علی بولاچ
ترجمه: آیدین فرنگی
سئوالی از خدمان بپرسیم: آیا تاریخ اسلام شاهد ظهور نزاعهای مذهبی یا قومی بوده است؟ یک سوم ساکنان قاره اروپا در طول تاریخ قربانی جنگهای مذهبی و قومی شدهاند؛ آیا وقوع چنین جدالهایی در تاریخ اسلام نیز سابقه داشته؟ سریع و بیتردید پاسخ خواهیم داد: همچنانکه تاریخ اسلام شاهد وقوع جنگهای طبقاتی نبوده، نزاعهای مذهبی و قومی نیز در تاریخ اسلام به وقوع نپیوسته است. البته این گفته را نباید به معنای همزیستی مسالمتآمیز و پر از صلح و صفای مسلمانان در نظر گرفت. اگر قصد درک و تحلیل وقایع تاریخی و کنونی جوامع اسلامی را داشته باشیم، تحلیل خود را نباید بر مبنای نزاعهای تاریخی مغرب زمین بنا کنیم. هر چند نزاع بر سر کسب قدرت، شورش خانها و جنگ بین حکومتها (مثل نبرد عثمانی با صفویه) همواره در جهان اسلام وجود داشته، ضروری است برای تحلیل صحیح این وقایع، از تعاریف حقیقی موجود در خصوص نزاعهای طبقاتی، دینی و قومی فاصه بگیریم.
در صورت پذیرش موارد فوق، جدالهای مذهبی عراق امروز را چگونه تبیین خواهیم کرد؟ شاید لازم باشد ضمن تعریف ستیزهای دینی یا مذهبی، لزوم قابل شدن تفاوت بین این جدال با جدالهای دیگر را براساس معیارهای مشخص و قابل فهم یادآور شویم. نزاع مذهبی یا دینی عبارت است از وقوع ستیز بین دو گروه دینی یا مذهبی، به شرط اینکه منشاء ستیز چیزی نباشد جز باورهای دینی و اعمال مذهبی. البته گاه تفاسیر متفاوت از یک دین و انجام اعمال مبتنی بر این تفاسیر نیز موجب ظهور نزاع بین پیروان دو دیدگاه شده است. بروز چنین حوادثی را هم به حساب ستیزهای دینی یا مذهبی میگذاریم. هرگاه پیروان یک مذهب در معرض تهاجمی خارجی قرار بگیرند، به صورت طبیعی به دفاع از خود خواهند پرداخت. گاه ممکن است همین گروه به قصد انتقام یا با هدف نابودکردن رقبای اعتقادی یا با نیت حاکمیت یافته بر گروه دیگر، آغازگر حملهای مجدد باشد. جنگ حکومتهای مسیحی با یهودیها و نیز نبرد حکومتهای مسیحی با یکدیگر مثالهایی تاریخی برای این گفته به شمار میآید؛ نبردهایی که از30 تا یکصد سال نیز به طول انجامیده است. در جنگهای دینی یا مذهبی گروه مهاجم نه تنها هیچ حقی برای عقاید و اعمال دینی طرف مقابل قایل نمیشود، بلکه حق حیات آنها را نیز به رسمیت نمیشناسد. گروه مهاجم برای دور کردن گروه مقابل از باورها و امور اعتقادیشان حتی از قتل عام نیز فروگذار نمیکند. در طول تاریخ یهودیها بارها به دست مسیحیان قتل عام شدهاند و پیروان دو مذهب کاتولیک و پروتستان نیز از اعمال هیچ فشاری نسبت به یکدیگر سر باز نزدهاند. در جنگهای مذهبی با توجه به شرایط هر مقطع، تلاش برای کسب سه عنصر اقتدار، حاکمیت و منفعت قابل مشاهده است. از همین منظر میتوان به منافع اقتصادی و سیاسی موجود در پس جنگهای صلیبی اشاره کرد. در جریان ستیزهای مذهبی مکانهای دینی و مقدس مورد هجوم واقع میشود و شخصیتهای مذهبی و معتبر در کانون حملههای طرف مقابل قرار میگیرند. البته فارغ از حقایق موجود، عناصر ظاهری قتلعامها و خرابکاریها رنگ دینی یا مذهبی خواهد داشت. ستیزهجویان مذهبی با زبان دین سخن میگویند و مشروعیت کارهای خود را از منابع کلامی دینی یا مذهبی اخذ میکنند. بنابر آنچه گفته شد وقایع خونین عراق را نمیتوان «جنگ بین شیعه و سنی» ریشه در واقعیتهای این سرزمین ندارد. نه تنها مشابه وقایع اخیر عراق را در تاریخ اسلام نمیتوان سراغ گرفت، بلکه این حوادث شباهتی به جنگهای مذهبی- دینی غرب نیز ندارد. پیروان هر دو مذهب اسلامی اصول اعتقادی خود را از قرآن و سنت اخذ میکنند و به همین دلیل ستیز بین پیروان این دو مذهب نمیتواند مشروعیت اسلامی داشته باشد. در حوادث عراق و منطقه خاورمیانه عوامل و بازیگردانهای دیگری دخیل هستند که اکنون تامل در ماهیت آنها برای ما بهعنوان نیازی گریزناپذیر مطرح است.