خانم «ترزینا شافر» مسؤل برنامه آسیای جنوبی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی واشنگتن میگوید، دولت آمریکا متوجه شده بود که مشرف در حقیقت قدرت را از دست داده و حتی فرصتهایی که برای او باقی مانده، یعنی انحلال پارلمان و برکناری دولت، در نهایت راه به جایی نمیبرد. این امکان وجود دارد که واشنگتن متوجه شده باشد ارتش از مشرف در صورت تظاهرات خیابانی حمایت نمیکند.
«<تنویر احمدخان» رییس مؤسسه مطالعات راهبردی اسلامآباد نیز در همین رابطه معتقد است که در شرایطی که مشرف با تهدیدهای مربوط به استیضاح جناحهای مخالف خود روبرو بود، از ارائه کمکهای کافی به وی خودداری کرد.
مشرف زمانی اولین گزینه غرب بود، ولی حالا غرب به این نتیجه رسیده است که مشرف باید برود.
عملکرد مشرف
مشرف متحدی بود که حد و حدودی داشت. دولت پاکستان در زمان تصدی وی دو نوع سیاست را در افغانستان دنبال میکرد: یکی سیاست هوادار آمریکا و دیگری حفاظت از خود شامل حفظ تماس با طالبان.
بخش اعظمی از تجهیزاتی که آمریکاییها در افغانستان مصرف میکنند از طریق پاکستان تأمین میشود. نیمی از ده میلیارد دلار کمک خارجی به پاکستان درنظر گرفته نشده و صرفاً بازپرداخت هزینههای جاری در پاکستان بوده است.
اما این حقیقت دارد که پاکستانیها در اتحادشان با آمریکا منافع خود را درنظر دارند و برای آنها اصل این است که در معرض تهدیدهای ناشی از غرب کشور، یعنی افغانستان قرار نگیرند.
از دیدگاه پاکستان، حکومت کرزای به ظاهر قادر به کنترل اوضاع نیست و طبیعی است که آنها درصدد سیاستی دیگر باشند، اما اگر کابل روابط خود را با دوستان قدیمی (طالبان) از سر بگیرد، این امر سیاستی را که با تکیه بر دولت کرزای و به طور غیرمستقیم به واشنگتن مربوط میشود، غیرممکن میسازد.
علل کنارهگیری مشرف
پرویز مشرف، رییسجمهور سابق پاکستان در میان موجی از اعتراضهای گسترده داخلی و خارجی از قدرت کنارهگیری کرد.بحرانی که منجر به کنارهگیری مشرف از قدرت شد از یکسال پیش آغاز شد.وی در 2007، رییس دیوان عالی این کشور را که از محبوبیت خاصی برخوردار بود برکنار کرد و پس از آن حالت فوقالعاده اعلام کرد. پس از آن، ترور بینظیر بوتو به وقوع پیوست و انتخابات ماه فوریه نیز نشان داد که حزب ائتلاف دولت مصمم به برکناری وی شده است.
حتی پیشبینی شد با توافق بین رئیسجمهوری و حزب ائتلاف دولت که با میانجیگری غرب صورت گرفت، رئیسجمهوری به شرط آنکه تحت تعقیب قانونی قرار نگیرد، از قدرت کنارهگیری کند، وی همچنین درخواست کرد به وی اجازه اقامت در پاکستان داده شود.
اگرچه به نظر میرسد هیچگونه توافق رسمی بر سر این مسأله صورت نگرفته است، مقامهای نزدیک به مشرف اعلام کردند که وی از حزب مردم پاکستان تضمینهایی دریافت کرده است که ارتش آن کشور نیز از آن حمایت میکند.
ارتش پاکستان و استعفای مشرف
«کریستین فر» کارشناس امور کشورهای جنوب آسیا میگوید: بزرگترین شگفتی در بحران سیاسی پاکستان که به استعفای پرویز مشرف از مقام ریاست جمهوری انجامید، اعلام حمایت دو حزب اصلی پارلمان از استیضاح وی بود.
استیضاح مشرف بدون استیضاح ارتش امکانپذیر نبود و ارتش برای همین وارد عمل شد. ارتش در واقع در این ماجرا نقش مهمی داشت و مشرف را تشویق کرد که از مقام خود استعفا کند.
بازیگران مختلف بینالمللی و سفرای کشورهای گوناگون نیز برای متقاعدکردن مشرف به استعفا و پرهیز از استیضاح بسیار فعال بودند.
تلاش برای جلوگیری از استیضاح مشرف به معنای علاقهمندی ارتش برای حمایت از وی نیست. ارتش پاکستان منافع بسیاری در این دارد که خود را از مشرف دور کند، اما ارتش به این موضوع نیز بسیار علاقهمند است که هیچ یک از مقامهای ارشد ارتش به سبب مداخله در امور غیرنظامی و به دست گرفتن امور دولت، استیضاح نشوند.
یکی از نتایج استعفای مشرف این است که مقامهای ارشد ارتش در آینده به سادگی نخواهند توانست برای مداخله در امور دولت تصمیم بگیرند و وارد عمل شوند.
«فرزانه شیخ» پژوهشگر پاکستانی «چتم هاوس» لندن معتقد است: با اینکه در حال حاضر اطمینان و اعتماد کافی وجود ندارد، ولی کمتر کسی معتقد است که جنگ با تروریسم را کسی جز ارتش پاکستان میتواند اداره کند.
با افزایش اتهامهای مربوط به همکاری سازمانهای اطلاعاتی پاکستان با شبهنظامیان افراطگرا، از جمله در بمبگذاری سفارت هند در کابل، پرسشهای زیادی در این زمینه باقی مانده است.
در همین ارتباط، رسانههای خارجی بهطور مفصل به پیامدهای کنارهگیری مشرف، راهبرد آمریکا در پاکستان و راهبرد آتی اسلامآباد در جنگ علیه تروریسم پرداختند.
پیامدهای کنارهگیری مشرف
«پیتر برگن» نویسنده و تحلیلگر امنیت ملی آمریکا گفت: اوضاع اقتصادی پاکستان در حال سقوط آزاد است. بلاتکلیفی سیاسی نیز به سبب رقابتهای دو حزب اصلی در پارلمان وجود دارد.البته استعفای مشرف قابل پیشبینی بود، زیرا این دو حزب از دیرباز از مشرف متنفر بودند. هرج و مرج و رسیدگی نشدن شایسته به اتهام متهمان تحرکات تروریستی و بیتوجهی به همکاری دستگاه اطلاعاتی - نظامی پاکستان با طالبان، مدتهاست که واشنگتن را نگران کرده است و شاید این وضع باز هم ادامه یابد.
کنارهگیری پرویز مشرف نوعی خلا سیاسی را ایجاد کرده و در زمانی که فرایند صلح میان پاکستان و دیگر قدرت هستهای منطقه یعنی هند، به دلیل مسائل مرتبط با تروریسم و موضوع درگیریهای کشمیر به سردی گراییده، خلا سیاسی ایجاد شده، نگرانی مقامهای هند را نیز به همراه داشته است.
<عایشه صدیقه> تحلیلگر و متخصص مسائل دفاعی پاکستان میگوید: غرب از وضع موجود ناراحت است. هیچ یک از افرادی که در جناحهای سیاسی پاکستان حضور دارند وبه عنوان جایگزینی برای مشرف مطرح هستند، ادامه دهنده سیاستهای دنبال شده مشرف نخواهند بود.
آنها به این نکته رسیدهاند که ریاست جمهوری این کشور، تنها موقعی از پایداری برخوردار است که نظامیان در راس قدرت باشند و یا اینکه دولتی قوی همانند دولت ذوالفقار علی بوتو، در دهه هفتاد، زمام امور را در دست داشته باشد.
راهبرد آمریکا در پاکستان بعد از مشرف
اسلام آباد همیشه متحد مبهم واشنگتن در مبارزه با تروریسم بوده است. از یک طرف ارتش پاکستان در جنگ با طالبان و دستگیری برخی از رهبران ارشد القاعده مشارکت داشته و از طرف دیگر، بنا به اعلام مقامهای دولتی آمریکا، در جاهایی، به ویژه در افغانستان و نیز در داخل پاکستان، از طالبان حمایت کرده است.
پاکستان، هم یکی از متحدان آمریکا در جنگ با تروریسم است و هم منبع تروریسم داخلی و خارجی.
ترزینا شافر میگوید: ترس بسیار من از این است که راهبردی در کار نباشد و تنها بحث تاکتیک در بین باشد، آمریکاییها اولویت را روی کنترل مرزهای پاکستان و افغانستان قرار میدهند.از دیدگاه پاکستان، این مسأله ابتدا به پایان دادن به حملات انتحاری در درون پاکستان و مبارزه با نیروهای طالبان در مناطقی که اشغال کردهاند مربوط میشود.آمریکا تنها میتواند کمک پشتیبانی در محل در اختیار آنها قرار دهد.
«رابرت گرنیر» تحلیلگر سیاسی اعتقاد دارد که دولت آمریکا از دولت پاکستان به علت ناتوانی از پایبندی کامل و عمل به تعهد خود، ناخشنود است. از این رو، آمریکا حملات موشکی خود را به داخل خاک پاکستان افزایش داده است. در این حملات، دهها نفر از شبهنظامیان کشته شدهاند.
ژنرال <اشفق کیانی> فرمانده ارتش پاکستان هماکنون نزدیکترین متحد آمریکا در پاکستان است، به همان اندازه که مشرف پس از حملات یازده سپتامبر به واشنگتن نزدیک بود.
بسیاری تردید دارند که رهبران غیر نظامی پاکستان بتوانند با القاعده مقابله کنند.
هنوز باید صبر کرد تا ببینیم یک دولت غیرنظامی در پاکستان واقعاً میتواند در مسیری یکدست و هموار حرکت کند یا خیر.
کارشناسان میگویند که احتمال دارد فشارهای آمریکا بر پاکستان از حد خود بگذرد.
کریستین فر، درباره تاثیر استعفای مشرف بر روابط پاکستان و آمریکا و جنگ با تروریسم گفت: آمریکا مدتها بود که از مشرف رضایت نداشت. عملیات ضدشورش در پاکستان بسیار کند پیش میرفت و مخالفت فزاینده تقریباً همه اقشار جامعه پاکستان با مشرف، موجب شد که واشنگتن به این نتیجه برسد که سرمایهگذاری روی مشرف، دیگر فایده ندارد.
آینده راهبرد پاکستان در جنگ علیه تروریسم
با کنارهگیری مشرف از قدرت در پاکستان، آینده جنگ با تروریسم در پاکستان که با حمایت آمریکا از زمان مشرف آغاز شده بود، دچار ابهام است.
<باربارا استار> گفت: دولت آمریکا که از همان ابتدا از روی کار آمدن دولت جدید در پاکستان استقبال کرده بود، ساعاتی پس از استعفای مشرف اعلام کرد که حتی از امنیت تسلیحات اتمی این کشور نگران نیست! البته هنوز مهمترین هدف آمریکا در منطقه که سرکوب نیروهای طالبان و القاعده در پاکستان است ، از بین نرفته و از دولت این کشور میخواهد تا این کار را ادامه دهد.دولت بوش معتقد است دستگاه اطلاعاتی پاکستان، هنوز پر از عوامل طرفدار طالبان و القاعده است.
<نیک بارتون> از مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز اعتقاد دارد که ارتش آمریکا باید بسیار محتاطانه عمل کند، زیرا ممکن است باعث شعلهور شدن ناآرامیها در این کشور شود.
مشرف میگفت که اگر آمریکا اطلاعاتی درباره محل اختفای اسامه بن لادن داشت، وی اجازه میداد تا آمریکا وارد پاکستان شود و به غائله بنلادن خاتمه دهد. البته هنوز کسی مطمئن نیست که رهبران جدید پاکستان هم همین نظر را داشته باشند.تحلیلگران معتقدند که به رغم نگرانی کشورهای غربی، کنارهگیری مشرف از سمت ریاست جمهوری، تغییری در نقش پاکستان در فرایند جنگ با تروریسم آمریکا نخواهد داشت.با این حال، مساله مشارکت و تعهد پاکستان به مبارزه با تروریسم در هالهای از ابهام قرار دارد. کشورهای هند، افغانستان و حتی آمریکا، دستگاههای اطلاعاتی پاکستان را به حمایت از القاعده و طالبان متهم میکنند.
<شفقت محمود> تحلیلگر سیاسی پاکستان میگوید: کنارهگیری مشرف هیچ تاثیری در تعهد پاکستان به مبارزه با تروریسم نخواهد داشت.از این به بعد، یک رویکرد نظامی و سیاسی با تمرکز و جدیتی بیشتر از قبل وارد عرصه خواهد شد، زیرا که حضور مشرف به عنوان عامل اختلاف، از میان برداشته شده است.
اختلافات حزبی در پاکستان
احزاب ائتلاف همچنین بر سر بازگشت قضاتی که مشرف برکنار کرده است، با یکدیگر توافق ندارند.
نواز شریف مایل است قضات برکنار شده را دوباره به قدرت باز گرداند، اما <آصف زرداری>، همسر بینظیر بوتو که رهبری حزب مردم را برعهده دارد با این کار مخالف است. ادامه دارد...