ح- لشگریان
همگان میدانند که دشمن در ارزیابی رأی مردم ما و پیشبینی نتایج آن، دارای خطاهای فاحشی بود و حضور پیروزمندانه برادر متعهد دکتر احمدینژاد در پیشبینیها و تصورات هیچیک از تحلیلگران غربی نمیگنجید. البته ناگفته نماند بسیاری از تحلیلگران داخلی نیز تحلیلهای مشابهی داشتند و به ویژه برخی از سر سلسلههای اصولگرایان نیز با تصور شکست انتخاباتی ایشان، بر کنارهگیری وی از ابتداء اصرار داشتهاند. این امر موجب گردید رهبران سیاسی دنیا و ارباب جراید غربی و بنگاههای خبری غربی در پی تحلیل خط سیاسی ایشان برآیند و تحلیلهای زیگزاگ آنها بیانگر این خلاء تحلیلی است. با موفقیت ایشان و اعلام حضور ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل، تبلیغات مسموم و سازمان یافتهای آغاز گردید که از آن جمله میتوان به تبلیغات سوء در مورد حضور ایشان در ماجرای گروگانگیری جاسوسان آمریکایی و جبهههای دفاع مقدس 8 ساله اشاره داشت. لذا تحلیل نهایی و عمومی دنیای غرب بر این است که سرسختترین جناح از میان اصولگرایان در مناصب اصلی جمهوری اسلامی قدرت را به دست گرفتهاند.
قبل از انتخابات برخی معتقد بودند که رئیسجمهور کشورمان نباید از گروههای سیاه و سفید باشد و به تعبیر دیگر باید فردی باشد که بتواند پوششدهنده آراء و جهتگیریهای قاطبه مردم باشد. آنان معتقد بودند در غیر این صورت چنین فردی میتواند سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی را به چالش بکشاند. صرفنظر از درستی یا نادرستی این دیدگاه، قاطبه ملت ما فردی را برگزیدند که داعیه اصول ارزشی ناب، به یادگار مانده از بنیانگذار جمهوری اسلامی را داراست. این انتخاب بیانگر این است که ملت ما چانهزنی بر سر ارزشهای اسلامی را برنمیتابد و اهداف ملی و مردمی در کشورمان همان اهداف نخستین انقلاب است که اینک آمیخته به تجربه سالیان سال اداره کشور و سیاست خارجی و مسلح به دانش امروزی است. بر همین اساس است که امروز مردم ما مصممتر از گذشته به تحقق اهداف انقلاب اسلامی در پرتو گزینش افراد ارزشی امید بستهاند و کاملا روشن است که این انتخاب تا چه حد هوشمندانه بوده است. سادهترین برداشت از اوضاع سیاسی روز نیز میتواند ما را بدین نتیجه برساند که با نوع جهتگیریهای سیاسی دهه گذشته نمیتوان در چالشهای سیاسی امروزی دنیا سربلند بیرون آمد. در واقع ملت ما با این انتخاب هوشمندانه خود مناسبترین تاکتیک را در مواجهه با دشمن برگزید و از اینرو باید به ملتمان آفرین بگوئیم. شرایط امروزی شرایطی نیست که بتوانیم چون گذشته با لبخندهای سیاسی در کنار دشمنان از مصالح ملی دفاع نمائیم. امروز دشمن شمشیر را از رو بسته است.
همگان معترف هستند که سخنان رئیسجمهور محترم سخنان جدیدی نبود و بارها و بارها این سخن از سوی رهبران ما به ویژه حضرت امام خمینی(ره) بیان شده بود پس چرا امروز به یکباره دشمن برآشفت و چنین موضعی را اتخاذ نمود در واقع دشمن با تصوری که از دولت دکتر احمدینژاد برای خود ترسیم نموده است صراحتاً میخواهد بگوید از دید آنها بازگشت به مواضع امام خمینی(ره) یک خط قرمز است و بازگشت دولت کنونی به مواضع ارزشی گذشته را برنمیتابد. در واقع خط کنونی سیاسی دنیا در شرایطی قرار دارد که صراحت لازمه سربلندی در آن است.
دشمن راهی برای بازیهای سیاسی گذشته باقی نگذاشته است و اگر کسی گمان آن را دارد که فرمولهای دولتهای قبلی اکنون نیز کارساز است باید بداند که استراتژی کنونی دشمن را درنیافته است. در واقع حاکمان کنونی غرب راهکاری را برگزیدهاند که براساس آن دنیا به سیاه و سفید تقسیم شده است و براساس این استراتژی آنان که با آنها نیستند علیه آنها هستند و مستحق هر نوع عقوبتی میباشند در این صورت آیا جای آن ندارد کلام مولایمان ابا عبدالله الحسین (ع) را به یاد بیاوریم «هیهات منا الذله» اما آنانکه معترض به این مواضع هستند و همصدا با دشمن بازگشت به این مواضع ارزشی نظام را غلط میدانند!
از نقطهنظر دشمن انتخاب و حضور دکتر احمدینژاد معنا و مفهومی جز بازگشت به ارزشهای اصولی انقلاب ندارد و جایی برای فرمولهای پیشین که در جای خود میتوانند نقد شوند وجود ندارد. لذا اتخاذ هرگونه مواضع غیرارزشی و یا خفیف تنها یک عقبنشینی به حساب میآید که با عبرتگیری از دولتهایی که این راه را رفتهاند سرانجام آن نیز مشخص است. پس مخاطبان دولت کنونی در جهان همگی تنها انتظار حرکت به سوی جلو را دارند. برای دنیا به خوبی روشن است که دیپلماسیهای قبلی جمهوری اسلامی در دولتهای قبلی حداقل با شرایط امروزی نیستند و به کارگیری روشهای قبلی اگر در گذشته فراهمآوری شرایط برای تقویت ارکان جمهوری اسلامی تلقی میتوانست بشود امروز واگذاری سنگر به دشمن تلقی میگردد. شرایط امروزی به خوبی نشان از یک تهاجم جدی دارد که مثالهای عینی آن وقایع اهواز است. امروز دنیا در انتظار شنیدن پیام انقلاب اسلامی به طور واضح است. همگان براین باورند که مواضع گذشته به دلایل سیاسی دارای صراحت نبودند اما امروز چارهای جز صراحت نیست لذا لازم است همه مواضع و حرکتهای خود را بر این اساس استوار نمایند. البته پرواضح است که این به معنی عدم سیاستورزی و کنار گذاشتن مصالح عمومی در سیاست خارجی که برمبنای «عزت، حکمت و مصلحت» شکل گرفته است نمیباشد و به بیان رئیسجمهور محترم تنها «تهدیدزدایی» باید جای خویش را به «تنشزدایی» بدهد زیرا تنش بین حق و باطل یک امر طبیعی است و از سوی دیگر دشمن تنشزدایی را محلی از اعراب نمیداند.
به امید آنکه بتوانیم در پرتو اطاعت کامل از ولایت فقیه و برخورد هوشمندانه در قبال مشکلات موجود و جهان اسلام شعار وحدت و همبستگی امسال را که رمز موفقیت در قبال دشمن است تحقق بخشیم.