تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۹  ، 
کد خبر : ۵۷۶۸۰
گزارش تحلیلی از چرایی وقوع اولین انقلاب مدرن در ایران سنتی

ریشه‌های مشروطه‌خواهی ایرانی

مقدمه: مطلب زیر تلخیصی از مقاله ای مفصل درباره ریشه های انقلاب مشروطیت در ایران است.

ضیاء مصباح
گروه سیاسی:
مجموعه حوادثی که منجر به ظهور و تکوین مشروطیت ایران شد شاخص دوران نو در تاریخ ایران است همچنان که (رنسانس) در جوامع غربی آغاز ایام جدید به شمار می رود، به قسمی که پنج قرن پس از آن فلسفه و طرز زیستی که زاده «رنسانس» بود در اروپا و امریکا ضامن تعمیم عدالت اجتماعی و گسترش آزادی به نحو عمیق در سایه قوانینی که موجد مساوات حقوق کلیه افراد جامعه است و بالاخره برخورداری از تنعمات مادی تمدن ماشینی شد. هدف انقلاب مشروطیت ایران نیز متوجه تحقق همین گونه مسائل بود و شاید بتوان گفت هدف هایی که پس از حدود یک قرن که از آغاز مشروطیت می گذرد جامعه ایران هنوز به برخی نائل نشده و بعضی در نتیجه تحولات به صورت دیگری حاصل شده است.
انقلاب مشروطیت ایران نظیر دیگر انقلاب های عمده سیاسی در نتیجه نوعی تغییر حالت و روحیه در افراد مملکت به وقوع پیوست، به عبارت دیگر یک عمل دسته جمعی بوده که در آن تعداد زیادی از افراد بالاخص افراد طبقه موثر جامعه سهمی داشتند.
این حرکت و جنبش عمومی ثمره سیر تکوینی بطئی و طولانی بود که باید ریشه آن را از اواخر دوران صفویه جست وجو کرد، زیرا انقلاب مشروطیت ایران منتج نهضت فکری و تحول اجتماعی ریشه داری است که دارای دو قرن و نیم سابقه است، یعنی از آن هنگام که رونق کار، صنعت و تجارت رو به کاهش نهاد و به تدریج قدرت صنعتی، نظامی و سیاسی ایرانیان در برابر اقتصاد و تمدن توانمند و شکوفای اروپایی به سوی انحطاط گرایید، ایرانیان با اعجاب چشم امید به مغرب زمین دوختند. از زمان جنگ با پرتغالی ها که سرداران صفویه به قدرت نظامی اروپاییان پی بردند برتری صنعتی و فنی اروپاییان برای مردم متفکر و صاحبنظر امری محرز شد، ولی سلطه و نفوذ سنن و عادات گذشته از موانع عمده تغییر مسیر بود، هر چند تبدیل سلسله های سلاطین از صفویه به افشاریه، زندیه و قاجاریه فقط چهره حکام را تغییر می داد بدون اینکه نظام اقتصادی و فلسفه زندگی اجتماعی دگرگون شود، ولی در عین حال نظیر هر تغییر آشکار سیاسی، مبین یک سلسله تغییرات نامرئی اجتماعی یعنی حاکی از بروز یک تشنج عمیق در وضع زندگی جامعه بود که از اواخر دوران صفویه شروع می شد زیرا به علت در هم کوفته شدن زیربنای اقتصادی مملکت فقط تعادلی که به دست آمد پس از جنگ های فتحعلی شاه با روسیه بود که باید آن را آخرین هیجان و تلاش دانست که بدل به یاسی عمیق شد و از آن به بعد داعیه ها فروکش کرد و کشور ما از نظر اقتصادی به حالت وابسته تغییر وضع داد.
در این دوران (قاجاریه) تعادلی به وجود آمد ولی در سطحی پایین تر از گذشته و از طرف دیگر جنگ های فتحعلی شاه با روسیه و شکست های پی درپی ضربه موثری به سیستم معتقدات و هیمنه قدرت واهی زد و از آن به بعد اذهان دوراندیشان واقع بین راه چاره را پیروی از طریق تدابیر فنی و سیاسی و اقتصاد غربیان دانستند نه کشورگشایی و نه دلاوری نادرشاه، نه مملکت داری و تدبیر کریم خان زند و البته نه جلادت و شدت آغامحمدخان دیگر قادر نبود تعادل اقتصادی و اجتماعی دوران صفویه را بازگرداند. ابتدا قائم مقام مشاور مدبر عباس میرزا با اعزام جوانان مستعد به فرنگستان و سپس میرزا تقی خان امیرکبیر با شروع اصلاحات عمیقی که همه شئون لشگری و کشوری را در بر گرفت خاصه با تاسیس دارالفنون سبب شدند علوم و فنون غربی اشاعه یافته و تماس بلاانقطاع با تمدن و زندگی ملل مترقی برقرار شود.
انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه به وسیله امیرکبیر و چاپ و انتشار کتب و جزواتی که ترجمه آثار متفکران غربی بود به تدریج موجب آگاهی بیشتر افراد مملکت از کم و کیف پیشرفت های ملل اروپایی شد.
نویسندگان متعددی از میان افراد دانشمند و حتی اشراف ناراضی برخاستند که در زمینه آشنا کردن ایرانیان با مبادی تمدن و نظام سیاسی اروپاییان به عمق تمدن و فرهنگ، پیشرفت های علمی و صنعتی و نهضت های فکری پی برده به صورت نخستین مبشرین و منادیان تمدن اروپایی درآمدند و با نشر جزوات متعدد افکار و عقاید جدید را درباره شئون گوناگون زندگی اجتماعی اشاعه دادند و انتقادات طنزآمیز آنها در شکستن ساختمان فکری کهنه و درهم کوفتن معتقدات رجال و درباریان پرادعا و کم مایه اثری عمیق داشت و با الهام از افکار فلاسفه فرانسوی از قبیل ژان ژاک روسو، منتسکیو و ولتر عقاید مربوط به حاکمیت ملی و حکومت قانون و آزادی را تبلیغ کردند: از آن جمله است ملکم خان که با شناسایی کامل تمدن اروپایی افکار وی تحت تاثیر نهضت فکری سن سیمون قرار گرفت که مبتنی بر توام ساختن فن کشورداری نوین با پیشرفت های علمی و صنعتی بود. بنابراین با چنین تحولاتی برخی گروه ها و طبقات اجتماعی برای پذیرفتن عقاید نوین انقلابی واجد زمینه فکری آماده تری بوده اند.
هر چند انقلاب مشروطیت ایران را نمی توان از جمیع جهات انقلابی بورژوازی دانست زیرا در آن زمان هنوز وضع اقتصادی ایران به پایه یی نرسیده بود تا طبقه یی نظیر بورژوازی کشورهای اروپایی که عامل و هادی انقلاب های سیاسی قرون 18 و 19 بود به وجود آید ولی مداقه در تاریخ اقتصادی و اجتماعی قرن گذشته ایران وجود دستجات و گروه هایی را معلوم می دارد که از جهاتی دارای برخی خصوصیات اجتماعی هستند که تا حدی بورژوازی اروپا در قرون بعد از رنسانس قابل قیاس است. در این زمان رفت و آمد ایرانیان به فرنگ افزون شده و تماس افراد طبقات متوسط با تمدن اروپایی و آشنایی با فعالیت و ترقیات دنیای جدید صنعت در مقابل تحجر و درجا زدن سیستم حکومتی موجب افزایش حس عصیان و نارضایتی این طبقات شد، در حالی که داد و ستد تجار در داخل و خارج کشور و مراودات آنها با یکدیگر شبکه ارتباطی موثری به وجود آورده بود که در نشر و اشاعه افکار جدید سهم بسزایی داشت.
از سال 1280 هجری قمری تاسیس پست و چاپار اتحاد بین تجار را به وجود آورده بود و بدین نحو تجار و بازاریان وسیله یی شدند برای انتقال افکار آزادیخواهی، حکومت قانونی، اصلاحات اجتماعی و مبارزه با قدرت حکام به منظور تامین منافع خود که در لفظ حکومت مشروطه خلاصه می شد و به اقسام مختلف به صفوف آزادیخواهان و مشروطه طلبان پیوستند. از آن جمله است حمایت موثر آنان در انتشار جراید و نشریات انقلابی در داخل و خارج کشور.
توضیح این نکته لازم است که از انعقاد معاهده ترکمانچای به بعد ورود آزادانه کالاهای روسی و دیگر کشورهای اروپایی صرف نظر از تاثیر اقتصادی که بالمآل موجب تضعیف صنایع داخل بود نتیجه دیگری داشت و آن آشنا کردن مردم به صنایع و فنون جدید بود.
مصرف و استعمال مصنوعات متنوع خارجی اهالی کشور را به ماهیت علوم و فنون و ترقیات اروپاییان در زمینه های مختلف متوجه ساخت و چون تجار و بازاریان خود عامل اصلی ورود این مصنوعات بودند بیش از دیگران از نظر روحی تحت تاثیر قرار می گرفتند.
همراه و متفق عمده این طبقه روحانیون بودند زیرا حق مکتسب و اثبات حقوق این طبقه را شرع اسلام تایید می کرد و روحانیون از دیرگاه سمت رهبری معنوی را بر آنها داشتند، از حل مسائل خانوادگی و احوال شخصی گرفته تا امور مربوط به داد و ستد بالاخره زندگی دینی آنان با روحانیت ارتباط داشت. در حقیقت روحانیون و بازاریان دو دسته از مردمان موثر شهر بودند که مکمل یکدیگر بودند.
روحانیت شیعه که از زمان صفویه قدرت و قوام بسیار یافته و در امور دینی و دنیوی حائز اختیارات بسیاری بود از زمان نادرشاه سلطه گذشته را از دست داده بود، از یک طرف دولت قاجاریه روحانیت را قدرتی رقیب می پنداشت و با جدا کردن امور شرعی از امور عرفی و اختصاص امور عرفی به دولت درصدد تضعیف قدرت روحانیت برآمد و از طرفی دیگر پیشرفت علوم و معارف اروپایی سبب شد دستگاه روحانیت که در گذشته قلمرو آن به همه جنبه های معنوی و علمی جامعه کشیده می شد به صورت یک دستگاه قدیمی جلوه کند و بر اثر آن دو جریان مختلف نزد روحانیون به وجود آمد: یکی اکتفا به ظواهر و تشریفات خارجی منهای روح خلاق و هدف غایی دین و دیگری کوشش در انطباق اصول و مبانی دین با پیشرفت های جدید و جهاد در راه تعالی جامعه زیرا مبلغانی از قبیل سیدجمال الدین اسدآبادی فلسفه و منطق این مبارزات را برای آنان روشن کرده بودند.
دسته اول با بهره یی که از قدرت و نفوذ دربار و حکام برمی گرفتند طرفدار نظام موجود بودند و دسته دوم که اغلب روشنفکرتر بودند همراه و هم رای مشروطه طلبان و متجددان شدند و با آگاهی کامل یا ضمنی، تجدید قدرت خود را در رهبری مبارزات ملی می دانستند، واقعه رژی و منع استعمال تنباکو به جرات و جسارت سیاسی آنها افزود زیرا در این واقعه روحانیون شیعه توانستند از دو سلاح اجتماعی دین یعنی تحریم در استعمال شیء و تکفیر افراد به غایت استفاده کنند. از آن پس در هدایت نهضت های ملی مسوولیت بیشتری را برای خود قائل شدند و درصدد بودند از این راه اعتبار از دست رفته را بازیابند.
از عواملی که در سوق دادن روحانیت به سمت هدف های مشروطیت تاثیر بسزایی داشت علمای نجف یعنی دارالعلم شیعیان بودند زیرا علمای مذکور از هرگونه اشرافیتی به دور بوده و به تعالیم اساسی شیعه نزدیک بودند و زندگی ساده و عاری از تجمل آنان موجب تقویت صفات حریت و آزادگی و احترام به شخصیت انسانی بود، خصوصاً آنکه به علت خارج بودن از حیطه تسلط مستقیم حکومت وقت، قدرت مستقلی را در مقابل دربار قاجاریه تشکیل می دادند و از طرفی متاثر از بعضی از اقدامات و پیشرفت های اجتماعی و سیاسی عثمانی و تا حدودی دول دیگر بوده و به این علل علمای نجف فرصت مناسبی یافتند تا احساسات باطنی و همیشگی ضدحکومتی خود را از قوه به فعل آورده و در برابر تجمل پرستی، سستی و اهمال حکومت قاجاریه قد علم کرده، شیعیان را به مبارزه با آن و همچنین با نفوذ روزافزون خارجی ترغیب کنند. در واقع این تمام ماجرا نبود چرا که افزایش تعداد افراد ایل قاجار پس از چندین سال سلطنت سبب شده بود اکثر مقام های مهم به افراد این خاندان تفویض شود. همین امر موجبات عدم رضایت عشایر و ایلات دیگر را فراهم می کرد به طوری که سران ایل بختیاری نیز به علت صدماتی که از حکومت قاجاریه خورده بودند و همچنین به علت آشنایی با افکار و عقاید جدید که از راه تحصیل در خارج برای عده یی از آنها حاصل شده بود متمایل به مشروطه شدند و سهم موثری خصوصاً در مبارزه با دولت مستبد محمدعلی شاه و فتح تهران برعهده داشتند. خلاصه آنکه مجموعه این عوامل و تاثیر نهضت های آزادیخواهی کشورهای همجوار از قبیل حزب سوسیال دموکرات در روسیه و حزب اتحاد و ترقی در عثمانی منجر به تکوین نهضتی شد که در آغاز شعار آن برقراری و ایجاد عدالتخانه بود و سپس تعمیم بیشتری یافت و مبدل به جنبشی ملی شد که هدف آن تنظیم و تفکیک قدرت و اختیار دولت و ملت و نظارت نمایندگان ملت در امور عمومی بود.
شکی نیست که رقابت دو دولت نیرومند خارجی (خصوصاً سیاست دولت انگلیس که سیاست دولت ایران را تحت تاثیر سیاست دولت روسیه می دانست) تاثیر عمده یی در بیداری ایرانیان و پیشرفت کار مشروطه طلبان داشت ولی جریان عمومی و هدف نهایی نهضت، مخالفت با نفوذ بی حد خارجیان بود کمااینکه از نخستین نتایج توافق میان این دو سیاست جلوگیری از گسترش فکر مشروطه و نتایج اصلی آن است. مطلب شایسته دقت اینکه مشروطیت ایران در شهرها نضج گرفت و مردم طبقات متوسط از مدافعان اولیه آن بودند و زمانی که در دوران استبداد صغیر نهضت مشروطه طلبی جنبه مبارزه مسلحانه به خود گرفت به تدریج به دست نیروهای غیرشهری یعنی ایلات و عشایر افتاده...
چه شد که افراد ایل که طبق رسوم و سنن زندگی کوچ نشینی به سر می برند و تابع نظام نیمه فئودالی و نیمه عشیره یی بودند به صورت یکی از عوامل موثر مشروطیت درآمدند؟ از جهت بحث نظری و ایدئولوژی طبقاتی رابطه یی میان زندگی عشیره یی و آرمان های انقلابی نظیر مشروطیت ایران وجود نداشت، به عبارت دیگر عشایر نمی توانستند خواهان همان رژیم سیاسی باشند که بازاریان و تجار به دنبال آن بودند.
شاید بتوان مداخله ایلات را چنین تعبیر کرد: هنگامی که بحران رژیم آغاز و مردم شهرنشین برای در دست گرفتن قدرت وارد صحنه مبارزات سیاسی شده و در این راه موفقیت بی سابقه یی به دست آورده بودند به علت عدم توانایی در نگه داشتن آن در برابر قدرت مالکان و عشایر آخرالامر به قسمتی از همین قدرت پناهنده شدند به طوری که کمک این قسمت از نیروهای مسلط (عشایر بختیاری) توانست مشروطه خواهان را به پیروزی برساند و ناگزیر کسانی که در این پیروزی سهم موثر داشتند مشروطیت بازیافته را تحت تاثیر روحیه و افکار و منافع خود قرار دادند. در حقیقت پس از چند سال کشمکش میان مردم شهرنشین و نیروی خارج از شهر مجدداً قدرت در دست نیروهای عشایری و مالکان افتاد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات