تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۴  ، 
کد خبر : ۵۷۶۰۶

چیزی به نام راه میان‌بر وجود ندارد (بخش پایانی)


*یکی از شعارهای لشگرکشی به عراق، «جنگ پیشگیرانه» بود. اما در حال حاضر واشینگتن از جنگ طولانی و دراز مدت با تروریسم» دم می‌زند آیا شما هم از این ایده جدید پیروی می‌کنید؟
**جنگ استعاره مناسب و خوبی برای آنچه اتفاق می‌افتد، نیست. تا زمانی که از استعاره جنگ استفاده می‌کنیم با مشکلات زیادی روبه رو می‌شویم، مشکلاتی از نوع رفتار با زندانیان گوانتانامو گرفته تا استراق سمع مکالمات شهروندان خودمان «جنگ» مبارزه و نبرد و طبیعت قربانی‌طلب آن را شدت می‌بخشد.
*تاکتیک‌های موثر و کارآمد در این نبرد و مبارزه سیاسی بر علیه تروریسم به اصطلاح جهادگرانه کدام است؟
**امریکا باید سعی کند تا دنیا بر‌اساس خشونت آشکار نظامی شکل و فرم نگیرد بلکه به جای آن باید تعداد زیادی انستیتوهای چندجانبه تاسیس کرد تا به کار باز‌تولید دراز مدت ثبات، رشد و همکاری بپردازند، درست به مانند انستیتوهای «برتون» و «وودز» و همین طور ناتو پس از جنگ دوم جهانی متاسفانه همه گفت‌وگوها و نگاه‌ها به سازمان ملل معطوف شده است. چپگرایان تنها آلترناتیو موجود را سازمان ملل می‌دانند و راستگرایان هم در تلاش برای «ائتلاف داوطلبان» هستند. در واقع ما نیاز به استراتژی‌هایی چندین و چند جانبه داریم تا برای اقدامات انستیتوهای چند جانبه اعتبار و اهمیت به ارمغان بیاورد. به‌عنوان مثال ناتو و به اصطلاح اتحادیه‌های دموکراتیک از مدت‌ها قبل چنین نقشی را ایفا می‌کنند. در آینده باید تعداد این نهادها بیشتر شود تا هم مداخله آمریکا را با روش‌های کارآمد امکان‌پذیر کند و هم به آن مشروعیت بدهد تا همه بدانند که امریکا قدرتش را با نیت خوبی که همان از ریشه کندن رادیکالیسم اسلامی است، به کار می‌گیرد من هم مثل نومحافظه‌کاران عقیده دارم که برای ترویج دموکراسی باید به اصطلاح در دل دولت‌ها برویم. اما این را هم باید قبول کنیم که ما این برنامه را تعیین و تعریف نمی‌کنیم و این ما نیستیم که ضرباهنگ آن را مشخص می‌کنیم هر تاکتیک کارآمدی باید ویژگی فرصت‌طلبانه داشته باشد تا به محض آنکه لحظه مناسب فرا رسید وارد عمل شود، البته این لحظه مناسب زمانی است که به صورت ارگانیک نیاز به دموکراسی احساس شود.
*هالیوود همیشه به‌عنوان ابزاری موثر برای آمریکا مطرح است که اصطلاحاً از آن به‌عنوان قدرت نرم هم یاد می‌شود. آیا این ابزار‌ می‌تواند در این مورد نقشی ایفا کند؟
**متاسفانه بله، اما نقشی منفی ایفا می‌کند. و هالیوود تبدیل به نماینده و واسطه فرهنگ ولنگار، مادی‌گرا و سکولاری شده است که در بسیاری از مناطق دنیا و به ویژه جهان اسلام طرفداری ندارد.
*روزنامه‌نگار معروف «رسی از رد کاپوچینسکی» تجربیات و آموزه‌های قرن بیستم را گردآوری کرده و در جایی می‌گوید: در آینده چیزی به‌عنوان راه میان‌بر وجود ندارد. نه جنایت‌های لنینیستی و نه مداخلات نظامی نمی‌توانند جوامع را پیش از آنکه وقتش برسد، مجبور به پختگی سیاسی کنند. آیا شما هم عقیده دارید که راه میان‌بری برای رسیدن به «پایان تاریخ» و به عبارتی راه میان‌بری برای رسیدن به دموکراسی و لیبرالیسم وجود ندارد؟
**اساساً این همان چیزی است که من سعی در بیان آن دارم. ادعا نمی‌کنم که با توجه به قدرت‌های بزرگ اجتماعی، ما باید منفعل و به اصطلاح کنش‌پذیر باشیم. در بسیاری از زمان‌ها، قدرت، عمل، تصمیم و رهبری نقش مهمی بازی می‌کند. اما باید با هوشیاری و قضاوت درست به این مسئله نگاه کرد. امکان و موقعیت‌های تغییر و دگرگونی خیلی کم و نادر پیش می‌آید ذات و جوهر کشورداری در این نهفته است که بدانیم چه زمان می‌توان روندی رو به جلو برای مسائل در نظر گرفت و چه زمانی نمی‌توان این کار را کرد. این ایده که آمریکا قادر به تحمیل هژمونی خود برای دگرگونی کردن کل جهان است، توهمی بیش نیست. اگر از تجربه عراق تنها یک درس گرفته باشیم. این است که دیگر راه میان بری وجود ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات