تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۸  ، 
کد خبر : ۵۸۱۷۲

بریتانیا، سرزمین عرف و مشروطه


سام صیدیه
سیاست انگلستان براساس یک کشور متحد و سلطنت مشروطه دموکراتیک پایه‌ریزی شده است. این سیستم حکومت که با نام سیستم وست مینستر (Westminster) قصری با همین نام در لندن که پارلمان انگلستان را در خود جای می‌دهد و همچنین اشاره دارد به سیستمی که در این کشور تکامل یافته و در کشورهایی که سابقا تحت سیطره امپراطوری بریتانیا بودند و امروزه کشورهای مشترک المنافع نامیده می‌شوند، استفاده می‌شود- شناخته شده است، به طور مستقیم از بریتانیا به کشورهای دیگر مانند کانادا، هند، هلند، استرالیا و جامائیکا راه یافته است.
قانون اساسی بریتانیا به صورت مدون و مکتوب وجود ندارد، بلکه تشکیل شده از اصول و قراردادهای مشروطه، موارد گوناگون برگرفته از سنت و عرف و همچنین Common law یا قانون عرفی است،- در این سیستم که در بریتانیا به جز اسکاتلند و کشورهای مشترک المنافع به استثنای کبک در کانادا و آمریکا به غیر از لوئیزیانا، کالیفرنیا و پورتوریکو رایج است، در تصمیم‌گیری‌ها در دادگاه‌ها مبنای اصلی عرف است-.
رئیس حکومت و بالاترین منبع قدرت به شکل صوری پادشاه بریتانیا می‌باشد که هم اکنون ملکه الیزابت دوم در این جایگاه قرار دارد. ملکه اساسا نقشی تشریفاتی دارد و اعمال قدرت او توسط عرف و افکار عمومی محدود شده است. با این حال ملکه از سه حق برخوردار است: حق طرف مشورت قرار گرفتن، حق طرف مشورت قرار گرفتن، حق راهنمایی و پیشنهاد دادن و همچنین حق تذکر و اخطار دادن.
دولت و نخست‌وزیر در یک گردهمایی کاری به صورت محرمانه و هفتگی با ملکه شرکت می‌کنند. در واقع رهبر سیاسی بریتانیا نخست‌وزیر است که باید از حمایت مجلس عوام برخوردار باشد و هم اکنون این پست از دومی 1997 در اختیار تونی‌بلر می‌باشد.
دولت برخاسته از پارلمان و در مقابل آن پاسخگو است، تنها کسی می‌تواند نخست‌وزیر شود که حتما عضوی از مجلس عوام باشد. عملا اعضای پارلمان که از احزاب بزرگ سیاسی هستند، توسط روسای گروه‌های نمایندگان به سختی کنترل می‌شوند تا نظرات آنها کاملا با خط اصلی حزب‌شان در تطابق باشد. اگر دولتی اکثریت بزرگی را در پارلمان در اختیار داشته باشد، خطر از دست دادن آرایش بسیار کم است، اما در صورت در اختیار داشتن اکثریتی ضعیف و یا دولت‌های ائتلافی بسیار شکننده هستند. به عنون مثال مارگارت تاچر در 1979 و تونی بلر در 1997 توانستند با در دست داشتن اکثریت پارلمانی بدون نگرانی دست به رفرم‌های اساسی و بزرگی بزنند، اما درست برعکس جان میچر که فقط یک اکثریت ضعیف در پارلمان را داشت، به راحتی می‌توانست رای‌دهندگانش را در صورت روگردانی روسای گروه‌های پارلمانی و یا رای‌های مخالف به طرح‌های دولت از دست بدهد.
پارلمان
انگلستان دارای یک سیستم دو پارلمانی است. این دو پارلمان عبارتند از: مجلس اعیان (لردها) و مجلس عوام.
در سال 1265 میلادی شورای کبیر که متشکل ازکنت‌ها، اشراف و روحانیون می‌باشد، نام پارلمان بر خود می‌گذارد. در سال 1295 ادوارد پنجم که از کارکرد این پارلمان رضایت دارد، بورژواها را نیز به عضویت می‌پذیرد، اما این امر با مخالفت روحانیون روبرو می‌شود. بنابراین از قرن چهاردهم به بعد عملا دو مجلس وجود دارد، مجلس لردها و مجلس عوام. از سال 1832 اقتدار مجلس عوام گسترش می‌یابد و با مجلس اعیان برابر می‌گردد، اما براساس اصلاحات سال‌های 1911 و 1949 برابری قانونگذاری این دو مجلس برداشته می‌شود و مجلس اعیان ضمن حفظ ترکیب سنتی خود (اعضای مادام‌العمر و موروثی و اسقف‌های اعظم) با اختیارات بسیار محدود مانند بررسی طرح‌های قانونی، پرسش از مجلس عوام و تشکیل کمیته‌های مستقل تخصصی باقی می‌‌ماند. این مجلس هرسال میزبان ملکه برای سخنرانی مراسم گشایش پارلمان است. مجلس عوام به هیچ‌وجه حق دخالت در امور مالی، مالیاتی و بودجه را ندارد.
مجلس عوام، پارلمان اصلی و مهم بریتانیا محسوب می‌شود که اعضای آن با رای مستقیم در 659 حوزه سرزمینی به نمایندگی برگزیده می‌شوند.
احزاب بریتانیا
احزاب چپ:
حزب لیبرال دموکرات
این حزب در سال 1988 از ادغام حزب قدیمی لیبرال و حزب سیوسیال دموکرات به وجود آمد که قبل از آن هر دو حزب دست به تشکیل اتحادیه‌های انتخاباتی طی سال‌های مختلف زده بودند.
حزب لیبرال دموکرات در سطح بین‌المللی عضو «حزب لیبرال‌ها، دموکرات‌ها و اصلاح‌گران اروپایی» است. این حزب به رهبری چارلز کندی و با 62 نماینده در پارلمان سومین حزب مهم بریتانیا محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد آنها از وضعیت دولت حزب کارگر و ضعیف‌تر شدن آن و همچنین موقعیت محافظه‌کاران سود می‌برند- و می‌توانند تا مدتی دیگر به عنوان جایگزینی برای این دو حزب بزرگ که به مدت یک قرن در صحنه سیاسی این کشور مسلط بوده‌اند، ظاهر شوند. همچنین به دلیل میانه‌رو شدن حزب کارگر با رهبری تونی‌بلر، لیبرال دموکرات‌‌ها معمولا به عنوان یک حزب چپ با سیاست‌های قاره‌ای و صلح‌طلبی در سیاست خارجی خود را نشان داده‌اند.
در پارلمان اسکاتلند آنها یک ائتلاف حکومتی با لیبرال دموکرات‌های اسکاتلندی تشکیل داده‌اند که جیم والاس از این ائتلاف معاون نخست‌وزیر اسکاتلند می باشد. همچنین حزب شاخه‌ای با نام لیبرال دموکرات‌های ولزی دارد و با 12 نماینده در ژوئن 2004 حزب اصلی «اتحاد دموکرات‌ها و لیبرال‌ها برای اروپا» محسوب می‌شود.
حزب کارگر
یک حزب میانه‌روی چپ که با رهبری تونی‌بلر توانست در انتخابات سال‌های 1997، 2001 و 2002 به پیروزی برسد. انتخابات 1997 اولین پیروزی حزب کارگر بعد از شکست در 1979 بود. بعد از رفرم‌های تونی‌بلر حزب بیشتر به سمت راست میانه تمایل پیدا کرده است. حزب کارگر که در جریان ملی‌سازی‌های بعد از جنگ (1951-1945) نقش اساسی را داشت، هم‌اکنون، قاطعانه یک سیاست اقتصادی لیبرال در پیش گرفته است، با این وجود هنوز عضو حزب سوسیالیست اروپا و انترناسیونال سوسیالیست باقی مانده است.
تاریخچه حزب کارگر
حزب کارگر در سال 1900 توسط سندیکاها بنیان گذاشته می‌شود. در 1906، 29 کرسی در انتخابات به دست می‌آورد. 1906 James keirHardie به عنوان رهبر حزب انتخاب می‌شود. در 1922 حزب کارگر به اپوزیسیون اصلی در مقابله محافظه‌کاران تبدیل می‌شود. در ژانویه 1924 حزب یک حکومت اقلیت تشکیل می‌دهد. در سپتامبر همین سال دولت سقوط می‌کند. در 1931 حزب به دلیل اختلاف درباره بحران اقتصادی خود را منحل اعلام می‌کند. 1940 عضو ائتلاف جنگ می‌شود. 1945 در انتخابات پیروز می‌شود و برنامه رفرم و ملی‌سازی خود را شروع می‌کند.1951 حزب کارگر در انتخابات شکست می‌خورد. در 1964 در انتخابات به پیروزی می‌رسد و دولتی اقلیتی را تشکیل می‌دهد و در 1966 با اکثریت بالایی برنده می‌شود. بین سال‌های 1964 تا 1970 حزب دست به اصلاحات اجتماعی می‌زند، مانند قانونی کردن هم‌جنس‌گرایی و لغو مجازات مرگ، 1970 در انتخابات شکست می‌خورد.
در 1974 دولت محافظه‌کار بعد از اعتصابات کارگران معادن زغال‌سنگ سقوط می‌کند و حزب کارگر یک دولت اقلیتی تشکیل می‌دهد. در سال 1979 دولت بعد از اعتصابات بسیار سقوط می‌کند و محافظه‌کاران با رهبری مارگارت تاچر پیروز انتخابات می‌شوند. در 1983 حزب کارگر بدترین نتیجه را بعد از جنگ در انتخابات به دست می‌آورد. در سال‌های 1987 و 1992 نیز در مقابل محافظه‌کاران شکست می‌خورد. در 1994 تونی‌بلر نیز به عنوان رهبر حزب انتخاب می‌شود. در انتخابات سال‌های 1997 و 2001حزب کارگر پیروز می‌شود و در 2005 برای اولین بار در تاریخ حزب کارگر این حزب در انتخابات عمومی برای سومین بار متوالی به پیروزی می‌رسد، در حالی که 47 کرسی از نمایندگانش را نسبت به 2001 از دست داده بود.
احزاب راست:
حزب محافظه‌کار

این حزب اصلی‌ترین حزب دست راستی انگلستان به شمار می‌آید. سابقه آن به قرن هجدهم برمی‌گردد، اما در میانه قرن نوزدهم خود را سازمان می‌دهد و در ابتدا Tory partyنامیده می‌شود. امروز نیز اعضای حزب محافظه‌کار Tories خطاب می‌گردند.
در قرن بیستم این حزب دو تن از مهمترین روسای دولت را به بریتانیا داد: وینستون چرچیل و مارگارت تاچر. تا 1975 حزب محافظه‌کار در ردیف راست میانه دسته‌بندی می‌شود حکومت ادوارد هیث نیز از 1970 تا 1974 یک سیاست اجتماعی – محافظه کارانه در پیش می‌گیرد تا مثل همیشه در جست‌وجوی یک حد میانه باشد، اما کشور هر چه بیشتر به سمت بحران اقتصادی و اجتماعی پیش می‌رود و تورم به بالاترین حد خود می‌رسد. در 1975 مارگارت تاچر رهبری حزب را در دست می‌گیرد و در یک چرخش بسیار راستگرایانه در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی به اعمال سیاست‌های نئولیبرالی می‌پردازد. سیاست محدودسازی پولی او در مقابل تورم مستقیما از ایده‌های اقتصادی مکتب شیکاگو الهام می‌گیرد.
به موازات این سیاست او به کاهش محسوس قدرت خرید عمومی و محدود کردن قدرت سندیکاها می‌پردازد. در سیاست خارجی نیز او به عنوان بانوی آهنین ظاهر می‌گردد و با به قدرت رسیدن رونالد ریگان در 1980 یک متحد با ارزش پیدا می‌کند که در بینش‌های اقتصادی و روابط بین‌المللی با او هم عقیده است. در زمینه اروپایی او مخالفت شدیدش را با اروپای فدرال ابراز می‌کند و دست به کاهش سهم مالیات در بودجه عمومی می‌زند. این امر برای حزب محافظه‌کار که تا آن زمان طرفدار دوآتشه یک ساختار اروپایی در بریتانیا بود، یک از هم‌گسیختگی به شمار می‌رود.
در 1990 تاچر از رهبری حزب برکنار می‌شود و جان میچر جای او را می‌گیرد و تا 1997 حزب محافظه‌کار را در قدرت نگه می‌دارد، اما موفق به جلوگیری از عقب‌نشینی محسوس حزب در هر انتخابات نمی‌شود.
در 1997 تونی‌بلر جوان از حزب کارگر پیروز انتخابات می‌‌گردد و حزب محافظه‌کار که انتخابات را از دست داده، میان دو گرایش درون حزبی سردرگم می‌شود. در یک سو کسانی که به اروپای متحد بسیار مشکوکند و در سویی دیگر کسانی که دارای تمایلات بسیار اروپایی هستند، مانند کریس پاتن. در انتخابات عمومی سال‌های 2001 و 2005 حزب محافظه‌کار چند کرسی دیگر به دست می‌آورد، اما همچنان در موضع اپوزیسیون باقی ماند، به دلیل ناتوانی در شکل بخشیدن به یک طرح قابل قبول و متعادل برای جذب طبقه متوسط.
از 1997 تا 2005 رهبری حزب برعهده کسانی مانند ویلیام هاگ، یان دانکن اسمیت و مایکل هوارد بوده است. این حزب هم اکنون نزدیک به 250 هزار عضو را شامل می‌شود.
حزب محافظه‌کار هواداران خود را بیشتر در میان مناطق روستایی و مردان سفیدپوست میانسال می‌یابد و به نظر می‌رسد به واسطه نتایج به دست آمده هم اکنون این حزب برای جذب جوانان، زنان و نمایندگان اقلیت‌های قومی و همچنین به دست آوردن آرای ولزی‌ها و اسکاتلندی‌ها جایی که فقط یک نماینده از حزب محافظه‌کار در مجلس از سوی آنها حضور دارد، تلاش بسیاری می‌کند.
احزاب ناسیونالیست:
حزب ملی اسکاتلند

این حزب که در سال 1934 و به رهبری الکساندر مک اون بنیان گذاشته شد،‌ مهمترین و اصلی‌ترین حزب استقلال‌طلب اسکاتلند به شمار آید. حزب ملی اسکاتلند محبوبیت خود در میان مردم را در سال 1970 باز می‌یابد، یعنی زمانی که پارلمان اسکاتلند برقرار می‌گردد و از آن هنگام نقش یک حزب بزرگ اپوزیسیون را ایفا می‌کند.
از دهه 90، شون کانری، بازیگر معروف اسکاتلندی، از چهره‌های مهم و حامیان اصلی حزب به حساب می‌آید. او عقیده دارد: «اسکاتلند دوباره باید تبدیل به ملتی مستقل شود، نه به این دلیل که با دیگران متفاوت است، بلکه درست به این خاطر که همانند دیگر کشورهای کوچک و ثروتمند اروپایی است.»
در انتخابات پارلمانی 2001 بریتانیا حزب ملی اسکاتلند با 1/20 درصد (5 کرسی) آرا به پارلمان راه یافت و در انتخابات پارلمانی اسکاتلند در 2003 با 8/23 درصد (27 کرسی) به پیروزی رسید و در انتخابات پارلمان اروپا در 2004 نیز 7/19 درصد آرا (دوکرسی) را به دست آورد.
هم اکنون رهبری حزب برعهده آلکس سالموند است.
حزب ولز
نام اصلی حزب به زبان ولزی plaid cymru است که معنی حزب سرزمین ولز را می‌دهد و نام رسمی آن plaid Cymru-The Party of Wales می‌باشد، به نشانه این امر که حزب ولز می‌خواهد ساکنانی که به زبان ولزی صحبت نمی‌کنند را نیز نمایندگی کند. این حزب در سال 1925 به وسیله اعضای ارتش سربازان ولزی و جنبش ولزی پایه‌گذاری شد. مناطقی که در آنها به زبان ولزی صحبت نمی‌کنند را نیز نمایندگی کند. این حزب در سال 1925 به وسیله اعضای ارتش سربازان ولزی و جنبش مالزی پایه‌گذاری شد. مناطقی که در آنها به زبان ولزی صحبت می‌شود،‌به طور سنتی بسیار بیشتر ازمناطق جنوب که انگلیسی حرف می‌زنند، از حزب ولز حمایت می‌کنند.
در 1999 حزب به یاری حمایت سوسیالیست‌های جنوب تبدیل به حزب اپوزیسیون در مجمع جدید ملی ولز می‌شود و در سال 2003، پنج کرسی خود را در این مجمع از دست می‌دهد. این تحول باعث بازگشت حزب به ایده‌های سنتی‌اش مانند زبان ولزی و استقلال کشور می‌شود.
رهبر کنونی حزب ولز Dafyddiwan یک خواننده میهنی است که کوشیده است تا تعریفی دوباره از نقش حزب ارائه دهد و حمایت بیشتری را در سراسر کشور و نه فقط در مناطق ولزی کسب کند.
این حزب در انتخابات 2005 بریتانیا سه کرسی به دست می‌آورد و با از دست دادن یک کرسی نسبت به 2001 و حدود 174 هزاررای (6/12 درصد) در سرزمین ولز کسب کرد، با کاهش 7/1 درصدی نسبت به سال 2001؛ حزب ولز همچنین از اعضای «اتحاد آزاد اروپا» می‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات