کریم ارغندهپور
سفر اخیر مقتدی صدر به ایران حاوی بازتابهای متفاوت بوده است و رسانههای جناح راست و نمایندگان مجلس حداکثر سکوت را بر هر امر دیگری ترجیح دادهاند. نکوهشگران معتقدند مقتدی صدر جوانی رادیکال و ماجراجو است که در عراق یکی از عمدهترین چالشهای اشغالگران محسوب میشود و با توجه به پیشینهاش در نجف و نیز موانعی که در راه استقرار نظم و شکلگیری دولت ملی در آن داشته، هرگونه حمایت از او در واقع به نوعی حمایت از رادیکالیسم به حساب میآید که قهراً عواقبی را برای کشور مترتب میسازد. این منتقدان خصوصاً به بحران هستهای اشاره میکنند و گشودن هر سرفصل جدیدی که به نوعی به پیچیدگی و وخامت اوضاع بینجامد را به دور از تدبیر میخوانند.
گو آنکه سویه دیگر این حمایت اگر به معنای دور شدن از گروههایی که هم اکنون اکثریت را در پارلمان دولت آتی عراق دارند (حزب الدعوه، مجلس اعلی و کردها) تفسیر شود اقدامی است که غیرقابل توجیه مینماید. از سوی دیگر مقتدی صدر فردی است که در سالهای پس از اشتغال عراق، مواضعش فراز و نشیبهای زیادی داشته و به جز موضع ضداشغالگری، مواضع او در مقاطعی در برابر ایران با ثبات نبوده است. او در بدو امر تصور میکرد حضورش را میتواند با اسلحه و در میدانهای جنگ، موثر داند ولی بعد که دانست خود به شدت دست تنها است و در این راه نه تنها یاوری از سایر گروهها پیدا نمیکند بلکه بر شمار مخالفانش افزوده هم میشود، نظر مرجعیت را بالاتر از قانون و توافقهای سیاسی اعلام کرد ولی خود قبل از دیگران در برابر تکلیفهای مرجعیت ساز دیگری نواخت.
این برداشت درستی است که قرار گرفتن در صحنه قاعدهمند سیاسی، حصاری ایجاد میکند که تکروها و از جمله مقتدی صدر از کمترین توان برای بازیگری مناسب در این عرصه برخوردارند. در عین حال باید گفت روند امور در یک سال اخیر چنان است که گویی مواضع مقتدی صدر رفتهرفته از آن سرسختیهای نخستین تا حدی نرمتر شده و با واقعیات سازگاری بیشتری یافته است. او در انتخابات اخیر عراق روشی متعادلتر را نسبت به پیش پی گرفت و هم اکنون نیز طبق اخبار تلاش میکند در معادلات تعیین کابینه، سهم خود را- اگرچه اندک- بیابد. اگر اینها نشانه آن باشد که او دریافته راه تاثیر بخشیاش در آینده عراق را باید در راهروهای سیاسی- و نه در کارزارهای مسلحانه- جستوجو کند امری است که باید از آن استقبال کرد و از باز گذاشتن امکان رجوع او به شیوههای سابق جلوگیری کرد نویسنده این سطور در مقام رد نگرانیهای منتقدان سفر مقتدی صدر به ایران و یا رد استدلالهای آنها نیست. بلکه سخن این یادداشت، تنها طرح چند نکته است که احیاناً در پس انتقادات و کلیشهای که از نوع اقدامات و جهتگیریهای دولت ایران متصور است؛ مغفول مانده است تا شاید بتواند تحلیل رخدادها را عمق بیشتری ببخشد.
1- سفر مقتدی صدر تنها به جمهوری اسلامی ایران نبوده است. او پیش از این سفر، در مراسم یادبود امیر کویت شرکت کرد و در حاشیه آن در سطح عالی با مقامات آن کشور گفتوگو کرد. صدر این جمله معروف خود در تهران را که: «در صورت حمله بیگانه از ایران دفاع خواهیم کرد» عیناً در کویت هم به این صورت که: «در صورت حمله به هر یک از همسایگان از آنها دفاع خواهیم کرد.» اظهار داشته بود. او پس از دیدار از ایران نیز با عالیترین مقامهای عربستان قرار ملاقات دارد و طبق اخبار، برنامههای دیگری نیز برای سفر به برخی دیگر از کشورهای مسلمان منطقه را در دستور کار دارد. اگر سفر مقتدی صدر فقط به ایران و صرفاً به دعوت مقامات ایران در این برهه زمانی صورت میگرفت، نگرانیهای مطرح شده تماماً درست بود ولی حال که این سفرها به سایر کشورها- و از جمله به کشورهای همپیمان و نزدیک به آمریکا و غیرشیعی- نیز صورت میپذیرد موضوع قدری متفاوت مینماید و حاکی از تصمیمگیری و توافق در سطحی بالاتر از یک کشور است که باید به آن دقت شود.
2- برخلاف ادعایی که مطرح شده مبنی بر اینکه سفر مقتدی صدر به ایران بازتابهای بینالمللی شدیدی علیه ایران ایجاد کرده است باید گفت واقعیات با این گزاره همراهی نمیکند. اخبار این سفر البته به دلیل حساسیت جهانی نسبت به مسئله عراق با دقت و گستردگی دنبال میشود ولی این با معنای واکنش منفی بینالمللی متفاوت است. اتفاقاً همین نکته میتواند زنگها را به این ترتیب به صدا درآورد که آیا علت اصلی سفر مقتدی صدر و مذاکرات مقامهای عالی رتبه کشورهای اسلامی با او، تلاشی در جهت آرام کردن التهابات عراق و مناقشات این کشور و گامی در جهت ایجاد ثبات و امکان استقرار قدرتمندتر دولت آینده این کشور نیست؟ چیزی که اگر اتفاق بیفتد همه از آن سود میبرند.
3- «منافع ملی» اصل اساسی در تدوین سیاست خارجی همه کشورها است. برای تامین منافع ملی روش با روشهای بستهای وجود ندارد خصوصاً عصر جدید بسیاری از راههای نامتعارف گذشته را به شرط تامین منافع ملی مباح ساخته است. وقتی گفتوگو با دشمن در بحبوحه ستیز برای یافتن راه حلی در جهت خاتمه نزاع، امری پذیرفته و معقول تلقی میشود طبعاً مذاکره با هر فرد و گروهی نیز اگر بتواند ثبات و پایداری را در آینده عراق ایجاد کند نه تنها غیرمنطقی نیست بلکه در جهت منافع ملی همه همسایگان نیز هست. اگر سفر مقتدی صدر نیز واجد همه این خصوصیات باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه قابل دفاع نیز هست. متاسفانه سطح تصمیمگیری و تصمیمسازیها در کشور ما آنقدر با سطوحی که با افکار عمومی درگیر است فاصله دارد و نسبت به آن بیتوجه است که دستگاههای مسئول لزومی بر پاسخگویی به بسیاری از انتقادها و پرسشها نمیبینند همان طور که اصولاً برخی سیاستمردان حتی لزومی به دفاع از عملکرد خود و اقناع افکار عمومی نمیبیند. دستگاههای مسئولساز خود را مینوازند، نخبگان با تحلیلهای رئالیستی و بعضاً سوررئالیستی انتقادهای خود را دارند و نهایتاً افکار عمومی هم پندار درست یا نادرست خود را نوعاً با سیاه و سفید دیدن قضایا دارد و اوضاع همین طوری پیش میرود!