* روابط تهران - آنکارا آیا بعد از سفر احمدی نژاد دستخوش تغییرات شد، یا اینکه اصولاسفر اخیر رئیس جمهور تاثیری بر این روابط داشت؟
** آنچه از بررسی روابط تهران - آنکارا بهدست میآید این است که پیش از این نیز دوبار درخواست ایران برای سفر به این کشور و حضور در پایتخت سیاسی رد شده بود. مهم ترین و اصلی ترین مساله ای که برای این مخالفت مطرح می شد مباحث و پروتکل های تشریفاتی بین ایران و ترکیه بود، زیرا همواره حضور مقامات ایرانی در مقبره آتاتورک و همچنین حضور حزب اعتدال و توسعه مورد پرسش بوده است. به هرحال ترک ها هرگاه موضوع سفر مسوولان جمهوری اسلامی به کشورشان مطرح می شد رعایت پروتکل های تشریفاتی را مهم تلقی می کردند. این امر اتفاق نیفتاد، تا اینکه در دولت نهم محقق شد و البته ایران به دلیل اشتراکات فراوان تمایل زیادی به انجام این سفر داشت.
* با توجه به این نوع اشتراکات روابط ایران با حزب اسلامگرای عدالت و توسعه چگونه بوده است؟
** همین قرارداد پارس جنوبی که ایران درصدد منعقد کردن آن با ترکیه است ابتدا با دولت اسلامگرای این کشور امضا شد و در عین حال ترکیه مخالفت خود را با آمریکا برای حمله از خاک ترکیه به عراق اعلام کرد. ترک ها روابط خود را با کشورهای آسیای مرکزی، بالکان و قفقاز و خاورمیانه افزایش دادند و نقش منطقه ای خود را توسعه داده اند و می بینیم که در رابطه با مذاکرات سوریه و اسرائیل نقش پررنگی را بازی کردند. همچنین ترکیه نقش منطقه ای و بین المللی خود را به خوبی بازی می کند.
* پیش از سفر هیات ایرانی به استانبول در داخل مخالفت های زیادی با این موضوع شد، فکر می کنید دلیل این امر چه بود؟
** شاید چون این سفر در اندازه و اهمیت یک سفر رسمی نبود در داخل چندان مورد استقبال قرار نگرفت. این ارتباطی به حضور دولت نهم ندارد و مساله ای است که بعد از انقلاب با آن روبه رو شدیم.
*به طور کلی این سفر حاوی دستاوردهایی برای ایران بود؟
** انتظار می رفت با توجه به اینکه پیش از این بین ایران و ترکیه بر سر مسائل انرژی مذاکراتی در مورد پروژه پارس جنوبی انجام شده بود این سفر دستاوردهای لازم را برای دو کشور به همراه داشته باشد.
البته این مذاکرات که می توان برای آن رقمی بالغ بر یک میلیارد و 87 میلیون پوند را تخمین زد با اعتراض آمریکا روبه رو بود اما در این راستا ترک ها همواره سعی کردند منافع خود را در نظر بگیرند. گفت وگوهایی نیز که در این خصوص تا پیش از سفر رئیس جمهور صورت گرفته بود این موضوع را در اذهان روشن می ساخت که شاید این بار قرارداد به امضای طرفین برسد که البته چنین نشد.
* پس همچنان ردپای آمریکا میان مذاکرات این قرارداد وجود دارد؟
** به هرحال آمریکایی ها چندان از منعقد شدن این نوع قراردادها با ایران خشنود نیستند و احساس می کنند شاید این موضوعات جاه طلبی هسته ای ایران را ارتقا دهد. اما باید در موضوع این قرارداد تنها منافع ملی ایران مورد تاکید قرار گیرد تا مسائل و بازی های سیاسی. به هرحال ترک ها هم باید با توجه به نقش مهم جمهوری اسلامی در تامین انرژی کشورشان پای میز مذاکره حاضر شوند.
* اما در مذاکراتی که در استانبول میان مقامات دو کشور انجام شد، چنین اتفاقی صورت نگرفت.
** به این موضوع نباید اینچنین نگریست، زیرا بلافاصله بعد از این سفر، وزیر انرژی ترکیه اعلام کرد که برای ادامه مذاکرات به تهران سفر خواهد کرد و این همان احساس نیاز ترک ها و واقف بودن به نقش و جایگاه ایران در موضوع تامین انرژی است.
ما می توانستیم کانون انرژی باشیم، این درصورتی است که در حال حاضر ترکیه به کانون انرژی تبدیل شده است. ترکیه با وجود اینکه جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را ندارد، توانسته است ارتقا پیدا کند و ما هم باید برای به دست آوردن جایگاه واقعی خود فکری تازه کنیم.
از طرفی نیز با درگیری که بین روسیه و گرجستان پیش آمده است برای خط لوله باکو، جیحان و تفلیس در راستای مسائل قومی و اختلافات ناامنی هایی پیش خواهد آمد، بنابراین این موضوع خودبه خود ارزش انرژی ایران را افزایش می دهد، ضمن اینکه اروپایی ها نیز می توانند از طریق ترکیه مسیر خوبی را برای انرژی بیابند.
* با همه اینها به نظر می آید سفر رئیس جمهور با توجه به عدم امضای این قرارداد حاصل و دستاوردی به همراه نداشته است؟
** وقتی این قرارداد امضا نشد، عده ای مطرح کردند که سفر تشریفاتی بوده است، اما ترکیه بر اساس یک اجبار ژئوپلیتیک و طرح مستقل بودن خود در تصمیم ها نیازمند به این نوع قراردادها است.
اما یکی از فاکتورهای مهمی که می توان برای سفر احمدی نژاد برشمرد مساله خروج ایران از انزواگرایی است. به هرحال در عرصه بین الملل با توجه به قطعنامه هایی که علیه ایران صادر شده یا برخوردهایی که در سفر ایتالیا صورت گرفت به نوعی احساس می شد که ایران در انزوا به سر می برد. اما با همه حواشی که برای سفر استانبول می توان متصور شد این سفر توانست نشان دهد که ایران چندان نیز در انزوا نیست.
به طور کلی آنچه در بررسی سفر استانبول می توان مدنظر قرار داد مساله اهمیت موضوع انرژی، عدم انزوای ایران و البته پروتکل های تشریفاتی است، اما فاکتور دیگری را هم باید مدنظر قرار داد که ترک ها در زمینه مسائل هسته ای نقش سازنده و مثبتی را ایفا کرده اند و همواره می توانند این نقش را ادامه دهند.
* برخلاف اینکه هیات ایرانی سعی می کرد برای این سفر دستاوردهای فراوانی بشمارد، این سفر به جای آنکارا در استانبول انجام می شود ضمن اینکه قراردادی هم بسته نمی شود، به نظر می آید این سفر بیشتر جنبه تشریفاتی داشته است تا کاری.
** موضوع عدم برگزاری مراحل مختلف این سفر در آنکارا بحث عدم حضور هیات ایرانی در مقبره آتاتورک است زیرا ناسیونالیست ها این موضوع را نمی پذیرند و در این راستا یا باید سفر لغو شود یا پروتکل رعایت شود، بنابراین ترک ها سفر هیات ایرانی را در استانبول برگزار کردند.