تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۳  ، 
کد خبر : ۵۸۱۰۸

مشکلات جدی دولت «‌پوتین»


گری کاسپاروف*
مترجم: فریدون دولتشاهی
اگر قرار بود دانش همگانی را درباره روسیه امروز جمع‌بندی کینم، چیزی به این شکل می‌شد: دولت «پوتین»کمتر از آنچه می‌توانست باشد، ‌مردم سالار است: اما روسیه برای مردمسالاری کامل، آماده نیست. اقتصاد آن در حالی که لنگ می‌زند، در حال پیشرفت است. غرب به جای یک دشمن جنگ سرد، یک متحد در جنگ با تروریسم دارد و اگر اندکی در لاک خود فرو رفته به خاطر امنیت و ثبات است.
متاسفانه این دانش همگانی همانطور که همیشه به نظر می‌رسد، درباره روسیه در اشتباه بوده است و امروز نیز در اشتباه است و این تنها به توهم نیست بلکه یک اشتباه خطرناک است. مردم روسیه آماده مردمسالاری هستند - نه کمتر از عراق این دولت پوتین است که مردمسالاری را برای هدف‌هایش نامناسب می‌داند. آزادی‌هایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بدست آمد، تبه تدریج از بین رفتند تا اندکی از آنها باقی ماند. در حقیقت پوتین آنقدر حلقه را تنگ کرده که یک انفجار اجتناب‌‌ناپذیر است ثبات؟ روسیه نه.
اقتصاد ظاهرا در حال پیشرفت را در نظر بگیرید روسیه مکان خیلی خوبی برای سودآوری است – اگر شما در فهرست کارت کریسمس کرملین باقی بمانید. در غیر این صورت تنها قرضی خواهد بود به شما از جانب اداره بسیار قدرتمند مالیات بردرآمدها (یک تیتر درشت یک روزنامه‌ اینترنتی روسیه: چه کار خواهید کرد اگر خانه‌تان به وسیله یک موسسه دولتی مورد شبیخون قرار گیرد!) فروشگاهها پر از کالاهای گرانقیمت است که تقریبا هیچ یک از آنها در روسیه تولید نشده‌اند صادرات محصولات تولیدی در حال کاهش و واردات در حال افزایش است نرخ‌های تولید ناخالص داخلی که بانکداران و سرمایه‌‌گذاران خارجی را این همه تحت تاثیر قرار می‌دهد، کاملا بر صعود سرسام‌آور قیمت‌های انرژی متکی است اما حتی این ثروت بادآورده گول زننده است، چون دولت برای حفظ ظرفیت تولید خود، سرمایه‌گذاری کمی می‌کند. یک سقوط اجتناب‌ناپذیر است، چون یک چنین اقتصادی تا زمانی ثبات دارد که قیمت یک بشکه نفت – یا به مبحث بعدی‌مان می‌رویم) لوله تفنگ ثابت است.
جورج دبلیو بوش جنگزده با آقای پوتین درباره مسائل مردمسالاری و اقتصاد، وقتی این روزها همه چیز پس از جنگ با ترور قرار می‌گیرد، وارد یک نبرد نخواهد شد. در اینجا ما به خطرناک‌ترین تو هم می‌رسیم: این که یک مرد قدرتمند در کرملین برای امنیت خوب و برای ثبات لازم است. آنچه در چچن به عنوان یک جنگ جدایی خواهانه آغاز شد با تاکتیک‌های خش کرملین به یک جنگ به طور فزاینده افراطی تبدیل شده است که اکنون کل شمال قفقاز را در برمی‌گیرد. علاوه بر زندگی با فقر و سوء ‌رفتا نظامی،‌مردم محلی می‌بینند که راه‌های قانونی برای نشان دادن مخالفت آنها به کلی ناپدید شده‌اند. بازدید کنندگان از این منطقه برای نخستین بار شعار بد شگون مقاومت سده نوزدهم قفقاز را می‌شنوند.« روس‌ها از ما قویترند،‌اما خداوند از روس‌ها قویتر است.»
مشکل بتوان تصور کرد یک دستور غذای موثرتر برای تقویت افراط گرایی از این آشی که هم اکنون به وسیله حکومت پوتین پخته شده است، ‌پیدا کرد با هر شهروندی در این منطقه به عنوان یک تروریست بالقوه رفتار می‌شود و معدود سربازان روسی که به اتهام این سو رفتارها تحت تعقیب قرار گرفتند، به سرعت به وسیله دادگاهها آزاد شدند. وقتی قانون یک سرزمین آشکار را فاسد است،‌ قانون اسلام که با قرآن در یک دست و تفنگ در دست دیگر شروع می‌کند، وسوسه کننده به نظر آید .سنت انتقام خون در منطقه و عقاید یک ترکیب قابل انفجار هستند.
آنچه از نظر دور افتاده یا نادیده گرفته شده این است که این موضوع چقدر برای پوتین ودار و دسته‌اش مناسب است. آنها نفع شخصی در ایجاد بی‌ثباتی در داخل و خارج برای برداشت بیشتر از قیمت‌های بالای نفت و توجیه امنیت در سطح سرکوب دارند؛ دو چیزی که برای باقی ماندن در قدرت به آنها نیازمندند. این سیاست است نه بی‌توجهی یا صرفا کارشکنی با یک اقتصاد پوتمگینی و آزادی‌های در حال کاهش برای سرکوب جمعیت به طور فزآینده نا‌آرام روس توسل به زور سرانجام لازم می‌شود – کاری که در یک « محیط با ثبات» دشوار بتوان توجیه کرد.
رئیس جمهور ایالات متحده و رهبران اروپا ممکن است باهم مشاجره کنند، اما تردید اندکی وجود دارد که آنها در این باور که زندگی انسان مقدس است، سهیم نباشند. در روسیه امروز حکومت با سیاست ضربه در مقابل ضربه با تروریست‌ها روبرو می‌شود و دارد ما را به پایین‌تر سطح اختلافات سوق می‌دهد. مانند بسلان که نارنجک‌های آتش‌زا وتانک علیه تروریست‌ها و کودکان گروگان یکسان مورد استفاده قرار می‌گیرند و تحقیقات همچنان سد شده باقی می‌ماند. گاز سمی نظامیان 130 گروگان را در سال 2002 کشت و صدها نفری که زنده ماندند، ‌نمی‌توانند مداوای موثری دریافت کنند،‌چون دولت حاضر نیست پاد زهر گاز سمی را که آنها در معرض آن قرار گرفتند، در اختیارشان بگذارد.
متحدان باید هدف‌ها و ارزش‌های مشترکی داشته باشند. دولت پوتین در هیچ یک از آنها با غرب امروز شریک نیست. زمان آن رسیده است که رهبران جهان آزاد سعی نکنند خلاف آن وانمود کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات