* علت اصلی محاصره غزه و حمله گسترده اخیر صهیونیستها به آنجا چیست؟
** حمله نظامی به غزه به این گستردگی جدیداً صورت گرفته ولی محاصره قبلا اتفاق افتاده است. در واقع از بهار گذشته که جنبش حماس توانست در غزه حاکم شود و جنبش فتح را بیرون کند، این منطقه تحت محاصره کامل اسرائیلیها قرار گرفته است. منطقه غزه از نظر جغرافیایی طوری است که در غرب یعنی دریای مدیترانه کاملا در اختیار صهیونیستهاست. شمال و شرق آن هم همجوار با صهیونیستهاست. فقط در منطقه جنوبی یک باریکه چند کیلومتری است که گذرگاه رفح آنجا قرار دارد و این گذرگاه فلسطینیها را با مصر همسایه میکند. بنابراین اسرائیلیها هر زمان که بخواهند میتوانند غزه را به محاصره در بیاورند.
از زمانی که حماس توانست در انتخابات پیروز شود و دولت تشکیل دهد، صهیونیستها، آمریکاییها و غرب کل دولت فلسطینی را به محاصره اقتصادی و سیاسی درآوردند ولی از تابستان سال گذشته که جنبش حماسه توانست غزه را در دست بگیرد، اینها کلاً این منطقه را تبدیل به یک منطقه منزوی در جهان کردند. غزه 360 کیلومتر مربع وسعت و جمعیتی بالغ بر 4/1 میلیون نفر دارد که سرانه جمعیتی آن بیشتری سرانه در دنیاست یعنی شلوغترین منطقه کره زمین، منطقه غزه است که بیشترین جمعیت را در کمترین مساحت دارد و همیشه از آن به بمب جمعیتی یاد میشود.
مسلم است که محاصره و فشارهای نظامی برای این صورت میگیرد که مردم بر دولت حماس فشار بیاورند تا این دولت ساقط شود تا غزه بار دیگر به ابومازن واگذار شود ولی هم مردم ایستادهاند و هم دولت حماس ساقط نشده است. بنابراین با این شرایط باز اسرائیلیها دست به چنین اقداماتی خواهند زد ولی تا حالا نتوانستهاند دولت حماس را ساقط کنند و از حملههای تلافیجویانه فلسطینیها جلوگیری نمایند.
* فکر میکنید این حمله و این محاصره تا چه زمانی ادامه پیدا کند؟
** بنده گمان نمیکنم به این زودی این حملات پایان یابد ولی فکر میکنم اینها قرار بود در غزه کاری کنند که حماس تسلیم شود و بعد نیروی خارجی، شاید ناتو، بیاید و پس از استقرار در غزه، این منطقه به دولت ابومازن واگذار شود.
باید توجه داشت که مذاکراتی میان اسرائیلیها و فلسطینیها وجود دارد که شامل مسائل نهایی مانند قدس و حدود کشور فلسطین و آب و امنیت و ... میشود؛ البته اسرائیلیها نمیگذارند این مذاکرات به طور جدی پیش برود ولی اگر غزه سقوط میکرد و به کرانه باختری که تحت حکومت ابومازن است ملحق میشد، ابومازن هم در مذاکرات با اسرائیلیها پیشرفتهایی میکرد و در واقع سبب میشد که آمریکاییها احساس کنند که به رغم شکستهای فجیع در عراق، افغانستان و لبنان یک پیروزی در منطقه به دست آوردهاند.
احتمالا بعد از فلسطین نوبت جنگ با لبنان یا سوریه خواهد بود. شاید هم به همین علت است که ناو هواپیمابر آمریکاییها آمده و در دریای مدیترانه مستقر شده تا مقدمه حمله مجدد اسرائیل به لبنان فراهم شود. مسلم است که آمریکا در پی نابودی حزبالله است و تا زمانی که به این هدف نرسد دست از هیچ اقدامی برنمیدارد و بحران سیاسی در لبنان هم به این خاطر ادامه پیدا کرده و کشدار شده است که آمریکا نمیخواهد حزبالله به عنوان طرف توافق در لبنان معرفی شود، بلکه حزبالله از نظر آمریکا باید نابود شود مثل جنبش حماس و مثل جنبش جهاد اسلامی و اساساً تفکر مقاومت. اینها همه مقدماتی است که آمریکا قصد دارد پایهریزی کند تا شرایط مناسب برای حمله به ایران فراهم شود.
* پس شما بحث غزه را یک مقدمهای برای خاورمیانه بزرگ میدانید.
** بله، اینها وقتی از خاورمیانه بزرگ سخن میگویند و وقتی که ناو هواپیمابر به منطقه میآورند قطعاً نمیخواهند به سوریه حمله کنند چرا که حمله به سوریه با این تعداد ناو انجام نمیشود بلکه این حمله اجزای مختلف یک طرح کاملی است که قرار است در خاورمیانه اتفاق بیفتد. این طرح کامل دو محور اساسی دارد؛ یکی اینکه باید همه چیز به اسرائیل سپرده شود و دوم اینکه باید ایران اسلامی، اندیشههای امام و انقلاب اسلامی از میان برود. نمودهایی که پیرو این اندیشه هستند نیز باید از بین بروند مثل حزبالله، جهاد اسلامی و حماس، و متحدین اینها مانند سوریه نیز باید از بین بروند یا تغییر رفتار دهند. بنابراین کاری که اسرائیل میکند یک کار جدا از هم نیست و باید همه اینها را به شکل پیوسته دید تا فهم آن آسانتر شود.
* اگر حکومت حماس ساقط شود و به ابومازن واگذار گردد چقدر مشکل حل میشود؟ آیا اساساً مشکل تنها حکومت کردن حماس در غزه است؟
** تصور اینها این است که حماس رسما اعلام کند که از دولت کنار کشیده است. چون حماس میگوید ما دولت قانونی فلسطین هستیم چرا که از پارلمان فلسطین که صحت انتخابات آن حتی از سوی جیمیکارتر نیز تایید شد تشکیل شده است. بنابراین حماس میگوید که دولت قانونی تشکیل داده است. مشکل اسرائیل این است که حماس نباید در حاکمیت بماند چرا که ممکن است فردا همین فکر حماس در کرانه باختری فرصتی به دست آورد و رقیب را از میدان به در ببرد و از اینجاست که مصیبت برای اسرائیل آغاز میشود. یعنی اسرائیل نمیتواند بپذیرد که حکومتی در جوار خودش چنین بر ضدش فعالیت میکند.
* اینها میخواهند ابومازن را سر کار بیاورند و به نوعی پرونده جهاد و حماس را ببندند؟
** تردیدی نیست که اسرائیل در صدد از بین بردن این گروهها در فلسطین است. البته ابومازن در کرانه باختری برای خودش حکومت میکند. اگر چه این حکومت بسیار ضعیف و محدود به گرداندن شهرداری رامالله و... است ولی حداقل این است که به نام رئیسجمهور فلسطین و دولت فلسطین خوانده میشود و ممکن است همین مقدار هم او را راضی کند. مهم این است که غزه هم از نظر اسرائیل و هم آمریکا تحت نظر ابومازن قرار بگیرد.
* آیا این احتمال وجود دارد که به دلیل گسترش فشارها حماس حکومت را واگذار کند و مثل قبل به کارهای جهادی خود بپردازد؟
** بعید است. اگر همان ابتدا حماس چنین تصمیمی میگرفت که دولت تشکیل ندهد قابل توجه بود ولی اگر الان چنین خبری را اعلام کند این مساله یک پیروزی برای اسرائیل خواهد بود.
* به نظر شما در آینده باز شاهد فعالیتهای نظامی جدی این گروهها خواهیم بود؟
** البته. این فعالیتها انجام خواهد شد چرا که اسرائیل هم به اقدامات خودش ادامه میدهد. فعالیتهای جهادی گروههای فلسطینی همیشه واکنش به اقداماتی بوده که اسرائیل در کرانه باختری و نوار غزه انجام داده است. این را باید در نظر داشت که خود اسرائیلیها میخواهند بگویند که اقدامات آنها واکنشی به کارهای به اصطلاح تروریستی حماس و جهاد است ولی معادله برعکس است و اگر چه شاید این گروهها حاضر باشند برای مدتی آتشبس را بپذیرند و اقدامات نظامی نکنند ولی اسرائیلیها حتی تحمل آتشبس را نیز ندارند و همواره باید بحران درست کنند تا توجیهی برای موجودیت خود داشته باشند و بتوانند کمکهای سرشار غرب و آمریکا را برای خود داشته باشند. تا زمانی که اسرائیلیها احساس نکنند که اقداماتشان بر ضدفلسطینیها هزینهای برایشان در بر خواهد داشت این کشاکش تا ابد ادامه خواهد داشت.
* بحث مصر الان به بحث مهمی بدل شده چرا که فعلا مرز فلسطینیها با کشورهای عربی همان گذرگاه رفح و به مصر است. به نظر شما مصر در برابر چنین حوادثی چه رفتاری را در پیش خواهد گرفت؟
** مصریها از چارچوب طرح آمریکا و همکاری با اسرائیل خارج نمیشوند و هیچ انتظاری نباید از دولت حسنی مبارک و کارگزاران آن داشت. مساله اصلی این است که اگر مصریها گاهی مرز خود را روز فلسطینیها باز میکنند بیشتر برای رهایی از افکار عمومی در داخل است. الان وضعیت مصر بسیار بحرانی است؛ هم وضعیت جهانی مبارک مطرح است و هم احتمال بر هم خوردن ثبات سیاسی و مردمی در مصر وجود دارد و ممکن است اتفاقاتی ظرف چند ماه آینده در مصر بیفتد که شاید نقشه منطقه را عوض کند؛ ولی به طور کلی دولتهای عربی جز سوریه و سودان (تا حد کمتری از سوریه) بیشتر در چارچوب طرحهای آمریکایی قرار دارند و از آن بیرون نمیروند.
* آیا بعد از مبارک فضای مصر بازتر نخواهد شد؟
** مصر برای آمریکا و اسرائیل خیلی استراتژیک است و اینها اجازه نخواهند داد که تغییر مهرهها در این کشور به ضرر آنها تمام شود. مساله اصلی این است که اینها آمدند فریبکارانه اعلام کردند که باید طرح خاورمیانه بزرگ به اجرا دربیاید و همه کشورهای خاورمیانه بزرگ به اجرا در بیاید و همه کشورهای خاورمیانه دمکراتیک شوند و عراق پایگاه صدور دمکراسی به جاهای دیگر خواهد شد ولی ملاحظه کردید که سرانجام باز حسنی مبارک از صندوق رای مصریها خارج شد و سرانجام نگذاشتند اخوانالمسلمین در انتخابات به شکل آزاد شرکت کند و تنها به بیست درصد پارلمان مصر برای اخوانالمسلمین رضایت دادند. یعنی اینها واهمه دارند.
در مورد یمن هم میبینید که دمکراسی آنها باز منجر به این شد که علی عبدالله صالح از صندوقهای رای بیرون آمد. یعنی اینها یک نمایش مسخرهای است که آمریکاییها راه انداختهاند و به هیچوجه حاضر نیستند که برتری مطلق اسرائیلیها خدشهدار شود. این برتری باید نظامی، تکنولوژیکی و... باشد. در منطقه همه باید به اسرائیل نگاه کنند نه اینکه اسرائیل دنبالهرو کسی باشد. این را آمریکا میخواهد.
* به نظر شما این حمله گسترده که به قول شما مقدمه یک کار جدی برای طرح خاورمیانه بزرگ است چرا در این مقطع زمانی شکل گرفته است؟
** به خاطر اینکه اینها در جنگ با حزبالله شکست خوردند. دولت بوش در حال اتمام است و دولت بعدی قطعاً تا یک سال اقدامی در خاورمیانه انجام نمیدهد. الان این دیوانگانی که در کاخ سفید و جاهای دیگر آمریکا هستند قصد دارند در این مدت باقی مانده طرح اصلی خودشان را به پیش ببرند و آن حمله به ایران است. طرح اصلی ضربه زدن به ایران است. گر چه آنها در این مورد شکست خوردند ولی هنوز در فکر حمله به ایران هستند.
آنها میدانند که ایران قلعه بزرگ و اصلی است و قلعههای کوچکتری اطراف آن هستند که از آن دفاع میکنند مثل حزبالله، سوریه، حماس، جهاد و... که اول باید اینها را از بین ببرند و بعد سراغ ایران بیایند. اینها دو سال پیش این کار را کردند و در جنوب لبنان وارد عمل شدند ولی در کمال ناباوری شکست خوردند. هیچ کس نمیتوانست چنین شکستی را تصور بکند الا کسانی که به انقلاب اسلامی اعتقاد داشتند. این شکست آنها را دچار سردرگمی کرد.
* شما معتقدید که این شرایط در غزه ادامه مییابد؟
** بله، این کشاکش ادامه مییابد. حالا ممکن است در مقاطعی آتشبسهای پیدا و پنهانی به وجود آید ولی تا هر زمانی که دولت حماس باقی است و رفتارش را عوض نکرده اسرائیل از هیچ کوشش و جنایتی برای ساقط کردن آن مضایقه نخواهد کرد.
* به نظر شما در این مورد از کشورهای اسلامی چه انتظاری میشود داشت؟
** حداقل کاری که کشورهای عربی و اسلامی میتوانند انجام دهند عمل به مصوبه اجلاس سران است که در اجلاسهای اخیر تصویب کردند که دولتهایی که با اسرائیل ارتباط دارند، این ارتباطشان قطع شود؛ کشورهایی مثل اردن، مصر، موریتانی و... یا کشورهایی مثل عمان که به شکل غیر رسمی رابطه برقرار کردند. توقع این است که اینها اگر رابطهشان را قطع هم نمیکنند، تهدید به قطع رابطه کنند. یعنی به اسرائیل نشان دهند که این کارها برای آنها هزینه دارد. تا وقتی که اسرائیل مطمئن است که هر کاری میکند هیچ کسی مقابلش نمیایستد چرا از این کار دست بردارد؟ کشتن فلسطینیها خیلی راحت است. حمله هواپیماهای اف چهارده به خانههای مردم کاری ندارد.
یعنی حتی یک ضد هوایی ساده هم مقابل اینها قرار ندارد. باید در فکر راههایی بود که اسرائیل را متحمل هزینه کند و این کار راحتی است. وقتی اسرائیل غزه را محاصره میکند، کشورهای اسلامی هم باید اسرائیل را محاصره کنند. یعنی باید روابطشان را قطع کنند و شرکتهای اسرائیلی و آمریکایی تحریم شوند و کالاهای آنها در منطقه تحریم شود. این موارد نشان میدهد که ملتها و دولتهای منطقه قصد دارند کاری کنند.
* به نظر شما کاری از طرف کشورهای اسلامی صورت میگیرد؟
** خیر، مگر اینکه بحران دامنهدار شود. اسرائیلیها کلاً میخواهند در هر جنگی زود پیروز شوند. آنها طاقت جنگ فرسایشی را ندارند. در انتفاضه به این علت مجبور به دادن امتیاز شدند که حالت فرسایشی پیدا کرد. در حمله به جنوب لبنان شکست خوردند چون جنگ از شش روز و یک هفته فراتر رفت و به محض اینکه وارد هفته دوم شد مشخص گردید که اسرائیل شکست خورده است. اگر فلسطینیها مقاومت کنند و تهاجم اسرائیلیها ادامهدار شود مسلم است که دولتها و ملتهای منطقه به سوی مواضع رادیکالتری حرکت میکنند و این به نفع اسرائیل نیست.