مسیح علینژاد
- الو! آقای دکتر ریاض! بیش از 8 هزار درخت در جنگلهای لویزان در دو شب تعطیل ایام تاسوعا و عاشورا ریشه کن شدند، چرا؟
اصلا در جریان نیستم، اجازه دهید این موضوع را از طریق شهرداری و شورای شهر پیگیری کنیم.
- الو! آقای مصباحی مقدم! ماجرای قطع تنها شریانهای حیاتی تهران آلوده در میان است.
مگر هر اتفاقی که در ایام تعطیل رخ داد ما باید مطلع باشیم؟
- الو! آقای اختری!
کسالت داشتم.
- خانم آلیا!
خارج از تهران بودم.
- خانم فیاض بخش!
چقدر خوب است که خبرنگارها این موضوع را پیگیری میکنند ولی بگذارید با مجمع نمایندگان استان تهران در این زمینه مشورت کنم و بعد اظهارنظر کنم.
دو روز بعد باز هم تلفنهای نمایندگان استان تهران به صدا درمیآید تا شاید یکی از آن سوی خطوط سختالوصول تلفنهای همراه که جان خبرنگاران را به لب رسانده است خبر دهد که ماجرا از چه قرار است اما باز هم کسی پاسخ روشن نداشت.
و ماجرا از این قرار است که در هفتهای که گذشت موجوداتی که حکمت خلقت آنان در کنار انسانها حدیث دیگری داشت ناگزیر پای به بطن مجادلات و کشمکشهای سیاسی اهل سیاست نهادند؛ از درختان معدوم جنگلهای لویزان تهران تا چهارپایان زبان بستهای که در اقدامی غیر متعارف از دانشگاه تهران تا سفارت انگلیس به رژهای ناگزیر واداشته شدند.
طبیعی است در این قیل و قال نقش 30 نماینده پایتخت در مجلس هفتم برای اهالی رسانه به منظور یافتن چرایی چنین رخدادی پررنگتر از نقش دیگران باشد.
در هفتهای که گذشت خبرنگاران نیز ترجیح دادند تا از نمایندگان تهران همانگونه طرح پرسش کنند که بارها به آن توصیه شده بودند؛ از حوزه انتخابیه و فاجعهای که بر آن رفت.
آیا برای تکمیل مسیر بزرگراه زینالدین و اتصال اتوبان همه به سه راه آزمایش در شرق تهران تنها راه ممکن، قطع ابتدا 8 هزار و سپس آنگونه که گفته میشود نزدیک به 20 هزار درخت بوده است آن هم در شرایطی که طرح زوج و فرد کردن خودروها هم نتوانست سنگینی و سیاهی آسمان آلوده پایتخت را، راه نجاتی باشد و جنگل لویزان تنها روزنه تنفس تهران بود که میتوانست در ناکارآمدی مسوولان برای رفع آلودگی هوای پایتخت نقطه امیدی باشد.
شهروندانی که از طیف آبادگران مجلس هفتم هرگز شعارهایی در راستای توسعه سیاسی نشنیده بودند، بی تردید توقع خود را نیز متمرکز محقق شدن شعارهای معیشتی و رفاهی آنان میسازند. حال آیا گرفتن حقی از این شهروندان برای دادن حقی دیگر به آنان یک فرآیند منطقی برای تحقق شعارهای معیشتی است؟ آیا اقدامی مقطعی است؟
مردم تهران همواره با این استدلال مدیران شهری مواجهند که استفاده نصفه و نیمه از خودروی شخصی (یک روز در میان) تنها راه چاره برای کاهش آلودگی و کاهش ترافیک است و مدیران «مجبور» به اتخاذ چنین تصمیمی بودهاند، آنچنان که برای بهبود وضعیت تردد نیز «مجبور» به قطع درختان در جنگلهای محدود تهران خواهند بود، آنگاه که این جنگلها مزاحم احداث بزرگراهها باشند. حال اینکه پایان این فصل «اجبار» کی فرا میرسد پرسشی است که تاکنون هیچ مقام مسوولی نتوانسته پاسخ روشنی به آن بدهد.
ظاهرا اختلافات سیاسی به ناگزیر بساط خود را د راین دایره گسترده است.
چنانچه به اذعان خود آنان، دستهبندی میان طرفداران قالیباف و طرفداران احمدینژاد در میان نمایندگان شورای شهر تهران، راه را بر هر گونه نقد صریح در مقابل برخی تصمیمات مدیریتی بسته است. از این رو اگرچه چمران در کسوت ریاست این شورا به یاران و همفکران خود توصیه میکند که از ماجرای قطع درختان دیگر سخنی به میان نیاورند، اما منتقدان قالیباف در این شورا اصرار بر ادامه اعتراض دارند و شهرداری را مقصر میدانند و حتی به چمران خرده گرفتند که چرا گفته است شورا مجوز تخریب جنگل را داده است.
حال در هیاهوی ائتلاف بزرگ اصولگرایان برای تحقق مطالبات معیشتی مردم، پایتخت نظارهگیر فرجام این ائتلاف است که آیا نمایندگان تهران در مجلس هفتم نیز وارد نزاعهای شورای شهر و شهرداری تهران میشوند یا همچنان ترجیح میدهند خود را از مهمترین حادثهای که در حوزه انتخابیه یک نماینده مجلس ممکن است رخ داده باشد، بیاطلاع نشان دهند تا مبادا این اختلافات دامن آنان را نیز بیالاید و تصویر آبادگران مجلس هفتم در افکار عمومی تداعیگر نزاعهای مکرر و عبث سیاسی شود.
افکار عمومی اما به خاطر دارد که این جریان پایههای شکلگیری خود را بر روی ویرانههای حاصل از اختلافات شورای شهر اول تهران بنا نهاده است و در برهههای مختلف انتخاباتی نیز دیوارهای شهر انباشته میشد از هزاران طرح و ایده برای ایجاد «شهر بدون موش و دود و ترافیک» و چه بسا که در اوج اختلافات دلآزار رقبای خویش این شعرشان نیز به دل جماعت خسته پایتخت مینشست:
«جای مردان سیاست بنشانیم درخت تا هوا تازه شود» و امروز اگرچه آبادگران تهران به خوبی یاد دارند که چگونه همانند اصلاحطلبان، آشکارا بر طبل اختلافات درون خویش نکوبند اما تصویر پایتختی که درختانش از ریشه قطع میشوند، خودروهای مردم پرکارش در خانه حبس میشود تا همچنان اتوبوسها و خودروهای فرسوده نفس بکشند و گریههای شهر در مقابل قدرت موشها تمکین میکنند خود گویای همه چیز است و لب گزیدن آبادگران مجلس هفتم و سکوت آنان در مقابل آنچه پشت دیوارهای تصمیمگیری آبادگران شهری میگذرد راه چاره نیست.
- الو آقای [...]!
بنده هنوز ماجرای قطع درختان را از شورای شهر و شهرداری تهران پیگیری نکردهام...