1-ارزش جوانی
توجه به ارزش جوانی با هر متاع دیگری برای قدر دانستن آن و بهرهبرداری صحیح و بهینه لازم است، حضرت درباره ارزش جوانی میفرماید:
"شئیان لایعرف فضلها الا من فقد هما الشباب و العافیه"(1) دو چیزند که ارزش آنها را نمیشناسد مگر آنکه آنها را از دست داده باشد: جوانی و عافیت.
توصیه آن حضرت غنیمت شمردن جوانی است پیش از آنکه از دست برود:
"بادر شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک" (2) جوانی خود را پیش از پیری و تندرستی خود را پیش از بیماری پیش داشته باش.
این نکته هشداری به جوانان است که جوانی پایدار نمیماند و از دست میرود، همیشه انسان نشاط و انرژی جوانی را نخواهد داشت و روزی آنها را از دست خواهد داد:
"فهل ینتظر اهل بضاضه الشباب الاجوانی الهرم" (3) آیا کسی که جوان جز پیری انتظار دارد؟
2- درک موقعیت جوانان
درک صحیح موقعیت جوانان، شناخت ظرفیت، احساسات، روحیات و علایق آنان در رفتار با جوانان و برنامهریزیها و سیاستگزاریها در امور جوانان میتواند موثر و سرنوشتساز باشد، در این باره موارد ذیل قابل توجه است:
الف- آمادگیهای ذهنی و روحی جوانان
"انما قبل الحدث کالارض الخالیه مهما القی فیها من کل شیء قبلته" (4) جز این نیست که قلب نوجوان همچون زمین خالی است که هرچه در آن بیفکنند میپذیرد.
پیشرفت و تکامل آدمی در بزرگسالان مرهون تلاش علمی و تربیتی دوران خردسالی و نوجوانی است: "من لم یجهد نفسه فی صغره لم ینبل فی کبره"(5)
کسی که خود را در کوچکی به تلاش واندارد، در بزرگی به رتبه والا نرسد و یا حضرت فرمود:
"من سئل فی صغره اجاب فی کبره" (6) کسی که در کودکی سوال کند( جستجوی علمی داشته باشد) در بزرگی به سوال دیگران پاسخ میدهد.
ب- سلامت نفس
امام علی(ع) ضمن نامهای به فرزندش امام حسن(ع) نصایح و مواعظ بلیغی را مطرح فرمودند، در مقدمه خطاب به فرزند جوانش فرمودند:
"ذونیه سلیمه و نفس صادفیه" (7) تو دارای نیت و انگیزه سالم و نفس صادق میباشی.
ج- احساسات و شور جوانی
جوانان دارای شور و نشاط ویژهای هستند، احساسات خاص دارند، در شخصیت عاطفی و اخلاقی آنان نوعی خودنمایی، جمالخواهی و غرور نهفته است، روزی حضرت علی(ع) با قنبر به بازار رفتند و دو پیراهن یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم خریدند، به قنبر فرمودند: آن پیراهن سه درهمی را شما بردار. قنبر گفت شما به پیراهن گرانقدرتر و زیباتر شایستهتر میباشید. چه آنکه در میان مردم روی منبر قرار میگیرند و خطابه ایراد میکنید، حضرت فرمود:
"و انت شاب و لک شرهالشباب" (8) تو ای قنبر جوانی و شور و نشاط جوانی داری.
پس از تمایل خودآرایی و تجمل دوستی جوانان در حدود مصلحت بایست حمایت کرد، بدین جهت حضرت علی(ع) جامه گرانقدرتر را به قنبر میدهد، تا بدین وسیله تمایل زیباپسندی وی را ارضا کند.
د- تفاوت شرایط زمانی جوان
از آن جهت که جوانان برای زمان آینده و شرایط زمانی دیگری متفاوت با شرایط زمانی نسل گذشته آفریده شدهاند، در تربیت و تعلیم آنان باید این نکته مورد توجه باشد، که آنان را متناسب با آن شرایط تربیت کنیم، حضرت علی(ع) فرمود:
"لاتقسروا اولادکم علی ادابکم فانهم مخلوقون لزمان غیر زمانکم"(9) فرزندان خود را بر رسم و آداب خویش مجبور نسازید، چه اینکه آنها برای دورانی غیر از دوران شما آفریده شدهاند.
جوانان را مطابق سلیقهها، نیازها ، مسایل، صنایع، ابزارها و زبان روز با حفظ اصول و معیارهای ارزشی و اعتقادی تربیت بایست کرد، وگرنه در شناخت و انجام وظایف و ایفای نقش اجتماعی خویش ناکام و ناکارآمد خواهیم بود و عملا برای عنصر آگاه به روز و عالم به زمان و مسلح به ابزارهای لازم؛ هم افراد بیایمان و بیاعتنا به ارزشهای مذهبی و اخلاقی میدان را خالی خواهیم گذاشت.
هـ- تاثیر محیط و شرایط اجتماعی بر جوان
شرایط خاص اجتماعی، و ویژگیهای فرهنگی واخلاقی حاکم بر محیط روی نسل جوان و روابط فرزندان با اولیا موثر است، حضرت علی(ع) درتشریح فتنه بنیامیه و پیامدهای گوناگون آن، به همین نکته اشاره دارد، میفرماید:
"فعند ذلک اخذ الباطل ماخذه و رکب الجهل مراکبه، وعظمت الطاغیه و قلت الداعیه(الراعیه) وصال الدهر صیال السبع العقور، و هدر فنیق الباطل بعد کظوم، و تواخی الناس علیالفجور، و تهاجروا علیالدین و تحابوا علیالکذب و تباغضوا علیالصدق ، فاذا کان ذلک کان الولد غیظا..." (10) در این هنگام باطل موضع گرفته و جهالت بر مرکبهای خویش سوار گردیده، "طاغوت" عظمت یافته و داعیان حق به کمی گراییدهاند، روزگار به سان درنده خطرناکی حملهور شده و پس از مدتها سکوت، باطل ناله سر داده، مردم در شکستن قوانین خدا دست به دست هم دادهاند و در فاصله گرفتن از دین متحد شدهاند، برای دورغ بستن پیمان دوستی بسته و در راستی دشمنی ورزیدهاند، در این هنگام فرزندان به جای دوستی(با پدران) دشمنی میکنند.
حضرت در این خطبه تاثیر بد فتنههای اجتماعی را روی فرزندان بیان کرده، آشکارا فرمودند که فتنهها شرایط نامطلوب اجتماعی را به وجود میآورند و از جمله آثار آن محیط و شرایط خاص آن است، که جوانان پرخاشگر و دشمن تربیت میشوند. بنابراین همگان در ایجاد شرایط مطلوب اجتماعی و زدودن فتنهها و ستیز با فتنهگران و فتنهجویان باید تلاش کنند.
3- رفتار شایسته باجوانان
در مقابل جوانان چه رفتاری شایسته است؟ و چه نکاتی در برخورد با آنان باید مورد توجه باشد؟ در این باره این نکات قابل دقت است:
الف- مهر و محبت
بزرگترها، کوچکترها را باید دوست بدارند و با آنان از در رافت و عطوفت برخورد کنند، زیرا آنان نیاز به محبت دارند و عطش عاطفی آنان را نمیتوان نادیده گرفت، حتی تعلیم و تربیت، ارشاد و اصلاح و نصحیت آنان هم با زبان محبت و رافت باید باشد، اگر فرزندان محبت نبینند، خشن و قسیالقلب میشوند و این سرچشمه جرایم و جنایات و بزهکاریهاست. حضرت علی(ع) فرمود:
"و لیراف کبیرکم بصغیرکم، و لا تکونوا کجفاهالجاهلیه "(11) و باید بزرگسالان شما به کودکان و کوچکترهایشان رئوف و مهربان باشند، همچون ستمپیشگان و جفاکاران دوران جاهلیت میباشید.
ب- چشمپوشی از ناآگاهی خطا
انسان در سنین پایین تجربه کمتری دارد و هنوز بسیاری چیزها را نمیداند، پس ناآگاهی او تا حدودی طبیعی است و در این امر معذور است. خیلی جدی و قاطع با او در تمام امور و زمینهها نباید برخورد کرد، بلکه تا حدودی مدارا و چشمپوشی باید کرد: "جهل الشباب معذوروعلمه محفور" (12) نادانی جوان معذور است و علم او اندک و ناچیز شمرده شود.
ج- تعلیم و تربیت
در متون دینی ما حقوقی برای فرزندان بر پدر مطرح شده است. به عنوان مثال میتوان به این سخن حضرتعلی(ع) توجه کرد:
"و حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القرآن" (13) حق فرزند بر پدر آن است که نام زیبا بر او نهد و ادبی نیکو و قرآن به او بیاموزد.
رفتار اولیا با کودکان و نوجوانان فقط در محبت و تامین نیازهای مادی خلاصه نمیشود. به نکات ارزشی مانند نام زیبا و ادب نیکو و آموزش قرآن باید توجه شود.
د- بودن در کنار فرزندان و رسیدگی به امور آنان
حضور فیزیکی در میان اهل و عیال و فرزندان، و رسیدگی به امور آنان و نظارت و مراقبت بر آنان از وظایف دیگر است که باید مورد توجه باشد، به ویژه فرزندانی که در سنین نوجوانی قرار دارند، به خاطر شرایط خاص رسیدگی و نظارت و پیگیری مسایلشان نیاز بیشتری احساس میشود، به حضرت علی(ع) خبر رسیدکه عاصم بن زیاد دنیا و زندگی را رها کرده و عبایی پوشیده، در گوشهای به ریاضت و عبادت مشغول شد، حضرت او را خواست و به او چنین خطاب فرمود:
"یا عدی نفسه لقد استهام بک الخبیث، اما رحمت اهلک و ولدک (14) ای دشمن جان خود، شیطان درتو راه یافته و هدف تیر او قرار گرفتهای، آیا به خانواده و فرزندانت رحم نمیکنی؟
هـ- رعایت تناسب در واگذاری مسئولیتها
جوانان و خردسالان هر چند انجام وظایف اجتماعی و ایفای مسئولیتها و تصدی برخی امور را باید تجربه کنند تا بتوانند به تدریج جایگزین نسل گذشته شوند، اما بدان معنی نیست که تناسب و شایستگی و تجربهها را نادیده بگیریم و هر جوان و نوجوان راعلیرغم وجود افراد لایق و باتجربه و خردمند به کارهای مهم بگماریم و نوجوانان و جوانان را حاکم بر امور و مقدرات جامعه قرار دهیم، حضرتعلی(ع) در یکی از پیشبینیهای خود نسبت به فتنهها و اوضاع نگرانکننده آینده، خطاب به اصحابش چنین میفرماید:
"الا فتو قعوا ما یکون من ادبار امورکم و انقطاع وصلکم و استعمال صغارکم"(15) آگاه باشید، شما آماده عقبگرد کردن امور خویش و گسیختگی پیوندها و بر مصدر کار قرار گرفتن خردسالان و بیتجربگان خویش باشید.
پس در رفتار با نوجوانان و جوانان و به کارگیری آنان در امور اجتماعی، شایستگی تجربی و خردمندی آنان نیز باید مورد توجه باشد، کمسالان بیتجربه و نپخته را به کارهای سنگین و امور مهم نگماریم.
4- شیوههای آموزش جوانان
جوانان و نوجوانان را از چه راههایی و با چه شیوههایی میتوان آگاه و ارشاد کرد و آموزش داد؟ به چند نمونه از روش آموزش جوانان اشاره میشود:
الف- بیان حقایق
حضرت علی(ع) به فرزند خویش امام حسن(ع) نامهای مینویسد و او را از حقایق زندگی و دانستیهای لازم آگاه میسازد و در آغاز چنین میفرماید:
"...فکتبت الیک کتابی متسظهرا به ان انا بقیت لک او فنیت"(16)این نامه را برای تو نوشتم، تا تکیهگاه تو باشد، خواه من زنده باشم خواه نباشم.
گاه حضرت علی(ع) خطاب به جوانان مطالبی را میفرمود و آنان را نسبت به مسایل مهم آگاه میساخت( بدانها اشاره میشود)
البته بیان و تذکر مسایل به صورت گفتگو و یا مکاتبه و نوشتن نامه و مانند آن میتواند باشد، حضرت علی(ع) در نامهاش به امام حسن(ع) دهها نکته آموزنده و نصایح مشفقانه را بیان میفرماید . اولیای جوانان در گفتگوهای حضوری و یا مکاتبات و مکالمات، همواره به احوالپرسی و تعارفات معمولی و... نپردازند، بلکه به مسایل اخلاقی و ارشاد و مواعظ اهمیت دهند، چرا که جوانان عزیز نیاز به ارشاد و تذکر و راهنمایی دارند.
ب- پیروی از بزرگترها
یکی دیگر از راههای آگاهی و رشد، پیروی و تاسی از بزرگترهاست. حضرت علی(ع) فرمود:
"لیتاس صغیرکم بکیبرکم" (17) باید خردسالان به بزرگسالان تاسی کنند.
تمامی آموختنیها گفتنی و یا نوشتنی نیست، چه بسا که نکات و لطایفی را انسان در عمل انسانهای خردمند با تجربه مییابد، که از دهها درس و کلاس و آموزش و تئوری آموزندهتر است.
این نکته در ارشاد و نصحیت جوانان قابل دقت است، که همراه با لحن آمرانه تحکیمآمیز نباشد. حضرت علی(ع) در مقدمه همان نامه مینویسد:"
"فانی لم الک نصیحه و انک لن تبلیغ فیالنظر لنفسک و اناجتهدت مبلغ نظری لک" (18) من از هیچگونه نصحیت و خیرخواهی برای تو فروگذار نکردم و بیگمان تو هرگز در شناخت خویش، هرچند تلاش و کوشش کنی، به پای من نمیرسی.
از این عبارت چند نکته قابل توجه است:
الف- تذکرها و راهنمایی نسبت به جوانان با زبان نصحیت و خیرخواهی باید ادا شود، به صورت آمرانه و تحکیمآمیز نباشد، که موجب اهانت و تحقیر جوانان را فراهم میکند.
ب- انسان نصحیتگر خود را شریک خوشبختی جوان بداند و او را متوجه کند که از سرمحبت و دوستی خود خواستار پیشرفت و کمال او میباشد.
ج- جوانان را باید آگاه کرد که تجربه آن کافی نیست و نمیتواند به بسیاری از نکات و زوایای مخفی جریان زندگی دست یابد و نیازمند به تجربه بزرگترها و اطلاعات و دانش آنان است.
5- جوان شایسته
یک جوان شایسته چه ویژگیها و اوصافی را باید داشته باشد؟ به تعبیر دیگر جوان مطلوب کیست؟ در این مورد آداب و خصلتهای فراوانی مطرح است، که یک جوان مطلوب و شایسته، آنها را باید دارا باشد، از جمله:
الف- صالح بودن
"الولد و الصالح اجمل الذکرین" (19) فرزند صالح و شایسته، زیباترین یادآوری از دو بخش یادآوریهای انسان است.
یعنی کارها و اعمال انسان یک یادگار خیر و فرزند صالح یادگار خیر دیگری است که از دیگری زیباتر است . پس باید جوانان و فرزندانی صالح تربیت کرد و از خود به یادگار گذاشت.
ب- ناصح بودن
جوان علیرغم شور و احساس، زور بازو و غرور شخصیتطلبی، اگر پیرواحساس و هوس نباشد و دری پی شر و بدی نگردد، برعکس به دنبال خیر و خوبی، خیرخواه و ناصح باشد، بسیارمطلوب و پسندیده است. حضرتعلی(ع) محمدبن ابیبکر را چنین توصیف میکند:
"فعندالله نحتسبه ولدا ناصحا" (20) مصیبت شهادت محمدبنابیبکر را که فرزندی ناصح و خیرخواه بود، به حساب خدا میگذارم.
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین آمده:
"خیرشبابکم من تشبه بکهو لکم" (21) بهترین جوانهایتان آنانند که به پیران شبیه باشند.
مقصود از شباهت جوانان به پیران آن است که بختگی و خیرخواهی و مسلطبودن برهوسها احساسات را که در پیران است دارا باشند، اگر جوانی این چنین باشد پس شبیه افراد مسن خواهد بود ، از جمله ویژگیهای بزرگسالان آن است، که دنبال خیر و صلاح هستند. در پی خواستههای احساسی و شهوانی نیستند، یعنی آنان ناصح هستند. اگر جوانی ناصح باشند شبیه پیر است وپسندیده است، چناچه اگر پیری دنبال شر و احساسات و شهوات باشد مذموم و ناپسند است. "و شهرکهو لکم من تشبه بشبابکم "(22) و پیران بدکسانی هستند که شبیه جوانان میباشند.
ج- مطیع پدر بودن
حضرت علی(ع) اطاعت پدر را حق پدر بر فرزند میداند و میفرماید:
"فحق الولد علی الولدان یطیعه فی کل شیء الافی معصیه الله سبحانه"(23) پس حق پدر بر فرزند آن است که در هر کاری جز معصیت پروردگار از پدر اطاعت کند.
د-احترام گذاشتن به بزرگترها
نوجوانان و جوانان باید بزرگترها را تعظیم و تکریم کنند و احترام آنان را رعایت کنند، امام علی(ع) در بیان فساد زمان خود چند ویژگی را برمیشمرد ازجمله فرمود:
"لایعظم صغیر هم کبیرهم" (24) کوچکترهایشان، بزرگسالان را احترام نمیکند.
هـ- عمل به آیین جوان مردان
در متون دینی و روایات فتوت و جوانمردی از ویژگیهای مثبت شمرده شده است. در تعریف آن به نکات برجسته اخلاقی اشاره شده است، حضرت علی(ع) فرموده است:
1- "بعد المرء عن الدینه فتوه"(25) دوری انسان از پستی و صفتهای پست جوانمردی است.
2- "نظامالفتوه احتمال عترت الاخوان و حسن تعهد الجیران" (26) آیین جوانمردی به تحمل کردن لغزشهای برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است.
از طرفی دیگر کلمه "فتوه" از" فتی" به معنی جوان است، در فارسی هم کلمه جوان مردی بدان اطلاق می شود، این نکته ادبی گویای آن است که ویژگی جوانمردی با جوان بیشتر تناسب دارد، در اصل جوانان باید آراسته به این خصلت برجسته اخلاقی یعنی جوانمردی و فتوت و ویژگیهای آن باشند.
6- آن چه برای جوان زیبنده نیست
بعضی از ویژگیهای رفتاری برای جوانان چهره منفی و ناشایست تصویر میکند، جوانان و نوجوانان از آنها دوری باید کنند، از جمله آنها ویژگیهای ذیل است:
الف- پرخاشگری و ستیزهجویی
حضرت علی(ع) در بیان آثار منفی فتنه بینامیه، به این نکته اشاره دارد، که فرزند در دوره فتنه پرخاشگر، دشمن، ستیزهجو و خشونت کردار میشود:
"فاذا کان ذلک الولد غیظا "(27)وقتی آن زمان برسد(که باطل موضع گرفته و... ) پس فرزند دشمن و پرخاشگر میشود.
از ابعاد منفی فتنه همین است که نسل جوان را تباه و در برابر پدر عاصی و دشمن و ستیزهجو میسازد.
ب- بداخلاقی
از ویژگیهای منفی برای جوانان، بداخلاقی است، حضرت علی(ع) آنگاه از فساد زمان خویش گله میکند میفرماید: "فتاهم عارم" (28) جوانشان بداخلاق است.
عارم یعنی سختی و دشواری و شدت(29) و به کسی گفته میشود که برخوردش تند و آزاردهنده و اخلاقش خشن و بد است.
فرق این دو خصلت منفی (غیضا و عارم) در آن است که اولی به معنی آن است که از انسان به دیگران ناراحتی برسد، اما دومی از آن است که موجب رسیدن یک امر نامطلوب دیگری باشد یا نباشد و صرفا به معنی تند و بداخلاق بودن است. شاید فرقشان در این باشد که اولی در مقابل پدر است و دومی در مقابل هر فرد دیگر خواه پدر و یا غیر آن باشد.
هر چند این صفات برای بزرگسالان نیز ناپسند است، آنان همانند جوانان باید از این ویژگیهای منفی دور باشند، اما با توجه به زمینههای مستعد جسمانی و روانی جوانان توصیه به دور بودن از این خصایص ناپسند و زشت برایآنان روشن میشود.
ج- نافرمانی
جوان در مقابل پدر و مادر نافرمان نباید باشد، بلکه کاملا رام و خاضع و فرمانبردار باید باشد، حضرت علی(ع) فرمود: "شر الاولاد العاق"(30) بدترین فرزندان، اولاد نافرمان است. با توجه به اینکه توصیههای اخلاق به فرزندان تحت عنوان "اولاد" بیشتر در سنین جوانی است، میتوان از واژه اولاد کاربرد آن در تعابیر و تعالیم اخلاقی در بحث از جوانان سود جست. امام(ع) فرمودند: "ولد عقوق محنه و شوم(31) فرزند نافرمان موجب محنت است و شوم و نحس میباشد.
د-دوری از پدر و مادر
گاهی بعضی از جوانان وجود پدر و مادر خود را ننگ دانسته، از آنان دوری میکنند، به ویژه اگر پدر و مادر بیسواد باشد و با ظاهر مرتب و آراسته نداشته باشد. این صفت بسیار زشت و نادرست و ضداخلاق است، هر جوان باید به پدر و مادرش به هر کیفیت که هستند افتخار کند و با آنان نزدیک و هم دم و مانوس باشد، حضرت علی(ع) فرمود: "من استنکف من ابویه فقد خالف الرشد"(32) کسی که از پدر و مادر خود استنکاف دارد (و آنان را ننگ خود داند) از رشد و راه درست به در رفته است.
هـ- مایه ننگ و عار گذشتگان بودن
گاه جوانان و فرزندان رفتاری در پیش میگیرند، که شرف و آبروی خانوادگی را از بین برده و مایه ننگ و عار دودمان خود خواهند بود و بزرگتـرهایشان آرزو میکنند که ای کاش چنین فرزندی نداشتیم . علی(ع) فرمود:
"ولد السوء یعرالسلف و یفسد الخلف"(33) فرزند بد، موجب عار و ننگ گذشتگان و تباهی آیندگان است.
و نیز فرمود: "ولد السوء یهدم الشرف و یشین السلف"(34) فرزند بد شرف را ویران سازد و گذشتگان را عیبناک میکند.
7- توصیههای امام به جوانان
الف- فراگرفتن علم و ادب
امام علی(ع) درباره آموختن علم و ادب میفرماید: "یا معشر الفتیان حصنوا اعراضکم بالادب و دینکم بالعلم"(35) ای گروه جوانان، نوامیس خویش را با ادب و دین خود را با علم نگهداری کنید.
در این بیان نورانی علاوه بر توصیه به علم و ادب، به حفظ ناموس و حیثیت و دین نیز، سفارش شده است، جوانان مراقب و حافظ دین و شرف و حیثیت و نوامیس خود نیزی باید باشند اعراض به معنی آبرو و حیثیت خانوادگی و دودمان است،(36) پس جوانان امانتدار حیثیت دودمان خود و مسئول حفظ آن هستند.
ب- استفاده از جوانی
حضرت علی(ع) فرمود: "بادر شبابک قبل هرمک"(37) جوانیات را قبل از پیری دریاب.
در سنین جوانی زمینه برای تعلیم و تربیت و هرگونه پیشرفتی فراهم است، لازم است با سعی و تلاش از این فرصت بیشترین و بهترین استفاده را برد، آن حضرت میفرماید: "انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته"(38) همانا قلب جوان مانند زمینی خالی از کشت و زراعت است، هرچه در آن افکنده شود میپذیرد.
آن حضرت در نامه به فرزندش علت توجه خویش به امر تربیت و تادیب او را چنین توضیح میدهد: "بادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک و یشتغل لبک"(39) پیش از آنکه قلبت قساوت پیدا کند، خرد و اندیشهات سرگرم کارها شود به ترتیب تو مبادرت کردم.
فرصت جوانی بسیار مغتنم و طلایی است، هم جوانان قدرش را باید دانسته، از آن استفاده کنند، بیهوده نگذرانند، همچنین اولیا بهترین برنامههای تربیتی و آموزشها را در این فرصت مناسب برای جوانان به اجرا درآورند.
ج- نیکی به پدر
حضرت فرمودند: "بروا آبائکم بیرکم ابنائکم"(40) به پدرانتان نیکی کنید تا پسرانتان به شما نیکی کنند.
حضرت به جوانان نیکی به پدر را توصیه میکند، چرا که در روحیه فرزندان و نسل بعدی هم ظاهر میشود.
در پایان بر این نکته تاکید میورزیم که اولیای بزرگوار نسبت به جوانان و فرزندان خویش مسئولند، باید آنان را درست کنند و متناسب با روحیات و نیازها و استعداهایشان به تعلیم و تربیت صحیح مبادرت ورزند و با تربیت خلف صالح، سلف نیک خود را پاس دارند که علی(ع) فرمود: "من لم یوکد قدیمه بحدیثه شان سلفه و خان خلفه"(41) کسی که گذشته خود را به تازه خویش (گذشتگان نسبی را به نسلهای جدید) پیوند ندهد، گذشتگان خود را عیبناک کرده، به جانشینان خود خیانت ورزیده است.