تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۵۷۹۶۶

چرایی ضرورت تعامل با حماس


در پی چندین ماه درگیری داخلی در فلسطین که به کنترل جنبش حماس در نوار غزه و در پی آن انحلال دولت متحد ملی فلسطین از سوی محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان منجر شد، رهبران ارشد حماس تاکنون چندین ‌بار از جنبش فتح خواسته‌اند تا مذاکرات میان گروه‌های فلسطینی را با هدف اتحاد فلسطین و حل مسایل مورد اختلاف آغاز کنند؛ درخواستی که مکررا از سوی تشکیلات خودگردان که اکنون تنها کنترل کرانه‌ی باختری را برعهده دارد، رد شده است. این جنبش حتی طی اعلامیه آمادگی‌اش را برای برقراری آتش‌بسی بلندمدت با اسراییل اعلام کرده اما تمامی این پیشنهادات مثبت با بی‌مهری طرف‌های مقابل این جنبش روبرو شده است.

هفته‌نامه آمریکایی دو زبانه Arab American News  که در چاپ عربی‌اش «ندای‌ الوطن» نام دارد، در گزارشی 10 دلیل را برای لزوم انجام مذاکره و تعامل با حماس یادآور شده است.

این دلایل از دیدگاه این هفته‌نامه به شرح زیر است:

1ـ دیپلماسی، اساسا مذاکره با کسانی نیست که با شما موافقند بلکه دیپلماسی با افرادی هم که با شما مخالفند به انجام می‌رسد.

2ـ حماس در انتخابات پارلمانی منصفانه و آزاد فلسطین در سال 2006 (1385) پیروز شد. محمود عباس از جنبش فتح نیز در انتخابات آزاد و منصفانه سال 2005 به عنوان رییس تشکیلات خودگردان انتخاب شد. بر این اساس خارجی‌ها صلاحیت پذیرش یکی از این احزاب و کناره‌گیری و انتقاد از دیگری را ندارند.

3ـ حماس بیش از 18 ماه به تعهداتش در خصوص آتش‌بس با اسراییل عمل کرد اگرچه این آتش‌بس بارها از سوی اسراییل به صورت رسمی یا غیر رسمی نقض شد.

4ـ زمانی که دولت انگلیس در نهایت متوجه شد نمی‌تواند ارتش آزادی‌بخش ایرلندIRA) ) را با زور شکست دهد به توافق سیاسی با آنها روی آورد و دو پیش‌شرط را برای هر حزبی که وارد مذاکرات صلح شود قرار داد؛

الف) عمل به آتش‌بس

ب) داشتن اختیارات قابل توجه از جانب رای‌دهندگان. بدین ترتیب مذاکرات صلح با هدف موفقیت نهایی آغاز شد و به نتیجه رسید.

5ـ زمانی که دولت وقت آفریقای‌جنوبی که در دست سفیدپوست‌ها بود متوجه شد نمی‌تواند کنگره ملی آفریقا ANC)) را با زور شکست دهد به مصالحه سیاسی با این کنگره و احزاب ضدنژادپرستی در این کشور تن داد و تنها دو پیش‌شرط را برای هر حزبی که وارد این مذاکرات صلح ‌می‌شود  قرار داد؛

الف ) عمل به آتش‌بس ب) آمادگی مشارکت سالم در انتخابات و پس از آن روند صلح با سرعت به منظور حصول دستاوردهای دور از دسترس آغاز شد؛

6ـ در این دو روند صلح و تلاش‌های موفق بی‌شمار دیگر در برقراری صلح در سراسر جهان این امر مبرهن است که یک حزب باید مجبور شود پیش از پذیرفته شدن در هر مذاکره صلحی به طور کامل خلع‌سلاح شود و به حالت عادی درآید.

7ـ هر کسی در جهان باید مخالف اقداماتی باشد که تروریسم جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و دیگر نقض‌های قوانین جنگی را به وجود می‌آورد. از تمامی احزاب باید به عنوان بخشی از یک روند آتش‌بس منطقی خواسته شود تا از فنون ضدانسانی دست بکشند. (اگر چه این امر در تعهد آتش‌بس واقعی گنجانده ‌می‌شود) این در حالی است که استفاده از فنونی برای برچسب زدن به یک طرف درگیر به عنوان «تروریست» و مطرح کردن این استدلال که قرار دادن آنها در هر دیپلماسی صلحی امکان‌ناپذیر است و در عین‌حال نادیده گرفتن کامل نقض قوانین جنگی از سوی احزاب دیگر، اولا به طور کلی غیرمنصفانه است و احترام به یکپارچگی اصول تاکید شده در روند صلح را از بین می‌برد و ثانیا تجربه ثابت کرده این اقدام در آفریقای جنوبی، موزامبیک و جاهای دیگر با موفقیت همراه نشده است. این رویه مقابله با تروریسم، مارگارت تاچر، نخست‌وزیر اسبق انگلیس و دیگران را از دیدن واقعیت اوضاع در آفریقای جنوبی غافل کرد. این رویه در عرصه اعراب و اسراییل توانمندی قدرت‌های اصلی غربی برای ایفای نقشی سازنده در دیپلماسی را نیز فلج کرده است.

8ـ حماس تفاوت زیادی با القاعده دارد. غربی‌ها باید سیاست‌های اطلاعاتی را که میان این دو گروه تمایز قائل می‌شوند، دنبال کنند.

 بر اساس این سیاست جنبش‌های سیاسی اسلام‌گرایی وجود دارند که در جوامع ملی هویت‌دار ریشه داشته و به آنها پاسخگو هستند و تمایل دارند ارتباطشان با این جوامع را از طریق مشارکت در انتخابات‌های آزاد و منصفانه به اثبات رسانند و از سوی دیگر جنبش‌هایی وجود دارند که هیچ تکیه یا پاسخگویی به جوامع خاصی ندارند و در هر کجای جهان که پا می‌گذارند تخم تنش و تخریب را می‌پراکنند. اگر ما و رهبران ما نتوانند این نوع تفاوت را درک کنند ما شاهد خواهیم بود هزاران یا صدها میلیون مرد و زن مسلمان جذب ایدئولوژی افراط‌گراها شوند.

9ـ دولت‌های غربی هم‌اکنون با استفاده از «دیپلماسی نیت‌سنجی» با بسیاری از فعالان بین‌المللی تعامل می‌کنند که اقداماتشان بسیار خطرناک است (نظیر کره‌شمالی ) نگرانی درباره بخش‌هایی از ایدئولوژی محوری حماس که موجودیت اسراییل را تهدید می‌کند، وجود دارد اما در عین‌حال رهبران حماس درباره آمادگی‌شان برای برقراری آتش‌بس بلندمدت با اسراییل که از حمایت سیاسی برخوردار باشد صحبت کرده‌اند. چرا نباید پیشنهاد حماس از لحاظ دیپلماتیک بررسی شود؟

10ـ در صورتیکه سیاست کناره‌گیری و انتقاد از مولفه چشمگیر نهاد سیاسی فلسطین حفظ شود، مساله فلسطین نمی‌تواند حل شود.

 صدها میلیون تن از مردم در سراسر جهان (اعراب مسلمانان و دیگران) به بررسی این مساله که یکی از موارد مهم رویارویی میان کشورهای غربی و مابقی جهان است، ادامه می‌دهند. واقع‌گرایی از جمله واقع‌بینی نسبت به پایان مناقشات بر اساس دلسوزی و اصول نشان می‌دهد حماس باید فورا در دیپلماسی صلح گنجانده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات