانویه سال 2002 میلادی از آن سخن به میان آورد. تغییر رژیم به عنوان جدیدترین استراتژی امنیتی حکومت بوش مطرح شد. بوش در سخنرانی سال 2002 اعلام کرد که باید رژیم‌های خطرناک را از میان برداشت؛ اما در سالهای اخیر، مسائل تا حدودی تغییر یافت و اهداف ایالات متحده تا حدودی از لحاظ ظاهری جنبه‌ای مثبت به خود گرفت و ایجاد حکومت‌های حامی ‌دموکراسی جایگزین شعار قبلی شد. در این میان، نظریه دیگری نیز مطرح شد؛ نظریه‌ای تحت عنوان صلح و حکومت‌های دموکراتیک که حامیان عمده آن، دیک چنی، جان بولتون، استفان کمبون و ریچارد پرل بودند.
حامیان این نظریه بر این اعتقاد بودند که دولت‌ها و حکومت‌های دموکراتیک در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، نیاز به کمک و همکاری یکدیگر دارند. به عبارتی عقیده اصلی این گروه، دوستی حکومت‌های دموکراتیک در مقابل دشمنی آن‌ها با یکدیگر بود. همین نظریه باعث شده بود تا این سیاستمداران به دوستی میان هند، اسرائیل و ایالات متحده بیشتر بیندیشند و روی این موضوع، سرمایه گذاری بیشتری صورت بگیرد.
هدف نیز بر روی سرمایه‌گذاری بر دوستان و گسترش روابط با چنین کشورهایی و قرار گرفتن آن‌ها در مقابل حکومت‌های به اصطلاح دشمن متمرکز شده بود. دشمنانی که به عدم تکثیر و ساخت سلاح‌های هسته‌ای و گسترش فعالیت هسته‌ای اهمیت نمی‌ دادند. دشمنانی که از آن‌ها تحت عنوان آدم بدها یاد می‌شد.
استراتژی جدید در پیش گرفته شده تمایلی به تمرکز و مقابله با کشورهایی چون روسیه، چین و پاکستان نداشت. این عدم تمایل نه به خاطر اعتقاد به دموکراتیک بودن چنین حکومت‌هایی بلکه به دلیل قدرتمند بودن آنها و عدم توانایی لازم برای خلع سلاح کردن چنین کشورهایی بود. اما در دیگر سو، بدبینی نسبت به کنترل فعالیت‌های هسته‌ای و کنترل تکنولوژی هسته‌ای، این سیاست را تا حدودی تغییر داد؛ سیاستی که از آن تحت عنوان سیاست عدم تکثیر نیز یاد می‌شد. گسترش شبکه عبد القدیرخان در پاکستان، بیهودگی سیاست در پیش گرفته را کاملاً نمایان ساخت. شبکه ای که در خرید و فروش و ساخت اورانیوم غنی شده شدیداً قوی عمل کرد. ساخت بمب‌ها و کارخانه‌های هسته ای ادامه یافت و تقریباً همیشه نیز در طی یک دهه اخیر، چندین قدم جلوتر از متخصصان و کارشناسان کنترل، مقامات گمرک و سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی پیش رفته است. استراتژی عدم تکثیر باعث شد تا سیاستمداران به فکر قوی کردن و قدرت بخشیدن به ارزش‌های مهم اعتقادی و نظری خود بیفتند. بنابراین قبل از آن که خبر باند عبدالقدیر در سال 2002 به گوش عموم برسد، فعالیت‌های خان در پاکستان و کره شمالی کاملاً آشکار شد.
جالب توجه است که اکثر افراد کلیدی و مهم این شبکه، اروپایی بودند. اروپاییانی که فعالیت‌ها و عملکرد‌هایشان در کشور خودشان حائز اهمیت بود. اما در این میان به عقیده عده‌ای بحث دیگری نیز مطرح بود و آن سستی قوانین سیاسی بود. کنترل متخصصان بین‌المللی از دست رفته بود و فعالیت در زمینه گسترش سلاح‌های هسته‌ای به عنوان یک جرم بین‌المللی شناخته نمی‌شد و همه عملکردها کاملاً تعریف شده و صحیح صورت می‌گرفت.
تمامی‌این نگرشها و بحث‌های مطرح شده باعث شد تا ایالات متحده سیاست پافشاری بر روی مذاکرات مستقیم را کنار گذاشته و بدون در پیشگیری سیاست مذاکره به روند خود ادامه دهد. چنین روشی از سال 2001 میلادی به بعد در مقابل کره شمالی در پیش گرفته شد. ایالات متحده و حتی کشورهای به ظاهر دوست نیز از مذاکره با کره شمالی حمایت نمی‌کرد. سیاست در پیش گرفته شده همچنان نیز ادامه دارد.
آمریکا سیاست مبارزه با رهبران مخالف را در پیش گرفت، اما در راستای این سیاست، کارهای دیگری نیز انجام شد. ایالات متحده آزادی عمل بیشتری را برای کشورهای دوست و همکار خود فراهم کرد و فرصت کمی‌که به آن‌ها برای رفتار بر طبق اصول دموکراتیک داده بود را بیشتر کرد.
ایالات متحده در رابطه خود با دو کشور هند و اسرائیل بازتر و آزادانه‌تر عمل کرد. از اواسط سال 1960 میلادی بود که آمریکا فشارهای خود به اسرائیل را تا حدود زیادی کاهش داد، فشارهایی که پیشتر به دلیل گسترش و ساخت سلاح‌های هسته‌ای صورت می‌گرفت. پس از آن ایالات متحده از فعالیت‌های هسته‌ای اسرائیل حمایت کرد و اعلام کرد که اقدامات هسته‌ای اسرائیل کاملاً بر طبق استانداردهای بین‌المللی صورت می‌گیرد. هند نیز از دیگر کشورهای دربرگیرنده چنین سیاستی بود. در جولای 2005 میلادی بود که ایالات متحده پیمان همکاری با هند را امضا کرد؛ پیمانی که میان بوش رئیس‌جمهوری آمریکا و نخست‌وزیر هند بر سر همکاری‌های هسته‌ای آمریکا و هند بسته شد. امضای چنین تعهدی خود نمایانگر شکستن تعهدات ایالات متحده در مقابل عدم گسترش و تکثیر فعالیت‌های هسته‌ای به منظور حفظ امنیت جهانی بود.
در این میان گویا استرالیا نیز دوست دیگری برای ایالات متحده بود. استرالیا نیز تمایلات نه چندان اندکی برای انجام فعالیت‌های هسته‌ای و همکاری‌های هسته‌ای در زمینه غنی‌سازی اورانیوم، برای راکتورهای داخلی، نشان داد. آمریکا اعلام کرد چنین فعالیت‌هایی در زمینه ساخت سلاح‌های هسته‌ای نسبت به این موضوع به نحوی تحت حمایت محمدالبرادعی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌نیز قرار گرفت.
همچنین دنیس راسپر جئون، دستیار سخنگوی انرژی هسته‌ای ایالات متحده، همچنین در تلاش برای گسترش همکاری‌ها با استرالیاست. او می‌گوید: استرالیا کشور مطمئن و قابل اعتمادی است و ایالات متحده هیچ‌گونه شکی در خصوص به خطا رفتن استرالیا به خود راه نمی‌دهد.
پس از آزمایش هسته‌ای کره شمالی در ماه اکتبر، عده‌ای این نظر را مطرح کردند که ساخت بمب‌ها ـ بدون نیت خاص و در راستای اهداف دموکراتیک ـ بد نیست (مثل ژاپن). این در حالی است که ایالات متحده از ساخت سلاح‌های هسته‌ای ژاپن نگران است. در این میان بار دیگر سیاست عدم تکثیر و ساخت سلاح‌های هسته‌ای رنگی دوباره به خود گرفت. ایالات متحده برای حفظ ادعاهای قبلی خود مجبور شد تا حدودی دست از همکاری‌های هسته‌ای خود که از آن تحت عنوان بمب‌های دموکراتیک یاد می‌شد، بردارد و بار دیگر خطر ساخت سلاح‌های هسته‌ای را یادآوری کند.
اما آنچه که کاملاً روشن و واضح به نظر می‌رسید این بود که هیچ یک از کشورها، حتی کشورهای حامی‌دموکراسی، تمایلی به از دست دادن توان هسته‌ای خود نداشتند؛ همان گونه که کره، ایران و روسیه چنین تمایلی را از خود نشان نمی‌دادند. آمریکا سعی کرد تا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به اوکراین فشار وارد کند تا فعالیت‌ها و ساخت سلاح‌های هسته‌ای خود را متوقف کند. این کشور ابتدا این امر را پذیرفت، اما پس از اندک زمانی حکومت آن اعلام کرد که انجام چنین فعالیتی برای کشورش امکان‌پذیر نیست. ایالات متحده سیاست مقابله با آدم بدها، به دلیل انجام فعالیت‌های هسته‌ای را در پیش گرفت و اعلام کرد تنها حامی‌حکومت‌های دموکراتیک است؛ اما آیا عراق نیز جزو همین آدم بدها به حساب می‌آمد. جنگی که در عراق صورت گرفت قطعاً به خاطر فعالیت‌های هسته‌ای عراق نبود. آنچه که بیشتر به چشم می‌خورد تلاش ایالات متحده برای تغییر رژیم بود؛ نه سیاست عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای. مطمئناً چنین موضوعی برنامه مناسبی است برای تغییر رژیم؛ تغییر رژیمی‌که شاید پس از عراق کشورهای دیگری چون مصر، سوریه و عربستان سعودی را شامل شود. اکنون که کره شمالی به بهانه انجام فعالیت‌های هسته‌ای که امنیت جهانی را بر هم خواهد زد در مقابل ایالات متحده قرار گرفته است، آمریکا اعلام کرده است از تبدیل شدن چنین کشورهایی به قدرت‌های بزرگ منطقه به لحاظ نظامی‌و گسترش خطر افزایش تروریسم جهانی، هراس دارد. اما آنچه که واضح است هراس از جانب تجاوز به قلمرو ایالات متحده است.
ایالات متحده تهدید کرده است در مقابل چنین حکومت‌هایی خواهد ایستاد و حتی آنها را سرنگون خواهد کرد. گرچه پیشتر، تهدیدات ایالات متحده در مقابل برخی کشورها کارساز بود اما بعید به نظر می‌رسد این بار چنین تهدیداتی مفید واقع شوند. حقیقت آن است که چالش عمده‌ای برای جهانیان از این که آمریکا قصد دارد یک تنه وارد عمل شود وجود ندارد. مطمئناً کشورهای منطقه نیز متوجه واقعیت شده‌اند؛ جالب این جاست که آمریکا هیچ‌گونه مخالفتی با فعالیت‌های هسته‌ای اسرائیل ندارد؛ اما این اقدامات زمانی که از جانب کشورهای مسلمانی چون مصر و دیگر کشورهای مسلمان صورت می‌گیرد اقدامی ‌در جهت به خطر انداختن امنیت عمومی ‌جهان به حساب می‌آید.
در این میان فعالیت‌های هسته‌ای ژاپن تا حدودی برای آمریکا قابل تحمل‌تر از دیگر کشورهای منطقه آسیاست. اما کره و چین به شدت از فعالیت‌های هسته‌ای ژاپن هراس داشته و نسبت به این اقدام واکنش نشان می‌دهند.
آنچه که بسیار جالب به نظر می‌رسد، رعایت قانون عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. عملکرد این قانون در مقابل دوستان و دشمنان متفاوت به نظر می‌رسد. دوستان حافظ صلح و قابل اطمینان بوده، و در دیگر سو دشمنان امنیت جهانی را در معرض خطر قرار خواهند داد. رنگ اکثر کشورها در این زمینه خاکستری است و هیچ یک، از این اقدامات و فعالیت‌ها بری نیستند.
ایالات متحده اکنون موفق شده با پاکستان رابطه نسبتاً مناسب و خوبی برقرار کند. پاکستان اکنون، از دید دولتمردان آمریکا، به یک پاکستان خوب تبدیل شده است: پاکستانی در جهت پیشبرد معیارهای دموکراتیک ایالات متحده. واشنگتن به پاکستان سلاح می‌فروشد و هیچ‌گونه فشاری را مبنی بر توقف فعالیت‌های هسته‌ای و ساخت سلاح‌های هسته‌ای به این کشور وارد نمی‌آورد. اما با وجود تمامی‌ این موضوعات واشنگتن همچنان به پاکستان به عنوان یک شریک مناسب در فعالیت‌های هسته‌ای نمی‌اندیشد. واشنگتن اکنون اعتقاد دارد که پاکستان هنوز به پای هند نرسیده است. این در حالی است که مردان چین کاملاً نسبت به صلاحیت پاکستان اعتقاد دارند. در این جا مسأله دیگری نیز در میان است. گاهی اوقات حکومت‌های بد، خوب و حکومت‌های خوب، بد می‌شوند. پیشتر رابطه ایران با آمریکا مساعد بود.
شاه ایران رابطه نسبتاً قوی را با ایالات متحده برقرار کرده بود. فعالیت‌های هسته‌ای شاید در آن زمان قابل پذیرش بود؛ چرا که ایران دوست ایالات متحده به حساب می‌آمد، اما اکنون فعالیت هسته‌ای توسط کشوری دشمن هیچ معنایی جز تهدید به همراه ندارد (تبدیل خوب به بد) و اما پاکستان زمانی در مقابل مردان ایالات متحده قرار داشت اما اکنون اقدامات هسته‌ای این کشور و ساخت سلاح‌های هسته‌ای امری قابل تحمل برای ایالات متحده است (تبدیل بد به خوب).
طی دهه 1980، جنگجویان افغان تنها لقب جنگجو را با خود داشتند، اما در سال 2001 همه چیز تغییر کرد و نام جنگجو به تروریست تغییر یافت؛ و بعد افغانستان تصفیه شد. در سال 1992، روسیه یک دشمن به حساب می‌آمد، اما بعدها وضعیت تغییر یافت و روسیه به یک شریک، در راستای دستیابی به اهداف دموکراتیک، تبدیل شد. اما گذشته از تمامی ‌این مسائل، با تغییر و یا بدون تغییر رژیم، سیاست جهانی برای مبارزه با سلاح‌های هسته‌ای امری مناسب و شایان تصدیق و تایید است. مهم نیست چنین فعالیتی ریشه در کجا داشته باشد؛ مهم خطر تهدیدکننده چنین فعالیت‌هایی است. تروریست‌هایی که به دنبال دستیابی به سلاح و نابودی هستند به سیاست‌های یک دولت هیچ توجهی ندارند. رفتار ایده‌آل حفاظت از چنین اقداماتی است؛ نه شیوع و گسترش آن در هر کجای دنیا. دموکراتیک بودن یا نبودن دولت‌ها در این مرحله چندان از ارزش والایی برخوردار نیست. عملکرد بر طبق استانداردهای واحد ملاک است. بهترین راه‌حل تحت پوشش قراردادن چنین فعالیت‌هایی زیر نظر شورای امنیت سازمان ملل متحد است. گر چه کشورهای عضو شورای امنیت نیز در این میان نقش نه چندان اندکی را ایفا می‌کنند.
اما به راستی آنچه که ایالات متحده، برای مقابله با فعالیت ‌های هسته‌ای نیازمند آن است چیست؟
۱ ـ ایالات متحده ابتدا باید راه‌حل مذاکرات را پیش بگیرد و آنچه در نشست گروه هشت در مقابل کره شمالی در پیش گرفته شد بهترین راه و عملکرد ممکن بود. اما چنین راهکاری باید ادامه پیدا کند؛ البته به نحوی درست و توأم با تهدید و تحریم.
۲ ـ ایالات متحده نیازمند گردآوری رهبران بزرگ دنیا و کشورهای قدرتمند در زمینه چنین فعالیت‌هایی است. البته اگر به راستی هدف آمریکا جلوگیری از گسترش کشتارها به وسیله سلاح‌های هسته‌ای باشد، آمریکا نیازمند مذاکره با رهبران و تحت پوشش قراردادن تمامی ‌این فعالیت‌ها در راستای یک گروه متحد و قانونمند تحت حمایت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌است. البته در این میان همکاری رهبران دیگر کشورها نیز نقش بسیار مهمی‌را ایفا می‌کند.
۳ ـ و اما در نهایت کمک برای مبارزه با هر گونه اقدام خارجی، بدون رعایت قوانین و مقررات لازم است. پس از توافقات به عمل آمده دیگر جایی برای تکروی باقی نخواهد ماند؛ و افرادی که بدین گونه وارد عمل می‌شوند مجرم شناخته خواهند شد؛ چه دوست و چه دشمن.
در این میان مطمئنا حرکت به سوی تشکیل حکومت‌های دموکراتیک نیز کمکی بزرگ در جهت برقراری صلح و آزادی جهانی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات