تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۸  ، 
کد خبر : ۵۸۱۶۵

امنیت در خلیج فارس


ترجمه: یوسف مرادی
موقعیت جغرافیایی خلیج‌فارس به منطقه از لحاظ اقتصادی و استراتژیک اهمیت خاصی بخشیده است.
در دو دهه اخیر به علت تغییرات استراتژیک منطقه‌ای، خلیج‌فارس دچار تنش و بی‌ثباتی شده است.
تهاجم عراق به کویت در سال 1990 تاثیر بسیاری در سیاست منطقه گذاشت. آمریکا و عربستان نیز همکاری نزدیکی با یکدیگر دارند. از آنجا که ایران در مساله تهاجم عراق به کویت بی‌طرفی خود را حفظ کرد کشورهای حوزه خلیج‌فارس رابطه محکمتری با ایران برقرار کردند. بعد از حمله عراق به کویت و سپس واکنش سازمان ملل و بیرون راندن عراق از کویت ، عراق تا حدی تضعیف شد. امنیت در خلیج‌فارس در گرو تصمیم کشورهای آسیای مرکزی، جنوبی و جنوب غربی آن خلیج است.
دراین مقاله بدین نکته می‌پردازیم که چگونه این کشورها با همکاری‌ یکدیگر ثبات و امنیت این منطقه را حفظ کنند ایران در خلیج‌فارس نقش مهمی ایفا می‌کند چون آمریکا تصمیم گرفته امنیت و ثباتی در خلیج‌فارس تامین کند تا متحدان عربش در امنیت باشند و تا زمانی که ایران و آمریکا روابط دیپلماتیک نداشته باشند ایجاد صلح بسیار مشکل به نظر می‌رسد.
ایران از قدرت‌های بزرگ منطقه خلیج‌فارس به شمار می‌آید ولی باید توجه کرد که وجود آمریکا در منطقه برخلاف ادعایش بجز جنگ آفرینی پیامدی نداشته است.
مدتهاست که منطقه خلیج‌فارس به خاطر اهمیت اقتصادی و استراتژیک نه تنها در تامین امنیت منطقه بلکه در تامین امنیت و ثبات دیگر کشورهای جهان نقش حساسی را عهده‌دار است. قدرت‌های جهان از قرن پانزدهم تا به حال به این مسیر آبی ارزشمند چشم داشته و از آن بهره‌برداری می‌کرده‌اند.
در زمان جنگ سرد خلیج‌فارس سومین جبهه استراتژیک جهانی به شمار می‌آمد (اروپا جبهه اول و آسیای جنوبی جبهه دوم) بعضی منتقدان اهمیت خلیج‌فارس را در این جنگ با اهمیت اروپا و آسیای جنوبی برابر می‌دانستند. در زمان جنگ جهانی دوم تا سه دهه خلیج‌فارس از ثبات خوبی برخوردار بود و تمام کشورهای حوزه خلیج‌فارس با مسالمت و صلح مسائل خود را حل و فصل می‌کردند.
تا به امروز این خلیج شاهد حضور قدرت‌های برتر جهان و تاثیرات سیاسی و اقتصادی آنها در خود بوده است. در دو دهه پایانی قرن حاضر آمریکا بیشتر به این منطقه نزدیک شده است.
پررنگ‌تر شدن حضور نظامی و غیرنظامی آمریکا در خلیج‌فارس با طمع دستیابی هر چه بیشتر به ذخایر نفت آن سرعت بیشتری به خود می‌گرفت. آمریکا تصمیم گرفت تغییراتی در منطقه ایجاد کند.
با حمله شوروی سابق به افغانستان تنش در منطقه شدت یافت. با تغییرات سیاسی در منطقه و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا بیشتر تشویق شد تا در منطقه حضوری فعال‌تر داشته باشد.
آمریکا نیروهای نظامی موسوم به RDJTF برای واکنش سریع تدارک دید که خود را از 1980 آغاز کرد.
اصلی‌ترین دلیل تدارک چنین نیروی نظامی برای استقرار در جنوب غرب آسیا ایجاد نیروی حافظ منافع آمریکا در منطقه خلیج‌فارس به فرماندهی آمریکا به طور مستقیم و سریع بود. این نیرو در اول ژانویه 1983 به نیروی نظامی مرکزی یا CENTCOM تغییر نام داد. امروز فرماندهی این نیروها در بحرین قرار دارند.
عربستان سعودی به عنوان یکی از قدرت‌های منطقه در ماه می 1981 شورای همکاری خلیج‌فارس را با شرکت اعضای آن یعنی کشورهای همسایه خلیج‌فارس تشکیل داد. عمان ترجیح می‌داد که آمریکا نیز در این شورای همکاری خلیج‌فارس دخیل می‌باشد ولی کویت خواستار تعادل قدرت آمریکا با دیگر اعضا بود یعنی آمریکا نیز به عنوان عضو این شورا حقوقی برابر با بقیه اعضا داشته باشد و نه بیشتر. عربستان نیز تاکید داشت که به امریکا حقی بیشتر از یک عضو داده شود. دبیرکل این شورا عبدالله بشارت نام داشت که علاقه چندانی به دخالت قدرت‌های دیگر در منطقه نداشت.
عراق به خاطر علاقه زیاد در عضویت شورای همکاری خلیج‌فارس در تمامی گردهمایی‌ها و کنفرانس‌های بین‌المللی اقتصادی شرکت می‌کرد. در فوریه 1979 عراق با عربستان پیمانی دوجانبه جهت همکاری متقابل امضا کرده بود تا امنیت منطقه را تامین کند و در آوریل همان سال بخاطر مقدمه آغاز جنگ با ایران خود را طرفدار این شورا و کشورهای عربی نشان داد ولی تهاجم وی به کویت نقض کامی این پیمان بود.
به خاطر سیاست‌های آمریکا و بدتر از آن همکاری کشورهای عرب با آمریکا، ایران چندان رابطه‌ای با اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس نداشت. جمعیت ایران اکثرا شیعه بود و حکمرانان کشورهای عربی عضو شورای همکاری اکثرا سنی بودند.
با پایان جنگ سرد و از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی، جهان قدرت تک قطبی شد و آمریکا به عنوان تنها قدرت برتر جهان شروع به تغییراتی در سیاست جهان بنا به سلیقه و منافع خود کرد. این دوره باعث شد تا دیگر کشورها تسلیحات خود را از لحاظ کیفیت و کمیت افزایش دهند و همچنین اتحادها و گروه‌های منطقه‌ای جدید به وجود آید.
سناریوی جنگ خلیج‌فارس
تهاجم عراق به کویت تاثیر مهمی بر سیاست منطقه داست. عراق با تصرف و کنترل کویت و فرار از وام‌های عراق به کویت می‌خواست از اعضای فعال GCC یاشورای همکاری خلیج‌فارس شود.
سیاست‌های هشت عضو شورای همکاری خلیج‌فارس بعد از جنگ خلیج‌فارس شکل تازه‌ای به خود گرفت. پس از ورود "عراق به دوره‌ای تنش‌زا و جنگ و شکست 12آوریل 1991 که سازمان ملل و شورای امنیت با دخالت در آن جنگ را پایان دادند. البته قطعنامه صادره چندان قوی و بازدارنده نبود تا جلوی ساخت سلاح‌های باقی‌مانده از جنگ با ایران و تکثیر سلاح کشتار جمعی را بگیرد. آمریکا به منظور ایجاد ثبات بیشتر در منطقه کردنشین شمال و قسمتی از جنوب، منطقه حائل ایجاد کرد. اقدام دیگر برای تنبیه عراق برنامه نفت در برابر غذا و محدود کردن صادرات نفت عراق بود. این اقدامات اقتصاد عراق را دچار مشکل کرد. اعضای GCC یا شورای همکاری خلیج‌فارس نیز تهاجم عراق به کویت را به شدت محکوم کردند و خواستار بازگشت صلح به کویت شدند. علی‌رغم تضعیف و تخریب همه جانبه عراق ولی هنوز اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس از جانب عراق احساس خطر می‌کردند. تمام اعضا خواستشان خلع قدرت صدام حسین بود تا فرد دیگری رئیس جمهور عراق شود یا اینکه تمام وسائل تکثیر و تهیه سلاح‌های جنگی خطرناک عراق تحت‌نظر سازمانی نابود شود . بعضی دیگر از اعضا نیز خواستار سلب عضویت عراق از شورای همکاری خلیج‌فارس شدند.
در سال 1991 طرح و نقشه‌های بسیاری تدوین شد ولی به مرحله عمل نرسید. اعتماد حکام عضو شورای همکاری خلیج‌فارس به آمریکا باعث شد برای تامین امنیت منطقه با آمریکا هم‌پیمان شوند و دست نیاز به سوی غرب دراز کنند. به طور مثال کویت، بحرین و عربستان جمعا 20 میلیارد دلار تجهیزات جدید و نیروی تازه نفس نظامی برای خود خریداری کردند.
نقش ایران در این میان و جنگ عراق و کویت بی‌طرفانه بود و مخالف تهاجم و تعرض کشورها به خاک یکدیگر بود همین بی‌طرفی و اینکه اجازه صادرات نفت عراق را نیز به طور قاچاق از مرز ایران نمی‌داد باعث بهبود روابط ایران با کشورهای عرب شد و تغییر روابط با GCC نیز چشمگیر بود. حتی سفیر ایران به دوحه قطر دعوت شد تا در نشست GCC روز به روز بهتر شد و حتی از ایران برای حفظ ثبات و امنیت منطقه خلیج‌فارس دعوت شد و ایران نیز پذیرفت ولی از آنجا که ایران مدبرانه در مورد منطقه می‌اندیشید با حضور ارتش خارجی در منطقه مخالف بود.
اوضاع جنوب آسیا
ایجاد امنیت در خلیج‌فارس در گرو سه منطقه جنوب، جنوب غرب و مرکز آسیا بود. درگیری پاکستان بر سر مساله کشمیر موضوعی کاملا شناخته شده بود. پاکستان مملو بود از گروهک‌های نظامی و تروریست که به خصوص بعد از جنگ داخلی در افغانستان تعداد آنها بیشتر شد. در حمله شوروی سابق به افغانستان نیز آمریکا به افغان‌ها کمک می‌کرد تا در مقابل شوروی بایستد و حتی آمریکا مراکز آموزش نظامی را آموزش دهد تا در افغانستان با شوروی بجنگد و همچنین برای جنگ در مساله جامو و کشمیر با نیروی هند مقابله کنند. این گروهک‌های نظامی آموزش دیده، صلح و امنیت جنوب و جنوب‌غرب آسیا را متزلزل می‌ساختند.
تجهیزات نظامی که به صورت کمک از آمریکا داده می‌شد تا از طریق پاکستان به مجاهدین افغان برسد به طور کامل تحویل افغان‌ها نمی‌شد و مقداری از آنها را پاکستانی‌ها برای خود ذخیره می‌کردند.
در سال 1994 ایجاد گروهکی تروریستی به نام القاعده تهدید جدی در منطقه افزایش یافت. این نگرانی نه تنها کشورهای آسیایی بلکه کشورهای غیرآسیایی را نیز بیمناک ساخت. اولین قربانی این گروهک تروریستی که توسط پاکستان برپا شده بود دیپلمات‌های ایرانی ربوده شده بودند. ایران مراتب اعتراض خود را به پاکستان اعلام کرد همچنین آمریکا نیز به خاطر کشته‌شدن اتباعش در پاکستان به دست این گروهک تروریستی نارضایتی خود را آشکار کرد.
از سوی دیگر ازبکستان نیز دولت پاکستان را به آموزش گروهک‌های تروریستی در منطقه آسیا متهم کرد. امارات نیز پاکستان را به عنوان دولت فاسدی در منطقه که به کشت و توزیع مواد مخدر دست می‌زند متهم کرد و آن را تهدیدی جدی در منطقه اعلام کرد. کشورهایی چون روسیه، مصر، تونس، مالزی، الجزایر و تاجیکستان نیز نسبت به پرورش تروریست‌ها در پاکستان مراتب نگرانی و اعتراض خود را به این دولت فاسد اعلام کردند.
مساله افغانستان
بی‌ثباتی افغانستان که تنها صنعت آن کشت خشخاش بود تبدیل به تهدیدی جدی برای خلیج فارس و آسیای مرکزی و جنوبی شد. مساله القائده تهدیدی برای لوله‌های انتقال نفت در منطقه به شمار می‌آمد و همچنین سیل پناهندگان مرزی که به سوی کشورهای همسایه سرزیر می‌شدند مساله دیگری بود.
ورود انواع سلاح‌های جنگی به کشورهای در حال جنگ مانند افغانستان و جامو- کشمیر باعث شد تا سلاح‌هایی مثل کلاشینکف، راکت انداز، مواد منفجره، موشک‌های سام (SAM) زمین به هوا و میلیون‌ها عدد مین زمینی به دست مردم عادی و گروهک‌های کوچک و بزرگ بیفتد که اکثر جانی‌ها و قاتلین حرفه‌ای بودند،‌ به طوری که تخمین زده شد که حدود 500 میلیون سلاح انفرادی خارج از کنترل دولت‌ها در دست گروهک‌ها و فرقه‌های مختلف است. این پدیده که به نام فرهنگ کلاشینکف نام گرفت باعث شد تا پاکستان و افغانستان تهدید مهمی برای منطقه به وجود آورند.
این پدیده‌ها و همچنین پول‌شویی و عملیات تروریستی تماما زاییده گروه طالبان بود که کنترل جنوب افغانستان را در دست گرفته بود و به راحتی به تجارت مواد مخدر و ترانزیت آن می‌پرداخت.
آینده آسیای مرکزی
مساله فروپاشی شوروی باعث فقدان قدرت برتر منطقه و پدید آمدن مشکلات اقتصادی،‌اجتماعی و تنش‌های سیاسی بسیاری شده بود و این مسائل به شدت امنیت و ثابت در منطقه خلیج‌فارس را تهدید می‌کرد مثلا قزاقستان دارای سلاح اتمی بود و این تهدید بزرگی برای منطقه بود.
اکثر رهبران کشورهای آسیای مرکزی گرایش کمونیستی داشتند در همین حین اسلام نیز در منطقه در حال گسترش بود.
امنیت منابع انرژی و تامین آن
مهمترین کشورهای مصرف‌کننده انرژی کشورهای غربی هستند. یعنی آمریکای شمالی و اروپای غربی و دیگر کشورها در جایگاه بعدی قرار دارند. غرب تنها راه تامین انرژی خود را واردات آن از خلیج‌فارس و کشورهای منطقه می‌داند. هر گونه وقفه در صدور نفت و دیگر مشتقات آن ضربه‌ای جبران‌ناپذیر بر اقتصاد کشورهای منطقه خواهد داشت. کشورهایی که با غرب رابطه دوستانه یا غیردوستانه دارند وقوع هر گونه تهدید و آتش‌سوزی در نزدیکی چاه‌های نفت یا مسیر انتقال آن مانند آنچه در جنگ عراق- کویت مشاهده شد لطمه جبران‌ناپذیری برای آنها خواهد داشت. پس نیاز به همکاری کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس GCC و غرب اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. البته این دیدگاه از سوی کشورهای عرب بود که دائما خود را وابسته به غرب می‌دیدند.
زیاده‌خواهی کویت
از آنجا که کویت عضو شورای همکاری خلیج‌فارس بود مساله مالکیت جزایر سه‌گانه ایرانی را عنوان کرد تا بلکه بتواند از این راه منافع نفتی خود را افزایش دهد و این مساله در رابطه ایران و اعراب تاثیرگذار بود. البته این اولین بار نبود که کشوری عربی چشم طمع به جزایر سه‌گانه ایران داشت. ایران می‌خواست که این مساله از راه گفتگوهای دوجانبه حل و فصل شود ولی امارات خواهان پیگیری موضوع را بر دادگاه‌ بین‌المللی بود. آینده روابط ایران با اعراب چون معمایی به نظر می‌رسید. ایران از بزرگ‌ترین کشورهای منطقه بود و اعضای GCC ایران را به دنبال دسترسی به نقش هژمونی خود می‌دیدند.
مسابقه تسلیحاتی
اختلاف بین کشورهای منطقه و بحران‌های خلیج‌فارس از سال 1990 به بعد کشورهای منطقه را تشویق کرد تا هر یک خود را تبدیل به قدرت برتر منطقه کنند. عراق از سال 1990 به بعد تهدیدی جدی برای ثبات منطقه محسوب می‌شده و این تهدیدها و مسابقات تسلیحاتی سناریوی خاصی را می‌طلبد. جنگ ائتلاف سازمان ملل با عراق بر سر مساله کویت تعادل قدرت منطقه را بر هم زد و از قدرت نظامی عراق به شدت کاست.
طی جنگ سرد عراق خود را به شوروی نزدیک کرد تا از روابط خصمانه و رویارویی شوروی و آمریکا سوءاستفاده کند و از این طریق سلاح کشتار جمعی فراوانی به کشور عراق وارد شد. جنگ عراق با ایران از قدرت و اقتدار عراق کاسته بود و عراق برای اعاده قدرت به کویت هجوم برد تا قدرت خود را به نمایش بگذارد، بعد از این جنگ شورای امنیت سازمان ملل طبق قطعنامه 687 مجازات سنگینی برای عراق در نظر گرفت و از لحاظ قانونی حق ساخت و استفاده از هر گونه سلاح کشتار جمعی (WMD) را از عراق سلب کرد یا گذشت زمان، قدرت نظامی عراق باز بهبود یافت و این بیشتر بدین دلیل بود که کشورهای عرب نمی‌خواستند عراق به عنوان عضوی از GCC حذف شود. ولی کشورهای همسایه‌های عراق احساس خطر می‌کردند چون هر روز قدرت نظامی عراق فزونی‌ می‌یافت. پس از سال‌ 1970 ایران با توجه به درآمد نفت بنیه نظامی خود را تقویت کرد چون اکثریت همسایه‌های خارجی ایران کشورهای ناامن و بی‌ثبات بودند.
عربستان و دیگر اعضای GCC نیز به سرعت شروع به خرید سلاح، توپخانه سنگین، موشک‌های زمین به هوا از نوع SAM، پاتریوت ATBM و هواپیماهای جنگی کردند.
هدف کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس GCC یکی بالا بردن قدرت دفاعی و مهمتر از آن خشنود ساختن آمریکا به خاطر خرید تسلیحات نظامی ساخت آمریکاست.
حل‌وفصل مشکل تامین امنیت
به منظور ایجاد جوی آرام در منطقه اولین قدم، شناخت ریشه‌های بی‌ثباتی و تهدیدکننده امنیت در خلیج‌فارس است که باعث درگیری‌های منطقه‌ای بر سر ادعای قلمرو و مالکیت برخی سرزمین‌های مشترک مرزی و دخالت‌ قدرت‌های بزرگ است.
مهمترین راه‌حل پایان دادن به درگیری و ناآرامی‌ یکپارچه شدن کشورهای منطقه است تا ریسک جنگ در منطقه خلیج‌فارس کاهش یابد و رشد اقتصادی جایگزین هزینه جنگ شود.
برای ایجاد صلح در منطقه باید شرایط خاصی فراهم شود. به طور مثال تشکیل گردهمایی و شوراهای منطقه‌ای نه تنها برای مسائل حال حاضر بلکه برای چاره‌اندیشی برای مسائل آینده منطقه و ایجاد سیستم جدید اقتصادی که به رشد این کشورها بینجامد و ایجاد صلح پایدار در داخل و خارج و ایجاد پایداری در سیاست منطقه‌ای؛ رشد و اجرای اصلاحات نیز از نکات مهم در ثبات منطقه است. این اصلاحات می‌تواند در زمینه‌های نظامی، دانشگاهی، فرهنگی، اقتصادی و عقد قراردادهای تجاری جدید خارجی باشد.
یکی از راه‌های اصلاحات ذکر شده اعتماد متقابل بین کشورهای منطقه است. پس نیاز است هر کشور سیاست‌ها و مسائل دیگر کشورها را محترم به شمارد. به طور مثال بازنگری در اعتماد کشورهای منطقه به یکدیگر و همکاری با یکدیگر جهت مقابله و دفاع از دشمنان مشترک و تهدید کننده مرزها. پس اعتمادسازی مساله‌ای ضروری است. زیرا سیاست کشورها دائما در حال تغییر و تحول است. شایان ذکر است که اعتمادسازی هنگامی روی می‌دهد که کشوری خودخواهان اعتمادسازی باشد.
کشورهای عرب عضو GCC یعنی شورای همکاری خلیج‌فارس همگی حضور نظامی آمریکا در منطقه را برای صلح قبول دارند ولی ایران مخالف حضور بیگانه در منطقه است زیرا ادامه حضور نظامی کشورهای بیگانه را موجب ناآرامی در منطقه می‌داند.
منطقه خلیج‌فارس قابلیت و پتانسیل ایجاد گروه اقتصادی مشترک و تشکیل یک اتحاد را دارد و این کار با حل‌و فصل اختلافات ایران و اعراب بر سر سه جزیره ایرانی امکانپذیر است ولی دیگر قدرت‌های جهان این تشکیل اتحاد را نمی‌پسندند چون از قدرت‌گیری این اتحاد می‌هراسند و به همین خاطر سعی می‌کنند تشکیل هر نوع گروه و اتحاد در بین کشورهای منطقه به مسائل سیاسی مربوط نشود.
امنیت منطقه وقتی معنا دارد که کشورهای منطقه تنها به منظور دفاع از خود تجهیزات نظامی تهیه و تدارک ببینند در غیر این صورت ممکن است تصور شود که این تدارک برای تهاجم صورت می‌گیرد.
هر نوع همکاری جهت حفظ امنیت در منطقه این ضرورت را ایجاد می‌کند که ایران و عراق نیز در این همکاری شرکت کنند یعنی اتحاد این دو کشور اجتناب‌ناپذیر است. برای شروع این همکاری بین دو کشور اولین گام ایجاد همکاری اقتصادی است تا وابستگی به یکدیگر به وجود آید و این باعث تحکیم روابط شود.
از دیگر موارد ضروری تدابیری است تا هر سه طرف از آن احساس رضایت و امنیت داشته باشد (ایران، عراق و GCC) و در آن نیاز به میانجیگری خارجی نباشد. برای این احساس امنیت سه‌جانبه سلاح‌های موجود در بین سه طرف باید تحت کنترل و نظارت باشند و سلاح‌های اتمی و کشتار جمعی نباید توسط هیچ‌یک از طرفین تولید یا استفاده شود.
در آسیا کشور هند علاقه زیادی به ایجاد صلح و ثبات در منطقه دارد تا بتواند وضع اقتصادی - اجتماعی مردم خود را تقویت کند. هند برای تغییرات اقتصادی نیازمند همکاری با کشورهای خاورمیانه است. هند دارای بیشترین نیروی کار است و واردات نفت هند حدود 38 درصد نفت جهان می‌باشد که بیشتر این نفت از خلیج‌فارس تامین می‌شود. هند با ایران، عمان و قطر همکاری می‌کند تا بتواند رضایت این سه کشور را برای انتقال نفت به هند جلب کند. پس ایجاد آرامش،‌ ثبات و صلح در خاورمیانه برای هند نیز حائز اهمیت است.
به هر حال علی‌رغم تعامل پیچیده میان کشورهای منطقه خلیج‌فارس رشد چشمگیری در یکپارچگی و همکاری این کشورها به چشم نمی‌خورد. همکاری‌های کوچک منطقه‌ای، برون و درون منطقه‌ای صورت می‌گیرند تا ثبات نسبی و امنیت اجتماعی و اقتصادی را به وجود بیاورند ولی تا حالت مطلوب فاصله زیادی در پیش است.
به منظور تضمین امنیت در این منطقه ضروری است تا عوامل موثر در ایجاد امنیت در نظر گرفته شوند. حضور نظامی گسترده آمریکا در اقیانوس هند و خلیج‌فارس تاثیر زیادی در امنیت منطقه دارد. چون آمریکا به دنبال نفت منطقه است و کشورهای عرب منطقه نیز نیازمند کمک آمریکا در برخی زمینه‌ها از جمله حفظ امنیت و ثبات منطقه هستند.
سیاست‌های آمریکا تا به حال تنها موجب اختلاف هر چه بیشتر کشورهای منطقه از جمله ایران و عراق شده تا متحد کردن و یکپارچه کردن آنها، آنچه ضروری به نظر می‌رسد این موضوع است که امنیت در منطقه خلیج فارس باید میان خود کشورهای منطقه و بدون دخالت خارجی انجام پذیرد.
ریشه اکثر ناامنی‌های منطقه به خاطر تاکید کشورها بر امنیت نظامی است تا دیگر جنبه‌های امنیت. چگونه خرید کلان کشورهای عربی از تسلیحات نظامی موجب امنیت می‌شود؟ بیشترین مشکل القای قدرت‌های خارجی و بزرگ جلوه‌دادن مسائل کوچک است تا بتوانند سلاح خود را در منطقه به فروش برسانند و جو ناامنی را القا کنند.
کشورهای منطقه باید شورایی برای حل و فصل مسائل منطقه تشکیل دهند و مسائل آینده را نیز پیش‌بینی کرده و در نظر بگیرند. صلح در افغانستان یکی از ضروریات در حفظ امنیت منطقه است. از آنجا که ایران نقش مهمی در منطقه دارد و اعراب هم آمریکا را در حفظ امنیت منطقه دخیل کرده‌اند، پس آمریکا باید در نظر داشته باشد که هر طرح و نقشه‌ای برای حفظ امنیت که در نظر داشته باشد ایران نیز یکی از ارکان قابل توجه آن خواهد بود.
همکاری اقتصادی کشورهای منطقه باید بیش از پیش تقویت شود. اهداف مشترک کشورهای منطقه این همکاری را تسهیل می‌کنند. تلاش کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای کاهش تنش‌های مرزی بین کشورها در منطقه باعث کاهش مسابقه تسلیحاتی و دخالت کشورهای بیگانه خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات