مراتب عزاداری و عزاداران
عزاداران، همانند مومنان دارای درجات و مراتب مختلفی هستند که هر مرتبه، درجه و جایگاه عزادار را در نظام انسانیت و در نزد خداوند و نیز میزان قرب او را به سیدالشهدا(ع) نشان میدهد.
البته تمامی درجات عزاداری دارای اجر و ثواب الهی است و هر مرتبه خیر و ثوابی را نصیب عزادار میکند.
مرتبه اول عزاداری
در این مرتبه عزادار در قلب خود از مصیبت وارده به سیدالشهدا (ع)، غمگین و ناراضی است؛ بدون اینکه غم و نارضایتی خود را معمولا بروز دهد. این مرتبه کمترین درجه عزاداری است؛ و پایینتر از آن، مرتبه دشمنان حضرت است یعنی مرتبهای که شخص به مصائب حسینی آگاه شود و ناراحت نگردد و به آن راضی باشد.
مرتبه دوم
در این مرتبه عزادار غم و نارضایتی خود را به شکلهای گوناگون از قبیل گرفتگی چهره، گرفتن حالت بغض و گریه (تباکی)، گریه کردن، پوشیدن لباس عزا، به سینه و سر زدن و... بروز میدهد و در این کارگاهی تنها و گاهی به همراه دیگران عزاداری میکند.
در این مرتبه عزادار در درون خود با حس غریبی روبروست که بین او و امام حسین (ع) پیوند و رابطه ویژهای برقرار میکند. عزادار در این مرتبه نوعی انس و الفت و نیز نوعی کشش و نیاز به آن حضرت پیدا میکند و همین بافت درونی و نیز نسبت و انس غریب، او را وادار میکند که برای آن حضرت گریه کند و نیز در عزاداری ایشان شرکت کند.
مرتبه سوم عزاداری
در این مرتبه که شیعیان حضرت بیشترین اعضای آن را تشکیل میدهند، عزادار تنفر و اعتراض خود را نسبت به عاملین مصیبت و جنایتکاران در حق سیدالشهدا(ع) و یارانش و به طور کلی همه اهل بیت (ع) اظهار میکند. و بر آنها لعن و نفرین نثار میکند؛ آنچه موجب شده که عزادار از مرتبه دوم به مرتبه سوم ترقی کند، شناخت و معرفتی است که عزادار به وجود مقدس سیدالشهدا (ع) پیدا کرده و اعتقاد بالاتری است که نسبت به آن حضرت و آیین او یافته است.
از بررسی این سه مرتبه به خوبی فهمیده میشود که عنصر اصلی در این سه مرتبه، عنصر عواطف و احساسات است. بررسی دقیق آثار هنری، نوحهها و اشعار عاشورایی به خوبی نشان میدهد که عزاداری در این سه مرحله غالبا در سطح عواطف و احساسات است و عزادار به مراحل و مراتب بالاتر راه پیدا نکرده است.
عزاداری و آفتهای آن
در اینجا باید اعتراف کنیم که حذف شدن عنصر معرفت از عزاداریها و محوریت مسایل عاطفی و تکیه بر ظواهر و رها کردن فلسفه و حکمت عزاداریها و بزرگداشتها و نیز تبدیل شدن گریه و سوگواری از یک "وسیله خوب و کارآمد" به یک "هدف اصلی" موجب شده که این گونه مجالس خاصیت و کارکرد اصلی خود را از دست بدهد و به یک سنت تکراری و یک عادت مذهبی تبدیل شود. یک عمل خوب و سازنده مذهبی از قبیل عزاداری، نماز، روزه، قرائت قرآن، حج و... وقتی به صورت عادت دربیاید و از کارکرد اصلی آن غفلت شود در این حالت برای فرد و اجتماع خطرناک است.
شکی نیست که هر دستوری که خداوند و معصومین (ع) به ما دادهاند به خاطر خود ما بوده است و به این علت بوده که رعایت آن دستور و انجام آن وظیفه نوعی سازندگی و رشد برای ما ایجاد میکند. اما نباید غفلت کرد که هر چیز سازنده و خوبی دارای آفت یا آفاتی است که اگر در آن چیز خوب نفوذ کند، نه تنها سازندگی خود را از دست خواهد داد، بلکه به چیزی مخرب و مضر تبدیل خواهد شد.
امیرالمومنین علی (ع) این هشدار مهم و سازنده را به همه دادهاند که: "لکل شیء آفه (1) برای هر چیزی آفتی است".
شرایط یک عمل خوب و سازنده از نظر اسلام:
1- هر عمل باید با لوازم و شرایط خاص خودش انجام شود. بدیهی است تنها خداوند- به عنوان سازنده و خالق و معصومین (ع) – به عنوان متخصص و نماینده حقیقی خداوند میتوانند به طور کامل شرایط خاص یک عمل سازنده و خوب را بیان کنند.
لوازم و شرایط خاص یعنی مجموعه مقررات و آدابی که سازندگی و تاثیرگذاری آن عمل را تضمین میکنند.
2- لوازم و شرایط باید به گونهای باشد که امکان نفوذ آفت را قبل و حین عمل از بین ببرد. از نظر اسلام تنها انجام خوب یک عمل کافی نیست. چه بسا یک عمل خوب و سازنده با همه لوازم و شرایطش انجام گیرد و اثر خوب و سازندهای را هم ایجاد کند، آنچه که مهم است این است که این اثر خوب و سازنده پایدار و ثابت باشد. ممکن است ما یک اثر خوب و سازنده را از یک عمل به دست آوردیم، ولی آفت یا آفتهایی پس از مدتی آن اثر خوب و سازنده را از بین ببرند و آن را به یک ضد ارزش و یک چیز مخرب تبدیل کنند. پس صرف داشتن یا تحصیل یک کمال، انجام یک عمل خوب، داشتن یک نعت یا قدرت روحی و... کافی نیست. مهم این است که بتوانیم آنها را نگه داریم و نگذاریم در اثر آفتزدگی به ضد خودشان تبدیل شوند.
مادر همه آفات
شرط اصلی برای سازندگی یک عمل آن است که مقررات و آداب ویژه آن عمل که تضمین کننده سازندگی و تاثیرات مثبت آن است، کاملا رعایت شود. بنابراین بزرگترین اشتباه و اصلیترین آفت که مادر همه آفات است، این است که ما بدون شناخت کامل و دقیق آن مقررات و آداب، شروع به انجام عمل و ادامه آن برای مدت طولانی کنیم. باید توجه داشته باشیم که عزاداری و سایر واجبات و مستحبات هیچ کدام هدف نیستند، بلکه همه آنها وسیله ای برای رشد و ترقی انسان هستند. بدیهی است هر وسیلهای تنها با شرایط و لوازم خاصی میتواند ما را به مقصد برساند و دارای آثار مثبت و سازنده باشد.
ضعف عوامل اجرایی
عزاداری به عنوان یکی از قویترین و بهترین عوامل حیات دین و مکتب اهل بیت (ع) کاری دقیق، ظریف و تخصصی است که فقط زمانی آثار مورد انتظار اهل بیت (ع) را بروز خواهد داد که با آگاهی همه جانبه به ابعاد گوناگون آن و مقررات و شرایط خاص خودش انجام گیرد. اگر گردانندگان و عوامل اجرایی عزاداری جاهل به این ابعاد و شرایط خاص باشند، نمیتوانند آن نتیجه مطلوب را از عزاداری بگیرند و اگر نتیجه نامطلوب و خطرناکی هم نگیرند، حداقل عزاداری را به یک امر ضعیف و کماثر تبدیل میکنند.
تبدیل شدن عمل به عادت
آفت مهم دیگری که علاوه بر ناتوانی مجریان در اثر جهل و نادانی به وجود میآید و آثار مهم و سازنده یک عمل خوب را از بین میبرد. تبدیل شدن آن عمل به یک عادت است.
این حالت موجب میشود تا عزاداری به جای این که حرکت آفرین و رشد دهنده باشد، غفلتزا و کند کننده حرکت شود. به جای این که وسیله باشد، به هدف تبدیل شود. وقتی که عزاداری به هدف تبدیل شود، از آثار مورد انتظار معصومین (ع) دور میشود و خود به یک ارزش مستقل بدون آن خواص و آثار تبدیل خواهد شد.
وجود آفت موجب ترک عمل نمیشود
نباید چنین تصور شود که چون عزاداری و هر عمل دیگری ممکن است دچار آفت شود و یا ما آفات آن را نمیدانیم، پس باید تعطیل و یا ترک شود.
آفات عزاداری در مرتبه سوم
متاسفانه در مرتبه سوم، تحریفها، روشهای ناپسند و بدعتهای خطرناکی که با فلسفه عزاداری و روح حماسه حسینی در تضاد هستند، به وجود آمده است. بیان ماجراهای جعلی و یا تحریف شده، خواندن نوحهها و اشعار کفرآمیز که از سوی مراجع عظام تقلید تحریم شدهاند؛ نوحهها و اشعار ضعیف، موهن و منافی با شخصیت امام حسین (ع) و حماسه او؛ انجام حرکات سبک و انجام اعمال ضد تبلیغ که موجب سوءاستفاده دشمنان قسم خورده اسلام و تشیع و نیز تبلیغ علیه شیعیان و نظام اسلامی میشود، از این قبیل تحریفها و روشهای خطرناک هستند.
آنچه بیشتر مایه تاسف و تاثر است، این است که سنتسازیهای غلط و مخالف با روح دین، به اسم امام حسین (ع) انجام میشود، آن هم با این توجیه که چون در راه امام حسین (ع) و به خاطر او است، دارای اجر و ثواب و موجب خشنودی آن حضرت است.
از اینگونه اعمال زشت میتوان حمل علامت ها و صلیب های آهنی سنگین، فخرفروشی در میزان بلند کردن و چرخاندن آنها، حتی فخرفروشی به تعداد تیغه های این علامتها در هیئت های گوناگون، و همچنین قمه زنی با شکلهای موهن را نام برد.
عزاداران در این مرتبه، با تکیه بر احادیث فراوانی که درباره اهمیت و ارزش عزاداری و گریه بر امام حسین (ع) وارد شده است، سوگواری و گریه را عمل مستقلی میدانند که به تنهایی و بدون توجه به هدف عزاداری و نیز بدون توجه به ضرورت پرهیز از محرمات و انجام واجبات، نجات بخش انسان است.
در این مرتبه بعد عاطفی، گریه و سوگواری جای حماسه، عمل و معرفت را گرفته است. لذا هیچ خطری از این مجالس، دشمنان امام حسین و امام زمان (ع) را تهدید نمی کند. به همین علت است که در طول تاریخ طاغوتها و ستمگران نه تنها از این مجالس ترس نداشتند، بلکه خود نیز به برپایی چنین مجالسی اقدام میکردند تا با عوام فریبی، باطن زشت و ظلمهای خود را در پشت صورت مقدس عزاداری برای سالار شهیدان بپوشانند.
تاریخ این کشور پر است از مجالس بزرگی که با امکانات و پولهای طاغوتها و دشمنان دین و آیین امام حسین (ع) برپا شده است. در حالی که خود را شیعه و دوستدار اهل بیت (ع) معرفی میکردند.
به جز این دو گروه یعنی دوستان و شیعیان نادان و حاکمان ظالم و مدعی محبت اهل بیت (ع)، دسته سومی نیز از این گونه مجالس کم خاصیت و تحریف شده سود میبرند، و آن گروه کفار و مستکبرین هستند که علاوه بر دشمنی دین حق و تشیع، دشمن این مملکت نیز هستند.
در این مرتبه دست اندرکاران عزاداری با نقشهای گوناگون و مسئولیتهای مختلف سعی در هرچه مظلومتر نشان دادن سیدالشهدا (ع) و یاران و خاندان وی دارند، ولی نادانسته بر مظلومیت آنها میافزایند. زیرا مسیر اصلی عزاداریها را تغییر میدهند و مردم را از هدف اصلی عزاداری دور میکنند. در این مرحله مداح و سخنرانی موفقتر است که بتواند اشک بیشتری از مردم بگیرد و آنها را بیشتر بگریاند. هیئت و حسینیهای موفق تر است که در آن اشک بیشتری ریخته شود. تکیه بر جنبههای ظاهری از قبیل تعداد عزادار، طول دسته عزاداری، تعداد دیگهای غذا، نوع پرچمها و علامتها و تعداد تیغه علامتها، وسایل صوتی و تصویری، نوعآلات موسیقی، نوع غذا و مقدار ساعت عزاداری، گردش در کوچهها و خیابانها و میزان جمعیت تماشاچی و مشایعت کننده دستهجات، از دیگر آفات این مرحله عزاداری است. این آفات گاهی زمینه آلوده شدن عزاداران و هیئتها را به امور حرام و گناهان کبیره نیز فراهم میکند.
مرتبه چهارم (شناخت معصومین (ع) و انواع مصایب آنها)
عزادار در مرتبه سوم با تجلیات گوناگونی از عظمت امام حسین (ع) و خاندان و اصحابش آشنا میشود. در این حال احساس می کند که ماندن در مرتبه سوم او را اشباع و راضی نمیکند و به همین خاطر در این مرتبه عطش و ظرفیت بیشتری برای درک عظمت محمد و آل محمد (ص) و به خصوص سیدالشهدا (ع) در خود احساس میکند، که دیگر توجیهها و توضیحهای مداحان و بعضی گویندگان و نویسندگان که خود نیز در مرحله سوم قرار دارند، روح تشنه او را سیراب و قانع نمیکند، چرا که آنها به اندازه فهم خود، از امام حسین و سایر معصومین (ع) میگویند و میخوانند ولی عزادار به خوبی و به درستی احساس میکند که حقیقت، بالاتر از چیزی است که آنها میگویند. در این حال تلاش او برای رسیدن به معرفت جدید و عمق بیشتر آغاز میشود و برای برطرف کردن عطش خود به معرفت جدید و رفع مجهولاتش، حرکت میکند.
کشف وظیفه
پس از آنکه عزادار با استفاده از منابع اصیل اسلامی به شناخت عمیقتر و دقیقتری دست یافت، و توانست مصیبت عظیم و اعظم را تا حدودی بشناسد، نوبت به کشف وظیفه میرسد، برای عزادار واقعی این سئوال مطرح است که در برابر ضایعه و فاجعه فقدان اهل بیت (ع) که اصل و ریشه او هستند، چه وظیفهای دارد.
یک اصل کلی و یکی از قوانین مهم خلقت این است که هرچیزی که برای سعادت دنیا و آخرت انسان مفید، لازم و ضروری باشد، غفلت از آن انسان را دچار خسران دنیایی و یا آخرتی میکند و به همین دلیل لازم است به هر وسیله ممکن او را متوجه آن چیز مهم کرد و غفلت او را برطرف ساخت.
دلایل قرآنی لزوم عزاداری
1- یاد ایام الله و معنای آن
ایام میلاد و یا شهادت معصومین (ع) قطعا از "ایام الله" است که یادآوری آنها برای سازندگی و خروج انسان از تاریکی به سوی نور لازم و سازنده است. عزاداری برای معصومین (ع) نیز از آن جهت که انسان را به یاد آنها و دستورات و خواستههایشان از ما و نیز وظایف ما در قبال آنها و مصایبی که به آنها رسیده، میاندازد، از مصادیق "یاد ایام الله" است.
2- تنظیم شعائر الهی
نکته دیگر درباره بزرگداشت ایام میلاد و شهادت معصومین (ع) این است که این بزرگداشتها از مصادیق تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی است که قرآن کریم ما را امر به آن فرمود و آن را از نتایج تقوای قلب دانسته است.
3- وجوب مودت اهل بیت (ع)
عزاداری و اعلام محبت نسبت به اهل بیت (ع) و اعلام انزجار از قاتلین و دشمنان آنان از کمترین مراتب مودت نسبت به آنان است. اما نباید چنین تصور شود که مودت مسلمین نسبت به اهل بیت (ع) و از جمله عزاداری برای آنها چیزی است که آنها به آن احتیاج داشته باشند بلکه این مودت و عزاداری که از کمترین مراتب مودت است، چیزی است که جامعه اسلامی به آن نیاز دارد.
مودت اهل بیت (ع) را بر همه مسلمین واجب کرده است، آن را به عنوان یک نیاز حیاتی برای جامعه اسلامی معرفی فرموده است : (قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم (1) بگو آنچه که به عنوان اجر از شما خواستم (مودت خاندانم) پس به نفع خودتان است)
عزاداری برای اهل بیت (ع) از کمترین وظایفی است که نسبت به دستور صریح قرآن درباره مودت آنها انجام میشود.
دفع یک توهم (گریه توجیه کننده گناه نیست)
با توضیحی که داده شد، این توهم که گریه بر امام حسین (ع) عامل توجیه و تکیه گاهی برای گناهان است، نیز برطرف میشود. بعضی گمان کردهاند که صرف گریه بر امام حسین (ع) آنها را از عمل خالصانه و تقوا بینیاز میکند و اگر هر عملی انجام دادند، و هر رذیلت اخلاقی داشته باشند، دیگر اهمیتی ندارد و همین که اهل گریه بر امام حسین (ع) باشند، اهل نجات هستند.
گریه بر حضرات معصومین (ع) صرف یک عمل احساسی و عاطفی نیست. بلکه یک روند عاطفی و معرفتی است که مرحله به مرحله، وقدم به قدم، عزادار را از مرتبه اول به مراتب بالاتر راهنمایی میکند. به عبارت دیگر عزاداری یک سیر و سلوک و یک مکتب انسانسازی است.
امام علی (ع) چنین میفرمایند:
اعظم الذنوب عندالله ذنب اصر علیه عامله (1) بزرگترین گناه نزد خدا،گناهی است که مرتکبش بر آن اصرار کند.
بنابراین گریه بر اهل بیت (ع) هرگز موجب توجیه گناهان و اصرار بر آنها نیست. چگونه چنین باشد در حالی که سیدالشهدا (ع) برای مبارزه با گناهان و منکرات قیام نمودند.
گریه بر سیدالشهدا (ع) با آن همه ثواب و نیز هر عمل صالح و عبادت دیگری، اگر موجب غرور انسان و تکیه گاهی برای گناهان شود، فایده و اثر خود را از دست خواهد داد. زیرا گریه و عبادت و عمل صالح برای پاک شدن و تقرب به خدا است نه وسیله برای توجیه معصیت و مخالفت با اوامر او.
ممکن است گاهی اوقات ذکر آثار و ثواب به اعتبار حال شخص در آینده باشد. یعنی همانطور که مرحوم علامه طباطبایی فرمودند: "در واقع این قطره اشک، نظیر توبه است که باعث آمرزش گناه و محو آثار و از بین بردن عذاب میشود."
پیامبر (ص) درباره مردی که با آن حضرت نماز میخواند و در عین حال مرتکب کارهای زشت میشد، فرمودند:
"ان صلاته تنهاه یوماً ما (1) نمازش، روزی او را- از کار زشت- باز خواهد داشت." پس دیری نگذشت که آن مرد توبه کرد.
گریه بر امام حسین (ع) از جمله این کارهای صالح است که اگر گناهکاری با وجود آلودگی، اهل گریه بر آن حضرت بود، بالاخره همین گریه ها او را نجات خواهد داد. تاریخ عزاداری امام حسین (ع) مملو از چنین افرادی است.
او فرزند حقیقی سیدالشهدا (ع) است که خداوند او را ولی دم آن حضرت قرار داده است، در دل او آتش کینه و انتقامی هست که هرگز خاموش نمی شود و همین آتش کینه مقدس از دشمنان خدا و انسانیت است که او را به مرتبه پنجم عزاداری یعنی مرتبه عملیاتی شدن و جهاد و مبارزه با دشمنان حسین وارد میسازد.
او به این حقیقت دست مییابد که همه سختیها و نکبتها، و همه بی عدالتیها و جنایاتی که جامعه بشری به آنها دچار گشته است، ناشی از غیبت این رهبر الهی و معصوم است.
او با علاقه و محبت ابدی که به خود و مردم جهان دارد و با محبت و عشق روزافزونی که به گل نرگس- عجلالله تعالی فرجهالشریف- پیدا کرده است؛ و همچنین با وجود مسئولیت و رسالت الهی که در قبال امام زمانش دارد دست بکار شده و وارد مرحله "عمل و جهاد" میگردد.
اما عمل و جهاد او جهت دار و هدفمند است، او به این نتیجه درست رسیده است که عبادت و خدمت بدون جهت برای اسلام کافی نیست، بلکه همه عبادتها و خدمت هایی که برای اسلام انجام می شود، همگی باید یک جهت داشته باشد و آن حرکت به سوی خلیفه و مظهر خداوند، و نیز پیوند ناگسستنی با او است. او دیگر به یک سلسله اعمال خیر و صالح و نیز خدمت صرف نمیپردازد بلکه همه اعمال خیر و صالح وی، و همه خدماتی که به اسلام و مسلمین انجام می دهد با یک روح خالص و یک جهت و هدف خاص همراه است و آن "روح انتظار" و "روح خدمت در انتظار" است.
از این لحظه به بعد هرگونه فعالیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، عبادی و عرفانی، فرهنگی و علمی که عزادار حقیقی و منتظر به آنها می پردازد، همگی یک سو و یک جهت دارند و آن حرکت به سوی ظهور موعود و منجی جهان و استقرار حکومت جهانی او است. هر فعالیتی که این جهت و این هدف را نداشته باشد، اتلاف استعدادهای فردی و اجتماعی و نیز خیانت به خداوند و معصومین و نیز خیانت به اسلام و مسلمین است. دم از خدا و اسلام زدن، و مشغول کردن خود با یک سلسله کارهای مقدس و مذهبی، بدون در نظر گرفتن روح اسلام و حرکت در مسیر خلیفه و حجت خدا و ولی الله الاعظم- ارواحنا فداه- مغرور شدن و فریب خوردن از شیطان با صور مقدس است.
اسلامی که در آن حجت خدا و وظایفی که در قبال او به عهده داریم، مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد، اسلام ناب محمدی نیست؛ بلکه اسلام آمریکایی و اسلام تحت ولایت شیطان است.
اسلام تحت ولایت طاغوت ها و تحت ولایت شیطان است که موجب شده تا مردم قرن ها از امام زمانشان غفلت کنند و او را در تنهایی، آوارگی، مظلومیت، غربت، ترس و اضطراب، رها و طرد کنند.
عزاداری در مرتبه پنجم
در مرتبه پنجم عزاداری برای امام حسین (ع) بدون داشتن روح انتقام و زینب و علی اکبر، علی اصغر و رقیه بگویند و بخوانند، اما چند دقیقه در باره منتقم اصلی خون اینها و یزیدیانی که مانع ظهور ایشان هستند، چیزی نگویند و نشوند، زیرا شنیدن در این باره مسئولیت جهاد و مبارزه سخت و نفسگیر را در پی خواهد داشت؛ اما خواندن و شنیدن درباره حسین سال 61 قمری چنین نیست، بانیان بعضی از این مجالس میلیونها تومان صرف تشریفات مجلس میکنند، ولی در دلشان برای برقراری رابطه با آمریکا و شیطان بزرگ که دشمن اصلی امام زمان (عج) و بزرگترین مانع ظهور و نیز دجال زمان است، مشتاقانه روزشماری میکنند. اینان به ظاهر دم از حسین و محبت او می زنند، ولی در باطن روح یزیدی دارند.
متاسفانه در بین عزاداران کم نیستند کسانی که در عین عزاداری و صرف وقت و مال خود برای برگزاری مجالس اهل بیت (ع) به محبت دشمنان امام زمان (ع) و پذیرش فرهنگ ضددینی و ضداسلامی آنها دل سپردهاند و مقلد و مروج فرهنگ بیگانگان به خصوص فرهنگ ضدانسانی و فاسد آمریکا و سایر قدرتهای ضد اسلام ناب محمدی (ص) هستند.
مقلد و مروج فرهنگ بیگانگان، به خصوص فرهنگ ضدانسانی و فاسد آمریکا و سایر قدرتهای ضداسلام ناب محمدی (ص) هستند.
در این مرتبه گریه صرفا از روی عاطفه نیست بلکه از روی معرفت است و چنین گریهای در ابتدا محبت را در دل گریه کننده ایجاد و با این گریه توان گریه کننده بالا می رود و بر قوای نفسانی وجودش غلبه می کند و راه بیعت از امام حسین (ع) برای او باز میشود و با این تبعیت به مقام "منا اهل البیت" می رسد. به همین دلیل سیدالشهدا (ع) فرمودند: انا قتیل العبره (1) من کشته اشک هستم» اگر مصیبت عظیم نباشد گریهای نیست و اگر گریهای نباشد، محبت و قدرت و تبعیتی نیست و اگر قدرت و تبعیت نباشد، پیروی از امام حسین (ع) در جهاد با یزیدیان زمان وجود نخواهد داشت و اگر چنین شد، مصیبت اعظم یعنی اسارت امام زمان (ع) در زندان غیبت ادامه خواهد داشت و مردم در چنگال فساد و ظلم و تباهی خواهند ماند.
در این مرتبه به جای تکیه بر کلماتی چون، تشنگی، اسارت،گریه و غم، بیشتر برلعن، انتقام، امام زمان (ع) سلم و حرب تکیه میشود و اگر از کلمات دسته اول اسمی آورده می شود برای رسیدن به کلمات دسته دوم است. به عبارت دیگر جنبه عاطفی و احساسی برای رسیدن به معرفت، حماسه و عمل است و عنصر اصلی عزاداری دراین مرتبه حماسه و جهاد است.
مبارزه عزادار با آفات و ضعفهای عزاداری
قسمت مهم مبارزه عزادار در مرتبه پنجم، مبارزه فرهنگی است و قسمت مهمی از همین مبارزه فرهنگی، مبارزه با آفات عزاداری و عوامل تضعیف کننده آن است.
عزادار حقیقی به خوبی با آفات عزاداری و خطراتی که این آفات ایجاد میکنند، آشناست. او خوب میداند که اگر عزاداری به یک عادت تبدیل شود و صرفا مبتنی بر عواطف و احساسات باشد و عنصر معرفت در آن غایب باشد نه تنها بیدار کننده و حرکت آفرین نیست بلکه می تواند غفلتزا و خواب کننده باشد.
او هرگز اجازه نمیدهد چنین مراسم مقدس و مهمی با آن همه کارکردها و قدرتها و تاثیرگذاریهای شگرف به وسیله عدهای جاهل و یا مغرض، آلوده آفتهای گوناگون شود و در نتیجه از تاثیرگذاری و الهام بخشی و قدرت آفرینی دور شود.
او ضمن احترام به همه عزادارن حسینی، در هر مسجد و حسینیه و در هر تکیه و منزلی که عزای حسینی اقامه میشود، و او در آنها حضور مییابد، به مبارزه با آفات عزاداری و روشنگری نسبت به عزاداری حقیقی و ترسیم چهره عزاداری حقیقی میپردازد تا به قسمتی از وظایف خود در حراست و صیانت از عامل حیات مکتب امام حسین (ع) عمل کرده باشد. او که در سایه ارتباط با منابع اصیل و معتبر اسلامی به درجه بالایی از معرفت رسیده است. خود را در قبال این فرمایش رسول خدا (ع) مسئول میداند که فرمودند:
"اذا ظهرت البدع فی امتی، فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین× هرگاه در بین امت من بدعتها ظهور کرد، پس برعالم واجب است که علم خود را آشکار کند (با بدعتها مبارزه کند) وگرنه خداوند، فرشتگان و همه مردم او را لعنت میکنند."