گروه اقتصادی، سیدعلی امامی: دکتر محمود احمدینژاد هنوز نتوانسته است از سد وزارت نفت عبور کند. او که در زمان انتخابات به شدت نسبت به مفاسد اقتصادی و رانتخواری انتقاد کرد و به مردم قول داد که در مقابل آنان ایستادگی کند وحتی حاضر است جان خود را در راه مبارزه با رانتخواران بدهد هماکنون برای انتخاب وزیر نفت که به رغم او در آن وزارتخانه مفاسد فراوانی رخ داده است با مشکل اساسی روبهرو است. او ابتدا یکی از نزدیکانش را برای تصدی آن پست پیشنهاد کرده بود که البته مورد اقبال مجلسیان قرار نگرفت و بعد از آن هم دو فرد دیگر منتخب او به چشم نمایندگان نیامد و حال که فرصت احمدینژاد پایان یافته او برای تحقق یکی از اساسیترین شعارهایش هنوز نتوانسته فرد موردنظرش را به تایید مجلس برساند. این در حالی است که مجلس شدیداًنسبت به انتخاب وزیر نفت حساس شده و معتقد است که یک ابرمرد لازم است با وزارت نفت را سامان دهد و افراد برگزیده رییسجمهور به هیچوجه شایستگی این پست را ندارند. در حقیقت وزارت نفت متولد انقلاب است. قبل از انقلاب این شرکت ملی نفت بود که تمام امور نفتی را اعم از اکتشاف، استخراج، پالایش، فروش و صادرات به عهده داشت. بعد از انقلاب و بنا به مصالحی تصمیم گرفته شد که از قدرت شرکت ملی نفت ایران کاسته شود و وزارتخانهای بر سر شرکت ملی نفت بگذارند که قدرت این شرکت را مهار کند. این وزارتخانهبا تاسیس شرکتهای موازی و تشکیل معاونتهای مختلف تلاش نمود که از بار شرکت ملی نفت بکاهد و وزنی متوازن به سایر بخشها دهد. برهمین اساس است که پس از گذشت 27 سال از انقلاب هنوز هیچ فردی از شرکت ملی نفت سکان وزارت نفت را در اختیار نگرفته و معینفر، شهید تندگویان ، غرضی، آقازاده و زنگنه همگی خارج از شرکت ملی نفت باعث گردیده که گروههای ذینفوذی در این وزارتخانه ریشه بدوانند و از تولد تا بلوغ این وزارتخانه با او همراه باشند و هم اکنون که قرار است وزیری برای این وزارتخانه انتخاب شود مطمئناً میبایست این گروهها را نیز مورد نظر قرار دارد.
انجمن اسلامی شرکت ملی نفت
یکی از پرسابقهترین مدیران بخش نفت و مدعیان کسب پستهای کلیدی وزارت نفت به نیروهای انجمن اسلامی سابق شرکت ملی نفت برمیگردد. بچههای انجمن اسلامی شرکت ملی نفت در دوران پیروزی انقلاب اسلامی و ایام جنگ نقش بسزایی در هدایت و مدیریت تولید، توزیع و صادارت نفت داشتند. بر همین اساس هم همیشه در پی آن بودند که به نوعی تولیت خود را بر نفت اثبات کنند. البته همانطور که ذکر شده اعضای انجمن اسلامی شرکت ملی نفت تاکنون هیچگاه نتوانستند بر مسند وزارت بنشینند و تقریباً لیدرهایشان تا حد معاون وزیر و یا مدیرعامل شرکت ملی نفت پیش رفتند. حیدر بهمنی، حمدالله محمدنژاد ، سیدکاظم وزیری هامانه تا حدی میرمعزی افرادی هستند که به پشتوانه انجمن اسلامی شرکت ملی نفت به سطح معاونت وزارت نفت رسیدند.
حمدالله محمدنژاد که از قدیمیهای شرکت نفت بود از مدیریت در پالایشگاههای کشور شروع کرد، او در زمان جنگ مدیر پالایشگاه آبادان بود. وی بعداً به شرکت خطوط لوله و مخابرات شرکت پخش رفت و سپس مدیرعامل شرکت مهندسی اکتشاف شد.
وی همچنین 8 سال در شرکت ملی گاز ایران مدیرعامل بود که در نهایت به دلیل اختلافاتش با بیژن زنگنه و عدم همخوانی تفکراتشان با یکدیگر، زنگنه او را از شرکت ملی گاز ایران برداشت و یکی از دوستان خود را از وزارت نیرو به وزارت نفت آورده و به جای محمدنژاد نشاند.
او در واقع در دوره دوم ریاستجمهوری خاتمی به حاشیه رفت و در دو معاونت کم اهمیت نفت و گاز دریای خزر و امور مهندسی و فناوری نفت و گاز دریای خزر و امور مهندسی و فناوری چهارسال را پشت سر گذاشت. دیگر فرد برجسته و موثر انجمن اسلامی شرکت ملی نفت، حیدر بهمنی است. او که در دوران جنگ رییس خدمات فنی چاههای مناطق نفتخیز جنوب و معاونت بازسازی و نوسازی تاسیسات صدمه دیده وزارت نفت بود زحمات فراوانی را برای نفت کشید. او قبل از آنکه زنگنه به وزارت نفت مدیرعامل شرکت ملی حفاری ایران بود.
حیدر بهمنی نیز همچون حمدالله محمدنژاد از مخالفان زنگنه در نفت بود. او به دلیل اعتراضاتش به زنگنه تا حدودی از وزارت نفت طرد شد و با قبول سرپرستی شرکت کالای لندن چند صباحی را به دور از ایران گذراند. حیدر بهمنی که مهندسی مکانیک خود را از دانشگاه نفت آبادان گرفته است، هم اکنون مدیرعامل شرکت حفاری شمال است.
سیدکاظم وزیر هامانه که چند ماهی است اسمش بر زبانها افتاده و هم اکنون سرپرستی وزارت نفت را به عهده دارد نیز در تیم انجمن اسلامی شرکت نفت قرار دارد. او نیز همچون حیدر بهمنی و حمدالله محمدنژاد از قدیمیهای شرکت ملی نفت است.
او پس از انقلاب از مدیریت امور اداری شرکت ملی نفت شروع کرد، بعد معاون مدیر برنامهریزی تلفیق و عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت شد و در نهایت مدیرعامل پالایش و پخش گردید. وی در دوره دوم ریاستجمهوری خاتمی به پست تشریفاتی معاون اشتغال منصوب شد. او در این اواخر به خاطر یک سری اصلاحات اداری وزارت نفت به سمت معاون وزیر در امور هماهنگی رسید، پس از آنکه دولت محمود احمدینژاد بر سر کارآمد و بیژن نامدار زنگنه از وزارت نفت رفت و انتخاب وزیر نفت به سعیدلو نرسید احمدینژاد از او خواست تا سرپرستی وزارت نفت را به عهده بگیرد تا مقدمات وزارتش را مهیا کند، اماگویا همان توافق نانوشته 27 ساله که قرار نیست از اعضای شرکت ملی نفت کسی بر مسند وزارت بنشیند شامل حال او نیز شد و کسان دیگری معرفی شدند.
میرمعزی، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران و بهشتیان نیز در این طیف قرار میگیرند هر چند سابقه این دو به اندازه سه فرد ارشد انجمن اسلامی سابق شرکت ملی نفت میرسد، ولی میتوان به خاطر نزدیکی تفکراتشان به یکدیگر آنان را در دسته بچههای انجمن اسلامی سابق شرکت ملی نفت قرارداد. این طیف هر چند در طول 27سال، خدمات فراوانی را برای صنعت نفت انجام دادند و در ایام جنگ از قطع صادرات نفت ایران به عمل آوردند ، ولی در ا یام صدرات زنگنه بر وزارت نفت با آنها بیمهری شد و آنان نیز طی این 8 سال به خصوص 4 سال گذشته به حاشیه رانده شدند.
البته نباید فراموش کرد که یکی از گروههای پرقدرت در نفت بچه های قدیمی انجمن اسلامی شرکت ملی نفت هستند و در صورت انتخاب وزیر جدید نفت، بیشک تایید این گروه لازم است.
طیف وزارت بازرگانی
گروه دوم پرنفوذ در وزارت نفت که حدود 23 سال در این وزارتخانه حضور دارند و بعد از بچههای انجمن اسلامی سابق شرکت ملی نفت، پرسابقهترین و همچنین پرنفوذترین گروه حاضر در وزارت نفت میباشند، طیف وزارت بازرگانی است.
حجتالله غنیمی فرد، سیدمجید هدایتزاده رضوی، حسین کاظمپور اردبیلی، عاصمیپورو محمد سوری پنج مرد برتر گروه وزارت بازرگانی هستند و دستهجمعی در بخش بازاریابی و فروش نفت وزارت نفت حاضر شدند. آنان طی این مدت به صورت موثر و اثرگذار پستهای فروش نفت و امور بینالملل را اشغال کردهاند و تقریبا ضربان فروش نفت ایران در دست آنهاست.
وجه مشترک این افراد صرفنظر از اینکه همگی در وزارت بارزگانی مشغول به فعالیت بودند، تحصیلات عالیشان در امریکاست. این پنجنفر تا مقطع دکترا در امریکا درس خواندهاند و در اوایل انقلاب به ایران آمدهاند. این گروه ارتباط بسیار قوی با شرکتهای بینالمللی نفتی دارند و تقریباًنفت ایران در خارج از کشور را با این افراد می شناسند.
کاظم پور اردبیلی که جزو شهدای زنده انفجار حزب جمهوری اسلامی است قبل از آنکه به نفت بیاید سرپرست وزارت بازرگانی بود. او ا اوایل سال 61 در وزارت بازرگانی پستهایی از قبیل معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی وعضو هیات مدیره شرکت بازرگانی دولتی را عهدهدار بود.
وی در هنگام انفجار حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه بود اما به فیض عظیم شهادت نائل نشد. او پس از بهبودی به وزارت بازرگانی نرفت و به بخش بازاریابی و بازرگانی شرکت ملی نفت وارد شد. کاظم پور اردبیلی در بدو ورود عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران شد. او همچنین در اوپک از همان ابتدا فعالانه حضور داشت و مشاور عالی وزیر و عضو ایران در هیات عامل اوپک شد، همان پستی که هم اکنون نیز عهدهدار آنست . کاظم پوراردبیلی همچنین مدتی رییس هیات مدیره شرکت نیکو بود. سیدمجید هدایت زاده رضوی نیز از وزارت بازرگانی به نفت آمد .او در وزارت بازرگانی عضو هیات مدیره شرکت بازرگانی دولتی، معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی و قائممقام این وزارتخانه بود. هدایتزاده وقتی به همراه کاظم پوراردبیلی به نفت آمد معاون مدیر امور بینالمل شد. سپس عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران و معاون وزیر در امور بینالملل گردید. هدایت زاده در حقیقت همانند همگروهیهای خود در تمامی ایامی که در نفت بود در بخش بازاریابی و فروش حضور داشت. او هم اکنون رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت نفت ایران اینترید(نیکو) است؛تنها شرکتی که اجازه دارد به همراه شرکت ملی نفت ایران، نفت بفروشد. شرکت نیکو بدین خاطر تاسیس شد که بخشی از هزینههای وزارت نفت را که نمیتواند در قالب بودجهای تامین کند از محل درامد این شرکت تامین کند . شرکت نیکو نفت را از شرکتهای ملی نفت ایران میخرود و به بازارهای آفریقایی میبرد و در آنجا عرضه میکند. این تنها شرکتی است که اجازه چنین کاری را دارد.
حجتالله غنیمی فرد، فردی که نامش بسیار بر زبان هاست و هر از چندگاهی در رسانهها حضور مییابد نیز از طیف وزارت بازرگانی است. او نیز در این وزارتخانه معاون وزیر، عضو هیات مدیره شرکت بازرگانی دولتی و معاون اداری و مالی سازمان غله کشور بود. غنیمی فرد نیز به همراه کاظمیپور اردبیلی به وزارت نفت آمد و همانند دوستانش طی این 23 سال در بخش بازاریابی و فروش نفت حضور داشت. از جمله پستهای او، معاون امور بینالملل، مدیرامور بینالملل وعضو هیات مدیره شرکت نیکو، معاون وزارت نفت در امور بازرگانی، معاون مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت و هم اکنون قائم مقام معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران است. غنیمی فرد، مسئول فروش تمام نفت ایران است. نیکو نیز نفت را از شرکت ملی نفت میخرد و سپس به بازار افریقا عرضه میکند.
80 درصد درآمد ارزی ایران نیز از نفت تامین میشود. خود که هر روز مسوول امضای قراردادهای فروش نفتی است و حدود 80درصد درآمد ارزی یک کشور را تامین میکند؛ فرد بزرگی است مخصوصاً اینکه او از سال 68 تاکنون عهدهدار این مسئولیت است. دکتر عاصمیپور و محمد سوری نیز از این طیف هستند . هر دو تحصیلکرده امریکا هستند و هر دو قبل از اینکه در نفت باشند در وزارت بازرگانی بودند . الان عاصمیپور، مجری ایجاد بورس نفت در کیش است و محمد سوری، مدیرعامل شرکت ملی نفتکش ایران را برعهده دارد. از این طیف نیز همچون بچههای انجمن اسلامی سابق شرکت ملی نفت کسی به صدرات وزارت نفت نرسید. البته افراد این طیف هم همیشه علاقهمند هستند که در همین جایگاه بمانند و علاقهای به از دست دادن فروش نفت ایران ندارند. با این حال این گروه همیشه در تعیین وزیر نفت نقش عمدهای داشتند و حتی زنگنه با تمام زیرکیاش نتوانست بخش فروش نفت را از دستان طیف بازرگانی در بیاورد. زنگنه فردی بود که با پیشکسوتان و مقتدرترین افراد نفت رودرو شد و طیف انجمن اسلامی سابق نفت را در دوره صدارتش کنار گذاشت. با این حال او با طیف بازرگانی نتوانسته چنین معاملهای بکند و تصمیم گرفت با توافقی مسوولیت بازاریابی و فروش را به مردان بازرگانی دهد.
طیف کارگزاران
زنگنه برجستهترین فرد این گروه است. هر چند او هیچگاه خود را متعلق به حزب کارگزاران نمیداند و در تمام اظهارات خود ارتباطش را با کارگزاران سازندگی رد میکند، با این حال شواهد نشان میدهد که او علاقه خاصی به این گروه دارد و جابهجایهای وزارت نفت در صدارت وی همیشه به نفع این جریان بوده است.
این طیف هم اکنون بیشترین افراد درنفت را دارد و تقریباً در تمام شرکتهای زیرمجمموعه شرکت ملی نفت و وزارت نفت ردپایی از این طیف وجود دارد. این طیف در فروش نفت هرگز حضور ندارد.
بخش عمده فعالیتهای طیف کارگزاران در بخش عمرانی و اجرای پروژههای نفت و گاز است. این طیف با استفاده از ارتباط خود در بخشهای کارفرمایی و پیمانکاری پروژههای نفت و گاز است. این طیف با استفاده از ارتباط خود در بخشهای کارفرمایی و پیمانکاری پروژههای نفت و گاز حضور فعال دارد. بیژن زنگنه نقش عمدهای در تحقق این هدف بر عهده داشت. وی برای اینکه قدرت شرکت ملی نفت را بکاهد، ابتدا با تاسیس شرکتهایاقماری در زیرمجموعه این شرکت، عملاًً فعالیتهای متمرکز آن را از بین برده و با تکهتکه کردن وظایف آن، نفوذ شرکت ملی نفت را کاهش داد و با تاسیس شرکتهایی از قبیل مناطق نفتخیز جنوب، فلات قاره ایران، مناطق مرکزی ایران، نفت خزر، مهندسی و توسعه نفت و گاز پارس، حفاری ایران ، پتروایران، بهینه سازی مصرف سوخت کشور، پایانههای نفتی ایران و .... انحصاری چند دههای شرکتملی نفت را شکست . سپس با واگذاری این شرکتها به همطیفیهای خود عملاً قدرت تیم کارگزاران سازندگی در نفت را افزایش داد. بیژن زنگنه افرادی همچون محمدملاکی، بیژن نامدار زنگنه افرادی همچون محمد ملاکی، هادینژاد حسینیان، مهدی کرباسیان، اکبرترکان و نعمتزاده( نزدیک به کارگزاران)، مهدی هاشمی، مهدی عسلی و مسعود نیلی را به نفت آورد تا هر کدام هر شرکتی از نفت و گاز را اداره کنند و هم امکان انجام پروژه نفت و گاز برایشان آسانتر شود.
برخی از فعالان بخش نفت که در این طیف قرار میگیرند به شرح ذیل هستند؛ محمد ملاکی متولد مشهد است، او تحصیلات خود را در دانشگاه شریف انجام داده و از مدیرعاملی برق خراسان شروع کرده است.
وی سپس مدیرعامل و رییس هیات مدیره شرکت توانیر شد و در زمان صدرات زنگنه در وزارت نیرو، معاون وزیر نیرو مدیرعامل توانیر شد. بیژن زنگنه وقتی به نفت آمد او همچنان معاون وزیر نیرو بود تا اینکه در دوره دوم ریاستجمهوری محمد خاتمی، بیژن زنگنه برای آنکه قدرتش را در وزارت نفت گسترش دهد، حمدالله محمدنژاد را از مدیرعاملی شرکت گاز برداشت و محمد ملاکی را بر سر جای او گذاشت. محمد ملاکی همچنین پست معاون وزیر در امور برنامهریزی را نیز عهدهدار بود.
سیدمحمد هادینژاد حسینیان، او تحصیلاتش را در امریکا تمام کرده است و در ایران ابتدا وزیر راهوترابری شد ، بعد به وزارت صنایع سنگین رفت و مدتی در نفت بود. سه سال پیش به عنوان نماینده ایران در سازمانملل از سوی محمد خاتمی منصوب شد ویک سال و نیم بیشتر نماند وجای خود را به محمد ظریف داد و پس از بازگشت به مدد بیژن زنگنه به معاون امور بین الملل وزارت نفت منصوب شد . او تنها فردی است که از گروه کارگزاران وارد حوزه طیف وزارت بازرگانی شده است هرچند معاون امور بینالملل نفت کارش تنظیم قراردادهای نفتی جهت اجرای پروژههای عمرانی است و هرگز قرار نیست که در فروش نفت وارد شود، ولی شینده میشود که وی بدین خاطر به وزارت نفت برگشته است که میخواهد سوابق نفتی خود را تکمیل کند تا به سمت دبیرکلی اوپک منصوب شود، همانجایی که کاظمپور اردبیلی سالهای سال در انتظار آن است. هادینژاد حسینیان همچنین مدیرمهندسی و ساختمان وزارت نفت و معاون مهندسی وزارت نفت نیز بوده است. اکبر ترکان، هرچند وی عضو کارگزاران سازندگی نیست و به همراه محمدنعمتزاده عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه است با این حال به دلیل نزدیکی تفکرات این دو حزب میتوان این دو فرد را نیز از این طیف دانست.
اکبر ترکان از وزارت جهاد سازندگی شروع کرد، سپس به استانداری ایلام و هرمزگان منصوب شد و بعد به سازمان صنایع دفاع رفت و پس ازآن وزیر دفاع دوره دوم هاشمی شد. او سپس به وزارت راه و ترابری رفت و این وزارتخانه را اداره کرد، بعد از آن نیز مدیرعامل سازمان گسترش صنایع را قبول کرد و پس از گردش فراوان در پستهای مختلف به وزارت نفت آمد. ابتدا معاون وزیر امور برنامهریزی شد سپس رییس هیات مدیره و مدیرعاملی شرکت پتروپارس به او واگذار شد. او وقتی این پست را گرفت که قبل از آن مطبوعات جنجال فراوانی را علیه این شرکت ایجاد کرده بود. این شرکت بزرگترین شرکت پیمانکاری نفتی بود که یکی از اعضای آن بهزاد نبوی بود. بر همین اساس هم گروههای ذینفوذ و بخصوص مخالفین حضور بهزاد نبوی در نفت فشار سنگینی را به این شرکت پیمانکاری آوردند. پس از آن بیژن نامدار زنگنه در مصاحبهای اعتراف کرد که اشتباه کرده است که بهزاد نبوی را عضو هیات مدیره این شرکت کرده است و با تغییر مدیران و هیات مدیره سعی نمود تا فشارهای رسانهای فروکش کند. او برای ایجاد سکوت رسانهای، اکبر ترکان را مدیرعامل شرکت پتروپارس کرد. اکبر ترکان پس از مدتی از پتروپارس بیرون آمد و به سمت مدیرعاملی شرکت کارفرمایی پتروپارس یعنی شرکت نفت و گاز پارس منصوب شد . او هم اکنون عهدهدار این پست است.
البته تعداد زیاد دیگری از افراد پرنفوذ حزب کارگزاران در نفت هستند که هر کدام از آنها در بخشی حضور دارند که میتوانند امور عمرانی انجام پروژههای نفتی را تسهیل کنند که در این نوشتار به همین تعداد بسنده میکنیم.
گفتنی است هرچند حضور کارگزاران در نفت به قدمت دو طیف گذشته نیست، اما در این مدت نیز آنچنان در ساختار نفت ریشه دواندهاند که به آسانی نمیتوان آنان را در انتخاب وزیر نفت نادیده گرفت مطمئناً آنان به دنبال فردی برای پست وزارت هستند که منافعشان را حفظ کند.
گروه مشارکتی نفت
ضعیفترین گروه در نفت، طیف مشارکتی نفت است. این گروه که بعد از انتخابات محمد خاتمی به ریاست جمهوری آهسته آهسته وارد وزارت نفت شدند نتوانستهاند همچون حزب کارگزاران به طور موثر در نفت ریشه بداونند و فقط این گروه به صورت پررنگ در شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران نفوذ کردند؛ همان شرکتی که هم اکنون محکوم است که به دلیلی کمکاری و بیتوجهی به روند افزایش تقاضای بنزین کشور مجبور شده که بنزین را از خارج وارد کنند و سالانه حدود 4 میلیارد دلار از درآمد نفتی کشور صرف واردات نفت میشود. هر چند که آنان معتقدند که احداث پالایشگاه در ایران صرفه اقتصادی ندارد، اما با این حال افزایش قیمت بنزین به بشکهای 500 دلار حاکی از عدم دوراندیشی مدیران این شرکت منتخب به حزب مشارکت است.
مدیرعامل این شرکت مهندس آقایی، عضو حزب مشارکت است و حسین کاشفی، مدیرعالم شرکت پخش فرآوردههای نفتی ایران، یکی از مهمترین شرکتهای زیرمجموعه شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی نیز از اعضای موثر این حزب میباشد. کاشفی ابتدا رییس مرکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی استان خراسان بود و بعد به نفت آمد و رییس آموزش و تجهیز نیروی انسانی شرکت نفت فلات قاره شد.
سپس معاون نیروی انسانی مدیر امور اداری شرکت ملی نفت ایران شد، بعد از گذشت مدتی، وی قائم مقام شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران را قبول کرد و هماکنون قائم مقام معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران است. صالحی فروز نیز تمایل به جناح مشارکتی دارد. قبل از آنکه نفت بیاید معاون وزیر در امور فلزات آهنی و مدیرعامل شرکت ملی فولاد ایران بود و در وزارت نفت از طرح گاز طبیعی کنگان شروع کرد.
سپس عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران شد، بعد از گذشت مدتی معاون وزیر مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران را به عهده گرفت و تا دو سال پیش مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس بود، همان شرکتی که کارفرمای تمام شرکتهای پیمانکار پارس جنوبی است. او در آن پست زیاد دوام نیاورد و بیژن زنگنه او را از این پست برداشت و به معاون وزیر در امور دریای خزر منصوب کرد. این گروه به قدرت حزب خود که چهار سال دولت را در اختیار داشت توانست فقط یک شرکت از چهار شرکت بزرگ وزارت نفت را در اختیار بگیرد و در حقیقت حزب مشارکت با تمام پتانسیلهایش در نفوذ در نفت ناتوان بود. با این حال، سوال این است که آیا محمود احمدینژاد میتواند از سد نفت عبور کند و با انتخاب وزیر دلخواهش آنچه در شعارهای تبلیغاتیاش گفته بود جامع عمل بپوشاند یا گفته زنگنه در آخرین میهمانی خداحافظیاش درست از آب در میآید که گفته بود با خروج دولتیها از بدنه دولت و حضور در بخش خصوصی این بخش قوت میگیرد و از آن سو میتوان دولت را هدایت کرد.