تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۴  ، 
کد خبر : ۵۸۲۶۷

مبارزه از نوعی دیگر


امیرهوشنگ افتخاری راد
در برابر سیاست عدم خشونت، حریف شروع به سرکوب می‌کند اما این سرکوب عملاً او را تضعیف می‌کند و مبارزه عدم خشونتی را تقویت می‌کند. این روند را می‌گویند: «جو ـ جیتسوی سیاسی»، یعنی خشونت حریف کمانه می‌کند و موقعیت خودش را تضعیف می‌کند
شاید بسیاری از گروه‌های فلسطینی و اسرائیلی توافق دارند که تنها راه، خشونت فیزیکی است که باید نسبت به یکدیگر روا دارند. اما درست به همین دلیل است که استراتژی عدم خشونت در این سرزمین‌ها معنا پیدا می‌کند. قریب پنجاه سال است که جنگ‌های خشونت‌طلبانه‌ای در آن‌جا رواج دارد، اما نه فلسطینی‌ها توانستند به سرزمین خود بازگردند و نه اسرائیل توانسته امنیت و مشروعیت خود را مانند دیگر کشورها و ملل تثبیت کند.
مدعای این گفته قطعنامه‌های متعددی است که شورای امنیت سازمان ملل بر علیه اسرائیل صادر کرده است. اسرائیل تقریباً همیشه به آن بی‌توجه بوده است. فلسطینی‌ها راه‌های گوناگونی را آزمودند اما استراتژی عدم خشونت را هنوز برنگزیدند. طبعا این استراتژی نیاز به نظریه‌پردازی دارد که گروه‌های معدودی به این امر پرداختند. طبق معمول گروه‌‌های عدم خشونتی متهم به خیانت، سازش کاری و ترسویی شدند. هم در اسرائیل و هم در فلسطین.
چندی پیش آرون گاندی، نوه گاندی که از فعالان عدم خشونتی است به فلسطین سفر کرد تا توجه مردم و رهبران فلسطینی را به جنش عدم خشونت به عنوان نوعی مبارزه جلب کند. او طی چند روز دیدارهایی از مناطق داشت و درباره استراتژی عدم خشونت سخن گفت. عده‌ای از جمله یاسر عرفات در دیدار خود با گاندی، به این استراتژی با دیده تردید نگاه کردند اما آن را قابل تامل دانستند. به نظر آرون گاندی، نظام حاکم بر اسرائیل، نظامی آپارتایدی است. او گفت: «خشونت ممکن است دستاوردهای کوتاه مدتی داشته باشد اما مبارزان را خالی از اخلاق می‌کند.»
تفکر عدم خشونت، یک امر اخلاقی است. و همین نکته امتیاز آن بر دیگر روش‌هاست. در این تفکر، حریف حذف نمی‌شود بلکه در اثر مبارزات طولانی و متداوم، به خواست خود و به خاطر رفتار ستمگرانه خود کنار می‌رود. به اعتقاد آرون گاندی اگر مردم فلسطین، استراتژی عدم خشونت را پیشه کنند آن گاه همدردی مردم جهان را با خود همسو می‌کنند و این عمل باعث می‌شود جهان به اسرائیل فشارهای خود را بیافزاید تا از اعمال ستمگرانه دست بر دارد. عده‌ای از فلسطینی‌ها به حرف‌های آرون گاندی و استراتژی عدم خشونت ایراداتی وارد کردند تا نشان دهند عدم خشونت در سرزمین‌های اشغالی کارساز نیست.
آن‌ها می‌گویند در انتفاضه اول و دوم فلسطینی‌ها سعی کردند با روش‌های غیر خشونت‌آمیز اعتراض خود را به اسرائیل بیان کنند اما سربازان اسرائیلی آن‌ها را به گلوله بستند. به این گفته این انتقاد وارد است که در مبارزه عدم خشونت، بدون شک حریف به خشونت متوسل خواهد شد. و جز این بی‌معناست. اگر انتظار داریم که حریف هم نسبت به ما خشونت نکند در آن صورت، طرفین به عقلانیتی دست یافته‌اند که اختلافات را با گفت‌و‌گو پیش خواهند برد. اما چون یک عدم خشونتی، معتقد به محتوای اخلاقی این جنبش است و می‌داند که خشونت دارای دور باطل است، در برابر حریف دست به خشونت نمی‌زند.
مهاتما گاندی نیز به خشونتی که حریف اعمال می‌کند، واقف بود. در برابر ایراد فلسطینی‌ها باید مورد ژنرال دایر فرمانده انگلیسی را مثال زد. در سال 1919 ژنرال دایر در حالی در امر یتسار به روی تظاهر‌کنندگان هندی آتش گشود که اعتراض آن‌ها مسالمت‌آمیز بود.
دایر حتی از رساندن زخمی‌ها به درمانگاه جلوگیری کرد. دولت انگلستان او را مورد تقدیر هم قرار داد. اما با این حال گاندی همچنان بر سیاست عدم خشونت تاکید کرد. و حتی زمانی که هندیان به مقابل مثل پرداختند و پاسگاهی انگلیسی را به آتش کشیدند، جنبش استقلال‌طلبانه را متوقف کرد و گفت تا زمانی که همه به روش عدم خشونتی روی نیاورند، پیگیری مبارزه بی‌معناست.
منتقدان فلسطینی ایراد دیگری نیز وارد می‌کنند، رژیم اسرائیل با آگاهی از مبارزات مردم هند و آفریقای جنوبی، به ویژگی همبستگی جنبش عدم خشونت بی‌پرده است. بنابراین اسرائیلی‌ها مردم فلسطین را به لحاظ جغرافیایی از هم دور نگه داشتند. جنبش عدم خشونت باید تبدیل به یک جنبش فراگیر و همبسته شود و این جداسازی و نامتمرکز کردم مردم باعث می‌شود که جنبش پانگیرد.
این ایراد نیز قابل رد است. استراتژی عدم خشونت به گونه‌ای است که در ابتدا و به طور یکباره همه را بسیج نمی‌کند بلکه در گروه‌های کوچک‌تر، اخلاق عدم خشونت را فرهنگ‌سازی می‌کند و این نیاز به انضباط خاصی دارد. اتفاقا این جداسازی بهتر می‌تواند اسرائیل را درگیر کند. چرا که در نقاط مختلف و متعدد نیرویش توزیع می‌شود.
این منتقدان مورد آفریقای جنوبی را متفاوت می‌دانند. زیرا «معیارهای بسیاری را باید مدنظر گرفت. مسئله آپارتاید آفریقای جنوبی یک امر ذاتی بود. جمعیت سیاه در اروپا و آمریکا از دهه هفتاد نفوذ پیدا کردند و نژادپرستی معادل با تبعیض علیه سیاهان شد. برتری و قانون سفید محور در آفریقای جنوبی باعث شد این کشور در اقتصاد جهانی در حاشیه قرار گیرد.
اما برعکس اسرائیل مدام از جهان غرب امتیاز می‌گیرد، چرا که به خاطر یهودستیزی در طی جنگ جهانی دوم همیشه بار گناهی را بر دوش غرب گذاشته است. به خاطر از سرگیری روحیه ضدسامی، بسیاری از سیاستمداران سکوت اختیار می‌کنند. پس یک روحیه ضد ناسیونالیست عربی به ویژه در امریکا در حال گسترش است.»
اما درست به خاطر همین ترس از ضدسامیسم است که مردم فلسطین باید عدم خشونت را پیش بگیرند تا بتوانند مردم غرب را تحت تاثیر قرار دهند. در انتفاضه‌های اخیر و عملیات استشهادی، تاثیرگذاری بر مردم جهان را کم‌رنگ‌تر کرده است. و حتی می‌توان ادعا کرد که برعکس شده است. و افکار عمومی را برعلیه اعمال فلسطینیان تهییج کرده است. نه غمخواری نسبت به آن‌ها.
منتقدان عدم خشونت در فلسطین یکی دیگر از موارد ناممکن بودن این جنبش را این می‌دانند که فاقد حمایت و همبستگی جناح چپ در درون ملت اسرائیل هستند. رهبران اسرائیلی، تفکر چپ و صلح تفکیک کرده‌اند است به عبارتی همبستگی آن‌ها را مخدوش کرده است. این نکته‌ای مهم است. در هنگام استقلال هند، باید متذکر شد که دولت کارگری در انگلیس بر سر قدرت بود.
این دولت کارگری بود که به حاکمیت انگلیس فشار وارد کرد که از هند خارج شود. به عبارتی هندیان توانستند در جناح توانستند از دولت کارگری ایهود باراک بهره‌برداری کنند. و در نتیجه با سقوط این دولت کارگری در اسرائیل، دولتی افراطی بر سر کارآمد. بنابراین تاثیرگذاری بر گروه‌های داخل اسرائیل از جمله گروه‌های صلح‌طلب و چپ می‌تواند استراتژی باشد که جنبش عدم خشونت فلسطین پیگیری می‌کند تا آن گروه‌ها را با خود همسو کند.
مکانیسم‌های مبارزه عدم خشونت
اما عمل غیر خشونت‌آمیز چیست؟ ژنه شارپ، محققی که عدم خشونت را به عنوان یک استراتژی تبیین کرد و در سال 1973 سه جلد کتاب با عنوان «سیاست عدم خشونت» به چاپ رسانده، می‌نویسد: عمل غیر خشونت‌آمیز تکنیکی است برای بسیج و به کار گرفتن قدرت بالقوه مردم و اقشار تا دست به اعتراض مداوم بزنند، اما از طریق سلاح غیر نظامی ـ به عبارتی سلاحی روانی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و معنوی، عمل غیر خشونت‌آمیز شامل اعتراض (کارهای نمادین مثل شب‌زنده‌داری، راه‌پیمایی...) عدم همکاری (بایکوت اجتماعی بایکوت اقتصادی، اعتراض کارگری) و مداخله بدون خشونت فیزیکی (تحصن، روزه گرفتن، تشکیل دولت موازی) است.
در برابر چنین عملی، حریف شروع به سرکوب می‌کند اما این سرکوب عملا او را تضعیف می‌کند و مبارزه عدم خشونتی را تقویت می‌کند. این روند را می‌گویند: «جو- جیتسوی سیاسی» یعنی خشونت حریف کمانه می‌کند و موقعیت خودش را تضعیف می‌‌کند. بعد از این مبارزان یکی یا ترکیبی از چهار مکانیزم زیر را پیش می‌گیرند:
تحول در دیدگاه یا باورهای حریف، توافق (گفت‌و‌گو تا بتوان به بخشی از اهداف دست یافت؛‌ اعمال غیر خشونت‌آمیز (به حریف فشار بیاورند تا خواسته‌یشان را گردن بگذارند) یا فروپاشی (نظام یا حکومت کاملا فرو می‌ریزد).
البته روش‌های عدم خشونتی، روش‌های دیکته شده و الگویی نیست و هر ملتی بنا به قابلیت‌ها و استعدادهایش، خود درصد کشف آن‌ها بر می‌آید. فلسطینان با تکیه بر سیاست عدم خشونت، می‌توانند خواسته‌های خود را دنبال کنند، چنان که در انتفاضه اول چنین راهبردی داشتند. هرچند آن راهبرد منسجم و تئوری‌پردازی شده نبود و در واقع اکثر گروه‌های فلسطینی به آن فکر نکرده بودند. آن‌ها باید توجه می‌کردند که برگزیدن سیاست عدم خشونت، خروج از فضاهای سیاه و سفید ورود به مرزهای خاکستری است. این البته نادیده گرفتن اعمال ظالمانه نیست بلکه برعکس هدف قراردادن آن‌ها است.
زیرا چنان که گاندی گفته است مهم مبارزه با اعمال ظالمانه است و دور کردن این اعمال از فرد «باید با خوی ببر گونه مبارزه کرد نه با ببر» (antipolitical politic) یا سیاست اخلاقی است این سیاست، رادیکال‌تر از سیاست مبتنی بر خشونت است زیرا به معنای واقعی کلمه شجاعت می‌طلبد به قول گاندی سیاست عدم خشونت نه تنها باعث همبستگی خود بلکه باعث همبستگی مردم جهان خواهند شد و خواهند توانست در تاریخ عدم خشونت جایی را برای خود ثبت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات