علیاکبر قزوینی
دانمارک، 30 سپتامبر 2005، روزنامه یلاندزپوستن. چاپ 12 کاریکاتور از پیامبر اسلام آغازگر موجی میشود که چند ماه بعد و در دومین ماه سال 2006، به لگد شدن و آتش زدن پرچمها و حمله به سفارتخانههای این کشور در بسیاری از کشورهای مسلماننشین منجر میشود. پیش از آن و با شدت گرفتن اعتراضها، روزنامههایی در چند کشور اروپایی دیگر نیز آن کاریکاتورها را دوباره منتشر کرده بودند تا به قول خودشان بر آزادی بیان پای فشرده و حمایت خود را از روزنامه دانمارکی نشان دهند. در حالی که موج اعتراضهای مدنی و غیرمدنی هنوز ادامه دارد و جهانیان بحرانی شگفت را نظاره میکنند، بحث درباره «آزادی بیان» بر لبهای از شمشیر دنبال میشود. اما آیا آزادی بیان (و به ویژه اظهارنظر آزادانه در رسانهها) در دنیای امروز واقعا وجود دارد یا این که این مقوله نیز بیش از هر چیز دستاویزی برای سیاستمداران است؟ مطلب حاضر میکوشد براساس آمار و ارقام و مستندات موجود، شمایی از وضعیت آزادی بیان در رسانههای امروز دنیا را ترسیم کند.
تابوهای بیدلیل و قانونهای مستدل
دنیای رسانهای امروز، دنیای «تابو»ها است. تابوها یا موضوعات ممنوعه آنهایی هستند که یا به حکم قانون و یا به جبر شرایط فرهنگی، اجتماعی و /یا سیاسی، پرداختن به آنها عواقبی را به دنبال دارد. این عواقب میتواند گاه چنان سنگین باشد که روزنامهنگاران و صاحبان رسانهها به خودسانسوری رو آورند. در یک کشور انتقاد از سیاستهای رسمی دولت در خصوص فلان موضوع جرم است و نهادهای امنیتی به رسانهها هشدار میدهند که درباره آنها چیزی مخالف نظرات رسمی نباید نوشت. در یک کشور دیگر صحبت از موضوعات جنسی به صورت علنی، از نظر جامعه (بخش اعظم توده مردم) عملی زشت تلقی میشود. در جایی دیگر، نوشتن از نویسندهای که افکارش خوشایند حکومت نیست تبعاتی را به دنبال دارد... و میتوان این فهرست را همچنان ادامه داد.
اما جز تابوها، که ممنوعیت پرداختن به آنها دلایل منطقی نداشته و برخاسته از جو حاکم و جبر شرایط است، موضوعاتی هم هستند که میتوانند ناقض قانونهایی شوند که وضع آنها برای محدود کردن آزادی بیان، که برای کنترل آن بوده است. این نوع قوانین در عرصههای دیگر زندگی مدنی نیز وجود دارند و هیچ کس با آنها مخالفتی ندارد. اگر کسی در خیابان بیدلیل یک نفر دیگر را مورد ضرب و شتم قرار دهد، فرد مصدوم میتواند از طریق ساز و کارهای مدنی و با استناد به همان قوانین کنترلکننده آزادیهای فردی، از ضارب شکایت کند و حق خود را بگیرد. در عرصه آزادیهای رسانهای نیز میتوان به قوانینی اشاره کرد که چه به صورت بینالمللی و چه درون کشوری، مواردی نظیر توهینهای نژادی، مذهبی، عقیدتی، انتشار مطالب کذب، افشای اسرار نظامی و... را منع کردهاند. در عین حال، همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، بعضی از «تابو»ها میتوانند پشت نقاب قانون پنهان شده و آزادی بیان را تهدید و تحدید کنند.
با توجه به موارد فوق و تفکیکی که میان تابو و قانون گذاشته شد، میتوان درباره موضوعاتی که در دنیا امروز و در کشورهای مختلف نوشتن و گفتن از آنها ممنوع است، به اظهار نظر پرداخت. در کشورهای استبدادی و همچنین کشورهایی که ساختارهای دموکراتیک در آنها نهادینه نشده است، حکومتها اغلب تاب تحمل انتقاد را ندارند و روزنامهنگاران با محدودیتهای بسیاری از جنس تابو و تابوهای قانون شده روبهرو هستند. اینها چیزهایی است که از چشم سازمانهای بینالمللی پنهان نمانده و پاشنهآشیل کشورهایی است که بدون تحمل آزادی بیان قانونی در کشور خود، به نقض آزادی بیان در کشورهای دیگر و در افتادن آن به ورطه توهین، به روشهای غیرمدنی اعتراض میکنند. سازمان خبرنگاران بدون مرز هر ساله «شاخص آزادی مطبوعات» را برای کشورهای مختلف تعیین میکند. در فهرست ارائه شده برای سال2005 که در سایت rsf.org میتوان دید، بالاترین رتبه در میان کشورهای مسلمان نشین از آن بوسنی و هرزگوین است که در جایگاه 33 قرار گرفته است. اما از میان کشورهای سنتی اسلامی، باید تا شماره 85 پایین رفت تا به نام کویت رسید. برخی دیگر از این گونه کشورها: قطر90، اردن96، امارات100، اندونزی 102،لبنان 108،مالزی113، افغانستان 125، فلسطین132، مصر143، سوریه 145، پاکستان 150، عربستان سعودی 154. درمجموع 167 کشور در فهرست هستند، و آمارهای مذکور نشان میدهد که تقریبا تمام کشورهای اسلامی در نیمه پایینی فهرست جا گرفتهاند. اما اگر سری به ابتدای فهرست یاد شده بزنیم، پیش از همه به نام دانمارک برمیخوریم که همراه با6 کشور دیگر اروپای شمالی و ازجمله نروژ، در جایگاه شماره یک قرار دارد.
اما بسیاری از کشورهایی که امتیاز بالایی از لحاظ آزادیهای مطبوعات دارند، بازهم به تابوهای بیدلیل روبهرو هستند. یکی از آنها، «شک کردن در روایت رسمی هولوکاست» است که در 12 کشور( آلمان، اتریش، اسرائیل ، اسلواکی، بلژیک، جمهوری چک، رومانی، سوئیس، فرانسه، لهستان ، لیتوانی و هلند) شکل قانون به خود گرفته و کسی نتواند«روایت رسمی» یک «واقعه تاریخی» را به پرسش بگیرد. در کشورهایی از جمله آمریکا نیز اصولا به نقد کشیدن صهیونیستها کاری نیست که یک رسانه عاقل و عاقبتاندیش انجام دهد. رف الیس در تاریخ 16 سپتامبر 2002 در سایت yellow Times.org مینویسد: «چرا باید یک روزنامهنگار عاقل در رسانههای عمده ]آمریکا] علیه لابی اسرائیلی موضع بگیرد وقتی میداند این کار او جریانی همنوا، هماهنگ و پرقدرت از صداهای مخالف را ایجاد خواهد کرد؟ پاسخ ساده این است که او این کار را نخواهد کرد.» در چنین کشورهایی، اسرائیل ستیزی به یهودیستیزی(Anti-Semitism) ترجمه میشود و میتواند شخص را از هستی ساقط کند، حتی اگر حق با او باشد و حتی اگر در دادگاه حق را به او داده باشند. روژهگارودی اندیشمند فرانسوی و یکی از کسانی که روایت رسمی هولوکاست را قبول ندارد، در کتاب«تاریخ یک ارتداد: اسطورهای بینانگذار سیاستاسرائیل» (ترجمه [مرحوم] مجید شریف، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا،تهران: 1375) تجربهای را در این باره نقل میکند. او به همراه دو نفر دیگر، در 17ژوئن 1982مقالهای به خرج خود در لوموند چاپ میکند که به مذاق گروههای صهیونیستی خوش نمیآید و LICRA(اتحادیه بینالمللی علیه نژادپرستی و یهود ستیزی) از آنها به دادگاه شکایت میبرد. دادگاه اما« با توجه به این که عقیده ابراز شده از سوی امضاکنندگان تنها به تعریف محدودیت یهودیت، که قانونگذاری اسرائیل پذیرفته است، مربوط میشود.... اتهام را رد و LICRA را به پرداخت هزینه دادرسی محکوم میکند.» از آن پس اما خفهسازی رسانهای گارودی آغاز میشود :« دیگر به تلویزیون راهی ندارم و مقالاتی رد میشوند... از یکی از بزرگترین ناشران من شنیده شد که به شورای ادرایاش گفتهاند اگر یک کتاب از گارودی چاپ کنید، دیگر حقوق ترجمه آثار آمریکایی از شما سلب خواهد شد.» در سایت اینترنتی دانشگاه تلآویو نیزدرگزارش فعالیتةای نژادپرستی و یهودستیزی در دانمارک در سال2003/www.tau.ac.il) (Anti-Swmitism/asw2003 -4/denmark.htm) آمده است: «امتیاز ایستگاه رادیویی محلی به نام رادیو هولگر که آشکارا نژادپرست و یهودستیز بود، لغو شد.»
آزادیهای رسانهای و رضایت از زندگی
شاید بتوان گفت که میزان آزادیهای رسانهای در یک کشور، ارتباط تنگاتنگی با میزان رضایت مردم از زندگی در آن کشور دارد. به عبارت دیگر، کشورهایی که در حد بالایی به ازادی بیان در رسانهها احترام میگذارند و اجازه شنیده شدن صداهای مختلف را میدهند، بهتر میتوانند از خواستها و نیازهای مردم خود مطلع شده و در جهت تامین رضایت آنها عمل کنند. درعین حال، احترام گذاشتن به مردم خود که آزادیهای رسانهای نمودی از آن است، موجب خریدن احترام بینالمللی برای کشور میشود که شاخصی از آن را میتوان در«تعداد کشورهایی که ساکنان یک کشور میتوانند بدون ویزا به آنها مسافرت کنند.» [آزادی سفر بدون ویزا] یافت. تازهترین آمار در این زمینه را خبرگزاری آسوشیتدپرس در 2 فوریه 2006 منتشر کرده است. جالب است که در این فهرست نیز در اولین جایگاه با نام دانمارک روبهرو میشویم. دانمارکیها میتوانند بدون گرفتن ویزا و تحمل دردسرهای ناشی از آن به 130 کشور سفر کنند. اما به عنوان مثال سوریها که شاهد به آتشکشیده شدن سفارت دانمارک در کشور خود بودند، تنها به 16 کشور میتوانند بدون ویزا مسافرت کنند و کشورشدن در جایگاه 189 است. افغانستان هم که شاهد اعتراضهایی خشونتآمیز علیه چاپ کاریکاتورا بود، درآخرین جایگاه(195).
شاخص رضایت مردم که با آزادیهای مطبوعاتی متناظر دانسته شد، با مواردی دیگری همچون رفاه اقتصادی و پشتیبانی اجتماعی( بیمه، اتحادیههای صنفی، سازمانهای غیردولتی و ....) نیز ارتباطی یک به یک دارد. میتوان درباره شاخصهای دیگری همچون میزان صادرات- واردات و وضعیت کشور از لحاظ وابستگی اقتصادی و صنعتی و ارتباطی آنها با رونق رسانهها و آزادیهای رسانهای نیز بحث کرد و باز به نتایجی کم و بیش مشابه رسید.
نکته آخر
در تمامی اعتراضهایی که به چاپ کاریکتوها صورت گرفت، این نکته که میتوان از طریق قانونی و با راهکارهای مدنی، روزنامه دانمارکی( و نه لزوما دولت دانمارک را که متولی رسانهها نیست) به دادگاه کشاند و آن را نه تنها«معذرتخواهی» که به تحمل«تنبیه قانونی» نیز واداشت، مغفول ماند. «توهین به مقدسات» (Blasphemy) طبق ماده 140 قانون کیفری دانمارک قابل پیگرد است و مرتکب چنین جرمی با جریمه مالی یا حداکثر 4 ماه زندان مجازات میشود. نژادستیزی[توهین نژادی، Racism] نیز مشمول ماده b266 قانون کیفری است و مجازاتی از جریمهمالی تا 2سال زندان را به دنبال دارد. از سوی دیگر در اقدامی متقابل، روزنامه همشهری کشیدن کاریکاتور از هولوکاست و جنایتهای امریکا و اسرائیل را به مسابقه گذاشته است. این خبر با قرار گرفتن روی خروجی آسوشیتدپرس به سرعت در دنیا پخش شد و حتی سیانان از قول دبیر فرهنگی روزنامه دانمارکی یلاندز پوستن نوشت که این روزنامه نیز همزمان با همشهری اقدام به چاپ کاریکاتورها خواهد کرد، گفتهای که البته به سرعت پس گرفته شد. در زمان نگارش این مطلب هنوز جزئیات بیشتری در مورد این مسابقه منتشر نشده است، اما برگزارکنندگان آن باید بیش از هر چیز مراقب این مسئله باشند که اعتراض به سیاستهای صهیونیستی و به چالشکشیدن «روایت رسمی هولوکاست» ، اصل واقعه کشتار میلیونها انسان ( واز جمله یهودیان) توسط هیلتر را زیر سؤال نبرد، نکته ظریفی که بیتوجهی به آن میتواند این پدافند رسانهای را به آسانی به وادی نژادستیزی بکشاند.