تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۸۱۸۶

اختلاف شیعه و سنی


حمیدرضا شکوهی
پنج ماه پیش زمانی که کاریکاتورهایی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلوات‌الله علیه در یک روزنامه دانمارکی منتشر شد و چند ماه بعد در سایر نشریات اروپایی انتشار این کاریکاتورها ادامه یافت و منجر به واکنش خشمگینانه مسلمین در گوشه و کنار جهان اسلام شد سکوت یک فرد چه برای غربیان و چه برای مسلمانان بسیار تعجب‌برانگیز بود. اسامه بن لادن، پرچمدار حمله به مواضع غرب که خود را علمدار اسلام بنیادگرا می‌دانست سکوت اختیار کرد و از ملاعمر هم صدایی درنیامد. گویی آن دو که قصد داشتند پرچمدار اسلام در مقابل جبهه کفر باشند، چشم و گوش خود را بر روی آنچه که رخ داده‌ بسته‌اند و نه می‌بینند توهین به مسلمانان را و نه می‌شنوند فریاد اعتراض مسلمانان را به این توهین‌ها.
یک مثل شیرین پارسی می‌گوید سکوت نشانه رضاست و شاید بن لادن و ملاعمر از طرفدارانشان را بتوان مصداق روشن این ضرب‌المثل دانست. سکوت کسانی که خود را سردمدار دفاع از اسلام بنیادگرا می‌دانند در مقابل توهینی که به پیام‌آور اسلام ناب می‌شود اگر علامت رضا نیست، پس چیست؟ مگر همین بن لادن نبود که در مقابل هر حادثه‌ای در جهان که یک طرفش مسلمین باشند و طرف دیگرش «کفار»، در مقابل دوربین تلویزیونی قرار می‌گرفت و صدا و تصویر ضبط شده‌اش را برای شبکه تلویزیونی «الجزیزه » و گاهی هم «العربیه» می‌فرستاد که کفار را زنهار می‌داد که مسلمین، پاسخ قطعی به آنها خواهند داد؟ پس چرا بن‌لادن در مقابل توهین به حضرت نبی‌اکرم محمد(ص)، سکوت توام با رضا را به اعتراض همراه با هشدار ترجیح داد؟ شاید باید نکته دوستی را که می‌گفت بن‌لادن از تشبیه‌سازی کاریکاتوریست دانمارکی خوشحال است جدی بگیریم. چه شد که برای ترسیم چهره پیامبر اسلام(ص) که پیامبر صلح و رحمت است از چهره بن‌لادن استفاده کردند که منادی جنگ و وحشت است؟ آیا این نشانه‌ای نیست که بدانیم غرب – به معنای عام آن- می‌خواهد چهره پیامبر اسلام را مشابه چهره بن‌لادن معرفی کند؟ و صد البته که بن‌لادن نیز از این شبیه‌سازی خشنود است که بار دیگر خود را در صدر می‌بیند و از شادی اینکه او را پرچمدار اسلام می‌دانند در پوست خود نمی‌گنجد. اما اگر حله‌های متصل شده را دنبال کنیم، فراتر از این تمایل درونی، به یک فشار بیرونی می‌رسیم که بن‌لادن و اطرافیانش را در بر گرفته است. آنچه که موجب سکوت بن‌لادن در میان خشم مسلمانان برای آتش زدن پرچم صلیبی دانمارک در این شبه جنگ صلیبی بین اسلام و غرب شده است فشاری است که از سوی دیگرانی که قدرتی بیشتر از بن لادن دارند بر او وارد می‌شود. بن‌لادن که همواره مسلمانان را به اتحاد در مقابل کفار فرا می‌خواند، اینک در مقابل ترسیم کاریکاتورهایی از چهره پیامبر همین مسلمانان آنها را به واکنش واداشته است سکوت می‌کند و شگفت‌انگیز نیست که در مقابل انفجار حرم مطهر دو امام شیعیان هم که فریاد اعتراض شیعیان را به پا داشته و بر اختلافات شیعه و سنی دامن زده و صفوف متحد مسلمین را بار دیگر دستخوش اختلاف و تفرقه کرده، سکوت اختیار کند و از دور، تنها یک نظاره‌گر باشد. برای فردی که توهین به پیامبر اهمیتی برایش نداشته باشد طبیعی است که ایجاد اختلاف بین پیروان آن پیامبر هم اهمیتی نخواهد داشت.
اکنون صف متحد مسلمانان در مقابل توهین‌کنندگان به پیامبر اسلام، با اختلاف بین شیعه و سنی اندکی متزلزل شده است و اگر حتی غرب را عامل ایجاد این اختلاف ندانیم و نمی‌توانیم خوشحالی غرب را از این اختلافات جدید کتمان کنیم. سکوت بن‌لادن، حل این معادله را پیچیده‌تر می‌کند، نه از آن جهت که مسلمانان، بن‌لادن را به عنوان پرچمدار مسلمین پدیرفته‌اند و همواره در انتظار مواضع او هستند- که هرگز به جز در میان عده‌ای افراطیون، این گونه نبوده و نیست- بلکه از این جهت که شائبه‌های گذشته را در مورد خاستگاه بن‌لادن تقویت می‌کند. اگر حتی به توهم توطئه هم پشت پا بزنیم و بن‌لادن را عامل کفر ندانیم و با افراطیونی که همچنان بر طبل حمایت از بن‌لادن می‌کوبند همنوا شویم، باز هم نمی‌توانیم انکار کنیم که بن‌لادن و پیروانش در جهت خواسته‌های همان گروه‌هایی گام برمی‌دارند که در جهان غرب کاریکاتورهای پیامبر اسلام را بارها منتشر می‌کنند و در جهان اسلام، حرم مطهر دو امام مورد احترام شیعیان را ویران می‌سازند. حتی اگر عملکرد این گروه‌ها را در جهان غرب و جهان اسلام از یکدیگر تفکیک کنیم، نمی‌توانیم تعلق خاطر بن‌لادن و طرفدارانش را به این دو گروه انکار کنیم. تعلق خاطری که یا در وابستگی خود آگاه بن‌لادن به غرب تبلور می‌یابد یا قالب همنوایی ناخودآگاه با غرب را به خود می‌گیرد. فرقی هم ندارد. بن‌لادن در هر دو حالت، حس شادمانی غرب را- در معنای خاص آن که پشت پرده سیاست می‌نشینند و برای جهان تصمیم می‌گیرند- برمی‌انگیزد. با این تفسیر حتی اگر سکوت بن‌لادن را ناشی از مرگ او بدانیم، چماق بن‌لادن تا مدت‌ها در دست غرب باقی خواهد ماند تا چهره اسلام ناب محمدی را با چهره او پیوند زنند و دین محمد (ص) را همچون دین بن‌لادن، دین جنگ و خونریزی معرفی کنند و برای رسیدن به این هدف، چه چیز بهتر از اختلاف مسلمین و جنگ و جدال توام با خونریزی شیعه و سنی با هم؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات