تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۵۸۲۸۸

دولت‌سازی امام خمینی و تحریف متحجرین


آیت‌الله محمدرضا توسلی، رئیس دفتر امام خمینی
بعد از رحلت امام(ره) تا امروز نیز نشنیده بودیم کسی جرات کند نسبت به میراث امام(ره) ـ که برای همه مردم واضح و آشکار بوده است و آن نظام جمهوری اسلامی است ـ خدشه وارد کند اما این اتفاق در این زمان واقع شده است. یادم هست در سال 41 که امام(ره) نهضت خود را شروع کرد، همه ما را در اتاق جمع کرد. بعد از این که غائله انجمن‌های ایالتی و ولایتی شروع شده بود و امام نهضتش را شروع کرد، خبرهایی به امام(ره) می‌دادند که در پشت پرده تصمیماتی دارند. حضرت امام رو کرد به جمعیتی که در اتاق نشسته بودند و فرمودند: «برای اسلام و دین خواب‌هایی دیده‌اند، کمرهایتان را محکم ببندید.»
یادم هست یک روز به مرحوم کمالوند خرم‌آبادی فرمودند: فلانی، ما هم مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری باید این حساب را داشته باشیم که بالای دار هم برویم، برای اینکه خواب‌های عجیبی برای اسلام و ملت دیده‌اند. از همان روز عده‌ای خود را مهیا کردند و برای به ثمر رساندن افکار امام(ره) در محضر امام(ره) بودند. منها این افراد مختلف بودند، بعضی تا زمان حیات امام(ره) با انقلاب و در کنار امام(ره) بودند، مثل مقام معظم رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی.
عده‌ای وسط راه کنار کشیدند که خود دو طایفه بودند، گروهی که سکوت اختیار کردند و کاری به انقلاب نداشتند، مخالفت هم نمی‌کردند اما عده دیگر وقتی کار به مسئله تبعید، زندان، گرفتاری ساواک و امثال این رسید، از همان وقت خود را کنار کشیدند و تا زمانی که امام(ره) تئوری «حکومت اسلامی» را عنوان نکرده بودند، کاری به این مسائل نداشتند. امام (ره) وقتی به نجف اشرف تبعید شد و بحث «ولایت فقیه و حکومت اسلامی» را عنوان کرد، در آنجا این تئوری را برای آینده پایه‌گذاری کرد اما قالبش را گذاشت برای بعد. امام(ره) بحث حکومت اسلامی را در جایی می‌گفت که کسی نمی‌توانست بحث سیاست را بکند.
امام(ره) ولایت فقیه و بحث حکومت اسلامی را در نجف اشرف شروع کرد، در حوزه علمیه‌ای که کسی جرات نمی‌کرد بگوید سیاست با دین سازگار است. این روشنگری را امام(ره) از آنجا شروع کرد اما وقتی به پاریس تبعید شد، می‌خواست حکومت اسلامی را تئوریزه کرده در قالب جمهوری اسلامی پیاده کند. ا ز همان وقت عده‌ای در مقابل امام(ره) موضع گرفتند. کسانی که متوجه نیستند مقصود امام(ره) از جمهوری اسلامی چه بود، امروز دیدگاه امام(ره) را تحریف می‌کنند. متوجه نیستند که چه ضربه‌ای به افکار امام(ره) می‌زنند.
البته اگر کسی بگوید من هم یک رای دارم و نظرم این است که جمهوری معنا ندارد، او آزاد است اما نسبت دادن این حرف‌ها به امام(ره) از گناهان کبیره است. اینکه به امام(ره) نسبت دهند ایشان به جمهوری اسلامی قائل نبود، به آرای مردم اعتنایی نداشت، این اتهام به امام(ره) است و باید جلوی آن را گرفت. این حرف‌ها را در میان یک عده جوان ساده‌لوح و بچه‌های خوب منتها از نسل دوم انقلاب که زمان امام(ره) را درک نکرده‌اند، با سفسطه جا می‌اندازند. جمهوری اسلامی را در نظر اینها به جایی می‌رسانند که به عنوان شرک مطرح می‌شود و اگر کسی بگوید «جمهوری اسلامی» مشرک است.
خوارج هم به امیرمومنان(ع) می‌گفتند مشرک. کار به اینجا رسیده است که جمهوری اسلامی ایران را این‌گونه برای مردم توجیه می‌کنند که در افکار امام(ره) جمهوری نبود. اما امام(ره) 275 مرتبه عبارت جمهوری اسلامی را به کار برده است. با این حال اکنون در جاهای مختلف برخی مسئولین وقتی سخنرانی می‌کنند، جمهوری اسلامی نمی‌گویند. می‌گویند دولت اسلامی. انقلاب را می‌گویند اما اسم جمهوری اسلامی را نمی‌‌برند و این برای ما مایه تاسف است. امروز برخی مسئولین نظام ما کلمه جمهوری اسلامی را دارند حذف می‌کنند. برخی می‌گویند رای ملت یعنی چه؟
اینها نقشه‌ای است برای اینکه به مردم بفهمانند رای بی‌اثر است و اگر شما در رای دادن تقلب کردید، هیچ خلاف شرعی نکرده‌اید زیرا رای معنا ندارد. امام(ره) وقتی وارد بهشت زهرا شد، هنوز صدای امام(ره) در گوش ما هست که فرمود: «به اتکای این ملت، دولت تشکیل می‌دهم.» با اینکه امام مرجع تقلید بود، نگفت به اتکای ولایت. وقتی امام(ره) اعلام کرد که من حکومت تشکیل می‌دهم، نگفت به اتکای ولایتم، فرمود به اتکای آرای این ملت، دولت تشکیل می‌دهم. در همه جا حرف امام(ره) این بود. متاسفانه چه شده است که در این دوره در حوزه علمیه قم این مسائل مطرح می‌شود.
اگر این حرف‌ها را کس دیگری می‌زد، دل انسان خیلی نمی‌سوخت. امروز در حوزه علمیه قم که امام(ره) نسبت به علما، روحانیت و حوزه علمیه این قدر تعریف و تمجید کرده است. صدای انحراف افکار امام(ره) بلند شده است. من از مراجع تقلیدی که شاگرد امام(ره) بودند، عاجزانه تقاضا می‌کنم که سکوت نکنند. شما چرا سکوت کرده‌اید؟ چرا شما سخن نمی‌گویید؟ من یک وظیفه الهی تشخیص دادم که پاسخ دهم. وقتی می بینیم که دارند افکار و اندیشه‌های امام(ره) را منحرف می‌کنند و انقلاب را برای جوان‌های امروز جور دیگری بیان می‌کنند، وظیفه خود تشخیص دادم که بیاناتی عرض کنم.
مجبورم کلماتی از امام(ره) که در منشور سوم انقلاب امام(ره) آمده است، بگویم. در 3 اسفند 57 در مورد خدمت علما و روحانیت بیاناتی داشته و این بیانات می‌رساند که ممکن است افرادی یک روزی بیایند و در مقابل امام(ره) این حرفها را بزنند. بعد از اینکه امام(ره) از علما و روحانیت تعریف کرده و خدمات آنها را گفته‌اند، می‌فرمایند: «این بدان معنی نیست که ما از همه روحانیون دفاع کنیم چرا که روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا کم نبودند و نیستند. در حوزه‌های علمیه افرادی علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی(ص) فعالیت دارند. امروزه عده‌ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین، انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند.
خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه علمیه کم نیستند. اولین و مهمترین القای آنها شعار جدایی دین از سیاست است که متاسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‌ای کارگر شده است که دخالت در سیاست دون شأن فقیه است. ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب کاری‌تر از اغیار بوده است، هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است. شروع تفکر شاه سایه خدا است یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد یا اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان هم باطل است، [همین حرفها مال همین افرادی است که الان این سخنان را می‌گویند.]
این قدر که اسلام از مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است. تا دیروز مقدس نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جدست یا مبارزه با شاه حرام است. دیروز حجتیه‌ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بکشند و امروز انقلابی‌تر از انقلابی شده‌اند.»
این قسمتی از دردهای درونی امام(ره) است. امام(ره) وقتی جشن و چراغانی شعبانیه را تحریم کرد، در مقابل امام(ره) آمدند جشن گرفتند. همین‌ها بودند که دل امام(ره) را به درد آوردند. همان‌گونه که مدت کوتاهی بعد از رحلت حضرت رسول(ص) حرف‌هایش را تحریف کردند، حرف‌های امام(ره) را هم تحریف کردند. امام(ره) می‌گوید تحجر، آنها می‌گویند مقصود امام(ره) از تحجر یعنی کسانی که ضد فلسفه‌اند. ضد فلسفه دو نفر بودند؛ یکی مرحوم حضرت آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی و مرحوم حضرت آیت‌الله حاج میرزا جواد تهرانی. اینها هم از کسانی بودند که از مشهد برای تایید جمهوری اسلامی به تهران حرکت کردند و تا آخرین لحظات زندگی‌شان به امام(ره) اعتقاد داشتند. آیت‌الله میرزا جواد تهرانی از مخلصین امام(ره) بود، آن وقت می‌گویند مقصود امام(ره) از تحجر گرا افراد ضد فلسفه بودند.
مقصود امام(ره) از تحجر نماها همین‌ها بودند که ذکر کردم. امروز مسئله تحجر به طرزی رواج یافته است که حرف‌هایی به ائمه اطهار نسبت داده می‌شود؛ خدمت امام زمان(عج) رسیدن، امام زمان(عج) را دیدن، وقت معین کردن و از این دست. در روایات هم داریم آنهایی که برای ظهور امام زمان(عج) وقت می‌گذارند، کاذب هستند و شما آنها را تکذیب کنید. امروز تحجر و واپس‌گرایی به اینجا رسیده است. مقدسات اسلام را برای دنیا سپر قرار می‌دهند. هدفشان چیز دیگری است. می‌خواهند از افکار و اعتقاد پاک مردم و روحیه اسلامی آنها سوء استفاده کنند.
همان‌گونه که عبارات رسول‌الله را عوض کردند، عبارات امام را نیز تغییر می‌دهند. به عنوان مثال امام به نیروهای مسلح سفارش اکید کرده است که در سیاست دخالت نکنید. اینکه امام اینها را در وصیتنامه‌اش آورده ‌است، به این دلیل است که احتمال می‌داده این انقلاب روزی در معرض خطر قرار بگیرد و بخواهند جمهوریت را از عبارات امام بردارند. چند روز قبل آقای خاتمی فرمودند من احساس خطر می‌کنم. برخی رسانه‌ها به ایشان انتقاد کردند اما این حرف آقای خاتمی نیست. من این حرف را از یکی از بزرگان و مسئولین نظام هم شنیدم که به من گفت: «فلانی من برای این انقلاب احساس خطر می‌کنم.»
این تنها کلام خاتمی نیست، این کلام بسیاری از مسئولین نظام است که درد انقلاب دارند. یک وقت دشمنان با انقلاب این کار را بکنند، خب می‌توان گفت از دشمنان انتظاری نیست اما اینکه از حوزه علمیه قم این صدا بلند شود و عده‌‌ای ساده لوح را جمع کنند و افکار امام (ره) را منحرف کنند، خیلی دردآور است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات