تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۷۷۳۳

مفهوم‌شناسی مهندسی فرهنگی (بخش دوم)

دکتر علی‌‌اکبر امین‌بیدخیت ـ محمدرضا نیکان‌پور مقدمه: هفته گذشته در بخش نخست این نوشتار واژه فرهنگ از زوایای متعدد تعریف و بررسی شد، در این بخش سعی شده است تعارف مهندسی فرهنگی و. ضروری بکارگیری مدیریت فرهنگی در جامعه دنبال شود که در ذیل آن را با هم مرور می‌نماییم:

مهندسی فرهنگی: شناخت مقوله فرهنگ و گرایشهای فرهنگی، نقاط ضعف فرهنگ، تهیه نقشه مهندسی فرهنگی کشور، ترسیم حد مطلوب فرهنگ، تنقیح قوانین و مقررات فرهنگی موجود و احیاناً اصلاح آن‌ها یا تدوین قوانین فرهنگی جدید، پایبندی کامل و دقیق به قوانین فرهنگی، بازنگری در قوانین موجود فرهنگی از نظر قطعیت اجرا و حتمیت ضمانت اجرا، از اقدامات اساسی و مهمی ‌است که به منظور حراست از هویت فرهنگ ملی و دینی شکور ضروری می‌نماید.
به خصوص اینکه امروزه بحث تنوع فرهنگی به صورت جدی در تمام محافل علمی و سیاستگذار جهان مطرح شده و بسیاری از سازمانهای جهانی از جمله یونسکو در این بحث ورود پیدا کرده‌اند. از همین رو، مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی ضروری می‌نماید؛ یعنی برنامه‌ای منسجم که کلیه دستگاههای فرهنگی بتوانند با استفاده از آن برنامه در سطح خرد و کلان، منطقه‌ای، ملی و فراملی، منسجم و یکپارچه عمل کنند.
از منظر مهندسی فرهنگ یکی از عناصر مهم در ارزیابی استراتژی هر بخشی تاثیرات و پیامدهای فرهنگی آن است و بر این باور است که چنانچه الگوی فرهنگی خاصی مطلوب است، باید در طراحی استراتژی کلان و بخشهای مبتنی و معطوف بر آن الگو اقدام شود. (رویکرد مهندسی در کنترل پدیده‌های اجتماعی 1383).
اگر بپذیریم فرهنگ، یک سازه با احزابی متنوع و متکثر می‌باشد، طبیعتاً باید از روی نقشه و محاسبات پیچیده، ارتباط بین اجزا با خم و با کل سازه فرهنگ بررسی شود. شاید این همان تعبیری است که مقام معظم رهبری از آن تحت عنوان «نقشه مهندسی فرهنگی کشور» نام برده‌‌اند.
مفهوم و تعریف سیستم
اولین واژه محوری در موضوع مهندسی، واژه سیستم است. سیستم را می‌توان یک «کل» تشکیل شده از یک دسته عوامل و اجزاء که «زیرسیستم» خوانده می‌شوند در نظر گرفت که براساس یک طراحی طبیعی و یا ایجاد شده (مصنوعی) هم از لحاظ ساختاری و هم از نظر کارکردی، برای دستیابی به هدفهای کل سیستم به هم وابسته و با هم در مراوده دایم هستند. جایگاه فرهنگ به عنوان یک سیستم، جایگاهی است که سیستمهای متکامل‌تر را در بر می‌گیرد. وقتی فرهنگ را به عنوان یک سیستم در نظر بگیریم، قاعدتاً باید اجزا و در حقیقت، مدل سیستمی آن را مد نظر و مورد توجه قرار بدهیم.
مهندسی فرهنگی
در یک تقسیم‌بندی چهار زیرسیستم را برای یک جامعه در نظر می‌گیرند:
نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. در مهندسی فرهنگی کشور قاعدتاً باید این چهارنظام هر کدام دارای نقش و وظیفه معین بوده و در جای خود قرار داشته باشند و در تعامل مناسبی با هم باشند تا به اهداف خود و اهداف کلان نظام برسند.
واژه‌های پر کاربرد در موضوع مهندسی فرهنگی عبارتند از: «کارکرد» و «ساختار».
هر سازمان یا نهادی به دنبال اهدافی است. مجموعه وظایف و فعالیتهای اصلی یک سیستم را به عنوان کارکرد سیستم منظور می‌کنند. بنابراین از دل اهداف، کارکردها بیرون می‌آیند و متناسب با کارکردها، ساختارها درست می‌شوند.
ساختارها همان سازمانها و دستگاهها و نهادهایی هستند که بطور عینی مشاهده می‌کنیم. در بحث مهندسی فرهنگی کشور، هم باید کارکردها را مشخص کنیم و هم ساختارها را متناسب با آنها شکل بدهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات