محمد جعفرعبدی
سوخت قرن 19 زغال سنگ و سوخت قرن 20 نفت بود و سوخت قرن 21 گاز خواهد بود.
نفتگران، افزایش مصرف و سطح پایین و ظرفیت مازاد تولید که هم اکنون کمتر از 5/1 میلیون بشکه است کمکم به یک مشخصه دامی اقتصاد جهانی تبدیل میشوند. دوران نفت ارزان تقریباً به اتمام رسیده است و بهای نفت بسیار بیشتر از میانگین 26 دلاری یک دهه گذشته است و به نظر نمیرسد در آینده نزدیک دیگر شاهد نفت ارزان باشیم.
کارشناسان برجسته بازار نفت و نهادهای بینالمللی تقریباً در رابطه با تداوم صعود بهای نفت متفقالقول هستند.
علی النعیمی- وزیر نفت عربستان سعودی- بهای بلندمدت نفت را بین 40 تا 50 دلار پیشبینی میکند. بانک سرمایهگذاری «بارکلی کپیتال» متوسط بهای نفت طی دو سال آتی را حداقل 50 دلار پیشبینی میکند.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند. بازار جهانی نفت طی دهههای آینده کماکان پرنوسان باقی بماند، به علاوه این که کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی شدیداً به منابع نفتی خاورمیانه وابسته خواهد ماند.
نشریه اقتصادی «بارونز» آمریکا پیشبینی میکند قبل از اتمام دهه جاری بهای نفت خام سه رقمی خواهد شد.
موسسه معتبر گلدمن ساچ نیز فضای فعلی بازار نفت خام را شبیه دوران پرنوسان دهه 1970 میداند که جهان با افزایش شدی و بیسابقه بهای نفت خام مواجه شد.
گلدمن ساچ میافزاید: «بازار نفت در حال رسیدن به دوران اوج مصرف و تولید است که نهایتاً به نفت هر بشکه 105 دلار منتهی خواهد شد.»
کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی طی 30 سال اخیر سعی کردهاند با افزایش صرفهجویی، مصرف بهینه انرژی، افزایش مالیاتهای سوخت (در اروپا و ژاپن) و حرکت تدریجی از صنایع سنگین به سبک، وابستگی فراوان خود به نفت را کاهش دهند.
مثلاً انرژی مورد نیاز برای تولید 1 دلار تولید ناخالص داخلی آمریکا از سال 1973 تاکنون به دو پنجم کاهش یافته است. با این وجود تداوم افزایش شدید قیمتهای نفت خام نهایتاً تاثیر فاجعهآمیزی بر رشد اقتصادی و تراز پرداختهای کشورهای مصرفکننده نفت خصوصاً کشورهای در حال توسعه خواهدگذارد.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند هر چند وقوع یک شوک بزرگ در بازار عرضه نفت خام غیرمحتمل به نظر میرسد، اما حتی نفت هر بشکه 80 دلار نیز موجب کاهش قابل توجه رشد اقتصادی کشورهای واردکننده نفت خام خواهد شد. مثلاً پیشبینی میشود نفت 80 دلاری موجب کاهش 2/1 تا 7/1 درصدی رشد اقتصادی کشورهای صنعتی آسیا و کاهش 3 درصدی رشد اقتصادی کشورهای فقیر و بزهکار جهان خواهد شد .همچنین نفت 80 دلاری موجب کاهش 5/0 تا 7/0 درصدی رشد اقتصادی کشورهای صنعتی جهان نیز میشود.
در حال حاضر سوختهای فسیلی (زغال سنگ، گاز و نفت) مهمترین منبع انرژی جهان محسوب میشوند و چهار پنجم کل انرژی مصرفی دنیا را تامین میکنند.
بنا بر اعلام مرکز اطلاعات انرژی آمریکا نفت خام، زغال سنگ و گاز طبیعی به ترتیب 39، 26 و 7/21 درصد انرژی مصرفی جهان را تامین میکنند.
سهم نفت در بخشهای حمل و نقل و تولید برق تقریباً دو سوم است و پیشبینی میشود این دو بخش طی دهههای آینده انرژی بیشتری نیز مصرف کنند. براساس برآورد مرکز اطلاعات انرژی آمریکا مصرف برق در سطح جهان تا سال 2020 سالانه 7/2 درصد رشد خواهد کرد.
با توجه به تداوم افزایش بهای نفت، پیشبینی میشود مصرفکنندگان (خصوصاً در کشورهای پیشرفته) به تدریج از استفاده از نفت خام به منزله انرژی اصلی به منابع دیگر انرژی روی آورند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز در این زمینه معتقد است کشورهای بزرگ مصرفکننده نفت خام میبایستی هر چه سریعتر سیاستها و برنامههای بهینهسازی مصرف نفت را در پیش گیرند.
موسسه تحقیقات انرژی «داگلاس وستوود» انگلستان نیز معتقد است برای مقابله با روند افزایش بهای نفت، کشورهای مختلف جهان میبایستی منابع متنوع انرژی برای خود در نظر بگیرند. از دیدگاه این موسسه برای کاهش وابستگی به نفت، مصرفکنندگان میبایستی گاز طبیعی و انرژیهای تجدیدپذیر را مدنظر قرار دهند.
کشورهای عمده تولیدکننده نفت خام منطقه خاورمیانه که دو سوم ذخایر قطعی نفت جهان را در اختیار دارند، در دهههای آینده با رقبای جدیدی برای نفت خام مواجه خواهند شد که مهمترین آنها گاز مایع ال.ان.جی، نفت گاز مایع (G.P.L) گاز ج.تی.ال، انرژی هستهای و... میباشند.
طی یک دهه گذشته، مصرف گاز طبیعی در بخشهای مسکونی و صنعتی در سطح جهان افزایش قابل توجهی یافته است و کارشناسان متعدد انرژی معتقدند گاز طبیعی گینه جایگزین نفت در قرن 21 خواهد بود. علاوه بر نگرانیها نسبت به افزایش بهای نفت، نگرانیهای زیست محیطی نسبت به تاثیر مصرف نفت بر گرم شدن زمین، از دیگر عوامل مهم روی آوردن به مصرف انرژی پاک گاز طبیعی محسوب میشوند.
بنا بر آمار منتشر شده از سوی شرکت بریتیش پترولیوم، طی سالهای 1994 تا 2003 مصرف جهانی نفت 8/15 درصد افزایش یافت و این در حالی است که مصرف گاز طبیعی طی همین مدت 8/24 درصد افزایش یافته است.
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند تقاضای جهانی برای گاز طبیعی تا سال 2010 به 2 هزار و 724 میلیون تن معادل نفت و تا سال 2020 به 3 هزار و 551 میلیون تن معادل نفت برسد.
سوختهای فسیلی پاک همچون گاز ال.ان.جی، گاز مایع (G.T.L) قابلیت رشد بالایی در کشورهای غربی دارند. فناوری جی.تی.ال گاز طبیعی را به انرژیهای واسطهای پاکتر و با کیفیتتری همچون نفتالین و گازوئیل بدون گوگرد تبدیل میکند.
قطر که هم اکنون پس از روسیه و ایران سومین ذخایر بزرگ، گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد در آیندهای نزدیک به قطب جی.تی.ال جهان تبدیل خواهد شد.پیشبینی میشود این کشور تا سال 2010 توان تولید 900 هزار بشکه در روز گاز مایع جی.ت.ال را داشته باشد. این کشور تاکنون طی شش پروژه سرمایهگذاری مشترک 20 میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی جذب کرده است.
بنا بر اعلام «اتحادیه جهانی انرژی هستهای»،این انرژی در حال حاضر 17 درصد از تولید برق جهان را تامین میکند. حدود 442 رآکتور هستهای در آمریکای شمالی، اروپای غربی و آسیا- اقیانوسیه مستقر هستند. اکثر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز خود را توسط انرژی هستهای تامین میکنند: فرانسه 7/77 درصد، بلژیک 5/55 درصد، سوئد 49، سوئیس 40، آلمان 36، فنلاند 27،ژاپن 25، انگلستان 7/23 و آمریکا 9/19درصد. در مقابل، انرژی هستهای فقط 2/2 درصد انرژی چین، 3/3 درصد هند و 7/3 درصد انرژی مصرفی برزیل را عهدهدار است.
کشورهای آسیای شرقی و جنوبی نیز طرح های فراوانی برای ساخت رآکتورهای هستهای جدی طی دهه آینده دارند. ایران نیز قصد متنوع ساختن سبد انرژی مصرفی خود از طریق توسعه انرژی هستهای را دارد.
این کشور قصد دارد تا سال 2020 با توسعه یک نیروگاه هستهای 7 هزار مگاوای، 10 درصد برق مصرفی خود را توسط انرژی هستهای تامین کند. پیشبینی میشود سده 21 میلادی دوران گاز طبیعی باشد. هرچند انرژی هستهای، سوختهای هیبریدی و انرژیهای بادی و آبی طی دهههای آینده رشد قابل توجهی خواهند یافت، اما هیچ یک قابلیت جایگزینی نفت را ندارند. این فقط گاز طبیعی است که هم از لحاظ در دسترس بودن و فراوانی و هم از لحاظ هزینه تولید، قابلیت رقابت با نفت خام را دارد. بنابراین، سوخت قرن 21 را باید گاز طبیعی خواند.