نویسنده: مسیح علینژاد
«ایران شعار گفتوگوی تمدنها را مطرح میکند اما بسیار متاسف هستیم که پاسخ ما را با اهانت به مقدسات اسلامی میدهند.»
این بیان حداد عادل است آنگاه که میخواهد به کمک هیات همراه خویش از هیبت و هیمنه ایران در سفر به کشورهای آمریکای لاتین تصویری روشن، منطقی و قابل دفاع ارائه دهد.
مرسوم است در برهههای حساس، مقامات پارلمانی و دولتی به گاه سفر در ایالات و سرزمینهای دگر، پایه و اساس مذاکرات خویش را در دفاع از بیانات و مواضع رئیسجمهوری وقت بنا نهند تا جملگی انعکاسدهنده صدای واحد و مقتدر از سیاستهای کلان کشور باشند. در شرایطی که محمود احمدینژاد، ماجرای هولوکاست را محور اصلی گفتمان خویش قرار داده است و در انکار آن نیز به تعبیر مدافعان و همراهان خویش «سنگ تمام» گذاشته است. حداد عادل اما در سفر اخیر خود به چهار کشور آمریکای لاتین ترجیح میدهد از گفتمان سیدمحمد خاتمی رئیسجمهور سابق ایران مایه گذارد تا در مقابل جریان عظیمی که علیه دنیای اسلام و به تبع آن ایران به عنوان یک کشور اسلامی به راه افتاده است موضعی منطقی اتخاذ کند.
اگرچه سیدمحمد خاتمی رئیسجمهوری است که تقریبا بدو اتکا به شعارهای معیشتی و نفتی، توانست بیشترین آرای صندوق انتخاباتی ریاستجمهوری ایران را در مقایسه با تمامی ادوار از آن خود سازد اما اینک کسی بر جای او نشسته است که از قضا با اتکا به شعارهای معیشتی و رفاهی، مورد استقبال بخش قابل توجهی از جمعیت ایران قرار گرفته است اما آنچنان که بیش از این نیز گفته شد، محمود احمدینژاد در روند تحقق شعارهای انتخاباتی خویش سیر «از معیشت تا هولوکاست» را چنان دور از انتظار پیموده است که اینک به اذعان و تعبیر نه تنها رسانهها و نخبگان که به اذعان مردم کوچه و بازار نیز، هولوکاست به اصل مهمی سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده که در بطن جامعه و حتی در متروکهترین نقاط کشور نیز سایهوار در گذر است. تبعیت از اصول و آداب سیاست خارجی و آنچه که در برهههای مختلف به نام مصالح و منافع ملی از آن یاد میشود اقتضا میکند که از گیرندههای ساختمان تصمیمگیری اصلی عرصه سیاست داخلی و خارجی یک کشور در جریان پروندههای کلان بینالمللی تنها صدایی واحد به گوش رسد این البته نه به معنای نفی چند صدایی است که البته این مقوله را احزاب و گروهها میباید عینیت بخشند تا با نقد و نظر و تحقیق و کنکاشهای کارشناسانه خویش دولت و تصمیمگیران عرصه سیاست خارجی را در برگزیدن سیگنال واقعی همان صدای واحد هدایت کنند و یاری رسانند. بدین ترتیب اعضای اصلی حاکمیت اعم از ساکنان قوای اصلی کشور، شورای عالی امنیت ملی و نهادهای مسئول در عرصه سیاست خارجی براساس همان آداب دیپلماتیک همواره بر مواضع رئیسجمهوری خصوصا در بزنگاههای مهم و کلیدی پای میفشارند و به کرات بیانش میکنند تا بر قدرت و اثرگذاری آن بیفزایند اما در نگاهی گذرای و ساده به سفرهای خارجی تمامی اعضای خانواده بزرگ حاکمیت ایران که البته جملگی از یک جریان یکپارچه و همسو انتخاب یا انتصاب شدهاند، جای خالی دفاع سنگین از مواضع رئیسجمهوری احمدینژاد در نفی هولوکاست و محور اسرائیل از نقشه جهان مشهود است و این است که دیگر آن صدای واحد تبدیل به صدایی شقشقه از درون شده است. هر مقام مسوولی سخن خویش میگوید، بیآنکه اصرار ورزد تا در آداب و رسوم دیپلماتیک وفادار بماند و بیآنکه خود را مسوول تقویت همان صدای برآمده از رئیسجمهوری بداند.
احمدینژاد چندین بار دیگر سوال خود را تکرار میکند و کیفیت و کمیت کشتهشدگان یهود را زیر سوال میبرد ولی یاران همفکرش در مجلس، دولت و شورای عالی امنیت ملی نه تنها از هولوکاست و محور اسرائیل سخن به میان نمیآورند بلکه هر آنجا که مورد پرسش نیز قرار میگیرند به تعدیل و ترمیمی لحن و ادبیات به کار گرفته شده از سوی رئیسجمهوری نیز برمیآیند چنانچه متکی وزیر امورخارجه دولت او نیز در توضیح سخنان رئیس خویش مصلحت میداند که چنین بگوید: «منظور جناب احمدینژاد محور اسرائیل از نقشه جهان نبوده، این یک ضربالمثل ایرانی است.» و از سوی دیگر علی لاریجانی نیز در کسوت دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در مواجهه با پرسش تایم موضع احمدی نژاد درخصوص هولوکاست دو محور اسرائیل را موضع رسمی دولت ایران نمیداند بلکه آن را بیان شده در حد یک سخنرانی میپندارد و او هم از گفتوگوی تمدنها سخن به میان میآورد و این همه در حالی است که جمله این تصمیمگیران نیز اگرچه برخاسته از طیف همسو و یکپارچه سیاسی هستند اما اینک به جای تقویت و تکرار ادبیات رئیس دولت، همواره ترجیح میدهند ورود به مقوله انکار یا اثبات هولوکاست را از حیطه وظایف و اختیارات حاکمیتی خارج ساخته تا مبادا مساله یهود که به تعبیر صاحبنظران مساله ما نیست» اینک ایران را در معرض چالشی فراتر با دنیای غرب قرار دهد. بدین ترتیب اگرچه ادبیات انتقادی سیدمحمد خاتمی در اعلام انزجار از کشته شدن هزاران یا حتی یک یهودی، چین پریشانی برخیها مینشاند اما تعبیر غلطی نیست اگر بگوییم در آیندهای نه چندان دور باز هم همراهان رئیسجمهوری احمدینژاد ترجیح میدهند در دفاع از ایرانی منطقی و صلح طلب از گفتمان امروز سیدی بهره بجویند که براساس آموزههای اسلامی و قرآنی کشته شدن یک نفر را کشته شدن بشریت و نجات دادن یک انسان را نیز نجات دادن بشر میداند. اینک مرام و مشرب دو رئیسجمهور، پیشروی تصمیمگیران است.
او که بنیانگذار طرح گفتوگوی تمدنهاست و نامش در روزهای نخست ریاستجمهوری در کنار ایدهای برای وصف تمدنهای کهن جهانیان درخشید و او که بازخوان پرونده هولوکاست شد و نامش در روزهای نخست ریاست جمهوری در کنار طرحی برای محو اسرائیل از نقشه جهان درخشید.