سال 1947 میلادی: قطعنامه 181 سازمان ملل متحد، مصالحهای را برای ایجاد کشوری متشکل از یهودیان و فلسطینیان تعریف میکند. بر این اساس، منطقه به سه قسمت یهودی، عربی و یک منطقه بینالمللی در اطراف بیتالمقدس تقسیم میشود.
سال 1948 میلادی ـ 14 مه: دولت موقت اسرائیل، کشور جدید اسرائیل را معرفی میکند. نیروهای انگلیسی، منطقه را ترک میکنند. «هری ترومن»، رئیسجمهور آمریکا، دولت جدید یهودی را به عنوان قدرت موجود در کشور جدید یهودی به رسمیت میشناسد.
سال 1948 میلادی ـ 15 مه: ارتش اعراب به اسرائیل حمله میکند و جنگ استقلال آغاز میشود. «آریل شارون» فرماندهی یک گروه پیادهنظام را به عهده میگیرد و در پانزده ماه آینده، اسرائیل 26 درصد از قلمرو اعراب را در غرب رودخانه اردن اشغال میکند. «شارون» در جنگ زخمی میشود و تقریباً از یک چشم، نابینا.
سال 1949 میلادی: اردن، کنترل قسمت شرقی بیتالمقدس را به دست میگیرد. اسراییلیها غیر از تعطیلات خاص نمیتوانند به مکانهای مقدس بروند.
سال 1953 میلادی: شارون واحد مخصوص 101 ارتش را در حمله به اردن رهبری میکند. شصت و نه غیرنظامی در مقابله به مثل اسرائیل با حمله چریکی فلسطینیان کشته میشوند. پیشتر، حمله فلسطینیان موجب مرگ یک زن اسرائیلی و دو فرزند او شده بود.
سال 1956 میلادی: عملیات «سینا»، دومین جنگ بزرگ بین اسرائیل و مصر آغاز میشود. اسرائل نوار غزه و شبهجزیره سینا را اشغال میکند. «شارون» بعدها به علت کشاندن نیروهایش به جنگی که از نظر فرماندهان ارشد غیرضروری بود، توبیخ میشود.
سال 1967 میلادی ـ پنجم ژوئن: جنگ شش روزه با مصر، سوریه و اردن آغاز میشود؛ زیرا مصر، تنگه تیران را مسدود کرده است. در حالی که اسرائیل، کرانه باختری یعنی شرق بیتالمقدس و شهر قدیم، نوار غزه، بلندیهای جولان و سینا را اشغال میکند: «شارون» فرماندهی یک گروه مسلح را به عهده میگیرد.
سال 1971 میلادی: «شارون» مأمور کاهش فعالیتهای تروریستی در غزه میشود.
سال 1974 میلادی: به دنبال انجام حملاتی از سوی سوریه و مصر در روز مقدس یهودیان، جنگ «یامکیپور» آغاز میشود. این جنگ، هجده روز بعد با آتشبس سازمان ملل متحد به پایان میرسد. توافقنامه مورد تأیید سازمان ملل متحد، بعدها مرزهای 1967 اسرائیل را دوباره تعیین میکند.
سال 1977 میلادی: «شارون» برای عضویت در کنست، پارلمان اسرائیل، برگزیده میشود و در اولین دولت دستراستی اسرائیل، وزیر کشاورزی میشود. وی تا سال 1981 در این پست میماند.
سال 1979 میلادی: مصر و اسرائیل معاهده صلح «کمپ دیوید» را امضاء میکنند. اسرائیل از سینا عقبنشینی میکند و با نابودی شهرکهای آن منطقه موافقت میکند.
سال 1982 میلادی: «شارون» وزیر دفاع میشود و طراحی حمله به لبنان برای مقابله با مبارزان فلسطینی را به عهده میگیرد. این حمله به اخراج «یاسر عرفات» رهبر فقید سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان، منجر میشود؛ اما کشته شدن صدها فلسطینی بیگناه در اردودگاههای آوارگان را هم در پی دارد.
سال 1983 میلادی: خشم جهانی در خصوص قتلعام فلسطینان در لبنان، منجر به برگزاری دادگاهی میشود که «شارون» را به طور غیرمستقیم مسئول این قتلعام میشناسد. «شارون» وادار به استعفا میشود.
سال 1984 تا 1990 میلادی: «شارون» پست وزارت تجارت و صنعت را به عهده دارد. او باز هم تلاش میکند در غزه و کرانه باختری شهرکهای یهودینشین بسازد.
سال 1987 میلادی: اولین انتفاضه فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی آغاز میشود و تا سال 1993 میلادی ادامه مییابد.
سال 1993 میلادی: اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین، معاهده«اسلو» را براساس طرح خودمختاری کرانه باختری امضا میکنند.
سال 1994 میلادی: اردن و اسرائیل، معاهده صلح به امضا میرسانند و اسرائیل از «غزه» و «جریچو» خارج میشود و کنترل آن را به پلیس فلسطین میدهد. سایر شهرهای کرانه باختری هم شرایط مشابهی را تجربه میکنند.
سال 1995 میلادی: «اسحاق رابین»، نخستوزیر اسرائیل، توسط یک ناسیونالیست افراطی اسرائیلی ترور میشود.
سال 1996 میلادی: حمله انتحاری در بیتالمقدس، تلآویو و آشکلون 63 کشته برجا میگذارد.
سال 1998 میلادی: سربازان اسرائیلی به سه کارگر فلسطینی در جاده مسدود کرانه باختری شلیک میکنند که خشونتهای فراوانی را به دنبال دارد. «شارون» وزیر امور خارجه میشود و از اسرائیلیها میخواهد در اراضی اشغالی هر چه میتوانند زمین در اختیار بگیرند.
سال 1999 میلادی: «ایهود باراک» از حزب کارگر، نخستوزیر اسرائیل میشود.
سال 2000 میلادی: به دنبال حضور«شارون» در مسجدالاقصی در شرق بیتالمقدس، انتفاضه دوم فلسطینیان شکل میگیرد. مسلمانان از اقدام«شارون» به شدت به خشم میآیند و خشونت فراوانی منطقه را فرا میگیرد.
«باراک» و «یاسرعرفات» در«کمپ دیوید»دیدار میکنند تا در مورد معاهده بحث کنند؛ اما مذاکرت به بنبست میرسد. درگیریها نهایتاً به استعفای «باراک» میانجامد و «شارون» درآستانه رهبری حزب«لیکود» قرارمیگیرد.
سال 2001 میلادی: «شارون» در انتخابات فوریه برای پست نخستوزیری «باراک» را پشت سر میگذارد. «شارون» اعلام میکند مذاکره با«عرفات» را تا زمان توقف خشونتها به حال تعلیق درخواهد آورد.
سال 2002 میلادی: «شارون» طی یکی از بزرگترین حملات زمینی اسرائیل در بیستسال گذشته، به ارتش دستور میدهد به نوار غزه و کرانهباختری در قسمت فلسطینی حمله کنند. ارتش اسرائیل محل اقامت«عرفات» در رامالله را محاصره میکند و او را تحت حبس خانوادگی قرار میدهد.
سال 2003 میلادی: «شارون» در انتخابات ماه ژانویه پیروز می شود و نخستوزیر باقی میماند. او به«عرفات» اجازه میدهد رامالله را ترک کند و به غزه بیاید و در همین سال «شارون» ساخت دیوار حائل در مرز کرانهباختری را آغاز میکند.
سال 2004 میلادی: «شارون» با «جورج بوش» دیدار میکند. «بوش» از برنامه جنجالی «شارون» برای الحاق بخشهایی از کرانهباختری حمایت میکند. در ماه آوریل «شارون» اعلام میکند سیاست ترور رهبران گروههای مبارز ادامه خواهد داد .
سال 2005 میلادی ـ هشتم فوریه: «شارون» و«محمود عباس» رئیسجمهور فلسطین، طی جلسهای با حضور«حسنی مبارک» رئیسجمهورمصر در شرمالشیخ، اعلام آتش بس میکنند.
سال 2005 میلادی ـ اوت: اسرایئل عقبنشینی یک طرفه ازغزه و بخشی از کرانه باختری را آغاز میکند.
سال 2005 میلادی ـ 12 سپتامبر: اسرائیل خروج نیروهای نظامی و شهرکنشینان از نوار غزه را تکمیل میکند. بسیاری ازشهرکنشینان تندرو و یهودی، سعی میکنند تخلیه غزه را متوقف کنند.
سال 2005 میلادی ـ 21 نوامبر: در میان نارضایتی اعضای حزب«لیکود» از عقب نشینی غزه«شارون» این حزب راترک میکند تا حزب میانهرویی به نام«کادیما» تشکیل دهد. انتخابات جدید برای مارس سال2006 میلادی برنامهریزی شده است.
سال2005 میلادی-18 دسامبرک«شارون» دچار سکته خفیفی شده و دو روز بعد از بیمارستان مرخص میشود.
سال 2006 میلادی ـ 4 ژانویه: «شارون» دوباره سکته میکند و با خونریزی مغزی مواجه میشود.