تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
کد خبر : ۵۸۳۴۷

پاسخ‌‌های استراتژیک به ایران


آلن ایزنبرگ*
ترجمه: مصطفی قوانلوقاجار
چهار سال قبل از آنکه رئیس‌جمهور جدید ایران بر سر کار بیاید جورج بوش در سال 2002 و در سخنرانی سالانه خود ایران را در محور شرارت قرار داده بود و این کشور را تهدیدکننده صلح جهانی خوانده بود. با این حال ایران برای گسترش فناوری هسته‌ای مصر است و آمریکا و اروپا طی سال‌های گذشته‌ نتوانسته‌اند کوچکترین تاثیری بر توقف برنامه هسته‌ای ایران بگذارند. غربی‌ها از این همه گفت‌وگوی بی‌سرانجام خسته‌اند و به دنبال راه‌حلی برای این مشکل می‌گردند. آنهایی که طرفدار برخورد نظامی با ایران هستند، گفته‌های احمدی‌نژاد را گواه مدعای خویش می‌دانند.
آنها همچنین می‌گویند که برنامه‌ هسته‌ای ایران نزدیک به دو دهه بدون تعهدات بین‌المللی ادامه داشته و تنها از سال 2003 تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار گرفته‌ است. اما آنهایی که با برخورد خشن مخالفند، از تصمیم‌گیری‌های دسته جمعی در برخورد با ایران دفاع می‌کنند. آنها می‌گویند که باید ایران را به رعایت الزام‌های بیشتر متعهد کرد و باید در مذاکرات امتیازات استراتژیک بیشتری از ایران گرفت. منازعه طولانی میان ایران و آمریکا هر دو طرف ایران و اروپایی‌ها را نسبت به ادامه مذاکرات بی‌علاقه کرده است. در این شرایط باید تاکتیک‌ها را تغییر داد. دیپلمات‌ها باید در هنگام مذاکرات ایران و اروپا از دامن زدن به حرف‌های تشنج‌برانگیز صرف نظر کنند.
همچنین باید تهدیدات پنهانی نظامی نسبت به ایران متوقف شود تا طرف ایرانی نسبت به ادامه مذاکرات دلگرم شود. طرف‌های مذاکره‌کننده با ایران پیش از این فاقد شفافیت در گفتار و نقطه نظرهای یکسان بوده‌اند. در صورتی که وزیران خارجه اروپایی فاقد فصاحت و بلاغت در گفت‌و‌گوهای خود نباشند، نتیجه‌ای به دست نخواهد آمد. اما مهمترین مسئله برای اروپا و آمریکا عقیم کردن تلاش‌های چین و روسیه است. چرا که آنها در شورای امنیت صاحب رای هستند و ممکن است که قطعنامه شورای امنیت را وتو کنند. اروپا و آمریکا باید با ایجاد منافع چند جانبه به نیازهای این دو کشور پاسخ دهند.
اما مسئله مهمی که معمولاً نسبت به آن توجه نمی‌شود، این است که همه مردم ایران خواهان دستیابی به انرژی اتمی هستند و این فقط آرزوی دولتمردان این کشور نیست. این موضوع هنگامی حساس می‌شود که آنها بخواهند به غنی‌سازی اورانیوم دست زنند. به همین دلیل باید تهران را به تعهداتی شفاف و صادقانه ملزم کرد. طرح روسیه مبنی بر انجام غنی‌سازی در خاک روسیه آخرین پیشنهاد بود که از حمایت ضمنی اروپا و آمریکا برخوردار است. اما برای رفع نگرانی در مورد رفتارهای یک‌جانبه‌گرایانه ایران، غرب باید پاسخ‌های استراتژیک خود را از چند راه موازی گسترش دهد.
در گام اول دیپلمات‌های اروپایی و آمریکایی باید حمایت مسکو و پکن را جلب کنند تا گسترش برنامه اتمی ایران متوقف شود. چین و روسیه دست در کیف پول ایران دارند، بنابراین باید آنها را با مجوزهایی که دارای ضمانت اجرایی هستند از همکاری ایران بازداشت. گام بعدی را آمریکا باید بردارد. گفت‌وگو با ایران هرچند که دولت ایران مایل به این کار نیست، اقدامی ضروری است. ایران و آمریکا در دو سوی این منازعه قرار دارند و تا زمانی که این مشکل برطرف نشود، امیدی به خاتمه این مسئله بین‌المللی نیست. دولت بوش می‌تواند در اولین فرصت به سفیر خود در عراق زلمای خلیل زاد این اجازه را دهد که با مقام‌های ایرانی در مورد موضوع مشترک مورد علاقه‌شان (عراق) گفت‌و‌گو کنند.
اروپایی‌ها نیز نباید زیر بار طولانی شدن مذاکرات بروند. آنها باید بدون آنکه ایران را تهدید کنند، در راه مذاکره قدم بردارند و اگر ایران غنی‌سازی اورانیوم را از سر گرفت به طور خودکار پرونده ایران را به شورای امنیت بفرستند. مسئله ایران مسئله‌ای جهانی است اما راه‌حل‌های ساده‌‌ای دارد بنابراین باید روش‌های سیاسی موجود را اصلاح کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات