وارث حقیقی حضرت سیدالشهداء(ع)
شما میبینید صدها عالم دینی آمدند در حوزهها، همینها را خواندند، خوب ما همهمان رفتیم، خواندیم، یاد گرفتیم این حرفها را! سیدالشهداء کی بوده، چی کار کرد، برای چی جنگ کرد، اینها علمالدراسه است! اما امام راحل علمالوراثه داشت! این را از سیدالشهداء ارث برد.
شما از هر عالمی سؤال بکنید حالات سیدالشهداء را خوب برای ما تشریح میکند، تحلیل هم میکند. اما وقتی که میگوید بیاید میدان، میگوید: ببخشید! اما وقتی نوبت به امام رسید، گفتند: تبعید، گفت: بسیار خوب! زندان، بسیار خوب! آوارگی، بسیار خوب! شنیدن تهمت و فحش، بسیار خوب! هیچ فحشی نبود که در قاموس این پهلوی باشد و به امام نگفته باشد در شبنامهها!
خوب به خیلی از علماء که چهار تا فحش بدهی، میگوید: به من چه! به خیلی افراد که چهار تا فحش بدهند، چهار تا تهمت بزنند، این میبرد، فاصله میگیرد، میگوید: به من چه؟! «این رخش باید تا تن رستم کشد». مگر هر اسبی میتواند رستم ببرد؟ چه شبنامههایی پخش میکردند! به این پسر پیغمبر چهها که نگفتند. کافر گفتند، یهودی گفتند، ارمنی گفتند، زرتشت گفتند، همین دستگاه پهلوی! مزدور گفتند، جاسوس گفتند!
این را یک آدم درس خوانده تحمل نمیکند. کسی که عالم به علمالدراسه است، تحمل نمیکند، میگوید: به من چه؟! من آبرویم را بدهم برای چی؟ اما آن که علمالدراثه دارد، ارث میبرد از سیدالشهدا اینچنین است.
(سخنرانی به مناسبت سالگرد ارتحال امام؛ خرداد 76)
پروانهای برگرد شمع قرآن و عترت
شما بنگرید اما وقتی دست به قلم میکند؛ از همین چهار دیواری کعبه قرآن و عترت بیرون نمیرود.، یا آنجا که از بالا حرف میزند، میشود تفسیر. یا آنجا که از پائین بالا میرود به تعبیر استادشان که دعا قرآن صاعد است، شرح دعای سحر مینویسند. در همین محدوده سخن میگویند و قلم میزنند.
رمز پیروزی؛ پایمردی در راه خدا
امام راحل، شما میبینید یک وقتی گفتند: کودتای نظامی میکنیم یا حکومت نظامی میکنیم، این که ننشست فکر بکند یا کارشناسان که! گفت: بریزید بیرون! بعد همه هم آمدند بیرون، دیدند این حرف درست است. این انسان به جائی میرسد که بالاخره «کنت لسانه الذی یتکلم به» میشود. بعد از اینکه داغ حاج آقا مصطفی را دیده، مسافرت دیده؛ هیچ اهانتی نبود که به این وحود پربرکت نشود! متحجران یک تکفیر، آن سیاستبازان تفسیق؛ چیزی نبود که به نام ایشان در شبنامه و روزنامه ننویسند و نبود ایشان تحمل نکند! بعد از همه این داغها، این شم سیاسی باز شد، فرمود: من تو دهن این دولت میزنم!
این چنین نبود که حالا بنشیند یا کارشناسان فکر بکند، مشورت بکند! انسان به جائی میرسد که کنت لسانهالذی یتکلم به. فرمود: بریزید بیرون! همه داخل و خارج نشستند، جریان حکومت نظامی را طراحی کردند؛ این بدون مطالعه، یک جا سخن حق میگوید!
(سخنرانی در کنگره اندیشههای اخلاقی عرفانی امام؛ خرداد 82)
میراثدار سلسلهالذهب
وجود مبارک امام رضا(ع) همانطوری که سلسلهالذهب دارد، بین خود تا خدا از طلا چید و گفت: حدثنی أبی، عنأبیه، عنأبیه، عنأبیه تا رسید به وجود مبارک پیغمبر. از جیرئیل. از میکائیل، از اسرافیل، از همه اینها تاب ذات اقدساله رسید. این سلسهالذهب شد از آن طرف؛ بعد از وجود مبارک امام رضا، علماء فقها، مراجع بزرگوار این سلسهالذهب را حفظ کردند تا سلسله جنبان سلسلهالذهب، شده امام خمینی(ره)
دشمن باید بداند امام آدم کوچکی نیست. او توانست خلاء مرحوم آیتآلله حائری را پر کند. او توانست این حلقهها و سلسلهالذهب را برساند تا به شاگردان امام رضا(ع).
بنابراین امام راحل جزء سلسله جنبان این سلسلهالذهب است که میراث پرافتخار ذهبی امام رضا سلامالله علیه است. به معدن عصمت و وحی میرسد؛ از آنجا به وسیله آباء گرامی و کرام آن حضرت به ذات مقدس پیغمبر میرسد، از آنجا به ذات اقدساله ختم میشود.
(نماز جمعه قم؛ دی 81)
حرف جهادی همراه با عمل جهادی
بنده در همان بحبوحه قیام ایشان رفتم خدمت یکی از مراجع که از اساتید من هم بودند. دیدم بحار مرحوم علامه مجلسی را باز کردهاند و مشغول مطالعه بحث تقیه هستند. او گرچه مملکن بود بحثی از جهاد و مبارزه و فداکاری مطرح کند، ولی حرف جهاد را میزد و فکر تقیه در ذهنش بود. اما امام حرف جهاد را میزد، فکر جهاد را میکرد، و قلبش برای جهاد میتپید. این خصوصیت را داشت. این هنر است. دیدن نار تمثیل است که مولانا گفته است، تعیین که نیست؛ خود هنر دادن دیدن مرگ عین، خود هنردان دیدن بهشت عیان، خود هنر دان دیدن جهنم عیان، خود هنردان دیدن غیب عیان. و امام رضوانالله تعالی علیه در بخشی از معارف اسلامی جزء یؤمنونبالغیب نبود.، جزء یؤمنون بالشهاده بود. اغلب ما عاقلانه سخن میگوئیم و هامانه کار میکنیم. الان اگر یک مرده را در یک اتاق تاریک بگذارند و به کسی بگویند: شب پیش او بخواب، برهان عقلی خوب اقامه میکند، در آن زمینه ممکن است مقالهای بنویسد که مردم، مرده است و دیگر کاری با آدم ندارد. استدلال که میکند، میبینید بله همراه است؛ اما اگر بگوئید: خوب حالا شب پیشش بخواب، میترسد. این توهمانه عمل کردن و عاقلانه سخن گفتن داب خیلی از ماهاست. اما امام عاقلانه عمل میکرد و عقلی که ذات اقدساله به او داده بوده به حول و قوه عقل الهی، کان یقوم و یقعد، نه مثل ما که با عقل حرف میزنیم. اما فیالوهم اقوم واقعد میگوئیم؛ چون او یمعزل عن تیقهالموت بود، هراسی نداشت. ایشان وقتی هراس نداشته باشد، شرح صدر دارد؛ چون انسانی که میترسد، غمگین میشود.
(در جمع برگزارکنندگان کنگره اندیشههای اخلاقی عرفانی امام؛ بهار 82)
پیشرو در مبارزه
فرق امام راحل(رض) با علمای دیگر این بود که آنها میگفتند: مردم! قیام کنید، حرکت کنید، بشورید، بشوئید، بروید. جامعه نه دیروز حرف چنین عالمی را گوش داد، نه امروز گوش میدهد. مردم حرف کسی را که نشسته است و فرمان میدهند، گوش نمیدهند.
امام راحل(رض) نفرمود: مردم! بروید. بلکه فرمود: من رفتم، شما هم بیائید. فرق او و دیگران این بود که آنها میگفتند: بر شما واجب است که مبارزه کنید؛ یعنی آنها «محرک سابق» بوده و از پشتسر سوق میدادند. میگفتند: مردم! بروید و مردم نیز گوش نمیدادند.
اما امام امت جلو افتاد، سالیان متمادی اهانت و فحش شنید، تبعید و زندان و سختی را تحمل کرد، مقدار زیادی از راه را به تنهائی طی کرد، آنگاه فریا د برآورد، فرمود: مردم! من رفتم، شما هم بیائید، مردم نیز گفتند: «لبیک! یا امام» و به دنبال او حرکت کرده و رفتند.
هر وقت عالمانی داشتیم که «محرک قیادی» بودند، موفق بودند و هرگاه عالمانی داشتیم که «محرک سیاقی» بودند، کسی به حرف آنها گوش نمیداد.
(کتاب بنیان مرصوص امام خمینی(ره))
معماری بر اسلوب هندسه اسلام
حضرت امام خمینی(قدسسره) نه تنها «مهندس اسلام» بود، بلکه «معمار اسلام» نیز محسوب میشد. ایشان نه تنها فهمید که دین درباره مسائل متنوع فردی و اجتماعی و نیز درباره شئون گوناگون مطالب اجتماعی چه میگوید و آنها را به صفحه کتاب آورد، علاوه بر آن کوشید تا دین را از صفحه کتاب بیرون آورد و در صحنه جامعه پیاده کند. او معماری بود که بر اسلوب هندسه اسلامشناسی، ساختمان عظیمی را پی افکنی کرد و بالا آورد و آن را چون «بنیان مرصوص» ساخت.
(کتاب ولایتفقیه، ولایت فقاهت و عدالت)
*دست امام، تنها دست بوسیدنی
ما معمولاً دست کسی را نمیبوسیدیم! یا زهد، یا دستورات دیگر، ما شیخ و زاهد کمتر شناسیم. یا جام باده، یا قصه کوتاه! یادمان نیست که دست کسی را بوسیده باشیم، اما با یک ایمانی دست این بزرگوار را میبوسیدیم؛ آن دستی که میگوید:من تو دهن این دولت را میزنم، آن دست بوسیدن دارد!
(سخنرانی در کنگره اندیشههای اخلاقی عرفانی امام؛ خرداد 82)
مرگ در قاموس امام(ره) جایی نداشت
خصوصیت بارز امام رضونالله تعالی علیه این بود که از مرگ نمیترسید؛ چون مرگ ارادی را تجربه کرده بود. وقتی مرگ ارادی را تجربه کرده باشی، وقتی که ترس از مرگ نباشد، انسان چیزی کم نمیآورد و بقیه مسائل برای او حل است. از این رو در مورد تبعیدشان بعد از واقعه 15 خرداد میفرمودند: اینها میترسیدند، من نمیترسیدم. هم چنین در واقعه 25 شوال که عوامل رژیم پهلوی بعضی از طلاب را مجروح کردند و بعضی را به شهادت رساندند و بسیاری از آقایان ترسیدند و گفتند: وقت تقیه است و ساکت شدند امام فردای آن روز در اعلامیهای خطاب به رژیم فرمودند: شما روی مغول را سفید کردید! کسی که از مرگ نترسد، چنین آثاری دارد: «العارف شجاع کیف لا و هو یمعزل عن تقیهالموت.» و کسی از مرگ طبیعی نمیترسد، که بالاترش را تجربه کرده باشد، و آن مرگ ارادی است. انسان وقتی امیالش را اماته کند، متحرک بالهواء نباشد، متجرک بالهوس نباشد، متحرک بالمیل نباشد، بلکه متحرک بالولایه باشد، از مرگ هراسی ندارد. وفتی که از مرگ هراسی نداشت. چنین میشود. در انجام وظیفه آن چه که جلوی دیگران را میگرفت و میگیرد، همان ترس از مرگ است.
عینیت اجتماعی عرفان
اما رضوانالله تعالی علیه خصوصیاتی داشت که در دیگر عارفان کمتر بود. البته دیگر عارفان نیز خصوصیاتی داشتند که در امام فرصت ظهور و بروز پیدا نکرد. هر یک از عرفا مظهر اسمی از اسماءالله هستند. کاری که دیگران کردهاند این است که کتابهای مبسوطی در این زمینه نوشتهاند، امام رضوانآلله تعالی علیه فرصت این کار را پیدا نکردند، اما نوشتههای دیگران را از علم به عین و از گوش به آغوش آوردند؛ چیزی که نهایت سعی و تلاش دیگران بود.
(در جمع برگزارکنندگان کنگره اندیشههای اخلاقی عرفانی امام؛ بهار 82)
متمایز از عالمان عارف
امام راحل(رض) در میان عالمان ربانی، همچون ستاره فروزان و قدر اول ستارگان درخشان گنبد میناست. او در سلسله عارفان محقق جای داشت و در عینحال، از همه آنان فاصله گرفت. آنان، در سیر به سوی خدا و تقرب به او و بریدن از خلق؛ منالخلق الیالحق متوقف گشته بودند، ولی ایشان برای اصلاح زندگی انسان و حاکمیت قانون خدا، به سیر بالحق فیالحق رسید.
گفتهاند که مرد باطنی (عارف)، پس از آرامش و اطمینانی که در سیر معنوی برایش حاصل میشود، نمیخواهد به زندگی این جهان بازگردد و در آن هنگام که به ضرورت باز میگردد، بازگشت او برای همه بشریت سود چندانی ندارد؛ اما امام راحل(ره) که وارث انبیاءالهی بود، همانند آنان بازگشت و در جریان زمان وارد گردید تا زمام تاریخ را به دست گیرد و جهان تازهای از کمالات مطلوب را خلق کند و برای همگان مفید باشد.
(کتاب ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت)
ثابت قدم و هوشیار در مسیر
امام راحل(رضوانالله تعالیعلیه) نه تنها در نهان خود هدفی جز تحصیل حدود معطل و تحریک احکام راکد اسلام نداشت، بلکه کسانی را به یاری میطلبید و یا پیشنهاد مساعدت آنها را میپذیرفت که امام گونه بوده و مقصدی جز جذب جمال الهی نداشتند و هرگز فرد یا گروهی که در براندازی نظام طغیان و سطله یا راهاندازی نظام قسط و عدل، هوسمدارانه مبارزه میکردند یا خودخواهانه میاندیشیدند به یاری طلب نمیکرد و پیشنهاد شرکت چنین کسانی را در نهضت اسلامی طرد مینمود. اجازه نمیداد قیام خالصانه مسلمین با حضور برخی افرادی که انحراف فکری یا التقاط عقیدتی یا فساد اخلاقی دارند مشوب و آلوده گردد.
(مقدمه کتاب بنیان مرصوص امام خمینی(ره))
دین به مثابه ناموس
ما در شورای عالی قضائی یک مسئولیتی داشتیم. به عرض امام رساندند که بعضی از دستگاهها گاهی خلاف شرع انجام میدهند. همه ماها را خواستند. از تک تک این آقایان اقرار گرفتند و شهود هم شهادت دادند. وقتی من دیدم برای ایشان ثابت شد که در فلان جا خلاف شرع پیدا شده - خدایم شاهد است - دیدم صورت این پسر پیغمبر سرخ شد، مثل اینکه به ناموس او تجاوز شده! او دین را ناموس میدانست. اگر به کسی بگویند: به ناموس تو تعدی شده، تحمل میکند؟ او تصمیم میگیرد، اما با صورت سرخ! دیدم مثل آتش شد. این را میگویند دین.
(سخنرانی در همایش امام خمینی(ره) و قلمرو دین؛ خرداد 85)
قهر و مهر ولائی، متوجه شرق و غرب
امام خمینی گاهی «کاخ سفید غرب» را مورد قهر ولائی خود قرار داده و میگوید: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» و زمانی «کاخ کرملین شرق» را چون کوخ محرومنشین مورد تفقد ولائی قرار داده، و صدور هیئت رئیسه و دیگران به دین اسلام دعوت میکند تا از شراره الحاد برهند و به نور توحید برسند.
(مقدمه کتاب آوای توحید)
عبور از بحرانها با خلوص و تقوا
اگر نبود نماز شب امام، نبود خلوص او، نبود توسل او، نبود ضجه و ناله او، نبود آن اربعینگیریهای او، ما اینقدر در این طوفانها محفوظ نمیماندیم. هر روز ما در مملکت (سونامی) داریم. مگر سونامی این است که فقط بدن را رها کند؟ آنکه بتواند جان را منقلب کند، آن از هر سونامی بدتر است. اگر این است، ما باید خیلی مواظب خودمان باشیم.
(سخنرانی در همایش امام خمینی(ره) و قلمرو دین؛ خرداد85)
محبت امام، شعبهای از عشق الهی
الان چند سال است که امام رحلت کرده، اینکه پیاده چند فرسخ راه بروید تا حرم، این همان عشق الهی است دیگر! چه طور کربلا را پیاده میروند؟ همانطور است دیگر! اینها برای نفت و گاز که این کار را نمیکردند! اینها برای دین این کار را میکردند. برای حفظ دین بود. آنوقت این امانت الهی الان به دست ما سپرده شده! حفاظت از دین باعث شد محبت امام در دلهای شرق و غرب نفوذ کند.
(سخنرانی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خرداد 76)
رهبر تمامی انقلابها
صدها رهبران ثوره و انقلاب؛ خواه در خاور دور و نزدیک، خواه در خاورمیانه و خواه در باختر دور نزدیک، به عرصه هستی عرضه میشوند، اما امام رحیل ما (قدس سره) اما همه آنهاست. زیرا اگر کسی کاری کند که هم فکر امت بودن را در مردم و هم فکر امام بودن را در رهبران احیاء کند، او مثل اعلای والسابقونالاولون است و امام راحل(رض) اولین کسی بود که در قرون اخیر به این مقام منبع بار یافت؛ طوبی له و حسن مآب.
(کتاب بنیان مرصوص امام(ره))
توفیق دولت و ملت تنها در امتداد راه امام
وقتی که نام و یاد امام میماند که مردم امامی فکر بکنند، نه اینکه حرف امام در لب باشد و فکر طاغوتیان در ذهن. دهه فجر ده روزه، کار صد ساله کرد. اگر گفتند: یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود، یک. و اگر گفتند: این طفل یک شبه ره صد ساله میرود، دو. چون این مکتب، مکتبی است که لیلةالقدر دارد، این لیلهالقدر یک شبه، کار هشتاد ساله را میکند. این دهه فجر کار هشتاد ساله را کرد و به ثمر رسید. و این در صورتی است که مردم امامی حرف بزنند و امامی فکر کنند و امامی عمل کنند.
و اگر خدای ناکرده امامی حرف بزند و دیگر گونه بیندیشد، همین مردمی که ممکن است یک شبه ره صد ساله بروند، یتیهون فیالارض اربعین سنه(4) شده و سالها به مقصد نرسند.
(سخنرانی در کنگره اندیشههای اخلاقی عرفانی امام (ره)؛ خرداد 82)
فقدان امام
چون احدی کار امام راحل (قدس سره) را انجام نداد و ره آورد آن حضرت را به جهان بشریت ارائه نکرد؛ همانطوری که حضرت امیرالمؤمنین علیه آلافالتحیه و الثناء بعد از ارتحال نبیاکرم(ص) به آن حضرت خطاب کرده و عرض نمود: ای رسول اکرم! با مرگ تو فضیلتی را از دست دادیم که با مرگ هیچ کس چنین ضایعهای دامنگیر امت اسلامی و جهان بشریت نمیشد؛ لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت احد(1)، امت گرانقدر ایران اسلامی نیز به روح مطهر سلیل نبیاکرم، امام راحل عرض میکنند: «السلام علیک بابن رسولالله، لقد انقطع بموتک ما لم ینقطع بموت احد منالعلماء الربانیین».
و همانطوری که حضرت امیرالمؤمنین سلامالله علیه بعد از ارتحال نبیاکرم(ص) مدتها در حال سوگ و ماتم بود، خضاب نکرده و فرمود: ما مصیبت زده هستیم؛ الخضاب زینه و نحن قوم فیمصیبه(2)، و در حال دفن به نبیاکرم(ص) عرض کرد: ای نبیاکرم! صبر خوب است، مگر در مرگ تو؛ و جزع نارواست، مگر در فقدان تو؛ زیرا ما چیزی را از دست دادیم که بیسابقه بود؛ انالصبر لجمیل الا عنک و ان الجزع لقبیح الا علیک(3)، مسلمانان جهان عموماً و مردم ایران اسلامی خصوصاً، خاطره غمبار ارتحال امام خمینی(قدسسره) را همواره زنده نگه میدارند، زیرا آنها چیزی را از دست دادهاند. که تاکنون بیسابقه بود.
(کتاب بنیان مرصوص امام(ره))