مقدمه نویسنده گزارش
نیمه شب روز 12 ژوئیه (21 تیرماه) چند دقیقه پس از آنکه «دان حالوتس» رئیس ستاد ارتش تصمیم دولت جهت حمله به سکوهای موشک مستقر در روستاهای جنوب لبنان را به اطلاع ژنرالهای خود رساند «گادی ایزنکورت» رئیس اداره عملیات ارتش در گوشی به ژنرال «اسحاق هرئیل» رئیس بخش برنامهریزی گفت: باید همه چیز را متوقف کنیم. اینها نمیدانند چه تصمیمی اتخاذ کردهاند. ایزنکورت شک نداشت که حزبالله در صورت حمله اسرائیل به روستاهای جنوب لبنان، عمق اسرائیل را هدف حمله موشکی قرار خواهد داد.
اما هرئیل پاسخ داد: دیگر دیر شدهاست. نمیتوانیم هواپیماها را متوقف کنیم. هرکسی که تصمیم به حمله گرفته دیدگاهی خاص دارد. حداقل کاری که میتوان در این شرایط انجام داد کنترل اوضاع به شکلی است که بتوان برای آن پایانی متصور شد. وقتی ژنرالها از اتاق خارج شدند، ناراحت به دفاتر کار خود رفتند.
پایگاهها و نیروی هوایی برای اجرای عملیات بهحال آمادهباش کامل درآمدند. هدف، حمله به سکوهای موشک دوربرد فجر بود. هواپیماها به موشک مجهز و از سوخت پر شدند. تکنسینها در باند میدویدند و خلبانان به بررسی جزئیات اهداف پرداختند.
هرئیل گفت: همه کسانی که در این تصمیمگیری سرنوشتساز شرکت داشتند، چیز دیگری مشاهده نمودند. وزرایی که به حمله رای مثبت دادند حتی نمیدانستند که ارتش هنوز به اجرای عملیات سفارش نشدهاست. این بدان معنا بود که از این وزرا بهعنوان مهر بر روی طرحی از پیش طراحیشده استفاده شدهاست. آنها به این گمان بودند که این عملیات چند ساعت یا حداکثر چند روز به طول خواهد انجامید. اما غافل از آنکه ارتش برنامهای از پیش طراحیشده برای زمان آغاز جنگ در اختیار داشت مانند حمله به تاسیسات زیربنایی لبنان به منظور وادار ساختن دولت بیروت به اقدام شدید علیه حزبالله و عملیات زمینی بهمنظور دور کردن موشکهای کاتیوشا از مرزها که رئیس ستاد در ابتدا بهطور کل با آن مخالفت و تاکید کرد که در صورت لزوم اجرای چنین طرحی باید طرحی جایگزین ارائه شود.
جزئیات آن ساعات حساس را به نقل از «معاریو» پی میگیریم:
ساعت 05/9 ـ دفتر نخستوزیر
«ایهود گولدفاسر» و «الداد رگیف» در ساعت 05/9 صبح روز 12 ژوئیه به اسارت درآمدند. اولمرت در جریان اولین دیدار با والدین «گلعاد شالیت» که بیش از دو هفته قبل از آن در غزه ربوده شدهبودند، خبر اسارت دو سرباز را شنید، این خبر به معنای اعلام جنگ علیه اسرائیل بود. در آن زمان «عمیر پرتز» بدون هیچگونه سابقه امنیتی دو ماه و 8 روز بود که وزیر دفاع شدهبود. بر صندلی ریاست ارتش نیز «دان حالوتس» نشسته بود. فردی با کولهباری از افتخارات نظامی بهعنوان یک خلبان که ارتش اسرائیل را در جریان عملیات قطع ارتباط از نوار غزه در سال گذشته فرماندهی نمود.
ساعت 30/9 - دفتر وزیر جنگ
اولین اخبار زمانی به وزیر جنگ رسید که دفتر وی برای بررسی حملهای که به نوار غزه انجام شدهبود، آماده میشد. در این حمله که شکست خورد و فقط به جراحت افراد موردنظر انجامید قرار بود «احمد غندور» و «محمد ضیف» از فرماندهان شاخه نظامی جنبش حماس کشته شوند.
15 تن از افسران بلندپایه از جمله رئیس ستاد ارتش و رئیس شاباک دور میز نشسته بودند. اولین اخبار از اصابت چند موشک (حزبالله) به نقاط مختلف مرز به گوش رسید.
دقایقی بعد رئیس ستاد، رئیس اداره عملیات و ژنرال «الیعازر اشکدی» فرمانده نیروی هوایی به سرعت به سنگر زیرزمینی ستاد فرماندهی کل ارتش رفتند.
ساعت 10 - سنگر وزارت جنگ
گزارشها حاکی از آتش گرفتن دو دستگاه هامر (نفربر زرهی)، کشته شدن سه سرباز و مجروح شدن دو سرباز دیگر و همچنین مفقود شدن دو سرباز بود. هرچه میگذشت احتمال آدمربایی بیشتر و احتمال تعقیب ربایندگان کمتر میشد. ناگهان خبری ناگوار رسید. یک دستگاه تانک «میرکاوا - 4» که به داخل خاک لبنان اعزام شدهبود در اثر انفجار بمب در مسیر حرکتش در 500 متری مرز منفجر و تمام چهار خدمه آن کشته شدند. علاوهبر آن به سبب آتش سنگین توپخانه، بیرون کشیدن آن از منطقه دشوار است.
در این لحظه حالوتس پرسید: چه کنیم؟ هرئیل گفت: به لبنان حمله میکنیم. از یک سال قبل گفتیم که دولت لبنان را مسئول هر آنچه در مرزها رخ دهد، خواهیم دانست. حال وقت اجرای آن فرارسیدهاست. وی ساعت 14 را به عنوان جلسه بررسی امکانات ارتش برای پاسخگویی تعیین کرد و سپس به دفترش رفت تا چند تلفن بزند از جمله برای فروش سهامی که در بورس داشت. پرتز نیز در گفتوگوی تلفنی با اولمرت گفت: مهم آن است که هیچکاری بدون هماهنگی انجام نشود. اوضاع باید تحت کنترل مطلق باشد. باید مسئولیت را بهعهده دولت لبنان بیندازیم.
اولمرت در محوطه نخستوزیری در برابر دوربین ایستاد و دولت لبنان و سوریه را مسئول این رویداد معرفی نمود.
«تسیپی لیونی» وزیر امور خارجه به رایزنی با مقامات وزارت پرداخت اما بیفایدهبود زیرا تصمیمگیری توسط دستگاههای امنیتی انجام شدهبود قرار شد ساعت 8 شب دولت تشکیل جلسه دهد.
ساعت 45/12 - وزارت جنگ در تلآویو
در جلسات همه میدانستند وضعیت کنونی مانند دو رویداد قبلی یعنی آدمربایی در غجر در نوامبر 2005 و 28 مه 2006 (آبان 1384 و هشتم خرداد 1385) نیست. این درحالی است که اسرائیل با دو مشکل یعنی تشکیل دولت حماس و ربودهشدن «گلعاد شالیت» در غزه روبرو بود. لذا این احساس وجود داشت که (چنین برداشت شود) سپر دفاعی اسرائیل در برابر همسایگان مضمحل شدهاست.
حالوتس به پرتز گفت: تاکنون 7 نفر کشته شدهاند. از زمان خروجمان از لبنان تاکنون چنین حادثهای به وقوع نپیوسته بود.
باید کاری کنیم. او بر ضربه سنگین به اقتصاد لبنان تاکید داشت. حالوتس افزود: باید با تمام قدرت به آنها حمله و میلیاردها دلار به آنها خسارت وارد کنیم. باید برقشان را قطع کنیم تا یکسال در تاریکی بمانند. میتوانیم فرودگاه بیروت یا قصر ریاست جمهوری در بعبدا را هدف قراردهیم تا دولت لبنان بفهمد که بهخاطر مبارزه نکردن با حزبالله باید بهایی گزاف بپردازد. البته ما نیز باید بها بدهیم زیرا پاسخ آنها با کاتیوشا و موشکهای فجر خواهد بود.
پرتز پرسید: توانایی ما برای فلج کردن موشکهای حزبالله به سمت خضیره و حیفا چه قدر است؟
حالوتس گفت: ارتش دو برنامه جهت نابودی سکوهای شلیک موشکهای میانبرد حزبالله که 45 تا 70 کیلومتر برد دارد، تهیه کرده که شامل نابودی سکوهای ثابت نصب شده در برخی منازل روستایی و همچنین نابودی سکوهای متحرک مستقر بر روی کامیونها به هنگام انتقال میباشد. البته در مرحله کنونی حمله به موشکهای فجر را پیشنهاد نمیکنم.
پرتز گفت: آیا هدف از این عملیات بازگرداندن دو اسیر است؟ این هدف ما را به شکل گستردهای به دردسر میاندازد. کسی نباید توقع داشتهباشد که ما فقط با فشار میتوانیم آن دو را بازگردانیم. حالوتس پاسخ داد: البته. ما تجربه بدی درباره «رون آراد» داریم.
در اولین رایزنیها موضوع فراخوانی نیروهای ذخیره مطرح شد. سرتیپ «ایتان دانگوت» مشاور نظامی پرتز گفت: فراخوانی احتیاط با توجه به احتمال گسترش درگیری ضروری است اما حالوتس با این امر مخالفت کرد.
بعدازظهر همان روز دبیرکل حزبالله در یک کنفرانس مطبوعاتی با اشاره به این رویداد گفت: دو سرباز اسیر در مکانی امن هستند و تنها راه بازگشت آنها مذاکره است. وی هشدارداد: اگر حمله کنید پشیمان خواهید شد. ما با قدرت به هرگونه تلاش اسرائیل برای ورود به لبنان پاسخ خواهیم داد. سیدحسن نصرالله، اولمرت و وزیر جنگ را مبتدی خواند و از آنها خواست قبل از اتخاذ هرگونه تصمیمی، از قدیمیترها نظرخواهی کنند.
ظهر - فرماندهی منطقه شمال
یکی از طرحهای ارتش گلولهباران و بمباران اهداف مختلف در لبنان به مدت چند روز و سپس حمله زمینی با استفاده از 3 لشکر بود. اما تا ظهر هیچ طرحی مورد بررسی قرار نگرفت. «اودی آدام» فرمانده منطقه شمال با بررسی اوضاع در ستادش در صفد دستور تقویت موقعیت استرا در «جبل حرمون» را بهعلت نگرانی از احتمال اشغال آن توسط سوریها صادر کرد.
وی همچنین دستور داد واحدهای مستقر در منطقه تا دو روز بعد از طرحهای ارتش جهت دور کردن حزبالله از مرزها و نابودی مواضع حزبالله درحال آمادهباش باشند.
ساعت 14 - دفتر رئیس ستاد
فرماندهان ارتش در اتاق جلسات در دفتر رئیس ستاد گردهم آمدند. حالوتس در جمع فرماندهان نظامی با اعتماد بهنفس گفت: مدتزمانی را که دنیا به ارتش برای پاسخگوئی اجازه میدهد بیش از یک هفته نیست. عبور از خط مرزی حتی در سطح تاکتیکی نیازمند بررسی است. بدین سبب در زمان حاضر در نظر ندارم دستور ورود به خاک لبنان را تأیید کنم.
ساعت 15 - دفتر وزیر جنگ
شاید اگر وزیر خارجه بود، میگفت در این مرحله جهان به ما اجازه نمیدهد، تاسیسات زیربنایی لبنان را به شدت زیر آتش قرار دهیم اما رئیس ستاد فکر میکرد که عملیات هوایی لبنان را زمینگیر خواهد نمود.
حالوتس گفت: پیشنهاد میکنم اقتصاد لبنان را هدف قرار دهیم. البته این امر حمله موشکی حزبالله را در پی خواهد داشت. بدین سبب باید کاری کنیم تا لبنانیها دولت خود را در این زمینه مسئول بدانند. وی پیشنهاد کرد که 20 تا 50 درصد تاسیسات برق منهدم و فرودگاه بیروت، راههای مواصلاتی و مراکز نفتی به شدت بمباران شود.
در این جلسه «عاموس یدلین» رئیس اداره اطلاعات، ژنرال «دوبن بعشات» فرمانده نیروی دریایی، «ایزنکورت» رئیس اداره عملیات، ژنرال «اسحاق گرشون» فرمانده جبهه مرکزی، «یوفال دسکین» رئیس شاباک، «مانیرداگان» رئیس موساد و تنی چند از مقامات بلندپایه امنیتی حضور داشتند.
یدلین گفت: هیچیک از دوطرف برگهای برنده خود را رو نکردهاست. برگبرنده قوی آنها موشکهای فجر 3 و فجر 5 میباشد که آماده شلیک است. همچنین حزبالله موشکهای دوربردتر نیز دارد.
در این بین ایزنکورت گفت: قصد ما تدوین قواعد جدید و ایجاد معادله بازدارندگی جدید است. ایده ما حمله همزمان به حزبالله و تاسیسات زیربنایی لبنان است تا مقامات لبنانی مسئولیت همه چیز را برعهده گیرند. ما دستور حمله به تاسیسات برق لبنان را صادر کردهایم.
ایزنکورت باردیگر تاکید کرد که ارتش هنوز دستور حمله به سیستم موشکی فجر را مطابق با طرح وزن کیفی دریافت نکردهاست. وی افزود: توانایی ما برای نابودی این سیستم اندک است. این درحالی است که اگر به روستاها حمله کنیم عمق خاک اسرائیل در معرض حمله موشکی قرار خواهد گرفت.
پرتز با تعجب گفت: یعنی اگر به فرودگاه حمله کنیم آیا پاسخی نخواهد بود؟ ایزنکورت گفت: بهنظر من کمتر خواهد بود.
پرتز ادامه داد: در صورت حمله به فرودگاه چرا نباید حزبالله با تمام وسایل پاسخ گوید؟ این حزب که میخواهد خود را بهعنوان حامی لبنان نشان دهد. بهنظر من مهمترین چیز موفقیت ما ولو جزیی در جلوگیری از شلیک موشک به اسرائیل است زیرا اگر به فرودگاه حمله کنیم و عمق اسرائیل در معرض حمله قرار گیرد در وضعی نامناسب قرار خواهیم گرفت.
حالوتس توضیح داد که حمله حزبالله با موشکهای فجر باعث مجروحیت غیرنظامیان خواهد شد که این امر به اقدامات اسرائیل در زمینه پاسخ به حملات حزبالله مشروعیت میبخشد. این مشروعیت مهم است زیرا تکرار اشتباهی مانند قانا عملیات را متوقف خواهد ساخت.
به گفته حالوتس، براساس گزارش نیروی هوایی تعداد غیرنظامیانی که در جریان انهدام موشکهای فجر کشته خواهند شد، 500 نفر خواهد بود. این درحالی است که برخی، از حمله پیشدستانه علیه فجر سخن میگویند و برخی دیگر میگویند اهداف زیربنایی را هدف قرار دهیم و فقط در صورتی که موشک شلیک کردند به آنها حمله کنیم.
پرتز خاطرنشان که توصیه نهادهای امنیتی حمله به سکوهای موشک فجر در همان شب اول است اما این طرح با موضع اصلی ارتش در زمینه موازنه نسبی مغایرت دارد. این درحالی است که موشکهای دوربرد موضوعی راهبردی است و اگر آن را شلیک کردند ما نیز پاسخ خواهیم گفت. اما از میان حمله به تاسیسات زیربنایی و سکوهای موشکی، اولویت با سکوهای موشکی است زیرا پایهاند. با اینکه چنین عملیاتی ممکن است به غیرنظامیان تلفات زیادی وارد کند اما به هرحال باید این مرحله را پشت سر گذاریم.
وی سپس با اشاره به موضع رئیس ستاد درباره لزوم حمله شدید به مراکز برق و تاسیسات زیربنایی اقتصادی لبنان گفت: بیایید موضوع ایستگاههای برق را به فردا موکول کنیم.
تنها کسی که در جلسه از احتمال اجرای عملیات زمینی در جنوب لبنان مطابق با طرح ارتش سخن گفت سرتیپ «عاموس جلعاد» رئیس بخش امنیتی سیاسی وزارت جنگ بود. وی گفت: باید برای جنگ طولانی مدتآماده بود. مردم از منازلشان در شمال مهاجرت خواهند کرد. پیشنهاد میکنم به دنبال چیزهای جدید باشیم. باید برای اجرای عملیات زمینی بهرغم مخالفت مردمی آمادهباشیم.
پرتز هشدار داد که اکتفا به عملیات هوایی نمیتواند مانعی در برابر عربها و بهویژه حزبالله ایجاد نماید. وی یادآور شد: در غزه دیدیم وقتی ضربات علیه حماس شدید باشد این احساس ایجاد میشود که اسرائیلیها نمیآیند و با دشمن روبرو نمیشود زیرا میترسند. بدین علت عملیات زمینی و حملات هوایی بهطور همزمان میتواند نوعی بازدارندگی ایجاد نماید.
پرتز گفت: میخواهم کاری کنم حزبالله از کرده خود پشیمان شود در غیر اینصورت دوباره دست به این اقدام خواهد زد. هدف ضربه زدن به حزبالله است نه درس دادن به سوریه یا لبنان، نمیدانم چگونه تاکنون نتوانستند به تانک هدف قرار گرفته در «عیتا الشعب» دست یابند. 6 ساعت است که در 500 متری مرز ایستادهایم و نمیتوانیم به تانک دست پیدا کنیم.
دقایقی بعد، مشاور نظامی پرتز از کشته شدن هشتمین سرباز اسرائیلی یعنی «نمرود کوهن» خبر داد. وی در جریان نزدیک شدن به تانک مذکور که منطقه اطراف آن زیر آتش سنگین بود، کشته شد.
بعدازظهر - اظهارنظر آمریکا
رسانههای گروهی آمریکا، در بخشهای خبری خود سخنان اولمرت را پخش کردند که حاوی متهم ساختن دولت لبنان و تهدید علیه سوریه بود. «جرج بوش» رئیسجمهوری و «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا به سرعت حمایت علنی خود را از برنامه اسرائیل اعلام کردند. اما رایس در خفا به اولمرت گفت که هیچ خدشهای نباید به «فواد سنیوره» نخستوزیر لبنان وارد شود زیرا بهرغم ضعف عملکردش در داخل، برای غرب عزیز است و باید از او حمایت شود تا بتواند در برابر محور نزدیک به سوریه و ایران بایستد.
دستگاههای امنیتی معتقد بودند با انهدام زیربنای دولت لبنان، این کشور مجبور به فعالیت علیه حزبالله خواهد شد اما پس از مدتی مشخص شد که چنین اقداماتی آن هم از طریق نیروی هوایی کارساز نبوده و دولت لبنان بهعلت مولفههای سیاسی قادر به انجام چنین کاری نمیباشد.
ساعت 19 - دفتر اولمرت
بحث تبادلنظر درباره ربوده شدن دو سرباز و کشته شدن 8 تن توسط حزبالله بین وزیر جنگ، رئیس ستاد ارتش، افسران بلندپایه ارتش و روسای موساد و شاباک در دفتر نخستوزیر ادامه یافت اما «تسیپی لیونی» وزیر امور خارجه در آن حضور نداشت.
پرتز خواهان بمباران برخی اهداف سمبلیک مانند قصر ریاست جمهوری در بعبدا بود اما اولمرت به رایس متعهد شدهبود که اهداف مرتبط با دولت لبنان را هدف قرار ندهد. اولمرت با حمله به اهدافی موافقت کرد که در آن به دنیا اعلام شود که حزبالله هدف بودهاست مانند حمله به فرودگاه پایتخت لبنان به بهانه جلوگیری از خارج ساختن سربازان ربودهشده و جلوگیری از ارسال سلاح برای حزبالله و همچنین حمله به پلهای مهم در سراسر لبنان بهمنظور ایجاد مانع در مسیر تردد نیروهای حزبالله، ولی راههای زمینی نباید منهدم شود تا اهالی جنوب لبنان بتوانند به شمال بگریزند.
حمله به انبارهای سوخت در جنوب شهر بیروت، محاصره دریایی و هوایی کامل لبنان و حمله به اهداف حزبالله در تمام نقاط لبنان از جمله بقاع و بعلبک و سکوهای موشک فجر ازدیگر مواردی بود که از سوی نخستوزیر تایید شد.
ساعت 20 - جلسه هیات دولت
برخلاف آنچه بسیاری معتقدند و در رسانههای گروهی تبلیغ میشود نه دولت بلکه نخستوزیر و معاونان وی تصمیمات مهم را اتخاذ نموده و آنچه به دولت ارائه میشود، در واقع غذای آمادهاست. حتی هیات کوچک وزیران که متشکل از چند وزیر بلندپایه است، بسیار مهمتر از هیات دولت با تمام اعضایش میباشد. در این جلسه دولت نقش متعارف خود بهعنوان امضاکننده تصمیمات را انجام داد.
ساعت 23
گروه هفتنفره شامل اولمرت، عمیر پرتز، شائول موفاز، شیمون پرتز، آوی دیختر وایلی یشای وایزنکورت بهطور جداگانه به بررسی و ارائه طرح «وزن کیفی» و اهداف اضافی برای حمله پرداختند.
در این بین، ایزنکورت از جمله روسای ستاد ارتش بود که در جلسه هیات دولت شرکت داشت و ماهیت تصمیمات اتخاذشده را درک نکرد اما در امضای دستور اجرای عملیات «پاداش مناسب» شرکت داشت. هدف از این عملیات تعمیق بازدارندگی، وادار کردن دولت لبنان و نهادهای بینالمللی به قبول مسئولیت و سیطره امنیتی بر جنوب لبنان بود. بهرغم آنکه نخستوزیر گفتهبود که هرگز به دولت لبنان فشار مستقیم وارد نکرده حملات فقط بر اهداف متعلق به حزبالله تمرکز خواهد داشت اما به آن وفا نکرد و برای فشار به حزبالله به منظور بازگرداندن سربازان ربودهشده، اهداف مختلف در لبنان را هدف قرارداد. این درحالی است که بهگفته وزیر جنگ و رئیس ستاد ارتش قرار نبود بازگرداندن ربودهشدگان هدف باشد.
اهداف اضافی نیز شامل وارد آوردن ضربات شدید به حزبالله، باقی نگهداشتن سوریه خارج از نبرد و خودداری از جنگ زمینی در لبنان بود.