یدالله اسلامی
این پرسش بسیار شنیده شده و فراوان پاسخ گفته شده است ولی گویا هنوز سخن در این باره بایسته است. میگویند اصلاحطلبان در سالهایی که گذشت نگفتهاند که چیست این اصلاحات؟ پوشیدنی است و یا نوشیدنی؟ با نان ما چه میکند؟ و برای ما چه در انبان دارد؟ این را گفتهام که باز هم بگویم که برخی از اصلاحطلبان با این سخن هماهنگ شدهاند که ما اصلاحات را تعریف نکردهایم و این خود بهانهیی شده است برای بیشتر گفتن. اصلاحات بر آن بوده است که حق شهروندی به رسمیت شناخته شده و گرامی داشته شود. آزادیهای فردی و همگانی پاس داشته شود.
کسی به جرم اندیشه در بند نباشد. مخالفان برای ابراز مخالفت آزاد باشند و بتوانند با افکار عمومی با داشتن تریبون ارتباط برقرار کنند. برداشتهای گوناگون مورد پذیرش باشد. از انتخابات آزاد و آزادی رأی مردم دفاع شود. قدرت انتخاب به مردم داده شود. قدرت امر زمینی است و باید پاسخگو و نقدپذیر باشد. زبان مردم برای گفتن در برابر حاکمان به لکنت نیفتد. فردگرایی و قهرمانپروری جای خود را به گروه و اندیشهپروری بدهد. آزادی رسانهها و آزادی اجتماعات پاس داشته شود و... چیزهایی دیگر بر همین نشان که تنشزدایی کردن و امنیت فراهم ساختن تا خشتی بر خشتی گذاشته شود و نانی به سفره مردم برود.
دستان مردم به جیب دیگران نباشد بلکه بازوان خود را بنگرند. گداپروری را بگذاریم و تولید ثروت را پی گیریم. تا هر کسی بتواند توان خویش بیاورد و خود و دیگران را از نتیجه بهره رساند. اینها درک مشترکی بوده است که سالها ترویج شده و کسی این ارزشها را از یاد نبرده است. شاید این پرسش رواتر باشد که آیا اصلاحطلبان برای رسیدن به این خواستهها از روش یگانهیی بهره جستند و یا اینکه هر کسی ساز خویش را کوک کرد؟ گامهایی تند و یا کند برداشته شد؟ در میان اصلاحطلبان هستند کسانی که میگویند برخی تندرویها راه را بر ما بست.
و دیگرانی نیز میگویند که از دست دادن فرصتها ما را گرفتار کرد و از رفتن بازداشت که این بایست در گفتوگویی روشن و دوستانه و با نقد جدی به بررسی گذاشته شود تا درسی شود برای بهره گرفتن و به کار بستن. گستردگی طیف اصلاحطلبان را هم نباید از دید دور داشت که از اصلاحات ساختارشکن و در چارچوب ساختار در این سالها گفتهاند. ولی این گفته بر این پایه بوده است که درگذر زمان برخی گمان بردهاند برای رسیدن به آزادی و مردمسالاری میتوان در همین چارچوب به پیش رفت و گروهی پنداشتهاند که این چارچوب توان پاسخگویی به این نیاز را ندارد. ولی در اصل نیاز به مردمسالاری کسی تردید نکرده است. با گذشت زمان برخی به این وادی و گروهی به آن وادی رخت افکندهاند و هنوز این آمد و شد ادامه دارد.