پیروزی حزبالله در جنگ سی و سه روزه نقطه عطف مهمی در تاریخ جنگهای منطقه محسوب میشود. هم اکنون کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی وغرب مشغول تحلیل مؤلفههای گوناگون این جنگ نابرابر ودستیابی به علل ناکامی ارتش مجهز رژیم صهونیستی در برابر گروه چریکی حزبالله هستند.
حزبالله مولود جنگ لبنان در اوایل دهه هشتاد میلادی است. این جنبش انقلابی در گیرودار نبرد با اشغالگران صهیونیستی در جنوب لبنان، بالنده وبه سرعت تبدیل به یک عنصر تأثیرگذار در معادلات منطقهای شد. اوج پیروزی حزبالله در عقب نشینی ذلت بار ارتش رژیم صهیونیستی در چند سالپیش نمود یافت. از آن پس حزبالله توام با اقتدار وسربلندی روزگار بهسر میبرد، اما طولی نکشید که فشارهای سیاسی بین المللی و داخلی علیه این جنبش انقلابی آغاز شد ومخالفان در قالب قطعنامهای خواهان خلع سلاح آن شدند.
استدلال مخالفان این بود که هویت نظامی حزبالله با سیادت دولت لبنان در تعارض است، غافل از آن که اگر حزبالله نبود چه بسا سرزمین ودولتی به نام لبنان وجود نداشت تا از سیادت آن سخن گفته شود.
به هر حال حزبالله در برابر طوفان مخالفتها چون کوهی استوار ایستاد وسید حسن نصرالله رهبر شجاع ومدبر حزب، بار دیگر منطق مقاومت را با صدای رسا اعلام کرد: “طالما هناک احتلال، طالما هناک مقاومه” (مادامی که اشغالگری هست مقاومت هم هست.)
این سخنان با توجه به حضور اشغالگران در مزارع شبعا وتپههای کفرشوبا کاملا منطقی بود، بنابراین ادعای رژیم صهیونیستی مبنی بر اجرای قطعنامه درهالهای از تردید قرار گرفت ومخالفان داخلی موسوم به گروه چهارده مارس به ناچار به شیوههای دیگری چون متهم کردن حزبالله به سلطهجویی وتشکیل دولت سایه و وابستگی آن به ایران وسوریه متوسل شدند.
گزینه نبرد نظامی، آخرین راهکار آمریکا ورژیم صهیونیستی جهت از میان بردن و یا حداقل خلع سلاح حزبالله بود و آنگونه که دبیر کل حزبالله در نطق تلویزیونی خود در بحبوحه نبرد فاش ساخت، این نبرد از مدتها پیش، طراحی و حمایتهای منطقهای قرین آن شده بود. اسارت دو نظامی صهیونیستی توسط حزبالله در واقع دستاویزی برای برافروختن این جنگ حساب شده به شمار میآید.
اما با گذشت بیش از یک ماه از نبرد نابرابر، حزبالله از این معرکه دشوار سربلند بیرون آمد. دشمنان بار دیگر آزموده را آزمودند وچون عظمت و اقتدار حزبالله را در ابعاد سیاسی و نظامی و امنیتی و روانی دریافتند، جهت فیصله نبرد به شورای امنیت متوسل شدند. صدور قطعنامه برای توقف نبرد در واقع تلاشی بود برای نجات آبرومندانه رژیم صهیونیستی از ورطه نبرد با حزبالله . شاید در واشنگتن و تلآویو اعتراف به شکست در برابر جنبش چریکی حزبالله بسیار دشوار باشد، اما چه کسی است که نداند پایان جنگ توسط شورای امنیت به معنای شکست نظامی کسانی است که در طول بیش از یک ماه همه توان خود را جهت نابودی حزبالله به کار بستند؛ اما نه حملات هوایی و دریایی و نه عملیاتهای زمینی، هیچ یک از اهداف آنان را محقق نساخت. تنها دستاورد ماشین جنگی رژیم صهیونیستی ویرانی زیرساختها وکشتار وآوارگی مردم بیگناه لبنان بود که البته چنین اقدامی در منطق نظامی، پیروزی محسوب نمیشود؛ بلکه در عرف بینالملل جنایت جنگی قلمداد میشود.
اکنون پرسش اساسی این است که راز پیروزی حزبالله چیست؟ چگونه است که یک جنبش چریکی با امکانات محدود توانسته است نه تنها ارتش شکست ناپذیر رژیم صهیونیستی را به “خانه عنکبوت” تبدیل کند، بلکه حامی استراتژیک آن یعنی ایالات متحده امریکا را با ناکامی سختی مواجه ساخته است؟
مهمترین رمز پیروزی حزبالله آن است که این حزب مسمای نام خود را عملی ساخته است. به عبارت دیگر، رزمندگان حزبالله بهراستی حزب و لشکر خدایند و توشهای از معنویت و ایمان و شهادتطلبی در دست داشته و وارد باب جهاد شدهاند، آن بابی که به تعبیر مولا علی(ع) دروازه فردوس برین است(ان الجهاد باب من ابواب الجنه.)
قرآن کریم هم در آیات متعددی به مجاهدان راه خدا وعده نصرت وپیروزی داده است(ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم) و ایمان و صبر را جبران کننده عِدّه و عُدّه اندک برمیشمرد(ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ماتین) وچه بسا اذن خدا پیروزی گروه اندک را در برابرگروه بسیار رقم میزند(کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله)
حزبالله تشکلی مردمی همانند بسیج است که صفوف آن را جوانانی جان برکف و عاشق تشکیل دادهاند. رهبران این حزب چون در اوایل دهه هشتاد در تهران به محضر امام راحل(ره)، رسیدند با امام خود عهد کردند که در کربلای لبنان عاشورایی بجنگند!
فرزندان حزبالله بر عهد خود پایدار ماندند و از نثار جان خویش در این معرکه دریغ نورزیدند. خاک جنوب و بقاع هنوز آغشته به خون پاک شاگردان مکتب امام راحل(ره) است؛ هم آنانی که جان با جانان خود سودا کرده وحله زیبای شهادت بر تن نمودند.
افزون بر انگیزههای معنوی، راز دیگر پیروزی حزبالله در توانمندیهای شگرف این حزب در ابعاد نظامی و چریکی و سازماندهی و تجهیزات و تسلیحات خلاصه میشود. به لحاظ نظامی حزبالله که پس از عقب نشینی چند سال قبل رژیم صهیونیستی پیش بینی نبردی تمام عیار با این رژیم را میکرد به حکم “واعدوا لهم ما استطعتم من قوه” به تجهیز وآموزش عناصر خود پرداخت. در این مدت حزبالله موفق به تجهیز زرادخانه موشکی خود شد تا با هدف قرار دادن عمق خاک رژیم صهیونیستی “موازنه وحشت” را در جنگ نامتقارن ایجاد کند.
از سوی دیگر حزبالله جدیدترین شیوههای جنگهای چریکی را به رزمندگان خود آموزش داد. این آموزشها در کنار دلاورمردی وشهادت طلبی پیکارجویان حزبالله در معرکههای سختی چون مارون الراس، بنت جبیل، عدیسه و مرکبا خود را نشان داد و تیپ زبده کماندویی رژیم صهیونیستی موسوم به تیپ گولانی متحمل تلفات و شکست سختی شد.
حزبالله در تسلیحات و جنگ ضد زره نیز پیشرفت زیادی کرد، به گونهای که با برافروخته شدن جنگ به راحتی به شکار ناوچهها وتانکهای پیشرفته دشمن پرداخت. کارشناسان نظامی غرب و نیز نظامیان رژیم صهیونیستی اعتراف کردهاند مقابله با شیوههای نبرد چریکی وکمینهای حزبالله کار سادهای نیست وسران تلآویو نیز اذعان کردهاند هیچ ارتشی قادر به خلع سلاح حزبالله نمیباشد!
حتی اگر چنین تصریحاتی از سوی دشمن به گوش نمیرسید، صرف پذیرش قطعنامه وتن دادن به آتشبس، حاکی از عجز و شکست ارتش اسطورهای رژیم صهیونیستی در برابر حزبا... قهرمان میباشد!
در بعد سازماندهی وکار اطلاعاتی وامنیتی نیز حزبالله دستاوردهای بزرگی داشته است. هیچ یک از رهبران حزبالله در جریان نبرد جاری علیرغم بمباران گسترده وشدید لبنان آسیب ندید وعملیات هلیبرن که به منظور اسارت کادر و عناصر حزبالله در بقاع وجنوب صورت گرفت ناکام ماند.
در بعد تبلیغاتی و جنگ روانی هم حزبالله ابتکار عمل را در دست داشت وشبکه تلویزیونی المنار با آن که ایستگاههای آن بارها مورد اصابت قرار گرفت تا پایان جنگ فعال بود و به پوشش خبری نبرد وبه ویژه عملیاتهای موفق حزبالله در جنوب میپرداخت.
پخش سخنان متین ومستدل سید حسن نصرالله از این شبکه که با طمأنینه خاصی سخن میگفت، حاکی از اقتدار حزبالله در بحبوحه جنگ نابرابر بود. این در حالی بود که در چهره و سخنان سران دشمن دستپاچگی و اضطراب موج میزد!
مخاطبان سید حسن نصرالله اعم از دوست ودشمن با ولع خاصی به سخنان او گوش فرا میدادند چرا که تصریحات وی ضمن آنکه راهبردهای حزبالله را نمایان میساخت، تصویری واقعی از جنگ و دورنمای آن را در اوج سانسور خبری رسانههای دشمن ارائه میکرد.
سید حسن نصرالله در جذب مخاطبان داخلی هم موفق بود. نظرسنجیهای گوناگون حاکی از ایستادگی مردم لبنان در کنار مقاومت بود. همبستگی جامعه لبنان در اوج حملات سنگین رژیم صهیونیستی از دستاوردهای سیاسی حزبالله محسوب میشود. حتی مخالفان حزب که از مصاحبهها واظهارات انتقادآمیز خود علیه حزبالله طرفی نبستند، ترجیح دادند سکوت کنند تا آتش جنگ فروکش کند و سپس وارد معرکه شوند!
این بدان معنا است که حزبالله در دوره آتش بس با چالشهای جدیدی روبه رو خواهد بود، بخصوص آن که مخالفان افزون بر قطعنامه قبلی قطعنامه جدید دیگری را نیز به عنوان دستاویز اعمال فشار بر حزبالله در دست دارند.
اما حزبالله ثابت کرده است که به راستی حزب خدا است و به همان اندازه که در عرصه نبرد طوفنده ظاهر میشود، در صحنه سیاست ودولت نیز از درایت و دوراندیشی کافی برخوردار است. مواضع حکیمانه حزبالله حاکی از آن است که در منطق این حزب اهتمام به وحدت ملی کمتر از توجه به دفاع از خاک وعزت لبنان در برابر تجاوزهای دشمن نیست. چنین منطقی مخالفان را خلع سلاح میکند، هر چند این سلاح، قطعنامههای غیرعادلانه بین المللی باشد!
در هر حال حزبالله پیروز است، چرا که این حزب انقلابی، فرهنگ سترگ مقاومت و عزت اسلامی را به همراه دارد؛ فرهنگی که ریشه در امتداد تاریخ دارد و با خون مردم لبنان و منطقه عجین شده است. از اینرو طرحهای دشمن همچون خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید که در واقع هدفی جز زدودن فرهنگ مقاومت ندارد، در نهایت محکوم به شکست بوده وبار دیگر این آیت قرآنی مصداق مییابد: ان حزبالله هم الغالبون.