دکتر سیدرسول موسوی
اجلاس پاییزه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تاریخ سوم آذرماه (24 نوامبر) برگزار شد.
مهمترین بحث این اجلاس نحوه برخورد این شورا با موضوع هستهای جمهوری اسلامی ایران بود که پیش از آغاز اجلاس گمانهزنیهای متفاوت و متناقضی درباره آن وجود داشت؛ زیرا با توجه به قطعنامه قبلی شورا در اجلاس سپتامبر و تهدیدات مستتر در آن قطعنامه، این تصور شکل گرفته بود که با توجه به ایستادگی جمهوری اسلامی ایران بر مواضع خود احتمالاً شورای حکام آژانس در اجلاس پاییزه خود گام دیگری رد سختتر کردن شرایط برای جمهوری اسلامی ایران بر خواهد داشت، ولی روند بررسی پرونده در اجلاس و تفاهمات حاصل شده در حاشیه آن، شورای حکام را به این نتیجه رساند که از صدور قطعنامه جدیدی درباره ایران خودداری و به جمعبندی مباحث مطرح شده در اجلاس در قالب بیانیه رئیس شورا قناعت کند.
ارزیابی بیانیه
بیانیه یوکیو آمانو رئیس ژاپنی شورای حکام در چهار بند تنظیم شده است که این چهار بند در بیانیه پس از آن که اعلام میدارد گزارش دبیرکل آژانس را در خصوص اجرای توافق پادمانی NPT با جمهوری اسلامی ایران را به عنوان سند شورا در نظر میگیرد آورده میشود.
در بند اول بیانیه که مواضع کشورهای اروپایی و همجهت با آنان را منعکس میسازد آورده شده است که پیشرفت نسبتاً کمی در خصوص قصورهای چندگانه ایران که در قطعنامه اجلاس 24 سپتامبر 2005 آمده بود حاصل شده است و کشورها (اروپایی) ضمن برشمردن موارد نگرانی خود از برنامه هستهای ایران اعلام میدارند که در شرایط حاضر باید پنجرهای از فرصت بر روی ایران باز باشد تا با اجرای اقدامات اعتمادساز خود، از هرگونه اقدام یکجانبه مانند از سرگیری فعالیتهای غنیسازی نطنز که میتواند وضعیت را بدتر کند پرهیز کند.
استقبال از همکاریهای مضاعف ایران با آژانس، حمایت از آغاز مجدد مذاکرات ایران و اروپا، تأکید بر حق بنیادین و لاینفک تمام کشورهای عضو آژانس بر توسعه فناوری هستهای صلحآمیز، نگرانی از سرعت کم پیشرفت در خلع سلاح و جدا کردن مقوله اقدامات داوطلبانه از الزامات حقوقی پادمانی را میتوان مهمترین نکات مطروحه در بند دوم دانست.
در بند سوم بیانیه آمده است که کشورها تأکید کردند که بررسی اجرای توافق پادمانی ایران به صورتی تنگاتنگ متصل به ایجاد منطقهای عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه است و مجدداً بر همکاریهای مضاعف ایران (خارج از پروتکل الحاقی) با آژانس تأکید میکند و بالاخره بند چهارم بیانیه اختصاص به دیدگاه آمریکا دارد که در قالب دیدگاه یک کشور مطرح میشود و درخواست میشود که اجرای توافق پادمانی NPT ایران به صورت رسمی در دستور کار جلسه آتی شورای حکام قرار بگیرد و مدیرکل آژانس یک گزارش کتبی دیگر به آن نشست ارائه کند.
نتایج حاصل در اجلاس 24 نوامبر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از دیدگاه صاحبنظران به شیوههای متفاوتی تجزیه و تحلیل شده است. عدهای نتیجه حاصل شده را شکست آمریکا و اروپا در ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت تفسیر میکنند و آن را پیروزی مهمی برای جمهوری اسلامی ایران میدانند. این عده استدلال میکنند که جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در مواضع و گسترش دامنه فعالیتهای دیپلماتیک خود و همکاری با آژانس موفق شد تا اروپا را وادار به عقبنشینی کند و نتیجه اجلاس را که در آن غرب آماده شد تا پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت بفرستد تغییر دهد.
درمقابل تفسیر فوق، عده دیگری معتقدند که آمریکا و اروپا در این اجلاس به شیوه زیرکانهای جبهه خود را گسترش دادهاند و با حمایت از طرح روسیه در خصوص غنیسازی اورانیوم برای ایران در خاک خود و پیشبینی نتیجه حاصل از این پیشنهاد، روسیه را به جبهه خود اضافه کردهاند. این عده معتقدند که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بدون موافقت روسیه محکوم به شکست است؛ زیرا شورای امنیت سازمان ملل هیچ تصمیم مؤثری بدون موافقت روسیه نمیتواند علیه ایران اتخاذ کند و در مقابل ایران این امکان را بدست میآورد که به برنامه هستهای خود شتاب بخشد و در نحوه تعامل خود با آژانس تجدیدنظر کند که این اقدامات کاملا به زیان اروپا و آمریکا تمام خواهد شد.
این عده معتقد هستند پنجرهای که در بیانیه رئیس شورای حکام به آن اشاره رفته است فرصتی برای ایران نیست، بلکه فرصتی برای غرب محسوب میشود تا بتواند روسیه را به جبهه خود اضافه کند.
به نظر میرسد در مقابل این دو دیدگاه که براساس نظریه بازی مجموع صفر (برد- باخت) بیان شدهاند ضروری است تا تفسیر دیگری براساس نظریه بازی مجموع غیرصفر (برد-برد) ارائه کرد؛ زیرا اساساً در تفسیر مقاطع حساس روند موضوع هستهای ایران باید به دو نکته اساسی توجه کرد:
الف) موضوع بررسی پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی هستهای روندی است که از دو سال پیش شروع شده و منطق حکم میکند که این روند ادامهدار باشد. بنابراین بررسی مقطعی از این روند و قضاوت بر برنده یا بازنده بودن خود یا حریف در آن مقطع رویکردی منطقی به شمار میآید و ضروری است تا نهایت کار و نتیجه حاصله صبر کرد.
ب) پرونده هستهای ایران نمیتواند نتیجه «برد- باخت» داشته باشد. نتیجه این پرونده یا «برد- برد»ست یا «باخت- باخت» این یک راهبرد مهم برای پرونده هستهای است و باید به خوبی از جانب همه طرفها درک شود. معنی صریح این راهبرد آن است که جمهوری اسلامی ایران هم میداند که برد ایران در باخت حریف نیست؛ چرا که باخت حریف نتیجه را ناپایدار میسازد، در حالی که کشور بدنبال نتیجه پایدار است.
اروپا و پرونده هستهای ایران
یک نکته در این مقطع روشن است که مهمترین پیام جمهوری اسلامی ایران به آژانس و اروپا در فاصله زمانی اجلاس سپتامبر تا اجلاس نوامبر آن بود که ارجاع پرونده ایران شورای امنیت بازی «باخت- باخت» است و به نظر میرسد این پیام به خوبی دریافت شده باشد ولی معلوم نیست که اروپا و غرب این پیام را به عنوان یک راهبرد قبول کرده باشند لذا ضروری است تا حصول به یک نتیجه غیرقابل بازگشت، جمهوری اسلامی ایران با حوصله و صبر، دیپلماسی فعال و خویشتندار خود را ادامه دهد و براساس بدترین سناریوی حریف خط و مشی حرکتی خود را برنامهریزی کند.
در پرونده هستهای ایران، اروپا خود را حریف مقابل ایران میداند و آمریکا را در پشت صحنه قرار میدهد. این شکل از جبههگیری از منطق خاصی برخوردار است؛ زیرا که اروپا معتقد است آمریکا علیرغم توانمندیهای نظامی خود فاقد توان سیاسی لازم برای متوقف ساختن برنامه هستهای ایران است و دلیل میآورد که تهران در جریان اجلاس بازنگری NPT درمی 2005 موفق شد به راحتی آمریکا و متحدین اروپایی را در تنگنای سیاسی قرار دهد و کشورهای رو به توسعه را علیه آنان بسیج کند.
تهران با متهم کردن آمریکا و اروپا به اتخاذ روش دوگانه در اجرای NPT استدلال میکند که کشورهای دارنده سلاح هستهای از اجرای ماده 6 NPT در خصوص خلع سلاح طفره میروند و همزمان تلاش میکنند تا ماده 4 معاهده را که حق کشورها را در داشتن فناوری صلحآمیز هستهای به رسمیت میشناسد نادیده بگیرند و مهمتر آن که تهران یک استدلال قوی برای محکوم ساختن آمریکا در رفتارهای یک جانبه در خصوص تولید نسل جدید سلاحهای هستهای و خروج از معاهدات بینالمللی مانند CTBT و ABM دارد.
علاوه بر مباحث سیاسی فرق رفتار غیراصولی آمریکا در تحمیل جنگ به عراق براساس مدارک ساختگی باعث شده است تا اروپا به این جمعبندی برسد که آمریکا فاقد ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک لازم برای مقابله با ایران باشد لذا تقسیم وظایف بین اروپا و آمریکا صورت گرفته است، آمریکا وظیفه تهدید نظامی علیه ایران را عهدهدار شده و اروپا وظیفه مقابله سیاسی و دیپلماتیک با ایران را در عرصه بینالمللی برعهده گرفته است.
در چارچوب تقسیم وظایف فوق اروپا بدترین سناریوی خود را در مقابل ایران، «ایران هستهای» تعریف کرده و معتقد است که اروپا باید خود را برای رویارویی با یک ایران هستهای آماده کند. در این سناریو به رهبران اروپا گفته میشود که خود را برای تمام برنامهها علیه ایران آماده کنند و یک سیاست تهاجمی دیپلماتیک را در مقابل ایران اتخاذ کنند؛ زیرا این سیاست تهاجمی میتواند دست اروپا را بازتر و قویتر کند و تهران را به انزوا بکشاند و متوجه سازد که اگر مذاکرات را کنار بگذارد باید بهایی سنگینی را برای آن پرداخت کند.
براساس این سناریو هدف اصلی اروپا توقف کامل برنامههای هستهای ایران است ولی چنانچه در رسیدن به هدف با مشکلاتی روبرو شد هدف درجه دوم اروپا کاهش سرعت پیشرفت فناوری هستهای در ایران است. در این راستا اروپا باید به این اطمینان برسد که فعالیتهای هستهای ایران تحت نظارت آژانس قرار داشته و یک برنامه هستهای مخفی در ایران وجود ندارد.
اروپا برای اجرای این سناریو یک سیاست سه مرحلهای را تدوین کرده است؛ افزایش فشارهای سیاسی و دیپلماتیک در کوتاهمدت؛ طراحی و اجرای سیاست محاصره در میان مدت و چگونگی تغییرات سیاسی در ایران در بلندمدت.
اروپا هیچ مانعی برای طرح صریح اهداف خود در مورد ایران احساس نمیکند و صراحتاً اعلام میکند که امروز برنامه هستهای ایران یک برنامه ملی است و هر دولتی که در ایران برسرکار آید از این برنامه حمایت خواهد کرد و تنها در شرایطی میتوان ایران را به تغییر روش وادار کرد که یک حکومت ایرانی اولویت را به توسعه اقتصادی بدهد؛ زیرا حکومتی که توسعه اقتصادی را اولویت اول کشور قرار دهد، برنامه هستهای را به هر قیمتی قبول نخواهد کرد و این سرآغاز همکاری ایران و اروپا خواهد بود. طراحان این سناریو معتقد هستند که بدون تغییرات سیاسی در داخل ایران امکان مواجه با برنامه هستهای ایران وجود ندارد. لذا پیشنهاد میکنند که ابتدا تلاش شود تا سرعت برنامههای هستهای ایران کاهش یابد و در مرحله بعد از طریق گسترش برنامه داوطلبانه «ابتکار ممنوعیت اشاعه هستهای» که کشورهای توانمند هستهای را از همکاری با کشورهای تحت نظارت آژانس باز میداد، ایران را محاصره کنند.
اروپاییها معتقد هستند که هنوز ایران به مرحله کامل خودکفایی در فناوری هستهای نرسیده است و به مواد هستهای و فناوری کشورهایی چون روسیه، چین و پاکستان نیاز دارد تا بتواند برنامههای هستهای خود را تکمیل کند. لذا میتوان با جلوگیری از همکاریهای هستهای ایران با دیگر کشورها و محاصرههای اروپایی، هوایی و زمینی از نقل و انتقال مواد و فناوری هستهای به ایران جلوگیری کرد.
و در نهایت آن که اروپا به جای تبلیغ بیش از اندازه در خصوص برنامههای هستهی ایران، ظرفیتها و توانمندیهای تبلیغاتی خود را به سمت مسائل مربوط به حقوق بشر و انتخابات آزاد در ایران هدایت کند و از طریق کار با جوامع مدنی، سازمانهای غیردولتی، گسترش رسانههای خارجی زبان و بنیادهای سیاسی و اجتماعی تغییرات سیاسی در ایران را شکل دهد.
با توجه به آنچه گفته شد میتوان نتیجه گرفت که آنچه که در اجلاس 24 نوامبر گذشت، مقطعی از یک روند بلندمدت است و اروپا اهداف خود را تغییر نداده است و نتیجه اجلاس را نه یک شکست بلکه در راستای برنامه از پیش تعیین شده خود میداند.
چالشهای پیشروی
اروپا با آگاهی کامل از آن که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در این مرحله هیچ سودی برای او در پی ندارد و عملیات نظامی علیه ایران هم کاملاً به زیان غرب است، در اجلاس 24 نوامبر اروپا هدف خود را گسترش جبهه و اجماعسازی قرار داده و تلاش میکند به آرامی، دیگر کشورها به خصوص روسیه، چین و هند را به سوی خود بکشاند و به این امید است که با حمایت از طرح روسیه صحنه تقابل اروپا ـ ایران را به صحنه تقابل روسیه- ایران تبدیل کند و با تمام قوا تا اجلاس بعدی شورای حکام برای تحقق این هدف (تقابل ایران- روسیه) تلاش خواهد کرد.
ضمن اعتراف به توانمندیهای دیپلماسی هستهای ایران و قبول این واقعیت که تغییر تاکتیکهای حریف در اجلاس 24 نوامبرناشی از دقتنظر مجموعه نیروهای مؤثر در تصمیمگیریهای هستهای است باید خاطرنشان کرد که دیپلماسی هستهای ایران در این مرحله باید به مراتب بیش از گذشته از خود دقت و متانت نشان دهد و اجازه ندهد حریف با شکست تاکتیکی، پیروزی استراتژیک به دست آورد.
در مقطع کنونی یکی از راه کارهایی مهم در پیشبرد برنامههای هستهای ایران توجه به طرح ابتکاری رئیسجمهوری اسلامی ایران است که در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شد. دکتر احمدینژاد در طرح ابتکاری خود برای اطمینانبخشی جامعه جهانی به فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران پیشنهاد کرد تا کشورها و شرکتهای چندملیتی در فعالیتهای هستهای سهیم شوند. اهمیت این پیشنهاد در مقطع کنونی بیش از گذشته خود را نشان میدهد و ضروری است تا با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد و اگر روسیه پیشنهاد همکاری دارد، مناسب است از این پیشنهاد در چارچوب طرح رئیسجمهور کشورمان استقبال شود.
*متن کامل سند فوق با عنوان «آیا دیپلماسی اروپا میتواند برنامه هستهای ایران را متوقف سازد؟» در پایگاه اینترنتی زیر قابل دسترسی است:
http://www.cer.org.uk/pdf/
wp645fldip_iran_nuchear.pdf