علیاصغر رحمانی خلیلی / عضو مجمع نیروهای خط امام(ره)
این روزها در تحلیلی که در آینده فضای سیاسی کشور و بررسی آرایش نیروهای سیاسی انجام میشود اگر دلیلی برای شکلگیری آرایشهای جدید مطرح باشد، باید به سابقه تاریخی این تشکلها باز گردیم که چگونه شکل گرفتهاند و چه چیزی همگرایی و یا واگرایی آنها شده است. بایستی برای ارزیابی آرایش سیاسی نیروها از طریق مخاطبشناسی بررسی کنیم که انتظارات مردم ما از نیروهای سیاسی چیست؟
به رغم تقویت این گمانهها که رقابت بین اصولگرایان در انتخاباتهای آتی شدت میگیرد معتقدم رقابتهای اصولگرایان معمولا سطحی و گذراست و آگاهیهای لازم نیز در اختیار مردم قرار نمیگیرد. چنین شرایطی را در انتخابات ریاست جمهوری دیدیم که گرچه بین آنها رقابت وجود داشت اما در روزهایی نهایی به وحدت رسیدند و یکدل و همنوا شدند. اتفاقا برخلاف اصولگرایان رقابت بین اصلاحطلبان عمیقتر است چرا که آنان در انتخابات ریاست جمهوری تا آخرین لحظات به وحدت نرسیدند و نتوانستند در جمعبندیها، خود را متقاعد کنند که روی یک فرد متمرکز شوند و در نتیجه شکست خوردند. اصلاحطلبان نیاز دارند که مخاطبشناسی کنند و به فکر همگرایی باشند، همچنین مفهوم دگر نوازی و دگرپذیری را به برنامههای خود راه دهند. از سوی دیگر اگر نیروهای اصلاحطلب در آرایش سیاسی خود برمبنای رفاقت و فضیلت حرکت کنند میتوانند افکار عمومی را به سمت و سوی خود بکشند و شاهد موفقیت و پیروزی در عرصه رقابتهای سالم و اصولی باشند. در کنار نیازهای که برای اصلاحطلبان مطرح میشود آنان به دگرنوازی و دگرپذیری نیاز دارند، به این معنا که بتوانند به استقبال دیگر بروند که این امر را باید از خود آغاز کنند. دگرپذیری و دگرنوازی در ادبیات نیروهای سیاسی با تعابیری مانند تعامل، گفتوگو و حقوق شهروندی، به دیگران حق دادن و برای دیگران حق حیات قائل شدن معنا میشود.
ما تاکنون موفق به تشکیل حزب فراگیر وجامعی نشدهایم که کار حزبی انجام دهد و احزاب غالبا یا فردمحور و یا دولت محور هستند. در نظامهایی که تمرکز قدرت وجود داشته باشد، یا احزاب شکل نمیگیرند و یا فعالیتهای نمیتوانند منشاء تحول ودگرگونی باشند. درنظامهای اداری توزیع قدرت است که تعدد احزاب و توسعه فراگیر و همه جانبه شکل میگیرد.