سیدمصطفی گرچه قبل از شروع نهضت امام خمینی با جریانهای سیاسی جامعه آشنایی داشت و گرایشهایی نیز به جریان سیاسی- مذهبی نشان داده بود، ولی ورود جدی وی به فعالیتهای سیاسی همزمان با آغاز نهضت امام خمینی بود. شایان ذکر است که فقط در جریان مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در کنار امام خمینی نبود و همراه مادرش برای زیارت به عتبات عالیه رفته بود، ولی از آن پس همواره در متن نهضت حضور داشته است.1 سیدمصطفی پس از بازگشت از عتبات عالیه، در ایام قبل از قیام 15 خرداد 1342 در کنار امام خمینی به فعالیت بر ضد حکومت پهلوی مشغول شد. 2 در ایام منتهی به محرم سال 1342 از یک سو دولت، مخالفان را از هر گونه فعالیت و اظهارات ضد رژیم منع میکرد و از دیگر سو نیروهای مذهبی برنامههای خود را سازماندهی میکردند. یکی از سختترین روزها برای سیدمصطفی ایام محرم، بویژه تاسوعا و عاشورای سال 1342 بود. رژیم پهلوی به تمامی وعاظ و سخنرانان مذهبی اخطار کرده بود که علیه شخص اول مملکت و اسرائیل سخن نگویند و مرتب به مردم نگویند که اسلام در خطر است. 3 امام خمینی با نادیده گرفتن این اخطار و دیگر تهدیدها بعد از ظهر عاشورای 1383(13 خرداد 1343) در مدرسه فیضیه سخنرانی تاریخی خود را انجام داد. در این روز مصطفی در کنار امام حضور داشت و شدیداً نگران جان ایشان بود. در نهایت سخنان امام بر ضد شاه و رژیم پهلوی، موجب دستگیری ایشان در 15 خرداد و بازداشت در پادگان قصر (بیسیم) گردید.4
از لحظه دستگیری امام وظیفه سنگینی بر عهده مصطفی نهاده شد. او از یک طرف در تلاش برای آزادی امام خمینی بود و از طرف دیگر بار سنگین هدایت نهضت را بر دوش خود احساس میکرد. ساواک آن روزگار پیرامون وی چنین گزارش کرد: «در شهرستان قم پسر آیتالله خمینی که معمم میباشد به جای نقش وی نشسته و دستورهای او را به مورد اجرا میگذارد و اعلامیههایی را تهیه و برای روحانیون میفرستد.» 5
12 مرداد 1342 دادستانی ارتش با تبدیل قرار بازداشت موقت امام خمینی به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، ایشان را از بازداشت، آزاد کرد و به منزلی در داودیه که در آن زمان در حومه تهران بود منتقل ساخت. سپس چند روز بعد نیز به منزلی در قیطریه انتقال داد. از این پس مصطفی در کنار پدر قرار گرفت و به عنوان رابط ایشان با مردم و مبارزین به فعالیت پرداخت. 6
در ماجرای سخنرانی امام خمینی در مخالفت با لایحه کاپیتولایسیون در آبان 1343 که موجب دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه شد، آزمون دیگری برای سید مصطفی پیش آمد. او ابتدا در ساعات اولیه دستگیری پدر تلاش کرد که مردم و روحانیون را در جریان امر قرار دهد. به این منظور و برای مشورت و چارهجویی، راهی خانههای علما و مراجع گردید. ابتدا با میرزاهاشم آملی ملاقات و گفتگو کرد، سپس راهی منزل آیتالله مرعشی نجفی شد. هنوز مدتی از این موضوع نگذشته بود که در ساعت 15/10 صبح او را دستگیر کردند و به ساواک قم تحویل دادند. 7 علت دستگیری سریع سیدمصطفی پس از دستگیری امام خمینی، به منظور جلوگیری از نقشآفرینی وی در بسیج مردم و روحانیون علیه رژیم همچون جریان 15 خرداد سال 1342 بود. گزارش ساواک قم در این زمینه گویاست: «چون پس از دستگیری آیت الله خمینی، سیدمصطفی فرزند وی به روحانیون مراجعه و مشغول تحریک [بود] و صاحبان دکاکین را ترغیب به بستن مینمود، لذا نامبرده در ساعت 10/15 صبح با کمک ماموران ساواک، دستگیر و به ساواک قم تحویل گردید.» سپس به تهران منتقل و در زندان قزل قلعه به مدت 57 روز زندانی گردید. 8
سیدمصطفی 8 دی 1343 از زندان آزاد و 9 دی وارد قم شد. ولی شرط دولت برای آزادی وی، عزیمت ایشان نزد امام خمینی در ترکیه بود. به این ترتیب بعد از دیدار با خانوادهاش مجدداً در 13 دی 1343 دستگیر و فردای آن روز به ترکیه اعزام گردید.9
در ترکیه
موثرترین کار سیدمصطفی در ترکیه این بود که در خدمت امام خمینی قرار گرفت و بویژه به تغذیه و حفظ سلامتی ایشان اهتمام ویژهای مبذول میکرد.
با توجه به حاکمیت نظام لائیک در ترکیه و عدم امکان ارتباط سهل و آسان با ایران و مبارزین، سیدمصطفی و امام خمینی در مدت تبعید در ترکیه ضمن مباحثه علمی با همدیگر هر دو به تالیف آثار ارزشمندی مشغول شدند. البته در این مدت تلاشهای زیادی نیز برای بازگشت به ایران جهت پر کردن خلاء ناشی از عدم حضور امام خمینی و فعال نگهداشتن نهضت انجام داد که با مخالفت ساواک مواجه گردید.10
عراق؛ تبعید بیبازگشت
مدتی بعد رژیم پهلوی ضمن هماهنگی با دولتهای ترکیه و عراق و به دلیل قطع ارتباط مردم و مبارزین ایرانی با امام خمینی و به علت حاکمیت فضای بیتفاوتی، فقدان فضای باز سیاسی، حاکمیت اهل تسنن، شرایط حاکم بر حوزه علمیه نجف و وجود مراجع مطرح در آن حوزه و علل دیگر در تاریخ 13 مهر ماه 1344 امام خمینی و فرزندش سیدمصطفی را به عراق و شهر نجف تبعید نمود11 تا شخصیت امام در کنار دیگر مراجع عظام شکسته و از این طریق به گمنامی سپرده شود، اما گذشت زمان باز هم خلاف آن را ثابت کرد.
او در این مقطع یک نقش چند پهلو و چند لایه را ایفا میکرد که در زیر به بعضی از وجوه اقدامات او میپردازیم:
حلقه ارتباط و انسجام مبارزان
پس از تبعید امام خمینی و سیدمصطفی به عراق، نجف به کانون جدید نهضت اسلامی تبدیل شد و مبارزان مسلمان از ایران، عراق، کشورهای اسلامی، اروپا و آمریکا متوجه نجف شدند و با وجود اختلافنظرها و برخورداری از سطوح گوناگون فکری و مبارزاتی، رهبری امام خمینی را پذیرفتند. با توجه به تنوع و گوناگونی دیدگاههای مبارزان و پیچیدگی جریان مبارزه میبایست سیاست جاذبه و دافعه با دقت و کنترل بیشتری صورت میگرفت. در این عرصه، محوریت و مرکزیت ارتباطات در نجف سیدمصطفی بود.
گفتنی است که وی در امور مالی بیت امام اجازه هیچ گونه اتخاذ تصمیمی را نداشت و در امور مالی فقط اجازه اخذ وجوه شرعی و تحویل آن به بیت را داشت و صرفاً به امور اجرایی و ارتباطات نهضت امام خمینی و نظارت بر آن همت میگماشت 12 اقداماتی همچون نشر افکار انقلابی و اندیشههای امام خمینی از طریق نشر و توزیع رساله علمیه، اعلامیهها، پیامها، نامهها، سخنرانیهای امام (در ایران و سایر کشورها) هماهنگی و وحدت دیدگاهها و اندیشههای مبارزین از طریق وی صورت میگرفت. تنظیم دیدار و گفتگو ارتباط افراد مختلف با امام خمینی مستقیماً بر عهده سیدمصطفی بود. راهنمای یاران امام با توجه به احاطهاش بر مسائل مختلف، استفاده و اغتنام فرصتها از طریق یاران امام و مشورت با آنها در مواقع ضروری و مقتضی، دریافت و پرداخت کمکهای مالی و دریافت وجوه شرعی غالباًً بر عهده یا تحت نظارت سیدمصطفی بود. البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که افراد دیگری نیز بودند که در این زمینه فعالیت میکردند و همه این کارها به تنهایی توسط مصطفی انجام نمیشد. بر همین اساس ساواک با انجام بررسیهای کارشناسی، سیدمصطفی را پس از امام خمینی یک شخصیت خطرناک برای کیان و هستی رژیم سلطنتی شناخته بود. 13
سیدمصطفی به مبارزانی که حول محور خط امام و همسو با اهداف مبارزانی و تفکرات ایشان بودند و به صحت گفتار و کردار آنها اطمینان داشت، ماموریتهایی در راستای گسترش و پیروزی نهضت اسلامی محول میکرد که امام خمینی از آنها آگاه بود و به نوعی از طرف ایشان محسوب میشد. 14بنابر گزارشهای ساواک سیدمصطفی با توجه به جایگاه و نفوذی که داشت به حل مشکلات پدید آمده برای مبارزین مسلمان کمک میکرد. مثلاً اگر کسی دستگیر میشد، برای آزادی او اقدامات لازم را به عمل میآورد یا اگر مشکل گذرنامه و روادید برای مبارزان پیش میآمد، در حد توان آن را حل میکرد.15
بهرهگیری از فرصت حج
پس از انتقال امام خمینی و آقا مصطفی به عراق و استقرارشان در نجف، آنها برخلاف ترکیه، از راههای مختلف با طرفداران نهضت اسلامی در ایران و سایر نقاط جهان ارتباط برقرار کردند. یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی، زایرانی بودند که از ایران و کشورهای اسلامی همجوار ایران برای زیارت به عتبات عالیه، مکه، مدینه و سوریه میرفتند. مبارزان اسلامی در لباس زایر میآمدند و ضمن بهرهمندی از فیض وجود امام، با سیدمصطفی و یا سایر نمایندگان امام خمینی تماس برقرار میکردند و در طول اقامت در نجف، آخرین اخبار و اطلاعات نهضت را مبادله میکردند. در گزارشهای ساواک از سال 1344 تا سال 1356 به کرات به این موضوع اشاره شده است. مثلاً در حج سال 1344 (اسفند ماه) با وجود کنترل شدید ساواک و ماموران امنیتی سعودی سیدمصطفی با عدهای از مبارزان دیدار و گفتگو کرد. در این دیدارها در مورد نحوه سخنرانی و فعالیت وعاظ و روحانیون در ماههای محرم و صفر در ایران گفتگو شد. 16
ساواک با اطلاع از برخی تصمیمات در موسم حج، دستوری به شرح زیر به ساواکهای قم، شیراز و مشهد صادر کرد: «اطلاع واصله حاکی است مصطفی خمینی فرزند آیتالله خمینی که در سال جاری به مکه عزیمت نموده با پارهای از عناصر افراطی منجمله مجدالدین محلاتی از روحانیون مخالف شیراز تماس و تصمیماتی برای ماههای محرم و صفر گرفتهاند. چون امکان دارد این قبیل افراد در مراجعت به ایران تحریکاتی بنمایند دستور فرمایید با مراقبت کامل از عوامل شناخته شده در این مورد، پیشبینیهای لازم به عمل آمده و نتیجه را اعلام نمایند.» 17 در گزارشهای دیگر نیز به ملاقات سیدمصطفی با یکی از ایرانیان مقیم هندوستان به نام نودودی اشاره شده که شخص مذکور آمادگی خود را برای اجرای منویات امام خمینی و تهیه و پخش نشریاتی در هند به نفع امام خمینی بویژه در سفارتخانههای خارجی اعلام کرده است. 18 همچنین اسناد دیگر نشان میدهند که سیدمصطفی در جریان حج برخی وجوه شرعی ارسال شده از ایران را برای تحویل به امام خمینی دریافت کرده است. 19
در سالهای دیگر نیز وضع به همین منوال بوده است. مثلاً در سال 1353، اداره کل سوم ساواک گزارش داده است که: «قرار است مصطفی خمینی برای مراسم حج به مکه برود و به همین علت نیز شایع است که بعضی از ایرانیانی که طرفدار خمینی هستند درصددند در مراسم حج از فرصت استفاده کرده با وی ملاقات نمایند.» گزارشهای دیگر نشان میدهند که شایعات به واقعیت پیوسته است. مثلاً گزارش مورخ 16/10/1353 نمایندگی ساواک در لبنان به اداره کل ساواک اذعان دارد که: «آخوندی به نام موسی ده سرخی که در رستمآباد شمیران مسجدی به نام امام مهدی(ع) دارد در زمان حج، مسوول ترتیب دادن ملاقات ایرانیان با مصطفی خمینی بوده و گویا مبالغی پول نیز برای خمینی جمعآوری کرده است. ترتیب ملاقات ایرانیان با مصطفی خمینی با وساطت این شخص خارج از محل کاروان نامبردگان انجام میگرفت.» 21 شایان ذکر است که بسیاری از مبارزان پس از بازگشت از حج، تحت تعقیب و یا محدودیتهای ساواک قرار میگرفتند. مثلاً فضلالله مهدیزاده محلاتی پس از بازگشت از حج سال 1353 در ماههای محرم و صفر ممنوعالمنبر شد. حتی کمیته مشترک ضد خرابکاری دستگیری وی را پیشنهاد کرد. 22
سفرهای متعدد به کشورهای اسلامی
غالب سفرهای سیدمصطفی به کشورهای اسلامی جنبه سیاسی داشت و برای تداوم نهضت امام خمینی بود، ولی گاهی هم جنبه زیارتی و سیاحتی صرف داشت. برخی مسائل مربوط به نهضت امام خمینی با توجه به تنگناهای موجود در فضای سیاسی عراق به آسانی قابل رسیدگی و حل و فصل نبود. اما در فضای مساعد کشورهایی چون سوریه و لبنان و ضمن برقراری ارتباط با مبارزانی که به آن کشورها سفر میکردند، امکانپذیر میشد. علاوه بر تبادل اطلاعات و تصمیمات مربوط به نهضت، انتقال اندیشههای امام خمینی برای مبارزه با حکام وابسته و رژیمهای مرتجع منطقه و مقابله با سلطهطلبی و تجاوزات اسرائیل از دیگر وجوه مشخص فعالیتهای سیاسی سیدمصطفی در سفرهای بوده است. برای روشنتر شدن ابعاد این حرکت در اینجا به چندین گزارش ساواک اشاره میکنیم.
در گزارش مورخ 29 شهریور 1352 نمایندگی ساواک در لبنان آمده است: «... سالانه حدود 4 میلیون تومان پول از ایران توسط صرافها و اشخاص مختلف برای خمینی به بیروت ارسال میگردد که این پولها در بیروت توسط مصطفی خمینی که هر چند یکبار به بیروت میآید جمعآوری و به عراق برده میشود.»23
4 اسفند 1352 ساواک در مورد ارتباط شیخحسن کروبی با مصطفی در لبنان چنین گزارش داد: «نامبرده اصولا هر سال یکبار به بیروت وارد میگردد. وی از نزدیکان پسر خمینی است و خود سردسته تعدادی از آخوندهای مقیم نجف است که علیه ایران فعالیت دارند.»24 در گزارش دیگری به تاریخ 18 اسفند 1352 اشاره شده است که: «مصطفی خمینی که سرپرستی قسمت اجرایی فعالیتهای خمینی را بر عهده دارد؛ در ضمن، مسوولیت ارتباطات خارج از عراق نیز به عهده وی بوده و با سفرهایی که انجام میدهد بر فعالیتهای خارج نظارت مینماید.»25
سیدمصطفی عاقبت در گرماگرم مبارزات خستگی ناپذیرش در اول آبان 1356 به صورت اسرارآمیزی درگذشت که یاران و نزدیکانش با ذکر شواهد و قرائنی معتقدند توسط ساواک به شهادت رسیده است.