روزنامه اعتماد ملی در روزهای اخیر رفتاری به شدت تندروانه داشته است، آنچنان که تندروهای اصلاحطلبان که از سوی حجتالاسلام کروبی طرد میشدند نیز انگشت به دهان ماندهاند. این روزنامه ابتدا اظهارات کامل فردی که به آیتالله مصباحیزدی سخنان هتاکانهای گفته بود را منتشر ساخت و پس از آن نیز مصاحبهای باورناپذیر با وی انجام داده بود که بر شدت اهانتها افزوده بود؛ هرچند فرد مذکور به سبب پارهای اظهارات مشوش، تغییر موضعهای سیاسی و بیان سخنان شاذ سیاسی، حتی در میان جناح دوم خرداد نیز چندان اعتباری ندارد؛ اما گسترش اهانتها به فردی که مورد تایید ویژه و متعین رهبری بوده است و محکوم کردن او به رفتار برخلاف تدبیر ولایت آنچنان متناقض بود که واکنش جدی برنیانگیخت. حتی زمانی که در همین ماههای اخیر این روزنامه مردم را به حیوانات سیرکی تشبیه کرده بود که در سفرهای استانی برای احمدینژاد بالا و پایین میپرند نیز با عذرخواهی بدتر از متن اولیه نگارنده اعتراضها فروکش کرد.
روزنامه اعتماد ملی اما همچنان تاخت و این بار از زبان یکی دیگر از چهرههای نزدیک به کروبی اهانتهایی را به شخص دوم کشور روا داشت که خود نیز در صحت مبانی آن تردید داشت. به بیان دیگر، فحاشی و هتاکی علیه مقامات در این روزنامه آنقدر کم هزینه شده است که یک نفر به راحتی آنچه را که خود نام شایعه بر آن مینهد، با ذکر جزئیات نقل میکند و در نسبت دادن دروغ به رئیسجمهور از امام زمان(عج) و رهبری نیز هزینه میکند و تنها با بیان اینکه " آیا این نقل قولها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ " از کنار این همه افترا میگذرد و در ادامه میگوید "خواهش میکنیم خیلی صریح و شفاف پاسخ دهید و از کلیگویی یا فرافکنی یا متهم کردن دیگران پرهیز کنید."
جالب اینجاست که اتهاماتی که در این نوشته به احمدینژاد وارد شده آنقدر مسخره است که تصور آن موجب تصدیق کذب بودن آن میشود، ولی با این حال دکتر احمدینژاد به برخی از همین شایعات نیز در یادداشت 20 روز قبل خود پاسخ مبسوط و مبنایی داده بود و با بیان برخی مثالهایی که در این نوشتار هم بدانها اشاره شده بود، تاکید کرده بود دیدگاه او نه اینچنین، بلکه آنگونه است که روایات به ما آموخته است. موضوعاتی که با تحریف و مغلطههای رسانهای تبدیل به همان شایعات مضحک گردیده است.
جالبتر اینکه او در شرایطی به تکرار این شایعات پرداخته و حتی آنها را پروارتر ساخته که خود معتقد است "چنین شایعاتی اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف میکند و مورد استهزا و تمسخر دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلام و تشیع قرار گرفته است." اگرچه این نوشتار در رسانههای گوناگون مورد انتقاد قرار گرفته است، اما آنچه به نظر میرسد مورد غفلت واقع شده علل چنین برخوردهایی است که شاید بتوان در این زمینه چند گمانه را مطرح ساخت.
اولین گمانه که به ذهن متبادر میشود انتخابات سال آینده ریاست جمهوری است؛ چرا که این روزنامه ارگان حزب اعتماد ملی است و گویا تلاش دارد به هر قیمت که شده اعتماد مردم به رییسجمهور را متزلزل سازد تا نامزد حزب خود را بتوان از این طریق بالا آورد. اما بیشک اگر چنین گمانهای درست هم باشد بیشک نتیجه معکوس خواهد داد؛ زیرا این روزنامه کار را از تضعیف رییسجمهور به مرحله توهین به مردم و علمای بزرگی همچون آیتالله مصباحیزدی رسانده که هم برای مقصودش لازم نبود و هم به نفرت مردم از این توهینها و تضعیف حزب متبوعش خواهد انجامید.
گمانه دیگر آن است که کسانی که از سوی کروبی به علت تندروی طرد شده بودند درصدد انتقام برآمدهاند. به این شیوه که با حضور در دایره نزدیکان کروبی و تکرار مکرر نکات تحریف شده از رییس جمهور، آنها را تا آن اندازه عصبانی کنند که بدون توجه به آنکه سخنان این افراد با چه قصدی بیان شده و از چه میزان صحتی برخوردار است به میدان آمده و به انتقاد شدید از هر آنکس که در به قدرت رسیدن احمدینژاد سهمی داشته انتقام بگیرند. از مردم تا علمایی که با روشنگریهای خود راه را نشان داده بودند. این گمانه از آنجا شکل میگیرد که مشابه این سخنان را (البته نه با این انسجام) بارها در میان اخبار داخلی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین که بر روی سایتها نزدیک به آنها آمده است را دیدهایم. با این حساب هم بحث تندروی خود را لوث کردهاند و هم این سخنان را بمثابه دینامیتی برای تخریب کروبی که این روزها مواضعش برایشان بسیار آزار دهنده است به کار بردهاند.
شاید گمانهای دیگری نیز مطرح باشد که در صورت ذکر آن به توهمات دایی جان ناپلئونی محکوم شویم. گمانهای که بارها در تاریخ کشورمان و دیگر کشورها مشابه آن به اثبات رسیده است؛ تلاش بیگانگان برای تشدید اختلافات تا سطح هتاکی و کدورتهای غیرقابل ترمیم میان کسانی که روزی در صف واحد در برابر استکبار و استعمار جنگیدهاند.
به نظر میرسد این گمانهها قابل جمع هم هستند، و شاید گمانههای دیگری نیز در میان باشد اما آنچه مسلم است اگر این واقعه ریشهیابی و درمان نشود، تا خرداد ماه 1388 شاهد مراتب تندتر و هتاکانهتر آن نیز خواهیم بود.