حمید حسینزاده
بزه عبارت از اقدام به عملی است که برخلاف موازین، مقررات، قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد. بزهکاری نوجوانان و جوانان همواره مورد بحث مجامع مختلف بوده و راهحلهایی برای آن پیشنهاد شده است. دوره جوانی به خاطر تحولات بلوغ و ارزشها و بحران هویت، مرحلهای است که بزه در آن بیشتر اتفاق میافتد.
براساس نتایج این بررسیها، سن جوانی یعنی18-15 سالگی بیشترین رقم بزهکاری راداشته است. بزهکاریها در نوجوانان و جوانان از این جهت چشمگیراست که آنان نیروی فوقالعادهای دارند و میتوانند مشکلی جدی برای خانواده و اجتماع خود ایجاد کنند. حداقل سن بزهکاری در جوامع مختلف فرق میکند: حداقل سن در آمریکا7، انگلستان10، یونان 12، فرانسه و لهستان 13، اتریش، آلمان، ایتالیا و بلژیک 14سال است.
البته گاهی بزهکاریها برای نوجوانان نفع مادی ندارد. در لهستان قطارهای راهآهن را خراب میکردند. در کانادا وسایل گران قیمت خانهها را از بین میبردند. در تایلند عقابی را روی بازوان خود خالکوبی میکردند و دیگران را میترساندند و در آرژانتین به کافهها وارد میشدند و افراد را در پیادهرو مسخره میکردند. در جای دیگر به طرف ماشین این طرف و آن طرف میرفتند و شیشه مغازهها را میشکستند . شاید این گونه رفتار مخالفت با علیه بزرگسالان و یا وضعیت موجود باشد.
اولین محیطی که زمینه بزهکاری را فردبه وجود میآورد خانواده است. معمولا بزهکاران از خانوادههای آشفته و پاشیده برمیخیزند. جدایی یا طلاق، الکلیسم و جنایت در خانواده آنان شایع است.
بزهکاریها را میتوان یک ضایعه اجتماعی دانست. جامعهشناسان علل متعددی را برای بزهکاری ذکر کردهاند. همانگونه که اتوکلاین برگ گفته است:" امروزه این اعتقاد رواج دارد که هیچ علتی به تنهایی برای رفتار پیچیده و متنوعی مانند بزه عموما و بزه جوانان خصوصا کافی نیست." یا اینکه ریشه درد در جامعه است و اوضاع و شرایط نامساعد اجتماعی و ضعف کنترل و آموزشهای نادرست به ارتکاب جرم کمک میکند و وسایل ارتباط جمعی در شکلگیری آن دخالت مینماید. ولی نمیتوان این عوامل را به تنهایی علت بزه دانست. شاید مجموعهای از علتها، نوجوان را به بزه بکشاند و رفتار ضد اجتماعی از خود بروز بدهد.
بررسی علل اجتماعی بزهکاری:
1- عامل اقتصادی- با اینکه فقر گاهی عامل بزهکاری است ولی نمیتوان آن را تنها عامل آن دانست. سوترلند و لاک بعد از مطالعه 10000 نفر را زاغهنشینان، اعلام داشتند که فقر و بیچیزی به تنهایی عامل به وجود آوردنده بزهکاری نیست و عوامل اجتماعی دیگر نیز در پیدایش بزهکاریها دخالت داشته است. بیشتر این افراد خانه به دوش، هرگز عضوی از اجتماع نبوده و احساس شرکت در هیچ جماعتی را نداشتهاند. بیشتر آنان حداکثر عمر خود را به صورت فصلی کار کردهاند. بعضی از آنها به علت بحرانهای اقتصادی مرتب تغییر شغل دادهاند و تعداد معدودی از آنان، روابط صمیمانه و نزدیکی با خانوادههای خود داشتهاند. یک سوم آنها تن به ازدواج داده بودند و تقریبا همه آنها از همسران خود جدا شده بودند و دوستان خیلی کمی داشتند.
بحران اقتصادی باعث بیکاری میشود. در این صورت جوانان برای تامین زندگی خود در مضیقه هستند و گاهی مرتکب بزه میشوند.
برت در تحقیق خود نشان داد که همبستگی میان محرومیت جوانان و تراکم جمعیت 77/0+ و میان محرومیت و فقر 67/0+ است. بونگرملاحظه کرد که میان سالهای89- 1987 در ایتالیا 60% اهالی از بینوایان بودهاند و 88% از محکومان بازداشت شده به این طبقه تعلق داشتهاند. شاو در مطالعه مناطق جرمخیز شیکاگو مشاهده کرد که همبستگی بین جوانان مجرم و وضع بد مالی خانواده 74/0 بود. این تحقیقات نشان داد که بین جرم و شرایط اقتصادی رابطه نزدیکی وجود دارد. همانگونه که از روابط علی به دست آورد و استنباط کرد که فقر تنها عامل ایجاد بزهکاری است.
2- عامل پس افتادگی فرهنگی و پیشرفت تکنولوژی: پس افتادگی فرهنگی بر عقبماندن نسبی یک عنصر فرهنگی از عنصر فرهنگی دیگر اطلاق میشود. این عقبماندگی نسبی یک عنصر، یا معلول مداخله عمدی انسان و زاده کندی سیر خود آن عنصر است.
در جوامع درحال رشد وقتی یک زمینه صنعتی ایجاد میشود متناسب با آن زمینه، تغییراتی در روابط خانوادگی و اجتماعی باید ایجاد شود اگر چنین تغییراتی صورت نپذیرد، روابط خانوادگی را مختل میکند و طبعا باعث ناهنجاریهایی در فرزندان و احیانا بزهکاری میشود.
پیشرفت تکنولوژی در جوامع صنعتی باعث شده که روابط انسانی تضعیف گردد و تجاوز، سرکشی، کلاهبرداری، سرقت و آدمکشی با شدت و بیرحمی هر چه بیشتر پدیدار گردد. با اینکه جوامع امروزی نسبت به گذشته از آموزشهای بیشتری برخوردارند ولی هر روز تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی بیشتر میشود.
3- شهرنشینی: زندگی در روستاها سادهتر و روابط افراد در آنجا بازتر و همنوایی گروهی بیشتر است. شهرها ویژگیهای خاص خود را دارند و:
- جامعه گستردهای را ایجاد نمودهاند.
- به تفاوتهای اجتماعی و اختلافات طبقاتی افزودهاند.
- برخورد بین فرمها و نقشهای اجتماعی افراد ایجاد کردهاند.
در شهرها روابط صمیمانه بین افراد کاهش مییابد و بیشتر افراد به سوی فردگرایی حرکت میکنند. رشد سریع شهرها باعث دگرگونیهای عمدهای در نقشهای اجتماعی افراد میشود و گاهی باعث تضاد منافع و تصادم افراد میشود و گاهی باعث تضاد منافع و تصادم افراد میگردد. شهرها به جوامعی مصرفی تبدیل میشود و نقش افراد در تولید به حداقل میرسد. در چنین شرایطی که روابط بیشتر رسمی و ماشینوار است نوجوانان از یک محیط امن و قابل پیشبینی و همراه با روابط صادقانه برخودار نیستند. وجود جامعهای نامرتبط همراه با وضعیت بحرانی دوره نوجوانی، آنان را به دام بزهکاری و انجام کارهای خلاف میاندازد. در واقع جوامع شهری غالبا شرط لازم برای انجام بزه را آماده میکند.
4- تراکم و افزایش جمعیت: تراکم جمعیت در محلات نیز از عوامل بزه شمرده شده است. محلات شلوغی به محلاتی پرجمعیت اطلاق میشود که با سیستم خانهسازی غیربهداشتی و ناقص شکل گرفته و از وسایل آسایش و رفاه کافی برخوردار نیست. کجروی و بزهکاری در این محلات شایع است. در حاشیه شهرهای خودمان و در اصطلاح در جنوب شهر با افرادی برمیخوریم که وضعیت اجتماعی و اقتصادی و آموزشی مناسبی ندارند. بسیاری از این افراد که از روستاها آمدهاند عدم تجانس فرهنگی و سنی با یکدیگر دارند و از یک رابطه عمیق عاطفی برخوردار نیستند. خانهها یا آلونکهای کوچک با جمعیت روزافزون و نداشتن امکانات بهداشتی، رفاهی و آموزشی مناسب، افراد این محلات را آماده برای ابتلای به انواع بزهکاریها نموده است.
افراد محلات شلوغ معمولا: نسبت به دنیای پیرامون خود بیتفاوتند، تجربه و آگاهی کافی برای ایجاد رابطه منطقی با دیگران را ندارند، قادر نیستند حقوق واقعی خود را از سایرین بگیرند، در پیچ وخمهای قانونی و اداری و اجتماعی گیر میکنند. به این دلایل رابطه خوبی با محیط اطراف خود ندارند و بیشتر یا تمایلات خود را سرکوب میکنند و استراتژی قبول سیهروزی و تطبیق دادن خود را با آن میپذیرند و یا پرخاشگری کرده و استراتژی خشونت و زورگویی را برمیگزینند.
5- حوادث غیرمنتظره از قبیل جنگ، زلزله و... حوادث پیشبینی نشده اجتماعی باعث ضعف کنترل اجتماعی و شرایط نامناسب اجتماعی و اقتصادی می شود و بر میزان بزهکاریها میافزاید. مطالعاتی در بحبوبه جنگ بینالملل دوم در انگلیس و فرانسه نشان داده است که آمار مجرمین در فرانسه درسال 1938، 12000 نفر بوده و در سال 1945 به 38000 نفر یعنی سه برابر افزایش یافته است.
6- وسایل ارتباط جمعی: وسایل ارتباط جمعی و حتی مطبوعات اثر عمیقی در شخصیت و طرز فکرنوجوانان دارد. اگر فیلمهای سینمایی صحنههای غارت، راهزنی، تجاوز و انواع انحرافات را به نمایش بگذارند و فیلم بدون یک ارزیابی تمام شود اثر نامطلوبی بر ذهن نوجوان خواهد گذاشت. بلومر و هوسر نقش سینما را بر زندگی جوانان بزهکار و ناسازگار پرسیدند که آیا برخی از فیلمها باعث گرایش آنها به ارتکاب اعمال ضداجتماعی شده است. نتیجه مطالعه نشان داد که پسران بزهکار و 49 درصد از کودکان ناسازگار اعتراف کردهاند که تحت تاثیر فیلمهای سینمایی مرتکب اعمال ضدقانونی شدهاند، ضمنا سی و سه درصد از دختران بزهکار نیز گفتهاند که دیدن برخی از فیلمهای سینمایی موجب فرار آنان از خانه گردیده است. بلومر و هوسر معتقدند که اثر غیرمستقیم سینما به مراتب زیانبخشتر از اثر مستقیم آن است. زیرا تحریکات بسیاری را در نهاد بیندگان ایجاد میکند و اندیشه ارتکاب جرم را در وجودشان میپروزاند.
7- ضعف بینه اخلاقی و اعتقادی: معمولا بزهکاری به خاطر غیراخلاقی و با ضداخلاقی بودن مورد انتقاد قرار میگیرد ولی این امر مورد بررسی قرار نمیگیرد که این رفتار غیراخلاقی با ضد اخلاقی از کجا آمده است. متاسفانه بزهکاران با رفتار و معیار اخلاقی مناسبی در زندگی خود مواجه نبودهاند و الگوی درست رفتاری نداشتهاند. ما در قرنی زندگی میکنیم که مبانی اخلاقی و اعتقادی از دوسو مورد حمله قرار گرفته است. از طرفی دشمنان اخلاق با تمام قدرت به مبارزه با آن برخاستهاند زیرا میدانند که برای استعمار و استثمار یک ملت، باید اخلاق و مبانی آن را مورد حمله قرار داد و متزلزل کرد. دسته دوم که نادانسته مبانی اخلاقی را متزلزل ساختهاند کسانی هستند که لفظا و در گفتار آدمهای خوبی مینمایند و مدعی رفتار اخلاقی هستند ولی در عمل خلاف آن را دنبال میکنند.
انواع جرایم:
انواع جرایم و بزه هایی که اطفال و جوانان مرتکب میشوند بنا به علل و انگیزه ارتکاب جرم به دلایل زیر با بزرگسالان متفاوت است:
-سراسر جهان، سرقت مهمترین رقم جرایم ارتکابی اطفال و جوانان را تشکیل میدهد.
- ضرر و زیان رساندن به غیر و تخریب از جرایم اطفال و جوانان اتس.
- تخلفات راهنمایی و رانندگی را اطفال و جوانان بیش از بزرگسالان مرتکب میشوند.
- اطفال و جوانان کمتر مرتکب قبل میشوند.
- توسل به زور و حیله و تزویر برای ارتکاب جرم در بین اطفال و جوانان کم است.
-اطفال و جوانان غالبا دستهجمعی( دو یا سه نفری یا بیشتر) با تشکیل گروه( باند) به طور اتفاقی و گاهی را روی کنجکاوی و ضمن شوخی و تفریح، بدون اطلاع از نتایج اعمال خویش و قوانین و مقررات، مرتکب جرم میشوند.
1- سرقت: علت ارتکاب سرقت را جرمشناسان، روانشناسان، روانپزشکان، حقوقدانان و جامعهشناسان مورد تحقیق و بررسی قرار داده و اذعان دارند که ارتکاب سرقت قبل از 13 سالگی حایز اهمیت زیاد می باشد و اگر روشهای اصلاحی و تربیتی و یا درمانی در مورد اطفال مذکور اجرا نشود آنان با ارتکاب جرم، جزو سارقین حرفهای درخواهند آمد. انواع اشیایی را که اطفال و جوانان در سنین مختلف متفاوت میربایند نسبت به متقضیات زمان و مکان ، اوضاع اقتصادی و اجتماعی فرق میکند.
2- تخریب و ایجاد ضرر و زیان: تخریب و خرابکاری و ایجاد خسارت مالی یکی از جرایم اطفال و جوانان ذکور شهرنشین است . اطفال و جوانان روستایی به ندرت مرتکب این جرم میشوند. اطفال و جوانان در سنین مختلف و از هر طبقه اجتماع برای تفریح همدیگر را برای انجام عملیات خطرناک و زیانآور که منجر به تخریب میشود ترغیب و تشویق مینمایند، به طوری که گاهی تشخیص اعمال عمدی از غیرعمدی مشکل میگردد.
پاره کردن روکش صندلیهای سینماها و تالارهای مختلف و واگنهای مسافری راهآهن و اتوبوسها، شکستن چراغهای معابر عمومی، کندن علایم راهنمایی و خراب کردن آثار تاریخی به صورت یک عمل مسری بینالمللی اطفال و جوانان در آمده و هر سال میلیونها ریال خسارت به افراد و دولتها وارد می شود.
3- ایراد ضرب و جرح: ایراد ضرب و جرح عمدی و غیرعمدی در بین اطفال و جوانان زیاد است. غالبا شوخیهای بیملاحظه، خشونت و بیاحتیاطی آنان مخصوصا در ضمن ورزش و انواع بازیهای مختلف منجر به صدمه بدنی وگاهی نیز منجر به قتل میگردد. جوانان در حالت عصبانیت شدید، برای انتقامجویی حدی قایل نبوده، عواقب وخیم اعمال خود را درک نمیکنند و به واسطه قدرت جسمی و چالاکی، اکثر نزاع عادی در بین جوانان منجر به ضرب و جرح میشود. اطفال و جوانانی که مورد توهین و تمسخر قرار میگیرند به سبب خشم شدید و عدم امکان کنترل اعصاب و احساسات خود، واکنش شدید نشان داده و هرچه به دستشان برسد پرتاپ میکنند و قدرت پیشبینی حوادث ناشی از نتایج اعمال خود را ندارند. بیماریهای روانی و اختلال منش در ایراد ضرب و جرح موثر است. در بین اعضای هر باندی که مرتکب جرایم خطرناک علیه اشخاص میشوند یک یا چند نفر از آنان مبتلا به نوعی از بیماریهای روانی و یا اختلال منش هستند.
4- قتل: ارتکاب قتل عمده در بین اطفال و جوانان کم و انگیزه آن با بزرگسالان متفاوت است. اطفال و جوانان معمولا درحال خشم و غضب شدید و یا دفاع از جان و ناموس یا انتقامجویی چنان هیجانی عمل میکنند که بدون آنکه بفهمند مرتکب قتل میشوند.
5- انحرافات جنسی و جرایم بر ضد عفت و اخلاقی عمومی: غریزه جنسی نیرویی است که از بدو تولد در انسان وجود دارد و بخشی از شخصیت فرد را تشکیل و گاهی مسایل جنسی و تمایلات آن شخصیت افراد را تحتالشعاع قرار میدهد که براساس آن فردی سالم و متعادل یا منحرف معرفی میگردد.
6- اعتیاد به الکل: بشر از هزاران سال قبل با شراب که تنها نوشابه الکلی بوده آشنایی داشته و بدون اطلاع از عواقب وخیم ماده مذکور، آن را مصرف میکرده است. با اینکه با پیشرفت علوم پزشکی، روانپزشکی، روانشناسی، زیستشناسی و جرمشناسی خطرات جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی الکل مورد تایید قرار گرفته است متاسفانه اعتیاد مذکور یکی از معضلات قرن اخیر به شمار میرود. اعتیاد به الکل در بین اطفال نادر است ولی جوانان نگاهی برای فرار از تالمات و تاثرات روحی، تفریح و خوشگذرانی و تقلید از بزرگترها و فیلمها و تظاهر به بلوغ، مشروبات الکی را مصرف و با تکرار عمل معتاد میشوند.
7- اعتیاد به مواد مخدر و قرصهای روانگردان: در گذشته مصرف مواد مخدر به گروه خاصی محدود بود، ولگردها و ندارها گرفتارش میشوند، خاص بیغولهها و تاریکخانهها و این گونه اماکن بود، اما امروزه مواد مخدر در سرتاسر شهر حتی در محلات اعیانی هم مسالهساز شده است. پدر و مادرهای طبقه متوسط دیگر نمیتوانند نسبت به مواد مخدر بیتفاوت بمانند. وقتی خطری در آستانه در کمین کرده، بیاطلاعی و ندانستن جایز نیست.
نهایتا اینکه باید گفت مساله بزهکاری اطفال و نوجوانان، یک مشکل واقعی در جامعه ماست و باید در حد امکان، برای از بین بردن شرایط جزمزا، چارهای اندیشد؛ چرا که بزهکاری امروز نوجوانان، میتواند عامل جرایم فردای بزرگسالان باشد. هر جامعه برای هر بزهکار، متحمل هزینههای مادی و معنوی سنگین میشود: در کانونهای اصلاح و تربیت ایران، سالانه میلیونها تومان برای به اصلاح و تربیت نوجوانان بزهکار صرف میشود؛ اما بدآموزیهایی که از زندگی افراد بزهکار در کنار یکدیگر حاصل میشود، منجر به تکرار جرم توسط مجرمان قبلی میگردد. مسئولان باید، به این کانونها، توجه بیشتری کنند و ضمن ارزیابی مجدد آنها، قسمتی از این هزینه هنگفت را برای بالا بردن کمیت و کیفیت تعلیم و تربیت افراد جامعه، به ویژه کودکان و نوجوانان و نیز رفاه خانوادهها، خاصه در مناطقی که فقر اقتصادی و فقر فرهنگی و اجتماعی حاکم است، تخصیص دهند.
پیشنهادهای عملی: در پایان چندین راهکار موثر به عنوان پیشنهادهای قابل اجرا بیان میگردد:
1) ایجاد زمینههای تربیتی و آموزشی رسمی و غیررسمی در محیطهای خانوادگی، در پیشگیری از بزهکاری و حتی کمک به نوجوان پریشان حال میتواند بسیار مفید باشد؛ البته نباید انتظار معجزهآسایی از این اقدامات داشته باشیم که مثلا با تاسیس یک مدرسه در منطقهای معدوم و دورافتاده، مشکل بزهکاری حال شود.
2) تشکیل گروههای عمل در هر محله و منطقه، مثلا گروههایی که نوجوان بتواند با عضویت در امور و فعالیتهای مثبت محله خود، مشارکت داشته باشد، باعث میگردد که نوجوانان به کارایی و مثبت بودن خود در جامعه پی ببرد.
3) نظارت و کنترل دقیق در مدارس با برقراری ارتباط نزدیکتر معلمان و نوجوانان
4) برخوردهای جدیتر کادر قضایی و انتظامی با جرایم بزرگسالان
5) برنامههای آموزشی سرگرمکننده در جهت پیشگیری از بزهکاری و عواقب خطرناک آن از طریق رسانههای گروهی، به ویژه تلویزیون
6) ایجاد زمینه برای رشد اخلاقی نوجوان براساس معیار صحیح اعتقادی و ارزشی حاکم بر جامعه
7) ایجاد مراکز و محیطهای مرکزی، هنری، ورزشی و تفریحی سالم برای نوجوانان