تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۵۸۲۴۵

پیش قدمی ایران در کاهش تنش با آمریکا، مانعی ندارد


مصطفی معین
1- اگر منظور صرفاً طراحی استراتژی سیاست خارجی باشد، طبعاً نقش اصلی و تعیین‌کننده در طراحی و ارایه پیشنهاد بر عهده قوه مجریه است و هر چند نهادهای دیگر، چون دبیرخانه شورای امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی می‌توانند طراح اولیه استراتژی برای سیاست خارجی باشند، اما در عمل، عمده این نقش به عهده قوه مجریه سپرده می‌شود و اگر نقص و کاستی و نارسایی در طراحی باشد، می‌توان مسئولیت عمده آن را بر عهده وزارت امور خارجه و در کنار آن نهادهای پژوهشی و برنامه ریز قوه مجریه دانست.
اما ظاهراً منظور از سئوال، میزان نقش‌آفرینی در همه مراحل طراحی، تدوین، تصویب و اجرای استراتژی سیاست خارجی است که از این نظر طبعاً قوه مجریه تنها نیست.
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر قوه مجریه و به ویژه وزارت امور خارجه، رهبری، مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی تا حدی در طراحی و تدوین و قویاً در تصویب و مراحل اجرای استراتژی‌های نظام از جمله استراتژی سیاست خارجی کشور نقش دارند و در این زمینه اثر گذارند. اما در عین حال به دلیل جایگاه وزارت امور خارجه و کارکرد دیپلماسی در سیاست خارجی، نقش قوه مجریه در تدوین استراتژی و پیشبرد آن اساسی است، هر چند ممکن است بعضاً با موانع و مشکلات جدی در مسیر تصویب و اجرای استراتژی مواجه شود.
تجربه تلاش‌های موفق دولت جناب آقای خاتمی در تغییر استراتژی یا به عبارت بهتر اصلاح بنیادین رویه سیاست خارجی ایران مد نظر است. تا قبل از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، سیاست خارجی انزواگرا و بحران‌ساز بود که نه تنها کمک موثری در رفع موانع توسعه کشور نداشت، بلکه خود هزینه بسیار سنگینی به معیشت مردم و اقتصاد کشور تحمیل می‌کرد. البته به اعتقاد من در پدیدار شدن این وضعیت نابسامان، تنها قوه مجریه مقصر نبود بلکه مجموعه‌ای از رفتارهای نهادهای مختلف مسئول و غیر مسئول سیاسی، فرهنگی، اطلاعاتی و نظامی چنین شرایطی را شکل داده بودند.
این وضعیت تصویری تیره و ناخوشایند از نظام اسلامی را در جهان ترسیم کرده بود و عملاً تعامل سازنده دست اندرکاران سیاست خارجی کشور را با جهانیان بسیار دشوار می‌کرد.
مرور وضعیت سیاست خارجی در سال‌های 1375 و 1376 به عنوان بحرانی‌ترین سال‌های سیاست خارجی کشور، به خوبی کارکرد بحران زای این سیاست را نمایان می‌کند. خروج سفرای کشورهای اروپای غربی از ایران و بازگشت سفیران ما از این کشورها و در واقع کاهش سطح روابط با همه کشورهای مهم اروپایی، روابط نامناسب و تیره با همسایگان و کشورهای مهمی در منطقه، اخراج سفیر ایران از ترکیه و روابط بسیار تلخ ایران با این کشور، ترور ماموران نظامی و مهندسان ایرانی در پاکستان طی دو نوبت در سال 1376 و توقف روابط با بسیاری از کشورهای مهم جهان از جمله ژاپن و چین، تنها بخشی از نشانه‌های عمده این دوره بحرانی است.
ورود پرقدرت آقای خاتمی به قوه مجریه و تاثیر عمیق باورهای ایشان بر روند سیاست خارجی کشور، مسیر حرکت سیاست خارجی را دگرگون کرد و نه تنها چهره ایران در سطح جهان بازسازی شد و تحولات اصلاح‌طلبانه ایران به عنوان یک فرآیند دموکراتیک در سطح جهان به رسمیت شناخته شد، بلکه سیاست‌های مسالمت‌جو، عقلانی، قابل محاسبه و قابل درک ایران فرصت تعامل قدرت‌مندی را برای دست‌اندر‌کاران سیاست خارجی فراهم کرد.
یکی از شاخص‌های مهم طراحی، تصویب و اجرای استراتژی در دولت اصلاحات، طراحی و پیشبرد بحث «گفت و گوی تمدن‌ها» در سیاست خارجی کشور تا مراحل تبدیل آن به یک رهیافت جهانی بود که برای همیشه در تاریخ تحولات سیاسی جهان ماندگار خواهد بود (سال 2001 سال گفت و گوی تمدن‌ها خوانده شد.)
البته این روند غیر قابل برگشت نبود. تصمیمات اشتباه قوه مجریه یا دخالت مخرب نهادهای غیر مسئول می‌تواند دوباره سیاست خارجی کشور را در مسیر قهقرایی گذشته قرار دهد. بعضی نشانه‌های این مساله را می‌توان در بازیافت‌های بین‌المللی بعضی تصمیمات مجلس در مورد سرمایه‌گذاری‌های خارجی مشاهده نمود.
2- سیاست‌های ایران در قبال آمریکا همچون سایر جنبه‌های سیاست خارجی، نسبی و متاثر از تحولات جهانی و شرایط بین‌المللی است. آن چه در سیاست خارجی کشورها به عنوان شاخص و ملاک می‌تواند و باید ماندگار باشد، منافع ملی و دفاع از امنیت ملی است. اگر منافع و امنیت ملی ایجاب نماید، طبعا هر سیاستی تجدید‌نظرپذیر است؛ از جمله سیاست‌های ایران در قبال آمریکا. باید هزینه‌ها و منافع سیاست کنونی و تغییرات آن را سنجید و بر اساس مصالح کشور در مورد آن تصمیم گرفت. به عقیده من به این دلایل سیاست ایران در قبال آمریکا باید مورد تجدید نظر قرار گیرد:
الف) جهان پس از فروپاشی اتحاد شوروی دارای مولفه‌هایی است که بر تمامی جنبه‌های سیاست جهانی تاثیر گذاشته و تکرار سیاست‌های دوران جنگ سرد برای این دوره کارساز نیست. سیاست خارجی ما نسبت به آمریکا عموما متاثر از باورهای دوران جنگ سرد است.
ب) تحولات کشور و اجرای سیاست خارجی جدید ایران، فرصت‌های ویژه‌ای برای ما در منطقه و جهان فراهم کرده است. این فرصت‌ها ایران را تا حد زیادی از انزوا خارج کرده و در مسیری قرار داده که خواه ناخواه نیازمند صحنه‌های بزرگتری برای پیشرفت و تحریک در سطح بین‌المللی است. دستیابی به چنین صحنه‌هایی بدون تجدید نظر در سیاست‌های سنتی ایران نسبت به آمریکا با موانع مهمی مواجه می‌گردد.
تحولات جهانی و منطقه‌ای شرایط ویژه‌ای را به کشور تحمیل کرده است. این شرایط، هم حامل فرصت‌های مهمی برای تبدیل کشور به یک قدرت تواناتر منطقه‌ای است و هم می‌تواند آبستن مشکلات و حتی تهدیداتی برای ثبات و امنیت کشور باشد. بهره‌گیری از این شرایط و رفع تهدیدات مستلزم تعامل قدرت‌مندانه در همه صحنه‌ها از جمله صحنه دیپلماسی با آمریکا است.
در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی تحولات مهم اقتصادی باعث شده که ظرفیت‌های بالقوه زیادی برای پیشرفت‌های اقتصادی و توسعه کشور فراهم شود. تداوم این پیشرفت نیازمند بازشدن درهای اقتصاد جهانی و دستیابی تولید‌کنندگان، صنعت‌گران و متخصصان ما به بازارهای آن سوی مرزهاست. تحقق این شرایط نیازمند تعامل با جامعه جهانی است و کاهش تنش با آمریکا به عنوان یک مانع مهم ورود اقتصاد ایران به بازار جهانی است.
تجربیات موفق دیپلماسی کشور در سال‌های اخیر از توان دیپلماسی ایران در مواجه با کشورهای قدرت‌مند جهان حکایت می‌کند. این موفقیت حتی در صحنه‌هایی مثل افغانستان و عراق که نیازمند تعامل مستقیم و غیر مستقیم با آمریکا بوده، علی رغم همه موانع و مشکلات نتایج مثبتی داشته است. لذا به لحاظ توان کارشناسی نیز اتخاذ سیاست گفت و گو با آمریکا در شرایط مقتضی نه تنها مانع اصول و مصالح کشور نیست، بلکه می‌تواند با حفظ اصول، تامین کننده منافع و امنیت ملی باشد.
و بالاخره این که هرگز آمریکا تا این حد نیازمند کاهش تنش با ایران نبوده است. چنین وضعیتی فرصت تعامل از موضع برابر را برای ایران فراهم کرده است. در چنین چارچوبی احتمال کاهش مشکلات بین‌المللی توسعه کشور با تحریک دیپلماتیک مثبت با آمریکا کم نیست. البته چنین نیازی از سوی آمریکا، فرصتی دایمی و حتی دیرپا برای ما نیست؛ لذا ضرورت دارد که به موقع از این فرصت به بهترین وجه استفاده شود.
با توجه به این ملاحظات معتقدم که تجدید نظر در سیاست کنونی ما با آمریکا ضروری است. حتی اگر مصالح کشور ایجاب نماید، پیشقدم شدن ایران در کاهش تنش با آمریکا نیز مانعی ندارد. اما طبعا تداوم آن به اصلاح روش‌ها و رفتار متقابل آمریکا‌ییان وابسته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات