تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۵۸۰۴۱

فضاهای پر و خالی!


درباره اکبر صوتی کرمانی
اکبر صوتی کرمانی استاد هنر سنتی مشبک چوب
- متولد 1208 کرمان
- تحصیلات مکتبی و متوسطه در کرمان
- فارغ‌التحصیل دانشسرای مقدماتی
- اشتغال به معلمی
- معلم بازنشسته آموزش و پرورش
- از استادان صاحب سبک هنر مشبک
- طراحی تکنیک‌های تازه در هنر مشبک از جمله یکپارچگی اثر
- تدریس رشته مشبک در دانشگاه الزهرا
- طراحی و ساخت صدها اثر شاخص مشبک چوب
- برگزاری بیش از سی نمایشگاه در داخل و خارج از کشور
- مجموعه‌ای از آثار او در قالب کتابی با عنوان «تصویر آثار اکبر صوتی کرمانی» انتشار یافته است.
آغاز هنرهایی که با چوب جان می‌گیرند، به کهن‌ترین زمانهای تاریخ کشورمان می‌رسد، ‌ولی به دلیل اینکه چوب با گذشت زمان فساد می‌پذیرد و می‌پوسد و زیر خاک مدفون می‌شود، ‌نمونه‌هایی از این هنر تا قبل از اسلام به دست ما نرسیده است.
چوب یکی از عناصر دائمی معماری ایران بوده و هنرمندان این رشته از آنچه طبیعت در دسترسشان گذاشته است، منتهای بهره‌برداری را کرده‌اند و با شور و چیره‌دستی از وسایل بسیار ساده و طبیعی، شاهکارهایی هنری پدید آورده‌اند. این دست ساخته‌ها که در حسن تناسب و هماهنگی شکل و رنگ و تزیینشان ستودنی است، ‌نشان‌دهنده گرایش ساکنان این مرز و بوم به زیبایی و خلاقیت با در نظر گرفتن ضروریات و لوازم زندگی است. این آثار بیشتر برای تسهیل زندگی ساخته شده، در عین حال که کاربردی روزمره دارد، مشحون از هنر و زیبایی است و برای زیباتر کردن زندگی روزانه و پیوند دادن هر لحظه با زندگی ماندگار، پرداخته شده است آثار باقی مانده چوبی بیشتر در مساجد و اماکن متبرکه دیده می‌شود، از جمله در مسجد جامع بایزید بسطامی را می‌توان نام برد که از دوره مغول و تیموری باقی مانده است. تزئینات آن شامل اشکال هندسی متشابه حجاری و گچبری آن زمان است. از دوره سلجوقی یک منبر به یادگار مانده که کتیبه‌هایی با خط کوفی دارد و طرحهای توریقی و بنایی بر آن حک شده است. در عصر صفوی اشکال توریقی با طرحهای گل و حیوانات، بر ساخته‌های چوبی زیادی با ظرافت نقش بسته است. بعدها نشاندن شیشه‌های رنگی در چوبهای مشبک و نیز تحولاتی در شیوه معرق و مشبک، هنرهای سنتی در صنایع چوبی را رونق داد. درها و پنجره‌های مشبک در عین حال که حفاظی در برابر آفتاب تند ایران بوده، نور را صد رنگ در اتاقهای ایران منعکس می‌کرده است. صنعت و هنر منبت و معرق که هنوز در تهران، شیراز،‌ اصفهان،‌ ارومیه، رشت، سنندج و.... رواج دارد، در حاشیه زندگی ایرانی به حیات خود ادامه داده است. هنرهای ایرانی بویژه صنایع چوبی، ‌امروزه، ‌حد و گستردگی پیشین را ندارد و به جای آنکه مانند در و پنجره‌ها و ستون‌های چوبی در متن معماری ایرانی قرار گیرد، جزو معماری داخلی درآمده و در هیات میز و صندلی، تابلو، ‌ابزار و اشیا، با حمایت دولت از صنایع دستی ، رونق گرفته است.(1) (پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت صنایع و معادن) که البته شاید این جداافتادگی از اصل و اعتبار بخشی به جنبه‌های تزیینی هنرهای سنتی به جای جنبه‌های کاربردی آن، از ارزش‌های درونی هنرهای سنتی ایران کاسته باشد، اما چه می‌شود کرد...
در میان هنرهای سنتی چوبی، «نقش‌های مشبک کاربردی» را بیشتر در پنجره‌های ارسی بناهای کهن یا درهای مشبک چوبی و در بناهای مذهبی در منبرهای مساجد همچون منبر یگانه مسجد گوهرشاد یا پنجره‌های ارسی خانه‌های قدیمی بخصوص در شیراز و اصفهان می‌یافتیم و «آثار تزئینی مشبک» را بیشتر در قالب مشبک‌های فلزی و قلمزنی می‌دیدیم.
مشبک فلزی یکی از زیرمجموعه‌های رشته قلم‌زنی است و قلم‌زنی در ایران تاریخ 3000 ساله دارد و به دوره سکاها که در آسیای میانه می‌زیستند، می‌رسد. اما همه مشبک‌های تزیینی باقی مانده از گذشته فلزی نیستند از آن جمله است صندوق قبر شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی در اردبیل که قدمتی حدوداً ‌ششصد ساله دارد و جزو «مشبک عاج» به شمار می‌رود. رشد هنر مشبک در ایران مانند بسیاری از هنرها از دوران صفویه صورت گرفته است. وجود چنین نمونه‌هایی، تنوع مواد به کار رفته در هر مشبک از جمله چوب را در گذشته اثبات می‌کند.
اساساً گره‌سازی در چوب به دو شیوه منبت‌کاری و مشبک‌کاری معمول بوده و از گره‌های معمول در معماری در منبت‌کاری نیز استفاده می‌شده ولی انواع گره‌های معمول در مشبک‌‌کاری ضوابط خاص خود را داشته و با انواع گره‌های بنایی متفاوت است.
اما در صفحه امروز مهرگان صحبت از اینگونه مشبک‌ها نیست و صحبت از یکی از استادان شاخص رشته مشبک است که در پنجاه سال گذشته تلاش و تمرکز او در این هنر منجر به پیدایش سبک تازه‌ای در هنر سنتی مشبک چوبی شده، ‌او اکبر صوتی کرمانی است......
اکبر صوتی کرمانی متولد کرمان است، در خانواده‌ای کهن و هنرمند به دنیا آمده و در شهری کهنسال و هنرپرور رشد یافته است. خواندن و نوشتن را همچون همه همسن و سال‌هایش در مکتب‌خانه‌های قدیمی آموخته و سپس به مدرسه رفته است. اکبر خردسال را هر چند بازیگوشی‌های کودکانه از درس دور می‌کند و تا پایان تحصیلات متوسطه را در دانشسرای مقدماتی به صورت پراکنده می‌خواند، اما جذبه و شور آموختن هنرهای سنتی را از همان کلاس اول دبستان نزد دایی‌اش حاج علی صوتی تجربه می‌کند و در کنار او که در طراحی فرش و کاشی و گچبری و حتی پته‌دوزی استاد بود، طرح‌زنی و طراحی را می‌آموزد و به هنر معرق و مشبک علاقه‌مند می‌شود. سعی و ممارست اکبر صوتی کرمانی در آموخت و پرداختن به آموخته‌هایش او را به یافته‌های تازه‌ای در تکنیک مشبک چوب هدایت می‌کند و به مرور ایام و در طی بیش از نیم قرن تمرکز و تلاش، به شاخص‌ترین چهره مشبک چوبی در ایران بدل می‌شود.
اما اکبر صوتی همپای این ممارست در عرصه دیگری نیز شوق خویش را آزموده و بعد از پایان دوران دانشسرای مقدماتی به استخدام آموزش و پرورش در آمده و معلم شده است. شوق تدریس را اکبر صوفی کرمانی در هر دو حوزه چه در مدرسه و چه در کلاسهای آموزش مشبک نیم قرن است که تجربه کرده و گرچه بازنشسته آموزش و پرورش شده اما در عرصه تدریس مشبک همچنان فعال است و حضوری پررنگ دارد . چنانچه در سالهای اخیر غیر از کارگاه خصوصی‌اش در چند فرهنگسرای تهران نیز کلاس آموزش مشبک به راه انداخت و با دعوت دانشگاه الزهرا برای تدریس مشبک در دوره کارشناسی صنایع دستی در آن دانشگاه نیز مدرس شد. صوتی کرمانی گرچه سالهاست دیگر در کرمان نیست اما میل به سرزمین پدری را با برپایی نمایشگاههایی از آثارش در آن شهر زنده نگاه داشته است. او در نحو برخورد با خلق آثارش نیز همچنان وامدار باورهای مذهبی خانواده و اعتقاد ریشه‌دار خاندان صوتی کرمانی است. آنچنان که کمتر اثری از صوتی را می‌توان یافت که در آن مضامین اعتقادی و باورهای دینی رسوخ نکرده باشد.
او در کار مشبک همچنین علاقه وافری به پرتره‌نگاری و تصویرسازی از چهره است. که گرچه از درون‌مایه‌های هنرهای سنتی ایران فاصله گرفته و تا حدی به اصالت‌های نقش‌ها و طرح‌ها و ظرایف این هنر سنتی لطمه زده، اما نشانه تسلط و تکنیک قابل توجه او در طراحی و اجرای نقوش است. شاید در این میان نقش آگاهی‌دهنده در ارتباط با مضامین تابلوها و پردازش ذهنی هنرمند به سوی اصالت‌های ناب هنر سنتی بر عهده دیگرانی باید می‌بود که نقش حمایتی برای این هنرمند ارزنده بازی کرده‌اند و البته از نقش هدایتی و پرورش مفهوم اصالت در هنر سنتی بازمانده‌اند.
اما مهمترین ویژگی تکنیکی آثار صوتی کرمانی اتصال قطعات نقوش مشبک است. سبک او متکی بر یکپارچگی اثر با حداقل اتصال اضلاع با سطح چوب شکل گرفته است.
انسان‌های اولیه غارنشین بودند، وقتی جمعیت بیشتر شد، آنان آمدند به صحرا و اتاقی از سنگ ساختن با سقف‌های چوبی، پنجره‌ای هم رو به بیرون داشتند برای روشنایی، زمستان‌ها سرد شد، پنجره‌ها را با پوست پوشاندند، روزها اتاقشان تاریک می‌شد حرفه‌ای بر پوست گذاشتند.... زمان گذشت و گذشت و سال‌ها از پی هم آمدند و رفتند... انسان در حال تکامل بود و جویای تنوع تمام شکل‌ها را هندسی می‌کرد و «مشبک» از آن
در زمان صفویه که تمام هنرها به اوج کمال و شکوفایی می‌رسید، درها و پنجره‌های زیبایی در اشکال مشبک ساخته شد که امروز هم می‌توان در موزه‌ها نمونه‌های آنها را در معرض نمایش دید.» (2) (همشهری محله 30 آذر 1383)
این توضیحات را اکبر صوتی کرمانی می‌دهد و ویژگی‌های تکنیکی سبک خویش را نیز بازگو می‌کند. سبکی که گونه‌ای پیچیده و بسیار تکامل یافته‌تر از نمونه‌های پیشین است. آثار مشبک صوتی کرمانی یکپارچه و بدون استفاده از چسب شکل می‌گیرند و او این شیوه را سالهاست که تدریس نیز می‌کند و صدها هنرجو و دانشجوی صنایع دستی و هنرهای سنتی را با این شیوه آشنا کرده است.
ساختار آثار صوتی کرمانی از نظر فرم و قالب متکی بر یکپارچه بودن کار با حداقل اتصال اضلاع بر سطح چوب است. جوهره وجود آثار صوتی مملو از پیامهای انسانی و اعجاز و قدرت آفرینندگی و تبیین مایه‌های سنتی- مذهبی- ملی است.
او در تزیین تابلوهای خود از معروفترین خطاطان جهان اسلام همچون حامدی از ترکیه، عراقی از عراق و استادانی چون زنجانی، جلیل رسولی، محمد آیازیان، ‌مومنی و نصرالله افجه‌ای بهره می‌گیرد و خطوط استادان خوشنویس را با زبان چوب بازگو و بازآفرینی می‌کند.
آثار خوشنویسی، پرتره بزرگان و پیامبران، اسامی مقدس، نامهای خداوند و سخنان علی(ع) از جمله موضوعات آثار این هنرمند مشبک کار است.
روش کار صوتی به این ترتیب است که ابتدا بر روی کاغذ، طرحی را پیاده و سپس با کاربن آن طرح را برروی تخته سه لایی منتقل می‌کند.
آنگاه بخشهای زاید را با مته سوراخ کرده و پس از اتمام کار، ‌چون اثر ساخته شده شکننده است، آن را بر روی مقوایی که پارچه بر روی آن کشیده شده، با نخ و سوزن دوخته و سپس آن را داخل قاب پشت شیشه قرار می‌دهد.
آثار او شامل سه ویژگی است: حداقل اتصال، بدون استفاده از چسب، یکپارچگی. اکبر صوتی در مورد هنر مشبک می‌گوید: «مشبک هنری است دلچسب و لذت‌بخش. این هنر، در میان هنرهای سنتی جای خود را بازیافته و پیشرفت بسیاری داشته است.
من نیز توفیق آن را پیدا کرده‌ام که مدت چهار سال به طور رایگان به تدریس این هنر بپردازم. انتظار دارم امکانات بیشتری فراهم شود تا این هنر در میان همه جوانان اشاعه یابد. «مشبک» عنوان کتابی است که تصاویر آثار اکبر صوتی را در بردارد و زهرا رهنورد بر آن مقدمه و مؤخره نوشته است.
این کتاب برای دانشجویان رشته هنر در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس کارگاه صنعتی 8 به ارزش یک واحد تدوین شده و توسط انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها) به چاپ رسیده است. (3) (همشهری 13 خرداد 1383)
«صنایع دستی و پرتوسنت» و «مشبک تکنیک عروج ماده» ‌عنوان دو فصل نوشته شده توسط رهنورد در این کتاب است.
او در بخشی از مقدمه خود نوشت است: «هنگامی که توفیق آن را یافتم که اصل آثار یا تصاویر مشبک هنرمند بزرگ سنتی جناب آقای اکبر صوتی را مشاهده کنم، بر خود فرض کردم که بر این آثار بی‌همتا فصولی بنگارم و در حد توان راز و رمزهای این هنر سترگ را بر ملا نمایم، اما فرصت محدود بود و به چند برگی اکتفا کردم.
اگر بتوان برای هنر والای مشبک عنوانی قائل شد، شاید بتوان گفت: «مشبک تکنیک پرواز ماده است» تا خشونت ماده را عاطفه و سنگینی و کدورت آن را به سبک و شفافیت و چسبندگی آن را بر زمین به پرواز تبدیل کند و به ماده‌ بی‌شکل این شرافت را ببخشد که به جای این که حجاب زیبایی باشد، آنچنان سبک و شفاف شود که به فرصتی و بهانه‌ای برای ارائه مراتب زیبایی تبدیل گردد.
در عین حال مشبک هنری است که می‌تواند به صورت حجم و نه سطح در قلمرو هنر اسلامی ظاهر شود و بالاترین ظرفیت و کانونی‌ترین نقطه عطف حکمت هنر اسلامی را که تبدیل کثرت و وحدت به یکدیگر است به نمایش گذارد، چرا که مشبک از طرفی به دلیل متخلخل بودن و داشتن فضاهای پر و خالی یا منفی و مثبت محیط اطراف خود را قطعه‌قطعه نموده و به کثرتها تبدیل می‌کند و از طرف دیگر تمامیت شکل مشبک مظهر وحدت بخشیدن به فضاهای پر و خالی و هویتهای متعددی است که در محیط اطراف ایجاد شده است.
نخستین اثر صوتی کرمانی طراحی و اجرای چهره خیام بود و از آن پس تا کنون او آثار بی‌شماری را خلق کرده و در نمایشگاههای متعددی به نمایش گذاشته و سبک و سیاق کارش را به شاگردان بسیاری نیز منتقل کرده است.
ایران ما در قیاس با سیار کشورها متنوع‌ترین هنرهای سنتی و صنایع‌دستی را از گذشته‌های دور در درون خویش پرورش داده و به امروز رسانده است. اما امروز در دوره گذار و عبور از سنت‌ها همه این میراث کهن در معرض اضمحلال و نابودی قرار گرفته است. از سویی حمایت‌ها و نظارت‌های دولتی نیز بیش از آنکه حامی این هنرها در شرایط شکننده عبور از سنت باشد، با حمایت از تولید انبوه و به تبع فاقد اصالت‌های درونی این هنر، خود به این روند اضمحلال دامن زده و از ارزش افزوده این آثار به شدت کاسته است.
شاید بهتر باشد به جای توصیه همیشگی «حمایت دولت از هنرهای سنتی» تقاضا کنیم این میراث گرانبهای ایرانی را به حال خود واگذارند یا با بازشناسی دقیق و رعایت حریم‌های آسیب زننده، حامی‌های در پرده این هنر باشند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات