داوود اویسی
کمتر روزی است که در لابهلای اخبار رسانهها نشانی از امارات متحده نباشد اما برای ما ایرانیها این شیخنشین از اهمیتی دوچندان برخوردار است. از یک سو هر از گاهی شاهد تحرکات آنها در قبال ج از یر "همیشه ایرانی" تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی هستیم و در پارهای از اوقات و در پی اوج گرفتن تنشها با جامعه بینالملل، خبر از هجوم سرمایههای ایرانیان به سمت دبی، شارجه و ابوظبی داریم و گاهی از تاثیر بیچون و چرای ساکنان حاشیه جنوبی خلیج فارس بر قاچاق انواع و اقسام کالاهای بنجل به ایران میشنویم و در کنار اخبار اقتصاد سیاه میخواهیم که در هنگامی که ساخت پالایشگاه بنزین مقرون به صرف نیست 61 درصد از بنزین وارداتی (4/2 میلیون تن به ارزش 4/1 میلیارد دلار) به کشور توسط شرکتهای اماراتی ممکن شود و یا خبری را میخوانیم که ایران بزرگترین بازار صادرات مجدد امارات است! در گزارش پیش رو با نگاهی به تاریخچه شکلگیری این شیخ نشین، تحولات اقتصادی این کشور را مرور میکنیم.
پس از جنگ جهانی دوم به دنبال تحولات سیاسی و اجتماعی مهمی که در جهان رخ داد دولت انگلستان به منظور حفظ سلطه خود بر این کشورها و برای سهولت اداره کشورهای مستعمره اعطای استقلال سیاسی ظاهری را در دستور کار قرار داد. طرح هلال سبز با سرانگشت انگلستان اما به دست نوری سعید پاشا نخستوزیر پادشاهی عراق مطرح گردید. این طرح به دنبال آن بود که با گردآوری بعضی از قبایل، طوایف و کشورهای عربی تحت یک حکومت واحد ضمن پاسخ به برخی از تمایلات ناسیونالیستی اعراب، اداره این مستعمرهها را با هزینه کمتری یافتن راهحلی برای مقابله با تلاشهای ایران برای حفظ و اعمال حاکمیت در بعضی از ج از یر خلیجفارس از جمله بحرین، تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در گام نخست به دنبال شکل دادن به یک دولت عربی متشکل از کویت، شیخنشینهای خلیجفارس و ساحل عمان (شامل بصره و عدن) بودند که بنا به دلایلی این تئوری به مرحله اجرا در نیامد.
در سال1952 "سراریک مکبث" حقوقدان انگلیسی طرح فدراسیون امارات خلیج فارس را دوباره ارایه کرد که این بار نیز این پروژه راه به جایی نبرد. "دفتر توسعه امارات ساحل عمان" در دبی با هدف متشکل کردن شیخنشینها تاسیس شد و با واگذاری این سازمان به "شورای اقتصادی و عمران امارات ساحل متصالح" انگلیسیها گام به گام به هدف خود نزدیک شدند. نوزدهم ژانویه 1961 انگلستان ضربه نهایی را وارد کرد "اوجین روستو" معاون وزیر امور خارجه این کشور اعلام کرد که تا سال1971 میلادی قوای پادشاهی بریتانیای کبیر شیخ نشینهای منطقه را ترک خواهند کرد. این سیاست ضربهای کاری بر شیوخ منطقه بود و آنها را به سمت اتحاد و کنار گذاردن اختلافات سوق داد. انگلیسیها در محافل خصوصی با اعراب، آنها را از قدرت و توان ایران میترساندند و تنها راه مقابله با این خطر بالقوه را گردهم آمدن این شیخنشینها و به وجود آوردن یک اتحادیه میدانستند. 1968 میلادی و در پی اعلان سیاستهای استعمار پیر مبنی بر خروج قطعی از کانال سوئز و خلیجفارس، شیوخ دبی و ابوظبی در طور جدی به دنبال تشکیل اتحادیه افتادند و در تاریخ18 فوریه 1968 شیخ از یدبن سلطان حاکم ابوظبی و شیخ راشدین مکتوم حاکم دبی موافقتنامهای را دایر بر تشکیل یک فدراسیون با 9 عضو از7 شیخنشین فعلی امارات به علاوه بحرین و قطر به امضا رساندند. اما در جلسهای که یک هفته بعد قرار بود در دبی و با حضور تمام اعضای نهگانه برگزار شود به علت غیبت قطر و بحرین تشکیل نشد و در نهایت موافقتنامه جدیدی در 27 فوریه 1968 تحت عنوان، امارات عربی خلیج فارس به امضا رسید. در این موافقتنامه ضمن شناسایی آزادی داخلی هر امیر نشین یک شورای عالی تشکیل دادند که در آن شیوخ همه اماراتها حضور داشته و مسوولیت تنظیم سیاستهای فدراسیون را بر عهده بگیرد و ریاست این شورای عالی نیز هر سال بر عهده یکی از اماراتها و شیوخ حاکم آن قرار گرفت این موافقتنامه از 30 مارس 1968 لازمالاجرا شد.
واکنش ایران
دولت ایران در گام نخست مخالفتی با شکلگیری این اتحادیه نداشت و از طرفی به علت تخلیه خلیجفارس از نیروهای خارجی امیدوار بود که بتواند با کمک کشورهای منطقه امنیت این آب راه بینالمللی را تامین کند. اما به دنبال برملا شدن سیاستهای بریتانیا در خصوص جدا کردن بحرین و به دنبال آن سایر ج از یر استراتژیک از ایران در برابر آن موضع گرفت. در12 فروردین1347 خورشیدی اطلاعیهای از سوی وزارت امور خارجه دولت ایران به شرح زیر صادر شد:
"از زمانی که گفتوگوی مربوط به تاسیس اتحادیه امارات خلیجفارس پیش آمده است از وزارت امور خارجه سوالاتی در این خصوص به عمل میآید که از لحاظ حقوق بینالمللی، فدراسیون و اتحاد چند شیخنشین که دولت انگلستان حامی آنهاست و قرارداد تحتالحمایگی خود را با آنها کماکان معتبر میداند و هنوز مسوول امور خارجی و دفاعی آنهاست چه صورتی دارد؟ از نظر دولت ایران، دولت انگلستان نمیتوان سرزمینهای را که به شهادت تاریخ با زور و تزویر از ایران جدا کرده به دیگران ببخشد."
از سال1968تا1971میلادی شیوخ خلیج فارس به دفعات و با یاری دولت انگلستان کنفرانسهایی را برای ایجاد کشوری واحد شکل دادند و در نهایت اتحاد هفت گانهای در تاریخ 18 ژانویه 1971، با حضور شیخنشینهای ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقوین، فجیره و راسالخیمه (با تاخیر چند ماهه) در مورد تاسیس امارات متحده عربی به تصویب عربی در جنوب شرقی آسیا و بر بستری از شنهای داغ صحرای سو از ن متولد شد.
قطب اقتصادی منطقه چگونه شکل گرفت؟
ایران و ایرانیان نقشی بسیار پررنگ در رونق اقتصادی امارات متحده عربی بر عهده داشتند. گذشته از آن که ایرانها بزرگترین اقلیت ساکن در امارات به شمار میروند (در دبی25 درصد جمعیت ایرانی است) بسیاری از بومیان این کشور نیز تباری ایرانی دارند. سیاستهای ایران در طی سه دهه گذشته و تحولات منطقهای و بروز جنگهای مختلف، موجب شد که امروز قلب اقتصادی منطقه خاورمیانه و خلیجفارس در امارات متحده عربی بتپد. براساس آمارهای موجود بیش از6 هزار و500 شرکت ایرانی (با حداقل100هزار دلار سرمایه) در امارتهای مختلف این شیخنشین فعالیت اقتصادی دارند در سال گذشته بیش از7/2 میلیارد دلار کالا از امارات به ایران صادرات مجدد شده و با توجه به روابط تنشآمیز ایران، اروپا و آمریکا و برخی از دولتهای دیگر و بسته بودن راه تجارت مستقیم بین آنها و ایران، امارات متحده عربی به خوبی توانسته است از این خلا بهرهبرداری کند. شاید بتوان آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را "بهار امارات" بر شمرد. به دنبال تداخل رویدادهایی چون وقوع انقلاب اسلامی و آغاز جنگ و وقوع تحریمهای اقتصادی شیوخ عرب ساکن در حاشیه جنوبی خلیجفارس خود را در موقعیت بسیار ممتازی برای ایفای نقشی همچون هنگکنگ در این سوی قاره آسیا مهیا کردند. رهبران امارات با هدایت درآمدهای حاصل از فروش نفتخام به سمت برنامهریزی و سرمایهگذاری در بخشهای مختلف بهخصوص در حوزه خدمات و تجارت، دروازههای پیشرفت را بر روی ساکنان این کشور باز کردند. دلارهای نفتی شرکتهای مشاورهای غربی را در این شیخنشین به فعالیتی جدی و پایدار کشانید. سرمایهگذاری بر روی زیر ساختها از یک سو و از سوی دیگر تسهیل و ثبات قوانین شرایطی را به وجود آورد که در کمتر از سه دهه امارات به یکی از گزینههای اصلی برای سرمایهگذران جهان درآمد و مردمان آن نیز از این خوان گسترده بینصیب نماندند به گونهای که در سال2004 میلادی امارات متحده عربی دارای درآمد سرانهای نزدیک به 20 هزار دلار شد که نسبت به سال2003 میلادی در حدود 3 هزار دلار به آن افزوده شد و این افزایش درآمدها در حالی صورت میگیرد که تولید و صنعت ایران ضررهای جبران ناپذیری از قاچاق کالا از سوی امارات به ایران متحمل شد. انواع و اقسام کالاهای ار از ن قیمت و بعضا تقلبی چینی از مسیر امارات به سمت ایران سرازیر میشود. چندی پیش هفتهنامه استاندارد به نقل از به دفتر بازرسی کالا و امور صادرات و واردات موسسه استاندارد در گزارش ی اعلام کرد که 62 درصد از کالای قاچاق غیراستانداردی که به ایران وارد میشود (در مرداد 84) از مبدا امارات متحده عربی است. طبق این گزارش 76 درصد این کالاها چینی است و به عبارتی میتوان گفت که بخش عمدهای از صادرات مجدد امارات به ایران را کالاهایی تشکیل میدهد که تهدید کننده مالی و جانی مشتریان ایرانی این گونه از کالاهاست.
صادرات ایران به امارات در سال گذشته با رشدی150درصدی نسبت به سال1382 به 3/2 میلیارد دلار رسید. براساس آمار سازمان توسعه تجارت ایران در سال1383 واردات ایران از امارات رشد چشمگیری داشته و با74 درصد رشد از مرز5/3 میلیارد دلار در سال1382 به 1/6 میلیارد دلار در سال 1383 افزایش یافته است. بدین ترتیب تراز منفی مبادلات تجاری ایران و امارات باز هم بیشتر شد. البته در این آمار و ارقام به کالاهایی که به صورت قاچاق و از مبادی غیرقانونی وارد کشور شده اشارهای نشده است. قابل ذکر است که طبق برآوردهای کارشناسی قیمت یک کیلوگرم کالای صادراتی از ایران به امارات 24 سنت است، در حالی که یک کیلوگرم کالای وارداتی از امارات 86 سنت قیمت دارد.
بازارهای بیدر و پیکری چون ایران و سیاستهای غلط اقتصادی و ادامه تنش با جهان پیرامون شرایطی را رقمزده است که کشور مینیاتوری امارات، اولین اقتصاد اعراب و هجدهمین اقتصاد در کل جهان شناخته شود. این رتبهبندی که براساس ارزیابی موسسه همایش جهانی اقتصاد داووس براساس سه معیار "محیط اقتصادی"، "وجود موسسات لازم" و "آمادگی تکنولوژیک" صورت گرفته است.
در حالی که اماراتیها در30 سال پیش فاقد فرودگاه و خطوط هوایی بودند و ایران با "هما" برترین ایرلاین جهان محسوب میشد امروز فرودگاه دبی براساس آخرین نظرسنجی که توسط هفتهنامه "بویینگ بیزنس تراول" در سراسر جهان صورت گرفته فرودگاه دبی بهعنوان بهترین فرودگاه در امر خدمات به مسافرین، خدمات به شرکتهای هواپیمایی و امنیت شناخته شده است و این در حالی است که خطوط هوایی امارات نیز بهترین و امنترین شرکتهایی هوایی جهان محسوب میشود. از سوی دیگر به گزارش رویتر مقامات دبی قصد دارند برای پروژههای توسعه فرودگاه دبی تا سال202 میلادی 3/12 میلیارد دلار سرمایهگذاری کنند. دبی برای تبدیل شدن به بزرگترین مرکز توریستی منطقه در حال سرمایهگذاری کلان و توسعه زیرساختهای فرودگاهی برای جابهجایی سالانه60 میلیون مسافر تا سال2010 است. جابهجایی مسافر در9 ماهه نخست سال2010 است. جابهجایی مسافر در9 ماهه نخست سال 2005 میلادی با 14 درصد افزایش از 2/16 میلیون به 5/18 میلیون نفر رسیده است. این تحرکات سریع و پر بازده در حالی صورت میگیرد که سالیان سال است که فرودگاه بینالمللی تهران بر روی کاغذهای افتتاح میشود!
از دیگر زیرساختهای مهم که در امارات در دست احداث است باید از متروی دبی نام برد که تا سال2012 میلادی افتتاح خواهد شد. این مترو که با بودجه5/12 میلیارد دلاری آغاز شده است طولانیترین سیستم ریلی اتوماتیک در جهان خواهد بود.
در فروردین ماه سال1384 ساخت "برج دبی" بهعنوان بزرگترین برج جهان آغاز و طرف دو سال هر هفته یک طبق از آن احداث میشود. اسکلت این برج تا عمق 52 متری زمین فرو رفته و مسافتی در حدود 8 کیلومتر را به خود اختصاص میدهد. بیش از 50 آسانسور برای حمل و نقل افراد در ساختمان وجود دارد و دورترین مسیری که هر یک از آسانسورها طی میکنند 124 طبقه به مقصد "اسکای لابی" است که در آن استفادهکنندگان از سوییتهای برج باید آسانسور خود را عوض کنند تا به طبقات مورد نظر برسند برج دبی در زمان تکمیل رکورددار هر چهار ویژگی در نظر گرفته شده توسط شورای ساختمانهای بلند نیویورک یعنی ارتفاع ساختمان، سقف، آنتن و طبقات قابل سکونت است.
سینمای جهان نیز به سمت دبی گرایش پیدا کرده است و "مدیا سیتی" دبی به دنبال ساخت "استودیو سیتی" در "دوبی لند" است تا زیرساختهای کامل تکنیکی و انسانی لازم را برای تولید فیلم و موسیقی فراهم آورد. هدف استودیو سیتی تسهیل ایجاد زیرساختهایی در حد و اندازههای بینالمللی است. در حال حاضر نیز بیش از120 شبکه در مدیا سیتی دبی در حال کار میباشند.
بالاترین هزینه سرانه ساخت ساز جهان
بر اساس آخرین آمارهای "ارزش پروژههای در حال انجام امارات بیش از 223 میلیارد دلار است که هزینههای طرحهای در دست ساخت کشورهای حاشیه خلیجفارس، ایران و عراق بیش از 697 میلیارد دلار برآورد میشود که 32 درصد از این هزینهها به امارات تعلق دارد و این در حالی است که به اعتقاد کارشناسان تقاضای بازار مسکن کشور نیز به بازار مسکن دبی منتقل شده است و براساس برآوردهای کارشناسی ایرانیان 200 تا400 میلیارد دلار در دبی سرمایهگذاری کردهاند که حدود یک پنجم آن به بخش مسکن و ساخت و ساز روانه شده است و در سالهای اخیر ایرانیان 80 میلیارد دلار در دبی برای خرید خانه پرداخت کردهاند و در حدود 10 درصد از ساخت و سازها در دبی توسط ایرانی صورت میگیرد. سرمایهگذاران 31 درصد از ویلاهای منطقه التمرا در راسالخیمه و 20 درصد فروشگاه امارات را در اختیار دارند و در پی رکود بورس تهران و سایر تحولات ناشی از مذاکرات اروپا با ایران سیل سرمایههای ایرانی به دبی و سایر اماراتهای این کشور سرازیر شده است. با هجوم روز افزون سرمایهگذاران ایرانی به بورس دبی و ابوظبی این بازارها رونقی دوچندان پیدا کرده و باعث صعود سهام شده است. بانک استاندارد چارتر طی گزارش اعلام کرد که بازار سهام امارات با رشدی بالغ بر 114 درصد بهعنوان پررونقترین بازار سهام جهان در سال 2005 شناخته شد. در بازار سهام امارات سهام شرکتهای پیمانکاری در امر ساخت و ساز و شرکتهای وابسته به مسکن بیش از280 درصد افزایش سوددهی داشته است.
اقتصاد بدون نفت
اماراتیها از سال پیش به دنبال قطع وابستگی درآمدهای کشور خود از صدور نفت خام بودهاند. سرمایهگذاری فراوان برای جایگزین کردن بخش خدمات (از گردشگری تا دفاتر کمپانیهای بزرگ) نیز بر همین اساس صورت گرفته است. شرایط اقتصادی این کشور به گونهای است که حتی در پی خشک شدن منابع نفتی آن آیندهای بسیار روشن را در برابر خود دارد. آنها توانستهاند که خود را از زیر یوغ اقتصاد تکمحصولی رها کرده و به یکی از مستقلترین اقتصادهای جهان بدل شوند. بلندترین برج جهان، بزرگترین مرکز تفریحی جهان، بزرگترین جزیره مصنوعی جهان، بزرگترین دریاچه مصنوعی جهان، تنها هتل زیر آب جهان، تنها هتل هفت ستاره جهان، پیست اسکی داخل بیابان، بهترین و بزرگترین ایرلاین و فرودگاه جهان و دهها و صدها نمونه برتر دیگر موجب شده است که سیل گردشگران عرب و غیرعرب به ویژه ایرانیان از سراسر جهان به مناسبهای مختلف برای گردش، تجارت و سرمایهگذاری راهی آن سوی آبهای گرم خلیجفارس شوند، همان صحرای گرم و سوازن و بیآب علف سه دهه پیش!