چنگیز محمودزاده
سالها پیش برای اولین بار، چند نفر از عکاسان کشور دور هم جمع شدند تا انجمن عکاسی ایران را شکل دهند. در ان زمان (سال 1331) آرزوی شکلگیری انجمنی که تمام عکاسان رشتهخهای مختلف در آن عضو باشند در ذهن گروهیاز عکاسان شکل گرفت.
اگرچه هیچ خبری از چنین تشکلی نشد اما عکاسی کشورمان همچنان رشد کرد و با وقوع انقلاب، جنگ و شرایط اقتصادی جامعه، هر کدام از شاخههای عکاسی به عرصهای مستقل و قدرتمند تبدیل شد. 30 سال از زمان اولین تلاشها برای استوار کردن انجمن فراگیر عکاسان کشور میگذشت و باز هم همان آرزوی در سر نسل دیگری از عکاسان شکل کرفت. سال 1363 بود که عدهای دیگر، تلاشهای خود را آغاز کردند اما دنیای عکاسی، بسیار بزرگتر از قبل شده بود و به همان اندازه کنار هم نشاندن عکاسان گرایشهای مختلف، سختتر.
20 سال دیگر هم گذشت تا اینکه بالاخره این آرزوی 50 ساله، شکل اجرایی پیدا کرد و گامهایی که براینیم قرن نتوانسته بود از نقطه آغاز فراتر رود به شکلگیری «انجمن ملی عکاسی ایران» رسید.
پنجشنبه گذشته نزدیک به 400 نفر از عکاسان کشور در فرهنگسرای و هنرمند عکاسی مقیم هیأت مؤسس این انجمن را از بین 72 نامزد انتخاب کنند.
حالا 51 سال از زمانی که به گفتههای شفائیه، مدرس دانشگاه و هنرمند عکاس مقیم آمریکا، اولین فعالیتها برای شکلگیری انجمن عکاسان آعغاز شد و میگذرد و بالاخره هیات موسس متشکل از اسماعیل عباسی، سیفالله صمدیان، اکبر عالمی، محمد ستاری، مجتبی آقایی، افشین شاهرودی، امیرعلی جوادیان، محسن راستایی، سید عباس میرهاشمی، محمد فرنود، شاهرودی، امیرعلی جوادیان، محسن راستایی، سید عباس میر هاشمی، محمد فرنود، مریم زندی، فرزاد هاشمی و ساعد نیک ذات حیات پیدا کرده است. این هیات وظیفه تنظیم اساسنامه انجمن را برعهده دارد.
تشکیل هیات مؤسس انجمن ملی عکاسی ایران حاصل فعالیتی 18 ماهه است. که از 14 شهریور ماه سال گذشته آغاز شد. در آن روز، نمایندگان نهادها، انجمنها و نشریات تخصصی، اولین نشست خود را در خانه هنرمندان ایران برگزار کردند. این جلسات ادامه یافت و در پایان، تصمیم افراد حاضر در جلسات بر آن شد تا با وجود آنکه معمولا هیات مؤسس خود راسا برای تشکیل انجمن اقدام میکند، انتخاب این هیأت هم به جامعه عکاسی واگذار شود.
رأیگیری هفته گذشته در واقع ثمره فعالیت گروههای شکل گرفته در جلسات یک سال گذشته است.
در طول سالهای اخیر انجمنهای عکاسی بسیاری در کشور ما شکل گرفت که هر کدام از آنها به یک گرایش خاص معطوف میشدند، و هیچ یک جامعیت نداشتند.
«خانه عکاسان» که از سالهای پیشتر شکل گرفته بود، نتوانست معنی واقعی خانهای برای عکاسان را پیدا کند و بیش از هر جیز در همان حد و اندازه واحد عکاسی مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری باقی ماند. اما انجمنهای دیگری نیز مانند انجمن صنفی عکاسان مطبوعات، انجمن عکاسان ایرانشهر و این اواخر، انجمن عکاسان بحران پا به عرصه عکاسی کشور گذاشتند.
جالب اینجاست که هیچ یک از این انجمنها نتوانستند حداقل تمام عکاسان فعال در گرایش خود را پوشش دهند و در عین حال نیز نیازهای و خواستهای اعضای خود را نیز برآورده نکردند.
مگر برای یک عکاس، چه چیزی مهمتر از این است که اثرش بدون اجازه و یا بدون ذکر نام او مورد استفاده قرار نگیرد. با این وجود تصاویر ثبت شده از سوی عکاسان در نشریات مختلف بارها و بارها چاپ میشوند و نه تنها هیچ حق و حقوقی به آنها پرداخت نمیشود، بلکه حتی نامشان نیز در کنار عکس نوشته نمیشود.
از سوی دیگر ارگانی قدرتمند برای پشتیبانی از حقوق مادی این افراد نیز وجود ندارد تا در صورت لزوم بتواند حقوق پایمال شده آنان را احیا کند.
مشکل عکاسان، فقط به زمانهای بعد از ثبت تصویرشان و چاپ و انتشار آنها باز نمیگردد، بلکه مشکلات آنها از همان زمان اقدام برای ثبت تصویر آغاز میشود و معمولاً در کوچه و خیابان با افرادی مواجه میشوند که مانع از کار آنها میشوند و هیچ کارت شناسایی را قبول ندارند. این برخوردها به کوچه و خیابان محدود نمیشود و حتی در مراسمهای رسمی نیز به چشم میخورد که برخی اوقات درگیری فیزیکی نیز منجر میشود.
مسابقهها و نمایشگاههایی که خارج از کشور شکل میگیرند، ماجرایی است که در سالهای اخیر نارضایتی عکاسان را برانگیخته است.
این نمایشگاهها معمولا شاهد گروه خاصی از عکاسان ایرانی هستند که هر بار فقط تعداد تیر ماه سال گذشته و پس از هفت سال تاخیر برگزار شد. این دو سالانه نشان داد در عرصه عکاسی کشورمان هر گروهی که طرفدار یک جگریان عکاسی است زمام امور را به دست بگیرد، فضایی برای دیگر جریانها قائل نخواهد شد. به همین دلیل بود که حتی چند نفری از اع2ضای هیات داوران دو سالانه نیز به روند برپایی آن اعتراض کردند.
خود عکاسان کشورمان نیز بر این امر واقف هستند که جمع کردن تمام آنها در زیر یک سقف کار بسیار مشکلی است. شاید دلیل شکل نگرفتن انجمنی فراگیر برای عکاسان نیز همین موضوع باشد. اما حال که چنین انجمنی در حال شکلگیری است، شاید بهترین کار این باشد که همه عکاسان با حضور در آن به اصلاح فعالیتهای آن بپردازند.
البته این انجمن که در اولین گامهای شکلگیری است از همین حالا و پیش از انجام هر اقدامی، مخالفان خود را دارد. بهمن جلال، استاد دانشگاه معتقد است که شکلگیری انجمن منجر به تضعیف انجمنهای تخصصی خواهد شد.
هر چند هنوز برای چنین قضاوتها و اظهارنظرهایی وقت زیادی هست اما در بیانیه گروه کاری تاسیس انجمن ملی عکاسی ایران نیز به این نکته اشاره شده بود که: «نباید انتظار داشت انجمن ملی در بدو تاسیس و شروع فعالیت، ناگهان و به یکباره همه مشکلات را معجزهوار برطرف کند. باید مقاوم و صبور بود. انجمنی که لازم بود سالیان سال پیش تشکیل شود امروز به همت شما نخستن گام را بر میدارد و حضور فعالانه شماست که میتواند انجمن را به تدریج به جایگاه شایسته خود نزدیک کند. هر چه حضورتان پررنگتر باشد، سریعتر به هدف خواهیم رسید.»
این انجمن با هدف رفع یکجانبهنگریها در عکاسی کشور شکل گرفته است، اما نگران کنندهترین مساله این است که خود این انجمنها در عکاسی کشور شکل گرفته است، اما نگرانکنندهترین مسأله این است که خود این انجمن، دچار آن نگرشها شود و نتواند اقدامی عملی در راه برطرف کردن مشکلات جامعه عکاسی، انجام دهد.