حمیرا عمرانی
جمشید آموزگار در 1302 ه.ش در تهران متولد شد. پدرش حبیبالله آموزگار نویسنده و اهل ادب بود. او در ابتدا عهدهدار مشاغل فرهنگی بود ولی به تدریج به سیاست روی کرد. حبیبالله در سال 1329ه.ش در کابینه علاء وزارت معارف را به عهده گرفت.
در 1330 هنگامی که علاء کابینه خود را ترمیم کرد، حبیبالله وزیر فرهنگ شد. او از سیاسیونی بود که تحت حمایت انگلیس قرار داشت.
حبیبالله در بحبوحه جنگ جهانی، جمشید یکی از چهار پسرش را که تحصیلکرده دانشکده فنی و حقوق دانشگاه تهران بود، به آمریکا فرستاد.
این کار به کمک کلنل کروفورد مستشار آمریکایی خواروبار در ایران صورت پذیرفت. جمشید در دانشگاه کرنل فوقلیسانس مهندسی بهداشت و سپس دکترای مهندسی هیدرولیک گرفت. و به این ترتیب در جرگه تحصیل کردههای گروههای آمریکایی درآمد که بعدها مجری طرحهای آمریکایی در ایران شد.
کودتای 28 مرداد و چرخش شاه به سمت آمریکا باعث ظهور طبقهای جدید در میان سیاستمداران ایرانی شد. این گروه با سیاستهای آمریکا هماهنگی داشتند و اغلب در آمریکا تحصیلکرده بودند. جمشید آموزگار از جمله همین افراد بود. که با شروع طرحهای اقتصادی آمریکا در ایران پستهای متعددی را بر عهده گرفت.
زمانی که آمریکاییها اجرای صنایع کوچک و مونتاژ را در ایران طرحریزی کردند آموزگار وزیر کار شد و به تهیه قوانین کارگری، تدوین و ضوابط صنایع مونتاژ و سرمایهگذاری خارجی پرداخت.
مدتی بعد، هنگام اجرای اصلاحات ارضی، آموزگار مامور تهیه اصلاحات ارضی شد و وزارت کشاورزی را به عهده گرفت. اما با سقوط دولت اقبال آموزگار از امور دولتی خارج شد و به مقاطعهکاری پرداخت. از 1342 به بعد بار دیگر به مشاغل دولتی روی آورد و مناصبی مانند وزارت دارایی در دولت هویدا، نمایندگی ایران در اوپک، وزیر کشور، دبیر کلی حزب رستاخیز و ریاست سازمان امور اداری و استخدامی کشور را به عهده گرفت.
در 12 آبان 1355 انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صورت گرفت. جیمی کارتر از حزب دموکرات در مقابل جرالد فورد از حزب جمهوریخواه به پیروزی رسید. جابهجایی قدرت در آمریکا تاثیرات بسیاری در سیاستگذاریهای ایران داشت. شاه متمایل به جمهوریخواهان بود و در انتخاب آمریکا با سرمایه قابل توجهی از جمهوریخواهان دفاع کرده بود. شاه از پیروزی کارتر چندان خوشحال نشد به خصوص زمانی که کارتر پس از به قدرت رسیدن بسیاری از سیاستهای داخلی شاه را زیر سوال برد. شاه برای جلب نظرآنان علاوه بر صرف هزینههای قابل توجه تحت عنوان قراردادهای مختلف با آمریکاییها ناچار به تغییراتی در سیاست شد. از جمله تغییراتی در وضعیت زندانها که البته چون بیشتر تغییرات سطحی بود چندان تفاوتی در وضعیت آزادی بیان گروههای مخالف به وجود نیامد.
از طرف شاه هویدا را پس از 12 سال نخستوزیر خلع کرد و به جای او جمشید آموزگار را به نخستوزیر منصوب کرد. آموزگار مهره تایید شده دموکراتها بود و بدین ترتیب آمریکاییها دست از تبلیغات خود علیه شاه برداشتند.
آموزگار پس از رسیدن به نخستوزیری 13 نفر از اعضای کابینههای قبلی را انتخاب کرد و بقیه افراد ناکارآمد و کم تجربه را به دستگاه دولت وارد ساخت. علاوه بر این برخی بودجههای دولتی را کم کرد و بعضی افراد را در مشاغل مهم کشوری تغییر داد. این تغییرات نابهنگام و بدون مطالعه سبب آشفتگی اوضاع داخلی شد.
علاوه بر این آموزگار چندان به اصول اعتقادی و مذهبی مقید نبود به همین دلیل در برگزاری جشن هنر شیراز همکاری کرد. جشن هنر شیراز در سال 1356 برنامهها و نمایشهای خاصی داشت که سبب جریحهدار شدن احساسات مذهبی مردم شد. اما آموزگار چون به حمایتهای آمریکا دلگرم بود نگرانی چندانی از موقعیت خود نداشت و در مقابل مخالفتهای مردم مقاومت کرد.
آموزگار در دوران نخستوزیری خود مبارزه با روحانیت را سرلوحه کار خود قرار داد. در 25 شهریور 1356 نخستین اعلامیه شدید روحانیت علیه دولت به چاپ رسید ولی آموزگار از مواضع خود دست برنداشت. در آبان ماه 1356 مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی، به شهادت رسید؛ در شهرهای مختلف مراسم باشکوه و گستردهای برگزار شد. مراسم خاصی که مردم طبقات مختلف برای فرزند امام ترتیب دادند پیامدهای بسیاری در پی داشت. و به حکومت نشان داد روحانیت چه پایگاه مستحکمی در میان مردم دارد.
در 17 دی ماه 1356 مقالهای علیه امام خمینی در روزنامه اطلاعات تحت عنوان (ارتجاع سرخ و سیاه) به چاپ رسید که در آن به امام خمینی توهین شده بود. این مساله باعث تظاهرات گستردهای علیه رژیم شد و فاجعه 19 دی را در شهر قم رقم زد.
دولت آموزگار که در تنگناهای عجیبی گرفتار شده بود همچنان به اجرای منویات شاه میپرداخت و تمام هم خود را صرف برگزاری تظاهرات ششم بهمن کرد که ابعاد وسیعی از نارضایتی عمومی را موجب شد.
در 29 بهمن 1356 در مراسم چهلمین روز شهدای 19 دی در تبریز فاجعهای دیگر آفریده شد. این واقعه به دلیل سیاست سپهبد آزموده استاندار آذربایجان و از منسوبان آموزگار رخ داد. به این ترتیب رفتارهای نسنجیده و خشن، فساد مالی و اخلاقی سیاسیون و تضادهای طبقاتی روز به روز بر موج اعتراض مردمی افزود؛ سیاستهای اقتصادی آموزگار از جمله تعدیل قیمت مواد غذایی و تغییر مسوولان مملکتی نتوانست به نارضایتیها خاتمه دهد.
با آغاز ماه مبارک رمضان در مرداد 1357 تظاهرات گستردهتر شد، به طوری که در اصفهان حکومت نظامی اعلام شد. 29 مرداد سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد. 31 مرداد در مراسم شهدای سینما رکس تظاهرات گستردهای رخ داد که روز به روز بر عمق و گستردگی آن افزوده شد تا این که روز 4 شهریور آموزگار استعفای خود را اعلام کرد و شریف امامی جانشین وی شد. از این تاریخ دولتهای ضعیف با فاصلههای اندک زمانی یکی پس از دیگری جایگزین یکدیگر شدند و هر یک با شیوههای خاص خود سعی در کم کردن امواج انقلاب داشتند ولی در این امر ناموفق ماندند.